کوچه رادیو، یک جنگ عصرگاهی است که مباحث مختلفی دنبال میکند. بهطوری که میتوان گفت این برنامه همیشه در حل مشکلات مردم پیشتاز بوده و این رسیدگی به مشکلات، فقط به شهر تهران محدود نشده، بلکه کوچه رادیو به مشکلات روستاها و مناطق دور افتاده نیز میپردازد.
برنامه آغاز میشود و بخشایش (تهیهکننده برنامه) از پشت اتاقک شیشهای، به نیرومند اشاره میکند که جملهای بگوید. نیرومند پرانرژیتر از دقایق پیش میگوید: خدا! اجازه میدهی بندگیات را بکنیم؟ مثل دیروز، مثل فردا... بعد از آن، ترانه اجازه خدا با صدای رضا صادقی پخش میشود.
بخش حرفهایها روی آنتن میرود. ندا رادمهر با لهجه شیرازی در خصوص امکانات ایرانیها صحبت میکند. پس از آن، صحبتهای رادیوهای بیگانه درخصوص وضع اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی شنیده میشود و در این برنامه مورد نقد قرار میگیرد.
پیامکهای برنامه خوانده میشود. نکته جالب، تعداد زیاد پیامکهایی است که مردم به این برنامه میفرستند و برای پاسخ به آنها یا خواندنشان، برنامهسازان کوچه رادیو مجبور به گزینش پیامکها هستند. در همین هنگام سراغ الهه دهقان، کمسنترین فرد تیم میروم. او با لهجه مشهدی خاطره جالبی از دوران فعالیتش در کوچه رادیو یادآور میشود و عنوان میکند برای گرفتن گزارشی از منزل پدری رئیسجمهور، بهدلیل یک سوءتفاهم بازداشت شده است. او میگوید: میخواستیم کاری ویژه انجام دهیم. به همین دلیل همراه خانم رادمهر بر سر مزار پدر آقای احمدینژاد رفتیم و بعد از آن به منزل مادر ایشان تا گزارش بگیریم. اما مثل اینکه همسایهها و اهالی محل به ما شک کرده و با کلانتری تماس گرفته بودند و این باعث شد ما از صبح تا عصر در بازداشتگاه بمانیم. اتفاق جالب این بود که فکر میکنم تمام سران مملکتی درگیر آزاد کردن ما بودند! نکته جالبتر این که ما قبل از این که بخواهیم گزارش تهیه کنیم با ریاستجمهوری هماهنگیهای لازم را انجام داده بودیم، اما نمیدانم چه شد وضع به آن صورت درآمد!
دهقان ادامه میدهد: از بس مسائل مردم را برای این برنامه از طریق نمایندههای مجلس پیگیری کردهام، لقب فراکسیون کوچه مجلس هم به من تعلق گرفته است!
ندا رادمهر، سازنده بخش حرفهایها، با بیان اینکه در این بخش از برنامه، کسی ادای فرد دیگری را در نمیآورد و او را مسخره نمیکند، به گلچین کردن خبرهای روز بهعنوان یک اقدام جذاب اشاره میکند و میگوید: امکان ندارد خبری وجود داشته باشد و کنار گذاشته شود. هیچ وقت هم سختی بررسی و شوخی با خبرها موجب نشده ما از خیر این کار بگذریم. در واقع انسجامی که در گروه ما وجود دارد و مدیریت آقای بخشایش، عامل مهمی است که در موفقیت ما تاثیر دارد. همچنین اینکه کجا چه خبری گفته شود و به چه صورت گفته شود، یعنی چطور به پیشواز یک خبر برویم، مهم است.
در فرصتی که دست میدهد، سراغ فاطمه نیرومند یکی از گویندگان برنامه میروم. نیرومند جذابیت این برنامه را به صداقت، ارتباط صمیمی با مردم و سرعت خیلی بالا درطرح مسائل مختلف اجتماعی مربوط میداند.
نیرومند میگوید: ما برنامه را خیلی متنوع ارائه میدهیم و سعی میکنیم از تکرار بپرهیزیم؛ بنابراین برنامه هر روز برای مخاطب تازه است، چرا که حرف تازهای برای گفتن دارد. در واقع خاطرات کوچه رادیو برای عوامل برنامهساز و مخاطبان آن، هیچوقت کهنه و تکراری نمیشود و همیشه حرفها و خاطرات نو در این برنامه شکل میگیرد.
حسین خدادادبیگی، دیگر گوینده برنامه نیز میگوید: من افتخار دارم بهمدت پنج سال با گروه سازنده برنامه به تهیهکنندگی محمد بخشایش و در کنار همکار بسیار خوبم فاطمه نیرومند همکاری کردهام. کوچه رادیو یک برنامه جنگگونه عصرگاهی است که از بخشهای بسیار متنوعی تشکیل شده و مورد عنایت بیشتر شنوندههای رادیو قرار گرفته است و میتوانم به جرات بگویم یکی از پر شنوندهترین برنامههای رادیویی و از بهترین برنامههای رادیو ایران است که توانسته طی مدت شش تا هفت سال که از عمرش میگذرد، عصر بسیار دلچسبی برای شنوندههای رادیو و مخاطبان خودش فراهم کند.
خدادادبیگی به این نکته هم اشاره میکند که تولید این برنامه کار بسیار دشواری است، به طوری که میتوانم بصراحت بگویم کمتر کسی در رادیو میتواند چنین برنامه متنوعی را روی آنتن ببرد.
وقتی با محمد بخشایش، تهیهکننده کوچه رادیو صحبت میکنم متوجه میشوم تحصیلات او با تهیهکنندگی رادیو مرتبط است. کار در رادیو را از رادیو جوان با برنامه آیینه و آواز، هفت ترانه و هفت شنبه آغاز کرده و با برنامه سلام ایران، وارد رادیو ایران شده و بعد از آن از سال 86 با تیم کوچه رادیو مشارکت میکند.
تهیهکننده برنامه رادیویی کوچه رادیو در پاسخ به این پرسش که چرا برنامه از بقیه برنامهها متمایز است، توضیح میدهد: در کوچه رادیو، نگاهی خاص به اخبار داریم. همکاران من سعی میکنند تعارفهای روزمره رسانهها را کنار بگذارند، با افراد، خیلی رک و صریح صحبت کنند و به نکاتی بپردازند که دغدغه اصلی مردم است. ما در این برنامه بر موضوعاتی که دیگر رسانهها در مطرح کردن آن احتیاط میکنند، با جسارت مانور میکنیم و این رویکرد با استقبال کارشناسان روبهرو شده است. البته این را هم بگویم که به عنوان برنامهساز رادیو، هرگز پا از خط قرمزها فراتر نگذاشتهایم و از ظرفیتهای موجود در فضای برنامهسازی استفاده کردهایم.
برنامه با پخش دوربین مخفی ادامه مییابد و بار دیگر پیامکهای مخاطب خوانده میشود. سمیه رنجکش که با تهیه گزارش لحافدوزی در جشنواره بینالمللی رادیو شرکت کرده و با ارسال همین گزارش با دعوت آقای خجسته به رادیو راه یافته، میگوید: تاکنون برای تهیه گزارشهای دوربین مخفی کوچه رادیو حتی کتک خورده است. او به گزارشهایی که همراه گشت اداره تعزیزات تهیه میکند، اشاره میکند و میگوید: ما حتی گاه به جاهایی سر میزنیم که برای برخیها خوشایند نیست. در واقع آنها که به کاری خلاف قانون دست میزنند، گرانفروشی میکنند، کالاهای قاچاق دارند از افرادی هستند که میل چندانی به دیدن و شنیدن گزارشهای ما ندارند و تهیه اینگونه گزارشها، دغدغهها و مشکلات خودش را دارد.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم