
احسان ایروانی، رئیس هیأتمدیره و مدیرعامل صندوق احیاء و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی کشور براین باور است که طرح پردیسان در کنار فعالیت صندوق احیاء میتواند با هدف حفاظت از بناهای تاریخی اجرا شود، اما او معتقد است باید از ابزارها و روشهایی استفاده شود که حفاظت از خانههای تاریخی در زندگی مردم ورود پیدا کند و با ارزش اقتصادی که در قالب تعیین کاربریها تعریف میشود انگیزه ثبت بناهای تاریخی در فهرست آثار ملی افزایش یابد.
هدف از تشکیل صندوق احیاء و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی چیست و چه وظایفی بر دوش این صندوق نهاده شده است؟
اوایل دهه 70 بود که صاحبنظران به این نتیجه رسیدند به گونه دیگر درباره بحث حفاظت از بناهای تاریخی اقدام کنند، چرا که قبل ازآن این دیدگاه وجود داشت که دولت، متولی مستقیم حفاظت از این بناهاست؛ در نتیجه با شناسایی به سمت تملک آنها میرفتند. در کشور بسیاری از بناها هستند که فاخرند و نقاشیها و گچبریهای ویژهای دارند درنتیجه تملک آنها برای حفاظت به عنوان یک اثر نفیس ملی یعنی کالبدی که نشاندهنده اوج فرهنگ و تاریخ ما در آن دوره است ارزشمند است، اما در هر صورت ادامه این تملک نمیتوانست راهحل پایدار حفاظت از بناها باشد. براساس نگرشی که وجود داشت از اوایل دهه 50 تا نیمه اول دهه 80 حدود 400 بنای تاریخی از سوی دولت تملک شد و این بناها بعدا در استانها به عنوان اداره، موزه و مجموعه فرهنگی تغییر کاربری داد، اما نمیتوان به طور قاطع گفت که این تغییر کاربری به حفاظت از آن بنا انجامیده است.
آیا برآوردی از بناهای تاریخی موجود در کشور وجود دارد؟
اوایل دهه 80 سید محمد بهشتی که هم اینک مشاور ارشد رئیس سازمان میراث فرهنگی است با اجماع صاحبنظران تعداد بناهای تاریخی را حدود یک میلیون برآورد کرد.
یعنی همه این یک میلیون بنای تاریخی ارزشمند است؟
من واژه ارزشمند را به کار نمیبرم در واقع یک میلیون بنای تاریخی و فرهنگی در کشور داریم و زمانی که به صورت کلی میگوییم یک میلیون طبیعتا باید پس از آن این بناها دستهبندی و ارزشگذاری یک، دو و سه شود. در بافت تاریخی اصفهان و یزد خانههایی مسکونی را میتوانم به شما نشان دهم که سه پلاک آن طرف تر از خانهای که به تملک در آمده است دارای همان ارزش است اما به دلیل کافی نبودن اعتبارات به تملک در نیامده است. بنابراین این موضوع نشان میدهد روشی که دنبال میشده صحیح نبوده، چرا که فقط بنایی که ازسوی دولت تملک میشده این شانس را داشته که از اعتبارات سالانه برای حفاظت بهرهمند شود ولی برای بنای دو پلاک آن طرفتر هیچکس نبوده تا به وضع آن رسیدگی کند و مالکان آن هم سالها پیش آن را تخلیه کردهاند. بنابراین این پرسش در ذهن ایجاد میشود که چه کسی باید این بناها را حفاظت کند؟ اواخر دهه 70 بود که سیاستگذاران بحث تغییر کاربری را مطرح کردند تا به مردم نشان دهند بناهای تاریخی نیز میتواند در زندگی مردم ورود پیدا کرده و ارزش اقتصادی بیابد. درآن زمان گفتند این کار با چه کاربریهایی شروع شود تا هم مردمپسندتر باشد و هم به لحاظ اقتصادی ارزش بالاتری داشته باشد و در ردیف بودجه سنواتی سال 87 تبصرهای ذکرشد که به تبصره 38 و بعدها به طرح پردیسان معروف شد.
یعنی طرح پردیسان مسیر قبلی را ادامه نمیداد ؟
طرح پردیسان همان مسیر تملک را ادامه داد، اما دراین طرح 33بنا به عنوان نمونه و الگو انتخاب شد تا بعد از تملک برای تغییر کاربری درحوزه گردشگری شامل اقامتی، پذیرایی، خدمات بین راهی و... طراحی شود.
چرا بعدها طرح پردیسان متوقف شد؟
دفتر مرکزی طرح پردیسان حدود شش، هفت سال به صورت متمرکز در تهران قرار داشت و در آن زمان در استانها مشاورانی را برای طراحی احیاء و بعضا طراحی مرمت بناهای گزینش شده به کار گرفته و پیمانکارهایی را تعیین میکردند که عملیات مرمت و احیاء به صورت صرف بودجه دولتی انجام دهند، با این هدف که وقتی بنا آماده و حتی تجهیز شد سرمایهگذاران و بهرهبرداران را دعوت کنند تا سرمایهگذاری را تکمیل و بهرهبرداری از آن را به عهده گیرند و مردم با دیدن این بناها به عنوان یک الگوبدانند که چنین بهرهبرداریهایی میتواند صورت گیرد.
آیا از این 33 بنا چیزی هم به بهرهبرداری رسید ؟
خیر، بنایی در قالب طرح پردیسان به بهرهبرداری نرسید.
چرا، یعنی طرح موفق نبوده است؟
نمیتوان گفت موفق نبوده است. تا سال 84 بیش از 20 میلیارد تومان در بناهای گزینش شده طرح پردیسان هزینه شد که این هزینهها بیشتر برای بحث تملک، مرمت و حفاظت صورت گرفت ولی ورود به بحث تجهیزات کمتر بود. در واقع سال 84 در برنامه چهارم توسعه بند ز ماده 114 صاحبنظران برنامهریزی کردند و گفتند درست است که طرح پردیسان الگوسازی میکند ولی باز هم از اعتبارات دولتی بهره میبرد، بنابراین نمیتواند برای کل کشور جامعیت پیدا کند چراکه بودجههای دولتی برای چنین طرحهایی کافی نیست و برای آنکه آن را درکل کشور تسری بدهند پیشنهاد دادند در این ماده قانونی برنامه چهارم موسسهای به نام صندوق احیاء تشکیل شود که وظیفهاش تعیین و تغییر کاربری بناها و اماکن تاریخی با بهرهبرداری مناسب به واسطه جذبکردن بودجهها و سرمایهگذاریهای غیردولتی باشد. طبیعتا وقتی صندوق احیاء در سال 85 شکل گرفت ادامهدادن طرح پردیسان ـ که البته به توقف آن هم نقدهایی وارد است ـ امکان نداشت در نتیجه بناهای تملکشده طرح پردیسان در اختیار صندوق احیاء قرار گرفت.
یعنی نمیشد که طرح پردیسان در کنار صندوق احیاء به فعالیت خود ادامه دهد؟
به نظرم در آن زمان طرح پردیسان میتوانست به موازات کار خودش را ادامه دهد و صندوق هم کارش را شروع کند. طرح پردیسان اگر پیش میرفت و 50 درصد بناها را به بهرهبرداری میرساند آن هدفی که برایش در نظر گرفته بودند محقق میشد و میتوانست تا سال 86 با همان قدرت گذشته پیش رود و بعد از آن رسالت را به صندوق احیاء و هر آنچه که باقیمانده بود واگذار کند. سال 85 طرح منقطع و دیگر آن ساز و کارقبلی را نداشت و ساختارش از هم پاشیده و بناهای تحت اختیارش به صندوق احیاء واگذارشد.
قائم مقام سازمان میراث فرهنگی بسیار تاکید دارند که طرح پردیسان دوباره احیاء شود به نظر شما آیا در این مقطع زمانی میتواند کمککننده باشد؟
معاون میراث فرهنگی بر این باورند که استراتژیهای واگذاری و تعیین کاربری است که میتواند موفقیت احیاء را تضمین کند و اگر به بنای تاریخی کاربری غلطی داده شود، عملا رسالت حفاظت از بنای تاریخی را زیر سوال میبرد و اگر آسیب زننده باشد یا اقتصادی هم نباشد طرح را زیر سوال میبرد؛ چرا که اگر منفعتی وجود نداشته باشد کسی صرفا به دلیل علاقه به بنا آن را اجاره نمیکند، بنابراین بحث واگذاری بسیار کار ظریفی است، دکتر حجت بر این باورند که طرح پردیسان این ظرافتها را در مقوله تئوری و نظری داشته است؛ چرا که در انتخاب بناها یک پراکنش جغرافیایی از شرق به غرب و جادههای دریای خزر و خلیج فارس درنظر گرفته شده است و نشان میدهد اندیشهای در این انتخابها وجود داشته است.
سال گذشته اعلام شده بود که 270 بنای تاریخی از سوی صندوق احیا واگذار خواهد شد، اما بعدها برخی از این بناها برای واگذاری مشکل حقوقی پیدا کرد. اکنون تعداد بناهای بدون مشکل برای واگذاری چند تاست؟
حدود 7 ماه گذشته این بناها را غربال کرده که در نهایت 121 بنا را برای واگذاری احصا کردیم که این بناها سندیت داشته و دارای مالکیت شش دانگ دولتی است. باقی بناها مشاع، اوقافی یا مالکیت آنها انتقال نیافته است. صندوق احیا با سازمان اوقاف نیز باید تفاهمنامههایی را به امضا برساند چرا که به هر صورت تعدادی از بناهای اوقافی هم بنای تاریخی محسوب میشود، اما هم اکنون برای واگذاری 121 بنا میتوانیم ورود پیدا کنیم. البته بعد از آخرین واگذاری صندوق که سال 89 اتفاق افتاد ادارات کل استانها بناهای دیگری را هم تملک کردند که آنها دیگر در مصوبه هیات دولت نرفت.
با احتساب آنها چه تعداد دیگر به آمار موجود اضافه شده است؟
بر اساس اطلاعاتی که از استانها گرفتیم نزدیک 40 بناست که میتواند به فهرست 121 بنای قابل واگذاری اضافه شود. ناگفته نماند که شاید 10 تا20 درصد وظیفه صندوق به ثمر رساندن حفاظت و احیای بناهای تحت تملک دولت است. در واقع در این واگذاریها مالکیت انتقال پیدا نمیکند، بلکه مدیریت بهرهبرداری آنها منتقل میشود آن هم با چارچوبهای حفاظتی.
این واگذاری چندساله است؟
نهادینه کردیم که برای هر بنای تاریخی به صورت ادواری بازنگری شود. آستانه تحمل یک بنای تاریخی بیشتر از 10 تا 15 سال نیست و باید بعد از این مدت ساختار بنا را مورد بازنگری قرار دهیم اگرچه واگذاری بیش از 10 تا 15 سال قانونی است ولی باید بعد از 10 تا 15 سال با بهرهبردار وارد یک تجدیدنظر عملیات حفاظتی شویم و مرمتهای مجدد انجام شود و ترجیح ما این است که مدت این قراردادها را کمتر بگیریم، اما پشتوانه این بحث من طرحهای دارای توجیه اقتصادی است، در واقع یک سلسله طرحهای دارای توجیه اقتصادی را مشخص کرده و با کمک مشاوران اقتصادی کاربریهای متناسبی را برای حدود 16 تا از بناها به صورت پایلوت در نظر گرفتیم. در واقع کارشناسهای اقتصادی را هماهنگ کردیم تا با کارشناس فنی ما آنالیزهای عملیات مرمتی را که باید انجام شود برآورد و کاربری روی بناها را سنجش کنند و توجیه اقتصادی کاربری آنها را درنظر گیرند.
بازگشت سرمایه در تغییر کاربریهایی که به اقامتی، پذیرایی و... داده میشود چند ساله است؟
بناهایی را که به عنوان نمونه انتخاب کردیم دوره بازگشت سرمایهگذاری روی آنها حداکثر 4 سال است، یعنی 4 سال بعد از واگذاری بنا با توجه به کاربریهایی که برای آن تعریف شده است، به سودآوری میرسد یعنی اگر آن بنا را ده ساله واگذار کنیم شش سال برای سرمایهگذار سودآوراست.
چه مشوقهایی برای ثبت و نگهداری خانههای تاریخی باید در نظر گرفت؟
در بافت تاریخی اصفهان نزدیک 2000 هکتار بافت تاریخی وجود دارد که بتازگی متوجه شدیم نام بافت فرسوده روی آن گذاشتهاند. در کشور تعداد زیادی بنای تاریخی وجود دارد که رها شده و ارزش تغییر کاربری دارد. شما فرض کنید مالکان این بنا 30 سال پیش آن را رها کرده و هم اکنون چشماندازی هم برای ارزش افزوده این بنا ندارند، بنابراین باید دید ما چگونه میتوانیم برای آن بنا ارزش اقتصادی تعریف کنیم تا مالک بنا به آن به چشم کلنگی نگاه نکند. در مورد بافتهای تاریخی درونشهری دنبال آن هستیم تا با مشارکت وزارت راه و شهرسازی شرایطی را فراهم کنیم تا تراکمهای سیار برای بناهای تاریخی در نظر گرفته شود البته این طرح هنوز بسیار ناپخته است و باید روی مصادیق قانونی آن کار شود، فرض کنید یک بنای تاریخی دارای هزار متر عرصه و 600 متر مساحت اعیانی (ساختمانی که بر زمین ساخته شده) است که در طرحهای فراتر که طرحهای تفصیلی است بر اساس تراکم مصوب وزارت راه و شهرسازی مالک میتواند با توجه به عرصه هزار متر حداقل چهار طبقه درآن زمین ساخت وساز کند که حدود 2500 متر زیربنا میشود، در حالی که اگر همان بنای تاریخی را حفظ کند حدود 600 متر بنا دارد. بنابراین برای تشویق مالک بنای تاریخی تلاش میکنیم این امکان وجود داشته باشد که به نوعی آن مابهالتفاوت تراکمی را که مالک نمیتواند در آن بنای تاریخی بسازد به یک کوپن و سندی تحت عنوان تراکم سیار تبدیل کنیم و با ثبت آن بنا در فهرست آثار ملی این تراکم در اختیار مالک قرار گیرد تا در هر نقطه دیگری از شهر بتواند با هماهنگی و تائید شهرداری آن را بسازد. این طرح با مشورت و راهنمایی مشاور رئیس سازمان و زیر نظر معاون میراث فرهنگی در حال پیگیری است و با شرکت عمران و بهسازی شهری ایران و معاونت شهرسازی این ایده باید پیش برود. به هر حال شاید20 درصد از کار پیش رفته است و باید طرح کامل و به تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری برسد.
یعنی شما امیدوارید که اجرای این طرح باعث افزایش ثبت خانههای تاریخی شود؟
اگر چنین ارزش افزودهای را برای ملک تاریخی ایجاد کنیم قطعا انگیزه برای ثبت بنای تاریخی و حفاظت از آن ایجاد میشود. به هر حال دادن تراکم سیار، تعریف کاربریهای مناسب و تخفیف در عوارض شهرداری و... ابزارهای تشویقی برای مالکان برای ثبت بناهای تاریخی است، در واقع با این تشویقها ما دیگر به دنبال صاحبان این خانهها نخواهیم رفت، بلکه قول میدهم وضع طوری خواهد شد که سازمان میراث باید به مالکان وقت دهد تا بیایند و ثابت کنندکه بنایشان تاریخی است تا ثبت شود.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: