در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

ساختمانی که هرچند بر جای جای آن نام آمریکا حک شده، اما این نام در قالب Down With U.S.A که بر دیوار ورودی این ساختمان نقش بسته خودنمایی میکند.
پرچم آمریکا، از فراز آسمان تا روی زمین
تابلوی ورودی ساختمان مشهور به لانه جاسوسی، از واگذاری این ساختمان به بسیج دانشجویی حکایت دارد، هرچند به گفته مسئولان این سازمان، تمامی ده هکتار زمین این سفارت جنجالی در اختیار سازمان بسیج دانشجویی نیست.
وارد مجتمع دانشجویی فرهنگی 13 آبان که میشوی، نقشی از پرچم ایالات متحده که 34سال پیش در چنین روزی به زیر کشیده شد، روی زمین حک شده؛ پرچمی که بهجای ستارههای آمریکایی، ستاره داوود روی آن جاخوش کرده و ردی نمادین از گامهایی که از آن عبور کردهاند نیز به چشم میخورد.
روابطعمومی سازمان بسیج دانشجویی میزبان ماست و به همین سبب مستقیم به ساختمان شهید شهبازی میرویم. ساختمانی که بسیجیان مستقر در آن، به نام ساختمان سالیوان میشناسند، چراکه زمانی دفتر کار و اقامتگاه ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران و خانوادهاش بوده است. ساختمانی که برخلاف دیگر ساختمانهای قرمزرنگ سفارت، رنگی سفید با استخری اختصاصی و فضایی برای پرندگان و اصطبل مخصوص دارد و اتاق دیدارهای خصوصی سفیر ایالات متحده نیز در میانه ساختمان قرار گرفته با پنجرهای رو به درختان انبوه باغ سفارت که به گفته یکی از کارکنان مجتمع 13آبان، شامل درختان شاتوت، انجیر، گردو، بادام و... میشود.
ساختمان مشهور به سالیوان بازسازی شده، اما درهای بلند و ایوان با سقفهای هرمیاش هنوز نشان دهنده سبک خاص معماری آمریکایی است. همان سبکی که به هندرسونهای معروف است و وان در گراکت، معمار آمریکایی در سال 1948 بنای سفارت را براساس آن، یعنی شبیه دبیرستانهای دهه 30 و 40 میلادی آمریکا ساخته است. هرمهای نقش برجسته بر سقف و بام ساختمان که قرابتی معنادار با نشانههایی مثلثی شکل روی درهای شیشهای این بنا دارد، ذهن را میبرد بهسوی نمادهای فراماسونی.
کارکنان حاضر در ساختمان سالیوان نمیدانند اتاق شخص سفیر کدامیک از اتاقهای موجود در ساختمان شهید شهبازی است. شاید هم حق داشته باشند، چون همه اتاقها شبیه هم بوده و به یکدیگر راه دارند و از سال 1386 که ساختمان از معاونت فرهنگی سپاه به بسیج دانشجویی واگذار شده، چیدمانی تقریبا یکسان دارد، شامل صندلیهای اداری مشکی رنگ و دیوارهایی رنگ شده که تصاویری از امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب روی آن نصب شده است.
اصرار برای یافتن اتاق کارآخرین سفیر آمریکا در ایران ـ همان کسی که وقوع انقلاب در ایران را تجربه کرد و اما پیش از تسخیر سفارت، تهران را ترک کرده و کمتر از یک ماه قبل در نود سالگی درگذشت ـ برای بعضی کارمندان عجیب بود. برخی از آنان حتی از مرگ سفیری که اکنون خانهاش در تهران محل کار آنها شده بیخبر بودند. با وجود این اتاقهایی که بیشتر ظن آن میرفت که زمانی اتاق کار سالیوان بوده باشد، اکنون به دفتر کار رئیس و جانشین او در سازمان بسیج دانشجویی کشور تبدیل شده و اما خبری از وسایل قدیمی اتاق نیست، چراکه جای آن را صندلی ریاست با چفیهای روی آن گرفته است.
اروپای امروز، گرفتار تجربه تلخ ایران دیروز
از ساختمان سالیوان به قصد رسیدن به ساختمان اصلی سفارت خارج میشویم. همان ساختمانی که بیش از سه دهه قبل در طبقه اول آن امور روزمره کنسولی انجام میشد، اما طبقات بالایی و زیرین آن، حکایتی دیگر داشت.
این ساختمان که اکنون مانند دیگر ساختمانهای مجتمع 13 آبان به نام شهدای دانشجویان پیرو خط امام نام نهاده شده، ساختمان شهید وزوایی نامیده میشود. به گفته باقرزاده (کسی که به نمایندگی از روابط عمومی سازمان بسیج دانشجویی ما را همراهی میکرد) کارمندان عادی سفارت آمریکا در این ساختمان امکان حضور در طبقه بالای آن را نداشتند، چراکه این طبقه در اختیار سازمان سیا بود. درهای سنگین و قطور با قفلهای رمزی که انسان را به یاد فیلمهای جاسوسی دهه 70میلادی میانداخت، نشان از عملیات مخفی صورت گرفته در این طبقه دارد، هرچند این بخش، خود به بخشهای مجزایی تفکیک شده بود.
اتاق شیشهای با کف، سقف و دیوارهای شیشهای دوجداره که گاز آرگون فاصله دو شیشه را پر کرده تا بهلحاظ صوتی کاملا عایقبندی شده و امکان شنود و استراق سمع نداشته باشد، یکی از بخشهای این طبقه مرموز است که اکنون به موزهای تبدیل شده که بسیجیان مستقر در ساختمان به کنایه آن را نمایشگاه دمکراسی آمریکایی نام نهادهاند. سقف این ساختمان از مس است و امکان نفوذ ماهوارهای به آن نیست و از این اتاق برای جلسات به کلی محرمانه استفاده میشده است. در بخشهای دیگر، دستگاههای پودرکن، تلکس خبری، سیستم ارتباط رادیویی و ماهوارهای، دستگاههای استراق سمع وشنود مکالمات و ارتباطات چند رسانهای به چشم میخورد. دستگاههایی که براساس کتاب خاطرات فردوست، حتی ده خط اختصاصی مربوط به دفتر محمدرضا پهلوی را هم شنود میکرده است. همان شنودهایی که اروپا تازه امروز متوجه پهن بودن چنین دامی برای سردمداران خود شده است!
در لابهلای تجهیزات به نمایش گذاشته شده در اتاقهایی با عایقبندی و حفاظهای ویژه، عکسهای مربوط به سیزدهم آبان 58 و بخشهایی از بیانیههای دانشجویان پیرو خط امام به چشم میخورد. بیانیههایی تاریخساز که جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا را چنان بهدردسر انداخت که هیچ گاه نتوانست در طول حیات سیاسی خود از شوک ناشی از آن بیرون آید:
«ساختمان اصلی سفارت در ساعت یک و30 دقیقه بعدازظهر به تصرف کامل درآمده و تمام مزدوران آمریکایی مستقر در آن که عدهای زن و مرد تفنگدار آمریکایی حدود صد نفر میشوند، گروگان گرفته شدند...»
عکسهای موجود در نمایشگاه، حکایت درگیری سه ساعته دانشجویان با محافظان سفارت را تصویر میکند که از ساعت 10 و 30 دقیقه صبح سیزده آبان 58 آغاز شده و ساعت یک و 30 دقیقه عصر سرانجام به تسخیر کامل محلی میانجامد که امروز شاید حتی اروپاییها هم تردیدی در آن ندارند که پوششی برای جاسوسی بوده است. در بخش دیگری، تجهیزات جعل پاسپورت به نمایش درآمده که چگونگی صدور ویزاهای جعلی برای ماموران سیا در پوشش شهروندان الجزایری، کانادایی، استرالیایی و... را نشان میدهد. این جعل ویزا همان واقعیتی است که حتی سازندگان فیلم ضدایرانی «آرگو» نیز به آن اذعان کردهاند.
بخش بایگانی سفارت، فایلهایی با چند لایه محافظ و قفلهای رمزداری را شامل میشود که گویا دانشجویان پیرو خط امام برای گشودن در آن دو روز کامل وقت صرف کردهاند. اسنادی درباره جنبشهای اسلامی در منطقه و رمزهای مرتبط با شنود مکالمات رهبران سیاسی، مذهبی و... در این قسمت بایگانی میشده است. کارکنان حاضر در بخشهای فوق سرّی، هیچ ارتباطی با بیرون نداشته و فقط از دریچه کوچک ویژهای اطلاعات را به بیرون منتقل میکردند بدون آنکه ردّی از خود برجای گذارند.
زیرزمین این ساختمان هم گویا کاربری بازداشتگاهی داشته، دالانی باریک و طولانی که هرچند اکنون شکل و شمایلی اداری به خود گرفته، اما زمانی سلولهایی امنیتی را شامل میشده است. یکی از کارکنان به شایعاتی درباره وجود تونلی در زیر این ساختمان که سفارت آمریکا را به سفارت انگلیس متصل میکرده اشاره میکند، هرچند میگوید خود، چنین تونلی را ندیده است.
از طوطیهای آمریکایی تا آلاچیقهای تفریحی
بیرون از ساختمانهای سفارت، اما جذابیتهای خاص خود را دارد. درختانی سر به فلک کشیده و طوطیها و مرغهای مینای منحصربهفرد که به گفته کارکنان مستقر در مجتمع، از زمان حضور آمریکاییها در این فضا تکثیر شدهاند.
راهنمای ما در این بازدید پاییزی از عمارت منسوب به واشنگتن، از تأمین آب این بنا با آب چاهی مخصوص خبر میدهد که هنوز هم ساختمان سفارت را از آب شهری بینیاز میکند. در طول مسیر آلاچیقها، وسایل بدنسازی و زمین والیبال هم به چشم میخورد که در کنار مجتمع ورزشی موجود، امکانات تفریحی برای کارکنان و بازدیدکنندگان را شامل میشود.
با وجود این، فقط این تجهیزات سرگرمکننده برای بازدیدکنندگان جذاب نیست، چراکه در یکسوی سفارت، موتور هلیکوپترهایی نگهداری میشود که در جریان عملیات نظامیان آمریکایی به امید آزادسازی گروگانهای آمریکایی به کار گرفته شده، اما در توفان شن طبس گرفتار شدند. در سویی دیگر نیز آنتن چرخان عظیمالجثه به چشم میخورد که مخصوص انتقال پیام بوده و گفته میشود پوشش اطلاعاتی کل خاورمیانه را به عهده داشته است.
درحالی که با کارکنان روابطعمومی سازمان بسیج دانشجویی در محوطه باغ سفارت قدم میزنیم، آنها توضیح میدهند هر هفته گروههای دانشجویی، سیاسی یا رسانهای برای بازدید به محل سفارت پیشین آمریکا میآیند. میپرسم از دانشجویان پیرو خط اما هم سرزده به این مکان مراجعه میکنند؟ که باقرزاده پاسخ میدهد: «بله، میآیند. آخرین بار آقای شیخالاسلام سرزده آمده بود. دیگران هم میآیند...»
بر در و دیوار ساختمان شعارهایی علیه دولت آمریکا نقش بسته و میتوان نام گروگانهای آمریکایی را هم دید: «کلار کورت لندبارز، اهل ویرجینیا... ویلیام بلک، اهل کارولینای شمالی... رابرت بلوکر، از لیتل راک شمالی... دونالد کوک، اهل لانگ ایسلند نیویورک و...»
مهمانسرا، مهدکودک و بخشهای متعدد اداری در محوطه این ساختمان به چشم میخورد و برخی بناهای جدید همچون دبیرستان سابق سپاه که اکنون اداره مراجعات و پیگیری دانشجویی شده پس از انقلاب ساخته شده است که تفاوت دیوارهای ساختمانهای جدید با بناهای قدیمی قرمزرنگ، تفکیک بناهای قدیم و جدید را بخوبی نشان میدهد.
نگاه عابران به دیوارهای قرمز رنگ
همزمان با حضور ما در سفارت، بسیج دانشجویی نشستی خبری برگزار کرده است. یکی از کارکنان به شوخی درباره آن میگوید: «نشست برگزار کردیم ببینیم بالاخره مرگ بر آمریکا بگوییم یا نه...» حالا 34 سال پس از تسخیر این لانه جاسوسی شاید این سوال خیلیهای دیگر هم باشد. آنها که بیرون از درهای این عمارت شصت و پنج ساله، منتظر نتیجه مذاکرات هستهای هستند.
شاید به همین دلیل است که وقتی به اتفاق عکاس روزنامه گشتی در خیابانهای همجوار سفارت یعنی خیابان شهید مفتح، آیت الله طالقانی، شهید برفروشان، پانزده خرداد و اردلان میزنیم و از برخی دیوارنویسیها عکس میگیریم، برخی عابران به کنایه میپرسند: «قراره در این سفارت باز بشه بالاخره...» و این سوالی است که هرچند در سه دهه گذشته بارها تکرار شده، اما فقط تاریخ میتواند پاسخ دهد که بهراستی چه زمانی برگریزان روابط میان تهران و واشنگتن پایان میپذیرد.
مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: