کتاب، قصه و نمایش
منصوری، دانشآموخته کارشناسی کارگردانی سینما که پیش از این نیز کارگردانی برنامههایی همچون «دوستانه»، «کودکانه» و «امام مهربانی» را تجربه کرده است در مورد طرح اولیه برنامه میگوید: از مدتها پیش شخصیت بابا کتابی را در ذهن داشتم و میخواستم آن را پرورش دهم و برایش خانواده در نظر گرفتم. ماجرا درباره خانوادهای است که از میان قصهها و کتابها بیرون آمدهاند. یک آقای مجری هم که بتازگی مدرک مجریگریاش را گرفته و دنبال جایی برای اجرای برنامه کودک میگردد، وارد خانه کتابیها میشود و میخواهد از این خانه بهعنوان استودیو استفاده کند. بابا کتابی هم میپذیرد و با تعریف قصه به برنامه کمک میکند. مجری یک همکار هم دارد که ما فقط دستش را در برنامه میبینیم. این دست، نماینده بچههای پشت صحنه است و به رفع نیازهای مجری آماتور برنامه میپردازد. در این داستان ما با سه نسل مواجهیم؛ بابا کتابی، مجری و امید.
مجری، رابط میان این دو نسل است و بسیاری از مسائل را حل میکند و در پایان به یک مجری حرفهای تبدیل میشود. منصوری درباره اهداف تولید این مجموعه میافزاید: اولین هدف ما این بود که بچهها را با فرهنگ کتابخوانی که در روزگار اخیر با آن بیگانه شدهاند، آشنا کنیم. به قصهگویی توجه کردیم و قالب نمایش را برگزیدیم، چون هیچ چیز به اندازه نمایش و داستان، مخاطب را جلب نخواهد کرد. به چاشنی طنز هم نیاز بود، زیرا بچهها باید شاد باشند و در شادی آنچه را لازم است یاد بگیرند. هدف دیگر ما آموزش درست و دقت نسبت به طبیعت، اجتماع، اتفاقات اطراف و آشنایی کودکان با پیامبر(ص) و پیشوایان دین و حتی دانشمندان بزرگ است.
عروسکهای دستکشی
منصوری درباره عروسکهای برنامه میگوید: ابتدا بهتر است درباره دکور کار بگویم که سپیده شریفی آن را طراحی کرده و امین مسلمی آن را از چوب ساخته است.خانه کتابیها دو طبقه است که شامل محل زندگی باباکتابی و خانواده امید و یک تراس است. حیاط و حوض دارد و چون همه چیز در اندازه کوچک ساخته شده کار عروسکگردانها بسیار دشوار است. عروسکها از نوع دستکشی هستند که برای بچهها جالب است زیرا دستها میتوانند خیلی از کارها را بهطور طبیعی انجام دهند مثلا مامان کتابی راحت خیاطی میکند و ظرف میشوید. در این شیوه، قدرت مانور عروسک بالاست و جذابیت کار هم زیاد میشود.
شخصیتهای عروسکی
در مجموعه خانه کتابیها شش عروسک نقشآفرینی میکنند:
بابا کتابی: پیرمردی اهل کتاب و مطالعه است و ادعا میکند هزار و سیصد و نود و خردهای سال است که در دنیای قصه و کتاب رفت و آمد دارد. کمی بیحوصله است و سر به سر مجری میگذارد، اما با بچهها ارتباط خوبی دارد و درکشان میکند. کمموست و عینک میزند و یک ساعت جیبی هم در جلیقهاش دارد. او نماینده نسل قدیم است. عروسکگردانش هدیه حاج طاهری و صداپیشه آن میثم یوسفی است.
مامان کتابی: پیرزنی شیرین و دوستداشتنی است که فراموشی دارد. کارهای بامزه انجام میدهد. بهرغم سنش به روز است و کار با لپتاپ را هم میداند. اهل ورزش است و به فعالیتهای اجتماعی میپردازد. عروسک گردانش پریا علیمحمدی و صداپیشه آن مریم عباسعلی است.
امید: پسربچهای ده ساله و مدرسه روست. شخصیت مستقلی دارد و میکوشد وظایفش را خودش انجام دهد. گاهی سادگیاش کار دستش میدهد. عاشق نقاشی و فوتبال و کتاب است. عروسکگردانش مهرنوش شریعتی و صداپیشهاش فهیمه باروتچی است.
بهادر: همسایه و همکلاسی امید است. پسری شکموست و شیطنت و خرابکاری میکند. او تپل است و یک شاخه موی فرفری روی سرش دارد. عروسکگردانش سوده سعدایی و صداپیشه آن سما محسنی است.
بنفشه: دختر عموی امید، دو سال از او بزرگتر و درسخوان و مودب است. به اصطلاح روی اعصاب امید است و گاهی حسادت او را برمیانگیزد. عروسکگردانش سوده سعدایی و صداپیشهاش رکسانا گلزاده است.
بابابزرگ کتابی: بسیار پیر است و کلا در دنیای قصهها زندگی میکند و گاهی به خانواده کتابی سر میزند. قاب عکس او همیشه روی دیوار است. دست و صدایش میلرزد و ادعای ده هزار سال قصهگویی دارد. عروسکگردانش سوده سعدایی و صداپیشه آن میثم یوسفی است.
پنجره قصهها
این کارگردان درباره قصهگویی در این مجموعه میگوید: اساس کار ما داستان بوده و بیشتر به قصههای پیامبر(ص) و پیشوایان دین و ادبیات کهن توجه کرده و از کتابهایی همچون داستان راستان، پیامبر عزیز ما و قصههای خیلی قشنگ بهره بردهایم. اما نکته مهم نوع تعریف کردن قصه است که کودکان را به کتاب خواندن تشویق میکند. در برنامه یک قاب پنجره 50 در 70 سانتیمتر داریم. مجری مقابل آن مینشیند و بابا کتابی قصه را تعریف میکند. سپس مجری، شخصیتهای داستان را که دوربر شدهاند و پشتشان آهنربای کوچکی دارند، روی زمینه قاب پنجره میچسباند. زمان این قسمت حدود سه دقیقه است و همه این کارها را انجام دادهایم تا برای بچهها کسلکننده نباشد.
متنهایی که نقطه قوت کار است
منصوری درباره متنهای کار اینگونه توضیح میدهد: سعی کردهایم بیشتر به موضوعات اخلاقی مانند آداب معاشرت، سلام کردن، آداب غذاخوردن، استفاده درست از پول، احترام به بزرگترها و چگونگی کار گروهی بپردازیم. همچنین توجه به مناسبتهای خاص مانند اعیاد ملی و مذهبی مد نظرمان بوده است. متنها توسط خودم و خانمها نیوشا صدر، سمیه تاجیک و سهیلا محمودی نوشته شده است. فکر میکنم از مهمترین نقاط قوت این کار فیلمنامه آن است. در متن رگههای طنز وجود دارد و ساده و روان نوشته شده است و خط خاص قصه را دنبال میکند و صرفا دیالوگهای تکراری میان مجری و عروسک نیست.
گزارشهای داستانی
یکی از بخشهای این برنامه، گزارش است که به صورت پلیبک پخش میشود. منصوری در توضیح این قسمت میگوید: تهیه گزارش به عهده مقداد شاهد است و زمان آن حدود پنج دقیقه است که سعی شده همسو با موضوع اصلی برنامه باشد. برای گرفتن گزارش به مدرسهها و مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفتیم. قبل از ضبط با بچهها تمرین میکردیم. نقطه قوت گزارشها طبیعی بودن بچههاست، گویی این بخش فرم داستانی گرفته و فقط پرسش و پاسخ گزارشگر و استفاده از میکروفن نیست. درواقع بچهها داستان را بازی میکنند و با زبان خودشان پیام را به مخاطب میرسانند. دیگر این که کوشیدیم از مستقیمگویی پرهیز کرده و نقل قول بزرگان یا آیات قرآن و احادیث را جایگزین کنیم.
یک مجری سفید
وقتی از انتخاب علیرضا چاوش برای اجرای برنامه میپرسم، میگوید: به دنبال چهرهای بودیم که شناخته شده نباشد تا بچهها با دیدنش یاد برنامههای دیگر نیفتند. در ضمن سابقه کار تئاتر و عروسک هم داشته و با تجربه باشد. از افراد زیادی تست گرفتیم تا به ایشان رسیدیم. این مجری درواقع یک شخصیت سفید است و کمکم پخته میشود. هم بازی بدنی خیلی خوبی دارد و هم مهارت بالایی در دیالوگگویی.
برنامههای خداپسندانه
در پایان از این نویسنده و کارگردان میخواهم کمی درباره برنامههای کودک و نقش تربیتی شبکه قرآن صحبت کند که میگوید: ابتدا باید به ظاهر برنامه توجه شود. از دکور و نور و رنگ گرفته تا مجری و بازیگر و عروسک باید برای بچهها جذاب باشد. نکته بعدی، محتوای برنامه است که باید شاد باشد و نه خشک و جدی. برنامه باید به روز باشد و بچهها چیزهایی را ببینند که با آن درگیر هستند. وقتی بچهها مسائل خودشان را در برنامه میبینند با آن احساس راحتی میکنند. شخصیتها و اتفاقات غیرقابل پیشبینی هم در نوع خود جالب است. وقتی شخصیتها کلیشهای باشند یا به تیپ تبدیل شوند حدس زدن پایان ماجرا سخت نیست، ولی اگر طراحی شخصیتها به درستی صورت گرفته باشد دیدن برنامه جذابتر خواهد شد. در برنامههای قبلی ما همیشه تعدادی کودک مهمان داشتیم و خیلی وقتها پیش میآمد بچهها سادهترین و ابتداییترین مسائل دینی و اطلاعات مذهبی را نمیدانستند. حال اگر شبکه قرآن بتواند برنامههایی بسازد که هم از جذابیت کافی برخوردار باشد و هم آموزشهای دینی به کودک بدهد کاری بسیار باارزش انجام داده است، زیرا برخی برنامههای کودک تلویزیون نهتنها به تربیت کودکان نمیپردازد حتی در مواردی بدآموزی نیز دارد. تجربه چند ساله کار در شبکه قرآن نشان میدهد قوانین این شبکه مفید و قابل احترام است، مثلا این که در برنامه کودک این شبکه هیچ وقت یک بچه (عروسک یا بازیگر) به بزرگتر که میتواند مجری باشد بیاحترامی نمیکند و با لحن بد حرف نمیزند و معمولا کسی دروغ نمیگوید، لذا معتقدم برنامههای شبکه قرآن خداپسندانه است.
آبتین شیوا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم