در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او میتواند پدر باشد یا مادر، پدربزرگ یا یک دوست و همکار قدیمی. او میتواند ستاره باشد. یک آدم مشهور، یک چهره شناخته شده. میتواند ورزشکار باشد با مدالهای رنگارنگ از مسابقههای مختلف. میتواند شاعر باشد، نویسنده یا بازیگر. او اگر ستاره باشد ناگهان عکسش روی در و دیوار مینشیند، تیتر یک روزنامهها میشود و آثارش خریدار مییابد. نگاه کنید به فروش آلبومهای موسیقی ایرج بسطامی پس از مرگش! «کاست صدای مرحوم ایرج بسطامی در کرمان کمیاب شد» این عین خبری است که ایرنا در روزهای پر سوگ زلزله روی خروجیاش گذاشت.
برآورد عموم بر این است که ما ایرانیها و البته شرقیها مردم مردهپرستی هستیم و این به دلیل وجود یک صفت خاص در فرهنگ ماست. همه ما سنتگرا و گذشتهگرا هستیم. مردم ما با توجه به اینکه جزو کهنترین تمدنهای دنیا هستند، این نگاه به گذشته همیشه همراهشان است و همین امر باعث شده تمام مواردی که مربوط به گذشته آنهاست، برایشان عزیز باشد. درست به همین علت وقتی کسی را از دست میدهند، آن فرد ناگهان به گذشته آنها تبدیل میشود. گذشتهای که قابل برگشت هم نیست در نتیجه ناخودآگاه آن فرد هم برایشان عزیز میشود.
همین است که احوال هنرمندان آسیبدیده و پیگیری وضعشان تنها در واژههای گزارشهای ژورنالیستی قابل پیگیری و کمتر مسئولی است که حال و اوضاع این روزهای اصغر شاهوردی یا مصطفی کرمی را بداند. حالا نگاه کنید به این خبرهای تلخ: محمود استاد محمد به دلیل مشکلات دارویی درگذشت. از مرگ تلخ سعدی افشار هنوز چند ماهی نگذشته است. رقم وجه جمع شده در جشن گلریزان این هنرمند به یک میلیون تومان هم نرسید، اما صفحات سیاه شده از این اسطوره تئاتر در مجلات بسیار بود. او بعد از دههها ستاره شده بود، چراکه مرده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: