یکشنبه 27 آذر 1373
امروز رهبرمعظم انقلاب در دیدار طلاب و دانشجویان به نکته مهمی اشاره کردند که باید وحدت این دو نهاد علمی به تبادل روشها جهت تکامل منجر شود.
کد خبر: ۶۱۰۲۸
حقیقت مساله این است که بحث وحدت حوزه و دانشگاه که از یادگارهای امام قدس سره است آنقدر تکرار شده و کاری تئوریک درباره آن صورت نپذیرفته که رفته رفته ممل خاطر گشته است. این مشکل در سایر شئون هم هست یعنی رهبران فکری جامعه نظریه ای را مطرح می کنند ولی طبقه انتلکتوئل زحمت نظریه پردازی در این باب را بر خود هموار نمی کنند لذا موضوع بصورت بسیط در سطح رسانه کرارا طرح می شود و نظریه به جلو حرکت ندارد. وحدت حوزه و دانشگاه به این معنا نیست که موضوعات مشترک را پیدا کنیم یا با هم رفیق باشیم ! اینها خوبست اما حادثه ای از درون این روشها رخ نمی دهد. نکته نخست این است که بپذیریم انسان همیشه در جستجوی حقیقت است و حقیقت گوشه های مختلف دارد و این اضلاع حقیقت می تواند در کاوشهای تخصصی عالمان ظهور یابد لذا اصل اول این است که به کار یکدیگر که هر کدام بخشی از حقایق را نشانگر است با تواضع تسلیم باشیم ، یعنی به حوزه های مختلف علمی به عنوان کاوشگران اضلاع حقیقت نگاه متواضعانه داشته باشیم. نکته دوم این است که حریم کاوشها حفظ شود ،
یعنی وقتی در بخشی از حقایق تفحص می نماییم ؛ بلاوجه آن را استقراء الا به سایر حوزه ها بدون طی سلوک عقلانی روشمند تسری ندهیم. بسیاری از اختلاف نظرها از آنجا ناشی می شود که یافته های علمی که مربوط به قلمروی خاصی است به سایر قلمروها دست اندازی می کند اما این دست اندازی از طریق متدولوژی آن قلمروی علمی نیست. ابتهاج نوآوریهای علمی در یک بخش نشاط توسعه طلبی در سایر شئون را در انسان ایجاد می کند ، اما در این سوداگری باید مودب به آداب علمی آن قلمروها بود تا خلط شئون علمی ایجاد نشود.
ابن رشدیان که در تاریخ به عقل گرایی شهره هستند ،
در مقام تفکیک قلمرو معرفت دینی و فلسفی به تفکیکی دست زده اند که اگر علمای کلامی و فلاسفه هر یک قدر و منزلت و راه و رسم خویش را بدانند و از آن تجاوز نکنند با نزاعهای تاریخی مواجه نمی شوند.
خطی از حقیقت در این تقسیم بندی نهفته است که حفظ قلمروها و اسلوب ها شرایط و جایگاه علوم و دانشها را معنادار و واقعی می کند.
نکته سوم این است که در بسیاری از علوم و معارف بشری ، پارادایم هایی وجود دارد که برای جستجوگر حقیقت می تواند سوال ایجاد کند که آیا همیشه اینها باید ثبات داشته باشند یا خیر. مخصوصا در علوم انسانی بروز این معنا بیشتر است. مثلا در جامعه شناسی ، اقتصاد ، مردم شناسی ، کلام ، فلسفه و...شرایط حوزه و دانشگاه آن هم از سر یافت حقیقت معد فضایی است که بر سر این پارادایم ها تحقیق بیشتر صورت گیرد و به فهم های نو بینجامد ، هر چند در همه علوم انسانی ، مبانی عقلانی فرض است اما هیچیک از این علوم مستغنی از اصول موضوعه نیستند و هر چند اصول موضوعه من عندی انتخاب نمی شوند و برای بهتر نمودن سیستم آن علم تدارک دیده می شوند لکن وحی منزل هم نیستند و برای کشف حقیقت همیشه آمادگی کامل تر شدن دارند. نکته چهارم پژوهشهای حوزه و دانشگاه و نحوه آموزش ها در آنها ، هرکدام نقاط مثبت و منفی دارند مثلا نحوه پژوهشهای علمی در دانشگاه از متدولوژی خوب و استانداردی برخوردار است که بهتر می تواند در دسترس کاوشگران قرار گیرد و در حوزه هر چند آثار علمی گرانسنگ وجود دارد که گاه نظیر آن در دانشگاه کمتر دیده می شود ولی روش ظهور و بروز آن به نحوی نیست که مرتبا در دسترس دیگر پژوهشگران قرار گیرد. در نحوه آموزش هم در حوزه نقاط قوتی است. به دلیل عدم ابتناء به مدرک گرایی که علاقه مندان واقعی را طلب می کند و از طرفی مشکلاتی در ارزیابی ایجاد می نماید. تعامل این دو حوزه می تواند به بهبود روش پژوهش و آموزش در هر دو حوزه کمک نماید. به شرط این که فهم مشترکی از اشکالات وجود داشته باشد و عزم جدی مشترک برای رفع آنها. به عنوان نمونه قالبی نمودن آموزش و پژوهش در سطوح عالی دانشگاهی یکی از معضلات کار دانشگاه هاست. این که دانشجویان فوق لیسانس و دکتری همه متمرکز امتحان دهند و اساتید و شوراهای گروه نقش حاشیه ای داشته باشند ، به گزینش نخبه و بهترین ختم نمی شود. امروز در دانشگاه های فرنگ هم اینقدر تمرکزگرایی در این سطوح وجود ندارد. در حوزه های علمیه نقش استاد در پذیرش سطوح بالای دانشجو بسیار زیاد است و در دانشگاه ها با این وضع در حد اندک. می توان به وضع متعادلی رسید ، اما باید عزمی باشد که از نحوه کار حوزه بهره برداری شود و وزارت علوم اختیارات این امور را به دانشگاه ها و اساتید بسپارد و اینقدر نگران حواشی آن نباشد. چراکه نخبه پروری با کار انبوه و فله ای صورت نمی پذیرد و علاوه بر این هرچه سطح علمی و عقلانی مراکز آموزش بالاتر می رود ، نوع نظارت ها باید خفیف تر شود ؛ یعنی به همان میزان که در دبیرستان نظارت محتوای درس و آموزش می شود ، نباید در دانشگاه رخ دهد.این امر چنانچه اصل باشد در انتخاب متون و گزینش دانشجو حداقل در مراحل بالای تحصیلی باید ظهور یابد.
علی ایحال این موارد احصاء کاملی از محل نزاع نیست ، ولی به نظر می رسد چنانچه در این وادی قدم برداشته شود حداقل دورنمایی از کار آینده را نشان می دهد و بهتر از حرفهای تکراری تبلیغاتی است.
آقای محمدی گزارشی از سمینار دو روزه پیمان NPT (پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای) ارسال نمودند که توسط دفتر مطالعات وزارت خارجه انجام پذیرفته بود. این سمینار به مناسبت بررسی تمدید یا عدم تمدید NPT برگزار شده است.
سال آینده (1995) پایان تعهد 25ساله ایران به عضویت این سازمان است و باید معلوم شود تمدید نامحدود یا محدود و یا اصلا عدم عضویت ، کدام بهتر است؛ آقای روحانی و آقای امراللهی در این سمینار سخنرانی داشتند و آقای ولایتی هم پیامی ارائه نمودند که مبنای آن این بود که چنانچه کشورهای صاحب سلاح برای خلع سلاح هسته ای ، عضویت را بپذیرند ، عضویت ایران مانعی ندارد. بحث NPT توسط این سمینار می تواند برای مردم قدری روشنتر شود ، چون جز عده ای از خواص سیاسی بقیه با موضوع آشنایی جدی ندارند و اتفاقا جزو مسائل مهم کشور است. به آقای محمدی گفتم روی این مسئله برنامه سازی شود تا در جامعه موضوع طرح و از بحثهای سمینار هم استفاده شود. عصر در هیات دولت شرکت نمودم. آقای میرسلیم ، وزیر فرهنگ می گفت رایزنی فرهنگی ایران در آرژانتین کتابی تهیه کرده است به نام کتاب «ایران پاسخ می دهد» و موضوعش افشای اتهامات در ماجرای انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس است.
قرار شد نسخه ای را برای اینجانب ارسال نماید. آخر شب با آقای دکتر آزاد ارمکی ، رئیس مرکز تحقیقات صدا و سیما ملاقات داشتم ، او از اساتید خوشفکر است که مدتی است مسوولیت مرکز تحقیقات صدا و سیما را پذیرفته است. در نظر دارد آرایش جدیدی به کار تحقیقاتی در صدا و سیما بدهد. یک ساعتی بحث در مورد اولویت های تحقیقاتی مرکز پژوهش ها و صدا و سیما داشتیم. قرار شد روی روند تغییرات اجتماعی ، کار جامعی ارائه نمایند و به جای نظرسنجی های تکراری ، از نگرش سنجی استفاده کنند تا نتایج آن برای حرکت صدا و سیما مفیدتر باشد. ضمنا ایشان یافته های آخرین بررسی های میدانی در مورد میزان تماشای تلویزیون را در کشور ارائه نمود که میانگین تماشای تلویزیون درکشور حدود 2ساعت در روز است. به ایشان گفتم مرتبا این موضوع را در هرفصل کنترل نماید و باتوجه به گسترش برنامه های صدا و سیما، این ارزیابی می تواند جهت دهی کافی به کار ما بدهد.