در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«کوچه» یا همان «بیتو مهتاب شبی...» معروفترین شعر روانشاد فریدون مشیری است که برای نخستین بار اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» چاپ شد.
این شعر از زیباترین و عاشقانهترین نوسرودههای زبانفارسی محسوب میشود و گواه آن ثبتشدنش در ذهن مردم است و نه هیچ نقد و معرفی دیگری، چراکه اتفاقا اغلب منتقدان جدی ادبیات بر این باورند که این اثر و در مقیاسی کلانتر کل آثار فریدون مشیری چندان ارزش هنری و ادبی بالایی ندارد.
در این فرصت کوتاه قصد ندارم درباره میزان جوهره ادبی و هنری آثار مشیری بنویسم، اما آنچه امروز باید به بهانه شاعر کوچه نوشت یادآوری نکتهای است که گاه آنقدر بزرگ و واضح مینماید که چشم آن را نمیبیند.
عبدالحسین زرینکوب هنگامی که میخواهد درباره فریدون مشیری صحبت کند به نکته بسیار ظریفی میپردازد، او مینویسد: «مشیری، واژه واژه با همزبانان خویش همدلی میکرد» که ناخودآگاه ما را به سمت مولانا جلالالدین بلخی و آن مصراع جاودانهاش میاندازد که گفت:
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی خوشتر است
آنچه فریدون مشیری را از دیگر همقطارانش در تمام این سالها متمایز کرده دقیقا در همین مساله نهفته است، مشیری میداند که سرودن از دردهای مردم و پرداختن به مسائل روز اگر بدون همدلی و از موضع پیامبرگونه و شعاری باشد در بهترین حالت چند ماه یا چند سال در خاطر مردم میماند و با تغییر یک حکومت، رژیم یا دولت از ذهنها پاک خواهد شد.
در نگاه مشیری و مشیریها آنچه به اصطلاح گریبان مخاطب را میگیرد و رهایش نمیکند تنها گفتن از عشق و سرودن از شخصیترین احساس انسان و آموختن زبان دل است، به قول حضرت حافظ:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
مشیری بیشتر از هر شاعر دیگری در چند دهه اخیر به این یادگاری پایبند بوده و قدرش را دانسته است، شاعری با صدای باران و آه که همواره برای مخاطبانش از عشق گفت و از عشق و از عشق...
شعر مشیری و بخصوص کوچه بیان یک خاطره دلپذیر از عشقی سالم همراه با شرم، غمانگیز، بیخطر، بیضرر، معصومانه و در عین حال پایدار است.
مشیری از طرفی جمع اضداد هم مینماید یعنی به همان اندازه که در خرجکردن احساس در شعر به قول دکتر شفیعی کدکنی «سخاوتمند» است، نوعی منطق جبری و ساختاری مستحکم هم در مصراعها و سطرهایش موج میزند.
همانطور که اشاره شد «همدلی» کردن شاعر با مخاطبانش کیمیای فریدون مشیری است، کیمیایی که این روزها و در یکی دو دهه اخیر در میان آثار شاعران جوان خود حکم کیمیا یافته و نایاب است. هنوز هم که هنوز است اغلب شاعران میپندارند دستاندازی در زبان و بازی با آن خروجیاش میشود شعر و چندان به مخاطبی که ساده و آرام در گوشهای از این سرزمین خاکی نشسته است، توجه نمیکنند.
اما پیوند با موسیقی یا بهتر است بگویم بهره گرفتن آهنگسازان، نوازندگان و خوانندگان سرشناس از کلام مشیری یکی دیگر از رموز موفقیت و فراگیر شدن آثار اوست.
حسین علیزاده، فریدون شهبازیان، محمدرضا شجریان، فرهاد فخرالدینی، جلال ذوالفنون، علیرضا قربانی، صدیق تعریف، کیوان ساکت، محمد نوری، محمد سریر، محمد اصفهانی، علیرضا افتخاری و... از چهرههایی هستند که از حس ناب و سراسر زندگی بخش فریدون مشیری در آثارشان استفاده کردهاند.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: