درباره سیما

حلقه مفقوده برنامه‌های آموزشی

یکی از سیاست‌هایی که تلویزیون همواره به آن پرداخته و آن را در دستور کار خود قرار داده، بحث آموزش و فرهنگسازی است که بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین کارکردهای رسانه به حساب می‌آید و صداو سیمای کشور ما نیز برای این مهم، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری‌های خاصی کرده است. به طوری که گاهی آن قدر فتیله این فرهنگسازی و آموزش بالا برده شده که ماهیت سرگرم‌سازی مخاطب به دست فراموشی سپرده و برنامه به خطابه تبدیل شده است.
کد خبر: ۶۰۹۵۵۸

بارها در همین ستون از لزوم عنصر سرگرم‌سازی و جذابیت‌های تفریحی در برنامه‌های مختلف سیما سخن گفته شده و نگارنده، یکی از مدافعان سرسخت این موضوع است، اما چیزی در این میان وجود دارد که متاسفانه سال‌هاست در یک نقطه کور قرار گرفته و دیده نمی‌شود.

اجازه بدهید برای روشن شدن این بحث، ماهیت برنامه‌های رسانه ملی را به دو بخش عمده و کلی، یعنی سرگرم‌سازی و تفریحی و آموزشی و فرهنگسازی تقسیم کنیم. حال بعضی برنامه‌ها هست که صرفا جهت آموزشی و حتی فرهنگسازی دارد، اما یک سریال یا تله‌فیلم قطعا نیازمند بار سرگرم‌سازی است و خوشبختانه چند سالی است تلویزیون و مدیران ارشد این سازمان به این نکته پی‌برده‌اند که یک اثر درام و نمایشی در وهله اول باید جذاب باشد و مخاطب را سرگرم کند و بعد به الگوسازی و فرهنگسازی و پیام‌رسانی بپردازد.

هرچند هنوز هم سریال‌هایی ساخته می‌شود که پیام به لایه اولیه محتوا آمده و جای سرگرمی و جذابیت و قصه‌گویی نشسته و در نتیجه این انفعالات و جابه‌جایی‌های غلط پیام به شعار تبدیل شده است، اما با این حال، سریال‌سازی در این میان راه و مسیر درست خود را پیدا کرده و رو به رشد حرکت می‌کند. معضل اصلی در جای دیگری نهفته است و آن چیزی نیست جز برنامه‌های صرفا آموزشی یا پیام‌رسان!

وقتی صحبت از یک برنامه صرفا آموزشی یا حتی اطلاع‌رسان به میان می‌آید بلافاصله دوستان برنامه‌ساز با این تصور که به دلیل محتوا و قالب برنامه به جذابیت و خلاقیت نیاز نیست، از این عناصر فاکتور می‌گیرند و به سمت یک تولید معمولی و روان می‌روند و این همان چیزی است که سال‌هاست به بیراهه می‌رود و همین می‌شود که مخاطب به شکل درست و صددرصد با این برنامه‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند.

برای مثال چند سالی است تلویزیون برنامه‌های تخصصی در زمینه هنر تولید می‌کند. برنامه «هفت»، «مجله تئاتر» و بتازگی ساعت «بیست و پنج» گواه این مدعاست و بی‌شک اهدافی بلند و قوی پشت این تولیدات نهفته است، اما ماهیت و حکایت این گونه‌ها کدام است؟

مگر غیر از این است که می‌کوشد در حالی که تریبونی مستقل برای افراد فعال در آن رشته است، مردم را نیز بیش از پیش با حال و هوا و دنیای این هنرها آشنا کند و باعث بالا رفتن فرهنگ مخاطب شوند. مگر غیر از این است که چنین برنامه‌هایی باید رونق و خلاقیت را در این شاخه‌ها پرورش دهد.

سینما که به ذات جذابیت دارد، بحث دیگری می‌طلبد. ساعت بیست و پنج هم که هنوز خود نمی‌داند می‌خواهد چکار کند و برای مجله تئاتر هم اتفاقی رخ نداده است، اما در مقابل از برنامه‌ای مانند «دو قدم مانده به صبح» نام می‌آورم که مخاطب مهجورترین شاخه‌ها مانند مجسمه‌سازی و شهرسازی هم آن را با اشتیاق نگاه می‌کرد و جذب می‌شد.

اما چرا؟ براستی چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟ پاسخ ساده است: چون خلاقیت و نو آوری در یک برنامه آموزشی و فرهنگی لحاظ شده بود و برای مخاطب جذابیت داشت.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها