در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
والدین خودشیفته معمولا رفتار غیرمنصفانهای با فرزند خود در پیش میگیرند و بیشتر مواقع آنها را تحقیر میکنند و معمولا فرزندانشان را ضعیف، بیفکر و بیعرضه مینامند و معتقدند که آنها دائما باید هدایت شوند. در واقع کودکان فرزندان خودشیفته بیهوده تلاش میکنند تا ارزش و توانایی خود را به والدینشان ثابت کنند و احتمال دارد پس از مدتی دست از این تلاش بردارند و حقیقتا به همان موجودات بیارزشی که والدینشان از آنها به تصویر کشیدهاند، تبدیل شوند. گاهی اوقات این کودکان نسبت به والدینشان احساس خشم میکنند و چون در موضع قدرت نیستند خشم را متوجه خود کرده و از خودشان متنفر میشوند.
والدین خودشیفته به نظر میآید که نسبت به فرزندانشان توجه دارند، اما در حقیقت از وجود فرزندانشان برای خودنمایی استفاده میکنند. مثلا اگر فرزندشان در زمینهای استعداد از خود نشان دهد، با استفاده از این توانایی فرزندشان سعی دارند در برابر دیگران خودنمایی کنند و خود کودک برایشان چندان اهمیتی ندارد.
در واقع آنها به این ترتیب نیازهای عاطفی خودشان را برآورده کنند و به نوعی از فرزندشان سوءاستفاده میکنند. به همین علت است که آنها را تحت فشار قرار میدهند و توقعات بیش از حدی از آنها دارند و این رفتارشان را محبت و علاقه به فرزندشان مینامند که باید گفت هرگز چنین نیست. آنها با این بهانه که زندگیشان را قربانی آینده فرزندانشان کردهاند مدام آنها را سرزنش میکنند.
بیشتر مواقع والدین از فرزندانشان استفاده میکنند تا به جبران اهداف دستنیافتهشان بپردازند و میخواهند که آنها به رویاهایشان جامه عمل بپوشانند.
یک پدر یا مادر خودشیفته نهتنها با فشار آوردن روی فرزندش و سختگیری سعی دارد به هدفش برسد بلکه گاهی اوقات با ستایش افراطی این کار را انجام میدهد. اگرچه ظاهرا به نظر میآید آنها فرزندانشان را حمایت میکنند، اما متاسفانه کاری دقیقا مخالف انجام میدهند. آنها با تشویق غلوآمیز فرزندانشان و تحسین مهارتهایی که واقعا ندارند باعث ناتوانی در موفقیتشان میشوند. فرزندان دائما زیر بار «بهترین بودن» هستند و همیشه از این که والدینشان را ناامیدکننده میترسند و مطمئن نیستند بتوانند پدر و مادر خود را شاد و راضی نگه دارند و این فشار را چنان زیاد حس میکنند که نمیتوانند استعدادهای بالقوه خود را عملی کنند.
فرزندان به دنبال این خلأ که در وجود خود حس میکنند به افرادی تبدیل میشوند که دائما از خود انتقاد دارند و صدایی درونی دائما به آنها متذکر میشود که خوب نیستند و هرگز هم موفق نمیشوند، زیرا والدینشان فقط موفقیتهایی را که مدنظر خودشان است مهم میدانند و فقط آنها را تشویق میکنند. آنها بدون این که متوجه باشند، دائما خودشان را با دیگران مقایسه میکنند و همین موضوع مشکلات روانی بسیاری برایشان به ارمغان میآورد.
جلسات رواندرمانی تا حدی میتواند اثرات مخرب رفتار اینگونه والدین را تعدیل کرده و به فرد نحوه درست زندگیکردن و برخورد با افراد جامعه و نیازهای خود را بیاموزد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: