شایعه است شما باور نکنید!

«چون همه می‌گویند، پس حتما این موضوع حقیقت دارد.» خیلی وقت‌ها افراد مختلف با بیان همین یک جمله ساده و کوتاه، تمام حرف‌ها و سخن‌هایی را که از دوست و آشنا شنیده و می‌شنوند، باور می‌کنند و به دیگران هم درباره آن اطلاعاتی می‌دهند؛ اطلاعاتی که نه از درست بودنشان مطمئن هستند و نه برایشان خیلی مهم است که صحیح باشد یا نه.
کد خبر: ۶۰۵۴۷۹
شایعه است شما باور نکنید!

خبر آلوده‌شدن آب اصفهان، مرگ‌آور بودن نوع خاصی از قرص استامینوفن، آلوده بودن برنج‌های وارداتی و ایرانی، ازدواج، طلاق یا مرگ افراد مشهور جامعه، همه‌گیری بیماری خاص در یک شهر یا کشور و... همگی می‌تواند آنچنان جدی میان مردم پخش شود که دیگر کسی به فکر درست یا غلط بودنش هم نباشد. این موضوع بخصوص هنگامی که خبر به سلامت افراد ارتباط پیدا می‌کند، بیش از پیش اهمیت می‌یابد و تعداد زیادی از انسان‌ها را به سمت خود جذب می‌کند.

هم شایعه خوب داریم، هم بد

شایعه یکی از پدیده‌های اجتماعی رایج و تا حدی هم طبیعی است که در جوامع مختلف ایجاد می‌شود و می‌تواند میان مردم نفوذ کند. در واقع می‌توان گفت شایعه پیامی است که میان مردم منتشر می‌شود بدون این‌که واقعیت‌هایی برای تائیدش وجود داشته باشد یا در دسترس مردم باشد یا آن‌طور که دکتر مینا مجتبایی، روان‌شناس به جام‌جم می‌گوید به معنای اشاعه و ترویج خبری غیرواقعی و دروغین است.

البته کسانی که فکر می‌کنند شایعات همیشه حول خبری ناخوشایند شکل می‌گیرد و پخش می‌شود باید بدانند آنها هم اشتباه می‌کنند و به گفته این روان‌شناس، موضوعی که در مورد آن شایعه‌ای شکل می‌‌گیرد، ممکن است خوشایند یا ناخوشایند باشد.

پس همیشه نمی‌توان انتظار شایعات منفی را داشت و چنین گفت که مضمون تمام شایعات، اتفاقاتی ناخوشایند است. به عنوان نمونه، شایعه افزایش حقوق‌ها در یک سازمان یا شایعه ارزان شدن خودرو می‌تواند به عنوان شایعاتی خوشایند و مثبت به حساب آید که بدون دربرداشتن خبر یا پیامی منفی، ایجاد شده و شکل می‌گیرد و میان کارمندان آن سازمان و مردم جامعه پخش می‌شود.

شایعه‌پراکن‌ها چه کسانی هستند؟

خوب است بدانیم چه کسانی معمولا به شایعه‌پراکنی دست می‌زنند و با چه هدفی این کار را انجام می‌دهند. دکتر مجتبایی درباره عللی که موجب می‌شود افراد شایعه‌پراکنی کنند و به شایعات روی آورند، توضیح می‌دهد: کسانی که شایعات را می‌سازند و آنها را میان مردم رواج می‌دهند، علل مختلفی برای این کارشان دارند.

یکی از این موارد می‌تواند به اختلالات و مشکلات شخصیتی فرد مربوط باشد. به این معنی که این گروه از افراد چون نمی‌توانند به طور مستقیم با موضوعی خاص مخالفت کنند یا اعتراض خودشان را نسبت به آن نشان دهند، تصمیم می‌گیرند به طور غیرمستقیم با موضوعی که خلاف نظرشان است مبارزه کنند و با این شیوه، مخالفت‌شان را نشان دهند. این افراد کسانی هستند که معمولا در چنین موقعیت‌هایی، رفتارهایی ناشی از پرخاشگری منفعلانه بروز می‌دهند و یکی از شیوه‌هایی که انتخاب می‌کنند هم همین شایعه‌ و شایعه‌پراکنی است.

درست است این جور شایعات نباید خیلی تاثیرگذار باشد، اما به گفته دکتر مجتبایی، گاهی همین شایعه‌ها و حرف‌های غیرواقعی که در مورد کسی یا سازمانی یا موضوعی مطرح می‌شود، می‌تواند تاثیرات بسیار نامطلوبی برجای‌ بگذارد.

وی می‌افزاید: بعضی از افراد یا سازمان‌ها از شایعه به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تضعیف طرف مقابل استفاده می‌کنند تا خودشان بتوانند به موفقیت دست یابند. در حالی‌که انتشار چنین شایعاتی به هیچ وجه کار صحیحی نیست و اثراتی منفی ایجاد خواهد کرد.

افرادی که از مطرح‌کردن موضوعات خاصی هراس دارند و نگرانش هستند نیز ممکن است به شایعه روی بیاورند و از آن کمک بگیرند. این روان‌شناس در این‌باره یادآور می‌شود: کسانی که از صحبت‌کردن درباره مساله‌ای می‌ترسند، ممکن است اطلاعات نادرستی را درباره موضوع مورد نظرشان مطرح کنند و به این ترتیب شایعه جدیدی را شکل دهند.

کسانی هم هستند که می‌خواهند خواسته‌ها و نظراتشان را به دیگران تحمیل کنند و شایعه را راه مناسبی برای رسیدن به این هدف می‌دانند. دکتر مجتبایی در این مورد خاطرنشان می‌کند: زمانی که ذهن را برای موضوعی خاص آماده کنیم، به طور ناخودآگاه نسبت به آن جهتگیری می‌کند. بنابراین اگر در آینده همان اطلاعات به فرد داده شود، راحت‌تر آنها را می‌پذیرد و برای پذیرش آنها خیلی مبارزه و مقاومت نمی‌کند. بنابراین یکی از علل شایعه‌پراکنی همین موضوع است که فرد می‌خواهد به کمک شایعات به هدف‌هایش دست یابد و موضوعی را در ذهن دیگران جابیندازد تا بتدریج بتواند به موقعیت و هدف دلخواهش برسد. گروه دیگری هم هستند که برای جلب توجه و نشان دادن خودشان، دست به دامن شایعات می‌شوند که به گفته این روان‌شناس، این هم یکی از علت‌های شکل‌گیری و انتشار شایعات است.

وقتی همه چیز مهیاست

اگر شرایط فراهم باشد، شایعات هم می‌تواند بهتر و بیشتر از مواقع عادی رشد کند. در این هنگام، شایعات چنان پیش می‌رود که تشخیص شایعه و واقعیت هر روز سخت‌تر از قبل خواهد شد. اما مردم که همان مردم هستند، پس چه اتفاقی می‌افتد که گاهی خیلی راحت‌تر و ساده‌تر شایعات را می‌پذیرند و آنها را بدون دلیل و مدرک قبول می‌کنند؟

دکتر مجتبایی در پاسخ به این سوال توضیح می‌دهد: در شرایطی که اطلاعات درست و واقعی و خبرهای صحیح در زمان مناسب در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد و قشر خاصی از افراد جامعه در ابهام و بی‌اطلاعی نسبت به موضوعی مهم و حیاتی به سر می‌برند، طبیعی است که توجه بیشتری به شایعاتی که پیرامون آن موضوع مطرح می‌شود داشته باشند و مستعد پذیرش آنها شوند.

همه افراد شایعه را نمی‌پذیرند

آن‌طور که دکتر مینا مجتبایی می‌گوید کسانی که اطلاعات و دانش زیادی دارند و جویای دانش و آگاهی در زمینه‌های گوناگون هستند، کمتر شایعات را می‌پذیرند و براحتی زیر بار حرف مردم نمی‌روند. کسانی که تفکر انتقادی قوی و خوبی دارند هم براحتی هر حرفی را که می‌شنوند یا هر خبری را که دریافت می‌کنند، بدون سند و مدرک قبول نخواهند کرد.

بنابراین افزایش سطح علم و دانش و آگاهی یکی از شیوه‌های مقابله با شایعه و شایعه‌پراکنی است. از طرف دیگر، شایعات معمولا با گذشت زمان تغییر می‌کند و محتوای آنها تحت تاثیر احساسات و عواطف مردم یا نظرات آنها می‌تواند عوض شود. البته این تغییرات معمولا زمانی شدیدتر می‌شود که مفهوم شایعه هم با موضوعی مهم در ارتباط باشد و احساسات مردم را تحت تاثیر قرار دهد. در این شرایط گاهی کسانی که شایعه را دهان به دهان منتقل می‌کنند، براساس میل و نظر خودشان، بخش‌هایی از خبر را حذف یا اضافه خواهند کرد که همین مساله هم می‌تواند موجب تغییر آن شود.

شایعاتی که به جامعه آسیب می‌زند

«یک روز می‌گویند برنج‌های وارداتی آلوده است و روز دیگر، خبر آلودگی برنج‌های ایرانی را می‌شنویم. معلوم نیست واقعا کدام‌یک از این برنج‌ها آلوده است و کدام‌یک سالم و قابل اطمینان؟ تا برنج را فراموش می‌کنیم، حرف شیر و اضافه‌کردن مایع سفیدکننده مطرح می‌شود. ما که نمی‌دانیم چه چیزی بخوریم خوب است و چه چیزی به ضررمان» اینها درددل‌های خانم مسنی است که برای خرید شیر آمده و صاحب مغازه به او پیشنهاد کرده شیرهای مدت‌دار را تهیه کند که به نظر او مایع سفیدکننده ندارد! معلوم نیست واقعا این شیرها حاوی مواد سفیدکننده است یا نه؛ کسی نمی‌داند برنج‌هایی که درباره آلوده بودنشان زمانی بحث می‌شد، واقعا آلوده بود یا نه و اگر هم آلوده بوده است، الان دیگر در بازار وجود ندارد یا این‌که هنوز می‌توان براحتی آنها را خرید و استفاده کرد؟ شایعاتی مانند اینها کم نیست و تکذیب یا تائید آنها هم گاهی نمی‌تواند نقش چندان موثری برای تغییر نگرش و نظر مردم داشته باشد.

این شاید فقط یکی از آسیب‌هایی باشد که در اثر شایعه‌ و شایعه‌پراکنی در جامعه اتفاق می‌افتد و مشکل‌ساز می‌شود. به گفته دکتر مجتبایی، شایعات می‌تواند صدمات زیادی به جامعه وارد سازد. در حقیقت زمانی که شایعه‌ای شکل می‌گیرد، تصویری در اذهان عمومی نسبت به موضوع شایعه ایجاد خواهد شد که از بین بردن یا اصلاح آن هم به زمان زیادی نیاز دارد. بنابراین در این شرایط، نگرش افراد هم متناسب با شایعه تغییر خواهد کرد و نسبت به آن موضوع خاص، هریک از افراد جامعه واکنش‌های مختلفی خواهند داشت.

کلاغ‌هایی که 40 ‌تا می‌شوند

‌ـ‌ شنیدید وقتی داشتند خانه قدیمی داخل کوچه را خراب می‌کردند، دیوار همسایه کناری طبقه اولی‌ها ترک برداشته؟ البته مثل این‌که خیلی مهم نبوده، ولی خیلی ترسیدند.

‌ـ‌ شنیدید دیوار خانه یک طبقه‌ای که کنار خانه قدیمی بود، بعد از خراب‌کردن ریخته؟

‌ـ‌ همسایه‌ها می‌گفتن این خانه را که خراب‌کردن، بچه‌های همسایه بغلی ماندند زیر آوار. مثل این‌که خانه خودشان هم دیوارهایش ریخته. ولی خدا را شکر کسی طوریش نشده و سریع اورژانس خبر کردند.

‌ـ‌ این خانه‌ای که امروز خراب کردند، باعث شد بچه‌های همسایه کناری‌اش جانشان را از دست بدهند. بچه‌های بی‌گناه داشتند بازی می‌کردند که دیوار خانه روی سرشان خراب شده!

اگر همه این جمله‌ها پشت سر هم نوشته و یکجا خوانده شود، خیلی خند‌ه‌دار و غیرواقعی به نظر می‌رسد، اما وقتی همه این کلمات حرف باشد و در ساعت‌ها و روزهای مختلف از گوشه و کنار محله گفته و شنیده ‌شود، دیگر نه‌تنها خنده‌دار نیست که کلی هم باعث ناراحتی و دلسوزی خواهد شد تا روزی که بالاخره یکی واقعیت را پیدا و با گفتن آن، خیال همه را راحت کند.

این همان یک کلاغ و چهل کلاغی است که خیلی وقت‌ها در جامعه شاهدش هستیم و به نوعی با آنها زندگی می‌کنیم. البته این موضوع فقط به شایعات مربوط نمی‌شود و گاهی در مورد حقایق و واقعیت‌های زندگی هم می‌توان چنین برخوردی را از مردم دید. معمولا زمانی که افراد می‌‌خواهند احساسات و عواطف خودشان را هم در قضیه‌ای که به آنها ارتباطی ندارد، وارد کرده و فکر می‌کنند حتما باید آن را در نظر بگیرند، چنین وضعی پیش می‌آید و در پایان هم معلوم نیست چند درصد گفته‌های آنها واقعیت دارد و چند درصد تخیل و فکر و خیال است!

بسیاری از کسانی که به این کار روی می‌آورند معمولا فقط به دنبال روشی برای سرگرم‌شدن هستند و به اشتباه فکر می‌کنند داستانسرایی درباره اتفاقات واقعی می‌تواند آنها را از تنهایی و بیکاری نجات دهد. برخی هم عادت کرده‌اند دروغ و راست را با هم مخلوط کنند و چیز جدیدی به شنونده‌شان تحویل دهند. این افراد گاهی فقط برای خودنمایی به چنین کاری روی می‌آورند، ولی بعضی وقت‌ها هم از روی عادت، دیده‌ها و شنیده‌ها را با افکار و تخیلاتشان یکی می‌کنند و به شما تحویل می‌دهند. گروهی هم هستند که آرزوها و اهداف دست نیافته‌شان را در همین اغراق‌کردن‌ها می‌گنجانند و با این کار می‌خواهند خودشان را کمی خشنودتر سازند. در هر حال، چنین شیوه‌ای، چه در مورد شایعات و چه درباره خبرها و اتفاقات واقعی - با هر هدفی که انجام شود - نه‌تنها صحیح نیست که حتی در درازمدت می‌تواند موجب تنها ماندن فرد و انزوای او ‌شده و دوستان و آشنایان را از اطرافش دور کند. بنابراین از همان دوران کودکی باید به کودکان این موضوع را آموزش دهیم تا با اهمیت راستگویی آشنا شوند و هیچ‌وقت در حرف‌هایشان اغراق نکنند.

نیلوفر اسعدی‌بیگی‌ /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها