در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

وضویی میگیری، فاتحهای میخوانی، صلواتی میفرستی و دیوان خواجه را گشوده و دل به زمزمه غزل او میسپاری «صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم/ به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم».
براستی آن حافظپژوه بهدرستی گفته است که «حافظ حافظه ماست»؛ وقتی دل میسپاری به اشعارش روحت سبکبال به ملکوت پرواز میکند. براستی چرا ما ایرانیها علاقهمندیم حافظ را وارد زندگی خود کنیم؟ غیر از این است که در زندگی ماشینی به دنبال لطافت و معنویت هستیم که نظیر آن در شعر حافظ کم نیست؟ البته در این میان برخی جایگاه غزل لسانالغیب را در حد خرافه و پیشگویی پایین میآورند.
هرچند این موضوع چندان جدید نیست و شاید در دهههای اخیر مرسوم شده که سودجویانی دامهایی برای حافظ چیدهاند و از قِبَل سادگی مردم نان میخورند. انتشار فالنامههای حافظ با اشکال گوناگون در این سالها رواج بسیاری دارد؛ فالنامههایی که افرادی به چاپ آن مبادرت کردهاند که کمترین شناخت را هم به اشعار حافظ ندارند. حال انتشار و توزیع این فالنامهها به صورت نفیس یا پاکتهای فال تا چه اندازه میتواند در شناخت مردم از شعر حافظ تاثیرگذار باشد؟
فالنامهها نه در شأن حافظ است و نه شعر حافظ
نجیب مایل هروی، مصحح و پژوهشگر درباره اینکه انتشار فالنامهها تا چه اندازه بر روند حافظشناسی موثر است، میگوید: این موضوع یک بیماری اجتماعی است و در این زمینه بیماری فرهنگی نیز اضافه شده است. امروز فالنامههای حافظ بسیار شده و در مواردی دیوان را با فالنامه چاپ میکنند.
مایل هروی در پاسخ به این پرسش که آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید ممیزی خود را برای این فالنامهها افزایش دهد، تصریح کرد: متاسفانه دیوانسازی در شعر حافظ بسیار زیاد شده است.
این زمینهها یک مفهوم را القا میکند؛ خیلی عامیانه کردن تفکر حافظ است و فرهنگیان راه مناسب را نشان نمیدهند؛ در حالی که به آسانی میشود این معضل را حل کرد و جلوی آن را گرفت. راهش فقط آگاهی دادن به این مفهوم است که تفال در این زمینه چه دلیلی، تا چه اندازه بار تاریخی و تا چه مقدار بار فرهنگی دارد. مجموع این پدیده بر اثر آگاهی رفع می شود، ولی اگر آگاهی نباشد گسترده میشود و گستردهتر از این خواهد شد. این فرهنگ نه در شأن حافظ است و نه شعر حافظ و ما با این روش به شناخت حافظ کمک نمیکنیم و حافظ را فالبین و رمال به جامعه نشان دادهایم.
باید حافظ را سامان دهیم
در این بین بسیاری اعتقاد دارند نسخههای زیادی از دیوان حافظ وجود دارد و یکی از دلایلی که تکثر فالنامهها بسیار شده است نبود نسخهای دقیق و واحد از دیوان حافظ است.
کاووس حسنلی، مدیر مرکز حافظشناسی در این باره میگوید: چند سال پیش، ما در مرکز حافظشناسی به این نتیجه رسیدیم که ای کاش میتوانستیم دیوانی از حافظ را سامان بدهیم که اجماعی از حافظشناسان را پشتوانه خود داشته باشد و بهعنوان متن مرجع توسط علاقهمندان به حافظ مورد توجه قرار بگیرد.برای این منظور در سال 80 طرحی جزئی تهیه و چند جلسهای هم برگزار شد که در این جلسات استاد خرمشاهی و دکتر دادبه و دیگر حافظشناسان شرکت داشتند.
حسنلی درباره اینکه چرا مردم ما بیش از درک اشعار حافظ به سراغ فال حافظ میروند، بیان کرد: شناخت گسترده حافظ از توش و توان واژههای فارسی باعث شده است سخن حافظ سخنی چندپهلو، ابهامآمیز و تاویلپذیر باشد، بهگونهای که اشعار او را میتوان هم بالای منبر، هم بر سکوی میخانه، هم در مجلس عروسی و هم در کلاس فلسفه و حکمت خواند. حافظ، حافظه تاریخی، جمعی و قومی ماست و هر آنچه در فرهنگ اساطیری ما هست، از جمله آمدن عید و بهار، جشنهای ماه رمضان و انتقادهای اجتماعی را در شعر خود بیان کرده است.
با همه این تفاسیر شکی نیست که مردم بیش از دانستن فال، از خواندن شعر حافظ لذت میبرند و شاید اصلیترین دلیلی که به سمت دیوان حافظ میروند، همین زیبایی در معانی اشعار است، اما آیا معنی برخی ابیات میتواند تاثیر منفی در ذهن خواننده ایجاد کند.
فالنویسی دکانی برای بازاریان
حسین باهر، جامعهشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به تاثیرات سوء، فالنامههایی که در ذیل ابیات دیوان حافظ نوشته میشود و ضمن سطحی دانستن این برداشتها میگوید: دیوان حافظ لفظش واحد است و معنا متفاوت. به این معنی که معنا بر قلب هر خوانندهای به گونهای خاص نازل میشود.
با هر فالنویسی را دکان بازاری برای فروش کتاب میداند و میگوید: میتوان برای هر بیت از دیوان حافظ، برداشتهای متعددی داشت؛ زیرا این اثر متنی باز است و قرار دادن معنای واحد برای آن، ارزش اشعار این شیرین سخن فارسی را پایین میآورد. راه پژوهش برای همه پژوهشگران و مولفان باز است، اما بسیاری از مقدمات و پژوهشهایی که در این حوزه انجام میشود، با آثار گذشتگان تفاوت چندانی ندارد، تنها تفاوتی که در این زمینه دیده میشود، تغییر لحن نویسنده است.
فالنامهها مردم را با شعر حافظ آشناتر میکند
اما با همه تاثیرات منفی که فالنامههای حافظ در جامعه داشته است، گاهی تکثیر این فالنامهها به عنوان یک رسانه عامهپسند میتواند مردم را با شعر حافظ بیش از پیش آشنا کند.
دکتر غلامرضا جمشیدنژاد در این باره معتقد است: فالنامههایی که هماکنون منتشر میشود، از نسخههای معتبر استفاده میشود و چندان نمیتواند مشکلاتی را در شعر حافظ ایجاد کند.
وی میگوید: در چاپ تفالها در اکثر موارد از نسخه مرحوم فروغی استفاده میشود و اعتبار آن هم در سطح بالایی است. مردم ما برای رسیدن به آرامش به شعر حافظ نیاز دارند و اگر فالنامههایی در این زمینه به چاپ میرسد، سبب آشنایی بیشتر مردم با شعر حافظ میشود.
به گفته جمشید نژاد، در گذشته نیز متون بسیاری برای فالنامهها منتشر شده است و چاپ این کتابها کار تازهای نیست.
روایت چاپ دیوان خواجه شیراز رئایت غریبی است. کمتر فارسی زبانی را میتوان پیدا کرد که از نوستالژی کودکیاش، تصاویر حافظ خوانی شب یلدا و سال تحویل را در ذهن نداشته باشد.
خلاصه به قول بسیاری از ادبا و صاحب قلمان این راز و رمز ابیات حافظ است که از ادیب و مفسر گرفته تا زاهد و پارسا و مردم عامه را از خود راضی نگه داشته است و طی این شش قرن جزء لاینفک فرهنگ ایران زمین بوده و با این تفاسیر آنچه بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، معرفی درست شعر حافظ به جامعه است تا بسیاری حافظ را فقط یک پیشگو ندانند.
معصومه کلانکی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: