ظرفیت واژه‌ها در دیوان حافظ

یکی از فعالیت‌های مغفولی که جا دارد به آن پرداخته شود، موضوع تکرار در دو بعد صرفی و نحوی در مسائل زبانی است که تا امروز حقیقت و ژرفای آن از سوی محققان روشن نشده است.
کد خبر: ۶۰۵۴۵۶

شایسته است هنری بودن تکرار در سطح کلام بررسی ​ و علت آن​روشن شود.

مهم‌ترین دلیل هنری بودن تکرار در سطح کلام به صورت واژگانی و در سطح کلمه به شکل آوایی و هجایی به جهت زایش موسیقی یا افزایش موسیقی و آهنگ در سطح کلام است. طبیعی است که تکراری را می‌توان هنری تلقی کرد که موجب آهنگین شدن کلام و موسیقایی نمودن آن شود و اگر تکرار چنین نقشی را ایفا نکند ، تکرار هنری نخواهد بود. بنابراین ما با دو نوع تکرار مواجهیم:

1ـ تکرار هنری

2ـ تکرار مکانیکی

از دید صورتگرایان، تکراری که از یک الگوی متوازن ​ و متشابه یا متباین پیروی نکند، ارزش هنری ندارد و فقط تکرار مکانیکی است.

برخی منتقدان نیز بر آنند که تکرار کامل در چارچوب توازن، ویژگی هنری ندارد چنانچه​ این توازن در سطح یک جمله مکرر باشد​ دلپذیری هنری نخواهد داشت.

بنابراین در یک تقسیم‌بندی​ می‌توان تکرار را ​ دو نوع دانست:

1ـ تکرار خلاق و هنری

2ـ تکرار مبتذل و غیرهنری

و تکرارهای خلاق و هنری نیز می‌تواند به دو نوع تقسیم شود:

1ـ تکرار خلاق نمود یافته (آشکار)

2ـ تکرار خلاق یا هنری (پنهان آشکار)

تکرارهای آشکار:

1ـ واژه

2ـ شبه‌جمله

تکرارهای پنهان آشکار نیز قابل تقسیم است به:

1ـ مصوت‌ها

2ـ صامت‌ها

اهل ادب خود می‌دانند که سهم کدام یک از تکرارها در زایش موسیقی یا افزایش آن موثر است. آیا واژه سهم موسیقی را بیشتر می‌کند یا واج‌ها؟ اگرچه واژه‌ها نیز در کاربست هنری به افزایش موسیقی و زیبایی سخن کمک می‌کند اما تکرار واج‌ها رسالتی دیگر و حتی فراتر از آن، در هنری نمودن کلام دارد. به همین جهت در باور پیشینیان تکرارهای واژگانی را اغلب ناخوش‌تراشی کلام یاد کرده‌اند و برخی نیز بر پندار پیشینیان تکرارهای هنری را از تکرارهای غیرهنری جدا نموده‌اند . مثلا:

ای چشم تو چشم چشمه چشم هم

بی‌نور تو نور نیست بر چشم همه

چشم همه را نظر به سوی تو بود

از چشم تو چشمه‌هاست بر چشم همه

را مکرر و نازیبا توصیف داشته‌اند.

در گذشته از تکرارهای واژگانی در عناوینی چون جناس تام،‌ اعنات، التزام، اقسام ردالصدریاد کرده اند و در سطح آواها نیز به جناس‌های مختلف پرداخته‌اند.

البته ​برخی ​ پژوهشگران، برخی جناس‌های مذکور را از خصایص هنری شعر به شمار نیاورده‌اند.

ما در تقسیم تکرارهای واژگانی، آنها را به اقسامی چند تقسیم می‌داریم:

1ـ تکرار همسان متوالی

2ـ تکرار همسان متباین

3ـ تکرار ناقص متباین

 

تکرار همسان متوالی

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر شبی در حلقه زلف تو یا رب یا رب است

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم

که گاه گاه بر او دست انجمی باشد

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله

المدام المدام یا احباب

در پایان لازم است به نوعی دیگر از تکرار در شعر حافظ اشاره کنم که​ در ساحت معنی‌شناسی جالب توجه است اما ​ در آهنگ و موسیقی سهم چندانی ندارد. این تکرار،تکرار در​مضامین است که حافظ در آن هنرمندی بی بدیل است و در این خصوص​ کتاب و مقالات فراوانی نیز تالیف​ شده است.

اما نوع دیگری از تکرار در شعر حافظ وجود دارد که ضمن ارتباط با مخاطب و ساده‌نمایی زبان از خصایص زبانی شعر حافظ به شمار است. و توضیح و توصیف آن مجال بیشتری می‌طلبد. مانند:

هرچه خواهد گو بگو و هرکه خواهد گو بیا

کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربی است

عاشق دردی کش اندر بند مال و جاه نیست

عباسعلی وفایی / رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها