در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متهم که فرهاد نام دارد، میگوید: من از مدتها قبل با پسر مقتول بر سر مسائل مالی اختلاف داشتم. از او طلبکار بودم اما آرش حاضر نبود بدهیاش را قبول کند و بپردازد، همین موضوع باعث شده بود اختلافات میان ما زیاد شود به همین دلیل تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم تا بلکه از لجبازی دست بردارد و بدهیاش به من را بدهد.
فرهاد برای این کار از سه نفر از دوستان خود کمک گرفت و آنها قبول کردند در دعوا با آرش شرکت کنند. متهمان روز نهم فروردین سال گذشته سوار بر خودروی پژوی فرهاد شدند و سراغ آرش رفتند. متهم اصلی پرونده ادامه میدهد: من با خودم چاقو برداشته بودم. فکر کردم در دعوا هر اتفاقی ممکن است رخ بدهد، برای همین آن را برداشتم تا اگر لازم شد از خودم دفاع کنم البته به هیچ وجه قصد قتل نداشتم و فقط میخواستم از آن برای ترساندن استفاده کنم.
چهار پسر جوان روز حادثه سراغ آرش رفتند و وقتی او را دیدند که سوار بر موتورسیکلت به سمت خانهاش حرکت میکند به تعقیب وی پرداختند. وقتی آرش به مقابل خانه رسید از موتور پیاده شد تا آن را پارک کند. مهاجمان همین فرصت را کافی دانستند و بعداز پیاده شدن از خودرو به سمت آرش حمله کردند. متهم توضیح میدهد: وقتی زد و خورد بین ما شروع شد آرش خیلی داد و فریاد کرد و در همین موقع پدرش که در خانه بود صداها را شنید و بیرون دوید.
مرد شصت ساله وقتی دید چهار نفر بر سر پسرش ریختهاند و در حال کتک زدن وی هستند به هواداری از فرزندش وارد دعوا شد. فرهاد میگوید: دعوا بالا گرفته بود. من بشدت عصبانی شده بودم و دیگر هیچ کنترلی روی رفتارم نداشتم، از طرفی اهالی محل همه از خانه بیرون آمده بودند و ما را تماشا میکردند هر لحظه ممکن بود به من حمله کنند و ما مغلوب شویم در یک لحظه یاد چاقو افتادم و آن را از جیبم درآوردم.
فرهاد مدعی است قصد قتل نداشت اما با چاقو ضرباتی را به پدر و پسر وارد کرد: «بعد از این کار همگی سوار پژو شدیم و به سرعت فرار کردیم میترسیدم اتفاقی برای آرش و پدرش بیفتد، امیدوار بودم کسی کشته نشود.»
اهالی محل وقتی دیدند پدر و پسر بشدت خونریزی دارند آن دو را بسرعت به بیمارستان رساندند و پزشکان تلاش خود را برای نجات آنها آغاز کردند ولی پدر آرش در نهایت جانش را از دست داد. پس از آن پرونده قتل تشکیل شد و کارآگاهان با تحقیقات گستردهای که انجام دادند موفق شدند فرهاد و سه متهم دیگر را ردیابی و دستگیر کنند.
فرهاد میگوید: در جریان بازجوییها اعتراف کردم فقط من چاقو داشتم البته انگار کسی هم با چوب ضرباتی را به آن دو وارد کرده بود. در آن نزاع آدمهای زیادی حضور داشتند ولی من و دوستانم چوب همراه نبرده بودیم و در این خصوص اتهامی متوجه ما نیست.
فرهاد بعد از اعتراف به صحنه جرم منتقل شد و جزئیات نزاع خونین را بازسازی کرد. پس از آن روانه زندان شد تا مراحل قانونی پرونده طی شود.دو هفته قبل بازپرس ویژه قتل با بررسی دقیق پرونده فرهاد را مجرم شناخت و قرار مجرمیت را صادر کرد. نماینده دادستان نیز با صدور کیفرخواست، پرونده را در اختیار قضات دادگاه کیفری استان خراسان رضوی قرار داد تا آنها متهم را محاکمه کنند و درباره سرنوشت وی تصمیم بگیرند.این در حالی است که اولیای دم مقتول خواستار قصاص قاتل هستند و فرهاد میداند روزهای سختی را در پیش دارد و باید خودش را برای دفاع و تلاش به منظور جلب رضایت شاکیان آماده کند. او تا قبل از این که مرتکب قتل شود به عنوان فردی تبهکار شناخته نمیشد اما ناتوانی در کنترل خودش سبب شد با سنگینترین اتهام مواجه شود.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: