در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید گذر زمان موجب شده بود این حرفها بیش از هر چیز در نظرمان تنها ترسیمی خوشبینانه از آینده باشد، اما اوضاع امروز موسیقی کشور نشان میدهد که این اتفاق در حال رخ دادن است و نسل جوان موسیقی این توان را دارد که موسیقی کشورمان را دچار تحول کند و پیوند عمیقتری میان مخاطبان و با موسیقی ایرانی ایجاد کند. اجرای کنسرت موسیقی «حریق خزان» به خوانندگی علیرضا قربانی، آهنگسازی مهیار علیزاده و رهبری سهراب کاشف یکی از اتفاقات بسیار خوب موسیقی کشورمان است که بخشی از این آینده درخشان را روی صحنه آورد. قربانی پیش از این بارها اجراهای موفقی در ایران و خارج از کشور داشته و خوانندهای شناختهشده است.
آهنگسازی مهیار علیزاده و سهراب کاشف که هر دو متولد 1360 هستند، هفته گذشته کاری را روی صحنه بردند که در نهایت دقت و زیبایی اجرا شد و تحسین حاضران در سالن را برانگیخت. اغلب قطعات این کنسرت قطعاتی برگرفته از آلبوم «حریق خزان» بود و تنها سه قطعه «درد مشترک»، «بیخوابی» و «مرا» از قطعات این آلبوم نبود. قطعه بیکلام «خاطرات»، «رنگ زندگی» و قطعات باکلام «آخرین جرعه جام»، «درد مشترک»، «بیخوابی ارغوان» و «مرا» اجرا شد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.
اگر بخواهیم «حریق خزان» را از منظر اشعاری که انتخاب کرده است بررسی کنیم، میتوان گفت انتخابها اغلب هوشمندانه بوده و بیان روایی آنها در جذب مخاطب تاثیرگذار است. مخاطب هنگام شنیدن آلبوم حس یک شنونده صرف را ندارد، از این رو به دنیای روایتها و تصویرسازیهای اشعار قدم میگذارد و خود را جزئی از آنچه در روند خلق این اثر رخ داده است، حس میکند. نمیتوان آهنگسازی این اثر را نادیده گرفت. علیزاده با اینکه آهنگساز جوانی است و پیش از این نامی از او نشنیده بودیم توانسته در این آلبوم با نگاهی تازه در موسیقی کلاسیک ایرانی به آهنگسازی بپردازد و شیوه و نگاه تازهای را در این اثر عرضه کند. او در آهنگسازی این اثر از هیچ ساز ایرانی استفاده نکرده است، البته درباره این موضوع نمیتوان ایرادی گرفت و به احتمال زیاد برای این کار خود دلیلی داشته است.
سهراب کاشف، رهبر ارکستر جوان گروه هم که در خارج از ایران ساکن است، بسیار پرشور و هیجان کار رهبری خود را انجام داد. او که پیش از این گفته بود علاقهمند به رهبری و اجرای برنامه در ایران است «حریق خزان» را فرصتی مغتنم دانسته و از آن به بهترین شکل برای نشان دادن تواناییهای خود استفاده کرد. البته توجه جامعه ما به شعر موضوعی است که بر هیچکس پوشیده نیست و از این رو قطعات «حریق خزان»، «آخرین جرعه جام» و «ارغوان» به سبب داشتن شعرهایی که در ذهن مردم سبغه خاص خود را دارند بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: