اسلام دارای 3 بعد اعمال، ایمان و کمال است

ایمان و رفتار دینی در مسیر کمال

امروز وقتی درباره اسلام سخن می‌گوییم، عوامل متعدد تاریخی و اجتماعی در فهم ما از این واژه اثر می‌گذارد. نحوه فهم روزنامه‌نگاران، سیاستمداران و رسانه‌های تصویری از مهم‌ترین این عوامل است. عقاید و ایدئولوژی‌های معاصر ـ که مبتنی بر پیش‌فرض‌های غیرمحقق و ناخودگواه هستند ـ نظریات خاصی درباره حیات را به ما القا می‌کنند. با پیش‌فرض‌های امروزین که ما را احاطه کرده‌اند، دستیابی به چگونگی فهم مولفان مسلمان پیشامدرن از دینشان امر ساده‌ای نیست. تصور آنها از اسلام با نگاه رایج امروزین، نه‌تنها در مطبوعات بلکه در فضای کارشناسان متفاوت بود. برای به دست آوردن اهمیت جهان‌بینی مولفانی که در این کتاب از آنها سخن رفته است، محتاج تبیینی از اسلام هستیم که هم وفاداریش را به دیدگاه آنان حفظ کند و هم برای خوانندگان امروزین قابل فهم باشد.
کد خبر: ۶۰۲۵۳۲

اعمال

حتی در اصطلاحات امروزین هم بدیهی است که کارهای انسان کانون‌های متفاوتی دارد. برخی بر فعالیت‌های بدنی متمرکزند، برخی در حیات ذهن و برخی در قلب. یکی از معانی محتمل طبقه‌بندی این حوزه‌ها، سخن گفتن از سه بعد اصلی وجود انسانی نظیر رفتار، معرفت و خواست یا فعالیت، عقلانیت و معنویت است. این تقسیم سه‌گانه در بسیاری از متون اسلامی در کنار هم آمده است. یکی از نخستین نمونه‌های آن در حدیث معروف به حدیث جبرئیل(ع) است که پیامبر(ص) در آن دین را به سه حوزه که من آنها را اعمال، ایمان و کمال می‌نامم، تقسیم کرد. پیامبر(ص) در نامگذاری این سه بعد از عباراتی که در تاریخ عقلانی اسلام اهمیت زیادی دارند، استفاده کرد: اسلام، ایمان و احسان. برای درک دین اسلام به عنوان حقیقی دارای این ابعاد، آدمی باید نسبت به استلزامات این کلمات در قرآن، حدیث و سنت معرفت یابد.

کلمه اسلام در قرآن چهار معنی دارد که همه آنها به روابط خداوند و مخلوقاتش مرتبط است. اسلام تحت کنترل بودن مخلوقات از سوی خدا را نشان دهد. «هر که در آسمان‌ها و زمین است ‏خواه ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوی او بازگردانیده می‏شود.» (3.83)

در معنایی دقیق‌تر، اسلام به معنای تسلیم اختیاری به اراده الهی با پیروی از پیام‌های نازل شده وی است. قرآن، ابراهیم، یوسف، نوح، لوط و خانواده‌اش و حواریون مسیح و برخی دیگر از چهره‌های پیش از اسلام را مسلم می‌شمارد. حتی فرعون وقتی غرق شدن را در برابر خود می‌بیند (10.90) ادعای اسلام کرده و کسی چون ابن عربی را وادار بدان می‌کند که موضوعی چالشی چون کفایت اسلام فرعون برای رستگاری وی را مطرح کند.

معنای سوم اسلام به معنای دین نازل بر حضرت محمد(ص) در قرآن است. روشن‌ترین نمونه این استفاده در قرآن آیه‌ای است که پس از حجه‌الوداع بر پیامبر نازل شد. «امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.» (5.3) این همان معنایی است که من در پی بیان آنم.

معنای چهارم و محدودتر اسلام، اعمال بیرونی دین است که از اعمال درونی که باعث خلوص و صداقت در دین می‌شوند، مجزا می‌شود. یک آیه مهم که تفاوت اسلام و ایمان را بیان می‌کند، مبین این معناست: «عرب‌های بادیه‏نشین گفتند: «ایمان آوردیم.» بگو: «ایمان نیاورده‏اید، لکن بگویید اسلام آورده‏ایم و هنوز ایمان به دل‌هایتان درنیامده است» (49.14). اسلام در معنای چهارم، نمایانگر یکی از سه بعد اسلام است و اگر خواهان درک معنای سوم اسلام باشیم، فهم این معنا نیز ضروری می‌کند.وقتی جامعه اسلامی، دوران صدر اسلام را پشت‌سر گذاشت و مکاتب و رهیافت‌های مختلف در آن پدیدار شدند، معنای چهارم اسلام اشاره به ساحتی شد که علم فقه در آن حجیت خود را آشکار می‌کرد. فقها، عالمانی هستند که کارشناس پنج اصل اسلام و دیگر اعمال شریعتند. اگر مردم بخواهند روش وضو گرفتن یا نوشتن وصیت یا صیغه نکاح را بدانند، آن را از فقیه می‌پرسند.

فقیه در جایگاه عالم فقه، سخنی درباره ایمان یا کمال ندارد، چرا که اینها به ساحات دیگر دین مرتبط است. چنان که ابوحامد غزالی (1111.505) می‌گوید: «فقیه درباره درست و نادرست و مقدمات آن در اسلام سخن می‌گوید و دراین کار به چیزی جز وجه زبانی آن توجهی ندارد. قلب خارج از حوزه زعامت عالم فقه است.»

ایمان

ایمان، بعد دوم اسلام است. قرآن بارها این واژه و مشتقات آن بویژه وجه جمعی مومنون را به کار می‌برد. گرچه مترجمان ایمان را به باور ترجمه می‌کنند، اما ریشه لغت به معنای امن بودن، حفظ و آرامش است. بنابراین معنای لغوی ایمان، امن، محفوظ، آرام و بی‌ترس بودن است. استلزام این معنا آن است که شخص با ایمان به خدا از خطا مصون بوده و در صدق و حقیقت ریشه می‌دواند. ایمان بعدی شناختی دارد که گام برداشتن در مسیر اطمینان است.

تعدادی از آیات قرآن، موضوعات ایمان را تبیین می‌کند. برای مثال این آیه: «نیکویی آن است که کسی به خدا و روز رستاخیز، فرشتگان، کتاب و پیامبران ایمان آورد.» (2.177) پیامبر(ص) در حدیث جبرئیل با تعریف ایمان به «ایمان به خداوند، فرشتگان، کتب، رسل، روز قیامت و قدر خیر و شر»، بیانی مثالی به این موضوعات می‌دهد. توجه کنید که پیامبر(ص) در تعریف ایمان، خود کلمه را تکرار می‌کند که اینجا برخلاف برخی احادیث دیگر، معنای ایمان مورد نظر نیست بلکه سخن درباره موضوعات ایمان است. همه موضوعاتی که در این حدیث ذکر شده، در علوم اسلامی مطالعه می‌شوند. رهیافت محققان مسلمان به این موضوعات، مطابق رهیافت امروزین آن نبود. فرض آنها براین نبود که این موضوعات ممکن است درست باشد یا نادرست. برعکس، اینها برای آنان حقایق عینی بودند که باید در ماهیت اشیا یافت می‌شد.

اگر بعد اول اسلام، حوزه تخصص فقها باشد، بعد دوم موضوع مطالعه سه گروه از محققان یعنی متکلمین، فلاسفه و عارفانی است که با موضوعات نظری همچون الهیات و هستی‌شناسی سرو کار دارند. این سه حوزه پردامنه تفکر ـ که هر یک چند شاخه دارد ـ به طرق مختلف قابل شناسایی‌ است. در جای دیگری گفته‌ام که یکی از راه‌های شناخت تفاوت رهیافتشان، توجه به تأکیدی است که آنها بر اشکال مختلف علم دارند. فیلسوفان کم و بیش مدعی بسنده بودن عقل در فهم ماهیت اشیا هستند. مداخله پیامبرانه ـ حداقل برای فیلسوفان ـ لازم نیست. اهل کلام براولویت وحی تأکید دارند، این در حالی است که تفسیرشان از وحی، عقلانی است و بنابراین در ساحت نقش عقل در کنار فیلسوفان قرار می‌گیرند. عرفا، برخلاف متکلمان و فلاسفه، عقل را در شناخت ماهیت اشیاء نابسنده می‌دانند. آنها با متکلمان موافقند که وحی جایگاه اصلی را دارد، اما اتکا فقط به تفسیر عقلی هم مانع فهم کامل آن است. عقل باید به معرفتی که از خدا می‌آید، الحاق شود. این علم الهی به نام‌های متفاوتی چون کشف، ذوق و بصیرت خوانده می‌شود. تنوع نظرات در بعد ایمان، بیش از بعد نخست نمایان است. فقها دلنگران عالم بیرون هستند که ساحت مشهود است و به جزئیات قابل تحلیل، اما آنان که با مقوله ایمان درگیرند، بیش از ظاهر درگیر عالم نامشهود باطن هستند.

کمال

بعد سوم اسلام، کمال یا فضیلت است که پیامبر(ص) آن را احسان نامید. این کلمه از ریشه «حُسن» و مشیر به معنای زیبایی و خیر است؛ بنابراین احسان به معنای انجام امر زیبا و خوب، امری را خوب انجام دادن، چیزی را به کمال انجام دادن و کسب کیفیات کمالی و فضیلت است. معیار سنجش خیر، زیبایی و فضیلت، نظر افراد نیست، بلکه آموزه‌های دین است.

در حدیث جبرئیل(ع)، پیامبر احسان را به خدمت یا عبادت خدا تعریف می‌کند، چنان که تو او را می‌بینی و اگر تو او را نبینی، مطمئنا او تو را می‌بیند. به بیان دیگر، وجه سوم اسلام با عمق یا جهت درونی و باطنی که با فعل و فکر همراه است، سر و کار دارد. آدمی باید بداند که هر چه می‌کند در محضر خداست. این به معنای داشتن هماهنگی روحانی با عمل و ایمان است.

افراد اگر نتوانند دو بعد نخست دین را عمیقا دریابند، در دام فعل بی‌معنا و تعارفات زبانی افتاده‌اند، اما همه می‌دانند که سزاواری عمل به نیتی است که آن را به پیش می‌برد، در حالی که تعارفات زبانی بدون فهمشان، ارزشی ندارند. اگر دین برای کسی امر جدی باشد، باید راهی به عمق آن بیابد. طبیعتا در دین مراتب و درجاتی است. بسیاری از متفکران مسلمان برآنند که آدمیان سرانجام مطابق با عمق و سطح ایمان و عمل خود دسته‌بندی می‌شوند. این یکی از معانی آن آموزه سنتی است که بهشت و جهنم در آن ذومراتب است.

چنان که دو بعد نخست، عالمان خود را دارد، محققان و حکمایی هم حیات خود را وقف بیان ماهیت و معنای بعد سوم کرده‌اند. بسیاری از این افراد عارف خوانده شده‌اند، هرچند فلاسفه و متکلمانی هم بوده‌اند که به کشف این معارف کمک کرده باشند. دقیقا همان طور که بحث در بعد ایمان به بحث و تعارضات بیشتری از بعد عمل انجامید، احسان هم به دلایل مشابه، به جهت وجه کمالی‌اش بحث‌برانگیزتر از ایمان است.

خلاصه، چنان که پیامبر(ص) در حدیث جبرئیل(ع) فرمود، اسلام منطوی عمل، ایمان و کمال است، می‌توان بسیاری از اصول تحقیقی را که در اسلام براساس تأکید براین ابعاد بنا شده را طبقه‌بندی کرد. البته نیاز به مرزبندی دقیق نیست، زیرا این تقسیم سه‌گانه فقط برای ارائه یک چشم‌انداز است. به علاوه وقتی ابعاد اسلام در انسان فعلیت یافت، آنها به وجوه متفاوت حقیقتی واحد بدل می‌شود. هر چه این ابعاد سه‌گانه بر هم منطبق‌تر شوند، رهیافت آدمی به شخصیت کمال یافته و ماهیت حقیقی خود ـ که هماهنگی کامل و وحدت محض است ـ نزدیک‌تر است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها