گفت‌وگو با داستین هافمن

هافمن با «شانس» به تلویزیون می‌آید

داستین هافمن را همه به عنوان یک بازیگر غیرمتعارف و موفق سینما می‌شناسند که در فیلم‌های برتر چند دهه اخیر سینما در نقش‌های متفاوتی بازی کرده است. این نقش‌ها از یک سو با تحسین منتقدان سینمایی روبه‌رو شد و از سوی دیگر او را نامزد دریافت جایزه اسکار کرده است.
کد خبر: ۶۰۱۴۵۵

اما بازی و حضور هافمن در مجموعه تلویزیونی «شانس» تعجب همگان را برانگیخت. کمتر کسی فکر می‌کرد این بازیگر کهنه‌کار سینما راهی صفحه کوچک تلویزیون شود و نقش اصلی یک مجموعه تلویزیونی را بازی کند. البته هافمن، کار بازیگری را از اوایل دهه 60 میلادی با بازی در نقش‌های کوتاه و کم‌اهمیت تلویزیونی شروع کرد و سال 1985 در فیلم سینمایی تلویزیونی «مرگ یک دستفروش» به کارگردانی فولکر شلوندروف، فیلمساز آلمانی‌تبار سینما هم ظاهر شد ولی شانس، اولین مجموعه بلند تلویزیونی بود که هافمن در نقش شخصیت اصلی آن به نام چستر برنشتاین بازی کرد و در تمام اپیزودهای آن حضور داشت. قصه شانس در دنیای شرط‌بندی‌های مسابقه‌های اسب‌سواری رخ می‌دهد و با حال و هوای افشاگرانه خود به بررسی حقه‌ها و کارهایی می‌پردازد که آدم‌ها و اهالی این حرفه انجام می‌دهند. دیوید میلچ، خالق مجموعه است و مایکل مان، فیلمساز و تهیه‌کننده غیرمتعارف سینما (و سازنده فیلم‌های «نفوذی» و «گرما») تهیه‌کننده اصلی آن است. خود داستین هافمن هم به عنوان تهیه‌کننده با این مجموعه همکاری داشته است. استقبال بالای تماشاگران تلویزیونی از شانس باعث شد تولید فصل دوم آن هم در دستور کار قرار گیرد، ولی هنوز زمانی برای شروع تولید آن تعیین نشده است.

چرا بازی در یک مجموعه تلویزیونی را قبول کردید؟

تعصبی نسبت به سینما یا تلویزیون و بازی جلوی دوربین هر یک از آنها ندارم. باورم این است که باید در کارهای قابل قبول و قابل دفاع بازی کنم، حالا می‌خواهد در تلویزیون باشد یا سینما. سال‌های گذشته پیشنهادهای زیادی برای بازی در کارهای تلویزیونی داشتم. اما فیلمنامه‌ها چندان جالب نبود و مرا جذب خودشان نمی‌کرد. به دنبال فیلمنامه‌ای بودم که قصه و کاراکتری قوی داشته باشد. نمی‌خواستم به من بگویند چرا این کار یا آن کار ضعیف را برای ورود به دنیای تلویزیون انتخاب کرده‌ای. وقتی فیلمنامه شانس به من پیشنهاد شد، بلافاصله آن را پسندیدم و بازی در نقش اصلی آن را قبول کردم. خب تهیه‌کننده این مجموعه مایکل مان، فیلمساز قدیمی سینما و دوست صمیمی خودم بود.

از کار در یک مجموعه تلویزیونی راضی هستید؟

خب، می‌دانید آنها در تلویزیون پول دارند و روی طرح‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنند. پول به آنها کمک می‌کند به سراغ چیزهایی بروند که کمی دور از دسترس است. دیدگاه و انتظارم از تلویزیون تا پیش از بازی در مجموعه شانس چیز دیگری بود. اما در زمان تولید این مجموعه متوجه شدم در تلویزیون هم مثل سینما تمام کارها را جدی می‌گیرند و کسی با آدم شوخی نــدارد. زمان فیلمبــرداری شانس مجبور نبودیم به دلیل کمبود وقـت یا ســرمایه، 200 صفحه فیلمنامه را در یک فاصله زمانی کوتاه کار کنیم. تمام کارها به صورت طبیعی پیش می‌رفت. مسئولان شبکه تلویزیونی اچ.بی.او مرا در کارم آزاد گذاشته بودند و سانسوری وجود نداشت. من آزادی عمل داشتم که بازی‌ای را جلوی دوربین ارائه کنم که خودم احساس می‌کنم خوب و یکدست است. جلوی دوربین تلویزیون کاری را می‌کردم که خودم می‌خواستم.

فکر می‌کردید سینما و تلویزیون تفاوت‌های زیادی با هم دارد؟

پیش‌بینی می‌کردم چنین باشد و خودم را آماده این تفاوت‌ها کرده بودم. اما در طول کار، تفاوت زیادی احساس نکردم، شاید یک دلیلش این باشد که حرفه‌ای‌های سینما در کار تولید مجموعه همکاری داشتند. کارگردان و دیگر عوامل تولید شانس، هنرمندان همکار خودم در سینما بودند و ما هر روز بین چهار تا پنج صفحه فیلمنامه را فیلمبرداری می‌کردیم.

فکر می‌کنید حضور مایکل مان به عنوان تهیه‌کننده شانس به شما قوت قلب و جسارت همکاری با این پروژه را داد؟

صددرصد. من با دنیای تلویزیون آشنایی نداشتم و از ورود به آن می‌ترسیدم، ولی مایکل مان مثل یک حلقه اتصال مثبت بود که باعث آرامش خاطر من به عنوان یک بازیگر سینما می‌شد. من داشتم وارد یک وادی تازه و ناشناخته می‌شدم که چیز زیادی درباره‌اش نمی‌دانستم و از ورود به آن هم کمی وحشت داشتم. اما حضور مان این ترس را می‌گرفت و کمک می‌کرد وارد این دنیای ناشناخته شوم. او اپیزود اول مجموعه را که مثل یک فیلم سینمایی حدود یک ساعت و نیم بود، کارگردانی کرد.

اگرچه کارگردان اپیزودهای بعدی افراد دیگری بودند، ولی وی به عنوان تهیه‌کننده همراه گروه بود و تمام مدت سر صحنه فیلمبرداری حضور داشت. مایکل مان به دلیل توانایی‌های بالای کاری و حرفه‌ایش،‌کارگردان رویایی هر بازیگری است. او نهایت همکاری را با بازیگران خود دارد و نصیحت‌ها و پیشنهادهای خیلی خوب به آنها می‌کند. مان از آن فیلمسازان و تهیه‌کنندگانی است که از بازیگر می‌خواهد در دل نقش نفوذ کند و زیر پوست او برود. برایش هم فرقی نمی‌کند این بازی برای تلویزیون است یا سینما. به هر حال او کارش را با نهایت دقت انجام می‌دهد.

کار با او در این مجموعه تلویزیونی چگونه بود؟

جمله‌ای را که روز اول به من گفت‌ هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. وقتی می‌خواست این جمله را بگوید کمی جلو آمد و زیر گوشم نجوا کرد. انگار نمی‌خواست کس دیگری این صحبت را بشنود. به من گفت مبادا این کار را شوخی بگیری و فکر کنی برای زنگ تفریح به تلویزیون آمده‌ای! این کار هم مثل تمام کارهای سینمایی بوده و جدی است و باید همان اندازه وقت برایش بگذاری. این جمله او تا حدی مرا تکان داد. بدون این‌که به او گفته باشم، ‌انگار می‌دانست بازی در یک مجموعه تلویزیونی برایم خیلی جدی نیست. یا شاید به اندازه سینما برایم جدی نبوده است. تازه فهمیدم اهالی تلویزیون برای کارشان ارزش و اعتبار خاصی قائل هستند و نباید آن را به عنوان وقت پرکنی یا محلی برای کسب درآمد بیشتر تلقی کرد. مان از من خواست تا حد ممکن طبیعی بازی کنم و غلوی در کارم نباشد. او می‌خواست مثل زندگی آدم‌های روزمره با نقشم جلو بروم. حتی از من خواست فشار بیهوده به خودم نیاورم، اما تاکیدش این بود که بازی در شانس را به اندازه فیلم‌های سینمایی‌ام جدی بگیرم.

برای نزدیک شدن به شخصیت چستر برنشتاین در این مجموعه‌ با مشکلی روبه‌رو نبودید؟

خب، شما چه در تلویزیون باشید و چه در سینما، باید به درون شخصیت مورد نظر رسوخ کنید و او را کشف کرده و به شکلی منطقی به نمایش بگذارید. تفاوت کار در این است که شما در تلویزیون باید این شخصیت را در 12 اپیزود بازی کنید و تحول او را در یک پروسه زمانی طولانی‌تر نمایش دهید. در سینما فقط دو ساعت برای این کار فرصت دارید، ولی تلویزیون وقت و زمان بیشتری در اختیارتان می‌گذارد. همین مساله باعث می‌شود بتوانید (و فرصت آن را داشته باشید) که بخوبی به تحلیل این شخصیت و کارهای او بپردازید. این بخش کار برایم خیلی جالب بود.

فصل دوم مجموعه شانس، تفاوتی هم با فصل اول آن خواهد داشت؟

نه خیلی زیاد. این فصل، ماجراهای فصل اول را دنبال خواهد کرد و در عین حال، وارد فضاها و موقعیت‌های تازه می‌شود.

در آینده در مجموعه‌های تلویزیونی دیگری هم بازی خواهید کرد؟

حتما این کار را خواهم کرد، ولی عجله‌ای برای این کار ندارم. قبل از هر چیز باید یک فیلمنامه خوب داشته باشم که دارای شخصیت‌های قوی باشد و از یک شخصیت‌پردازی قوی بهره گرفته باشد. به مجرد آن که چنین فیلمنامه‌ای پیدا کنم، قرارداد بازی در آن را امضا خواهم کرد. یک چیز را مطمئن باشید. در آینده مرا بیشتر در تلویزیون خواهید دید.

سال گذشته اولین فیلم سینمایی خود «کوارتت» را کارگردانی کردید. احتمالش هست برای تلویزیون هم مجموعه‌ای را کارگردانی کنید؟

به این موضوع فکر نکرده بودم. احتمال آن هم وجود دارد. همان طور که گفتم به نوع کاری بستگی دارد که به من پیشنهاد می‌شود. شما کدام هنرمند را سراغ دارید که به یک پیشنهاد خوب پاسخ منفی بدهد؟

به نفع تلویزیون که سینما را کنار نمی‌گذارید؟

خیر، اصلا. چرا باید این دو را مقابل هم قرار دهیم و بگوییم اگر کسی در یکی از آنها کار کند نباید در آن یکی هم فعال باشد. من تضادی میان این دو نمی‌بینم. آنها را در نقطه مقابل یکدیگر قرار نمی‌دهم. در حقیقت، سینما و تلویزیون مکمل هم هستند و باید یک رابطه خوب میان آنها برقرار باشد. به نظر من هیچ اشکالی ندارد یک بازیگر سینما در تلویزیون هم کار کند و برعکس. خوشبختانه مردم عادی و تماشاگران از برنامه‌ها و فیلم‌های خوب، هم تلویزیون و هم سینما استقبال خوبی می‌کنند.

منبع :اینترتینمنت ویکلی / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها