کوه تفتان دیدار با رستم دستان

کویر ، آنجا که چشم تا دوردست فقط بیابان صاف و هموار می بیند و بس و تو دلخوش به آن که صخره ای ببینی ، ناگهان رشته کوهی سر به فلک کشیده چون نگینی از دل کویر برآمده و تا عرش بالا رفته.
کد خبر: ۵۹۷۲۰
تفتان ، آتشفشان آرام ، قله ای که بلندایش طعنه به آسمان می زند و بوسه ستاره ها با کویر را می توان در افق آن دید. تفتان میان سیستان و بلوچستان است.
آنجا که زادگاه رستم دستان و حیطه فرمانروایی یعقوب لیث نام آور بوده ، آنجا که در اوستا آمده یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا آفریده ، آنجا که در زمان هخامنشیان منطقه ای آباد بوده و در کتیبه های بیستون و تخت جمشید از آن به نیکی یاد شده است.
قله ای میان قوم بلوچ ، همان قوم که استاد معین درباره شان گفته : «قومی ایرانی ، صحرانشین و دلیر ساکن بلوچستان که طوایف خارجی کمتر در آن نفوذ کرده و ایشان برابر بیگانگان مقاومت نموده اند» آنجا که آثار به دست آمده از تپه های تاریخی اش نشان از قدمت 5 هزار ساله اش دارد. سال 1893 میلادی ژنرال سرپرسی سایکس ، جهانگرد انگلیسی برای اولین بار به قله تفتان صعود کرد و اینک پس از 112 سال گروه کوهنوردی خاتم الانبیائ تهران قصد فتح آن را دارد ، آن هم به مناسبت بیست و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی.
پرواز از تهران با پرنده آهنین بال به مقصد زاهدان و طی کردن مسافت 1567 کیلومتری یک ساعت و نیم طول می کشد. پس از ورود به زاهدان و مشاهده اطراف بر باطل بودن آنچه طی سالها در افکارمان شکل گرفته بود واقف می شویم.
زاهدان را شهری آباد، شاداب پر از طراوت و تازگی و زیبایی می بینیم وجود 3 دانشگاه بزرگ از زاهدان شهری جوان و پویا ساخته است.
یکی از موضوعاتی که بیش از همه توجه انسان را در بدو ورود به زاهدان جلب می کند ، تنوع رنگ در پوشاک است ، البته تنوع رنگ در تمام نقاط ایران بویژه میان ایلات و عشایر به وفور دیده می شود. پس از ورود به خوابگاه تربیت بدنی و استراحتی کوتاه ، عازم میعادگاه همه مسافران و میهمانان از شهر زاهدان یعنی خیابان و چهارراه رسولی می شویم ؛ آنجا که به قول معروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود و می توان هر آنچه برای یک سفر خاطره انگیز نیاز است ، پیدا کرد.
حضور دانشجویان ، مسافران ، تجار و ورزشکاران از اقصا نقاط کشور در این خیابان جالب توجه است. یکی از نکات به یاد ماندنی از شهر زاهدان این است که از هر کوی و برزن و استراحتگاه و مهمانسرا و وسیله نقلیه صدای خوش موسیقی محلی به گوش می رسد. شب هنگام آقای ترشیزی از ستاد امداد هیات کوهنوردی استان سیستان و بلوچستان به خوابگاه آمده و ضمن خیرمقدم اطلاعات بسیار خوبی درباره نکات مهم و ضروری صعود و فرود و خلاصه هرچه برای یک صعود موفق لازم است بدانیم ، بیان می کند.
از طرف ایشان هماهنگی برای حضور یک راهنمای محلی و نیز دستور تدارکات و تهیه امکانات لازم در پناهگاه صادر می شود. روز بعد برای رسیدن به تفتان از زاهدان خارج می شویم و وارد جاده خاش می شویم.
این جاده به نوبه خود یکی از نقاط دیدنی استان است. سمت راست جاده تا چشم کار می کند کویر هموار و صاف است ، ولی سمت چپ رشته کوههای عظیمی قرار دارند که از جنوب خراسان شروع شده و تا جنوب سیستان و بلوچستان کشیده شده اند.
پس از طی 2 ساعت و نیم و در 35 کیلومتری شهرستان خاش ، جاده ای فرعی به سمت چپ می پیچد. از همین نقطه می توان به راحتی قلل پوشیده از برف و سر به فلک کشیده تفتان را مشاهده کرد. هرچه به دامنه نزدیک تر می شویم ابهت و عظمت کوه بیشتر نمایان می شود.
از روستاهای گزشه و جم چین عبور کرده تا به اردوگاه تربیتی شهید فهمیده وابسته به وزارت آموزش و پرورش می رسیم که معروف به قرارگاه است.

  • هرگز فکر نمی کردیم در سیستان و بلوچستان برف ببارد ، ولی هرچه بالاتر می رویم بر ضخامت برف ها افزوده می شود

  • بارها و کوله های خود را برداشته و آماده حرکت می شویم. راس ساعت مقرر راهنمای محلی به نام عزیز کردی ، جوانی 27 ساله با چهره ای آفتاب سوخته و لباس زیبای بلوچی به ما می پیوندد. کودکان روستا دور و برمان را پر می کنند و چشمهای معصوم و نگاه کنجکاوشان ما را بر آن می دارد تا از درس و مدرسه سوال کنیم و با آنها لحظات خوشی داشته باشیم.
    پس از دقایقی به سمت مقصد حرکت می کنیم. ابتدا از روی رودخانه ای عبور می کنیم که این یکی از شگفتی های طبیعت استان است. کمی بالاتر متوجه می شویم رودخانه خود از 2رود کوچکتر تشکیل شده است.
    سمت راست رودی است پرآب با بوی تند گوگرد و غیرقابل آشامیدن و سمت چپ آبی گوارا و شیرین و قابل آشامیدن که پس از اتصال ادامه مسیر یافته اند. مشاهده برف در منطقه برایمان غیرمترقبه است. هرگز فکر نمی کردیم در سیستان و بلوچستان برف ببارد ولی هر چه بالاتر می رویم بر ضخامت برفهای روی زمین افزوده می شود. خدا را شاکریم که هموطنانمان سال پرآبی در پیش دارند. در ادامه مسیر از دیواره ای عظیم که ارتفاعی حدود 50 متر و طولی حدود 150 متر دارد ، عبور می کنیم.
    در سمت راست دیواره ، پرتگاهی عمیق واقع شده است. این مجموعه بی شباهت به فیلمهای تاریخی و اساطیری نیست. پس از آن به دره ای با شیب تند وارد می شویم. عبور از دره ای به طرف پایین برای رسیدن به قله خالی از لطف نیست.
    پس از طی حدود 3.5 ساعت به پناهگاه صبح (Sobah) می رسیم ؛ پناهگاهی که در ارتفاع 3250 متری واقع شده و یکی از بهترین پناهگاه های کوهستانی کشور است. مجهز به آب ، برق ، تلفن و بخاری است.
    از بدشانسی ما به دلیل وزش طوفان شدید تعدادی از دکلهای سیم سقوط کرده اند و در نتیجه برق و تلفن قطع است ، ولی به راحتی می توان از تلفن همراه استفاده کرد. پناهگاه سال 1371 در 2 طبقه ساخته شده است. طبقه اول شامل 2 اتاق با آبدارخانه ای میان آنهاست که مجهز به آب لوله کشی و اجاق گاز است و طبقه دوم یک سالن 70 متری است که گنجایش تعداد قابل توجهی کوهنورد را دارد. کنار این پناهگاه یک هتل هم در حال ساخت است که امیدواریم به زودی به بهره برداری برسد. چشم انداز اطراف پناهگاه در نوع خود بی نظیر است.
    رشته کوه تفتان همراه با کوهها و قله های فرعی آن کوهستانی به مساحت 1800 کیلومترمربع را تشکیل می دهد. در سمت جنوب و غرب دره های عظیم و عمیق و در سمت شرق و شمال قله های مرتفع تفتان مشاهده می شوند. این قله ها عبارتند از: 1. قله شمالی که از بقیه مرتفع تر است و به کوه زیارت یا نر کوه معروف است به ارتفاع 4100 متر ؛ 2.قله جنوبی که کوتاه تر از بقیه است ، ولی آتشفشانی است و مادر کوه نام دارد و محبوب همه کوهنوردان است با ارتفاع 4050 متر ؛ 3.قله جنوب شرقی که صبح کوه نام دارد؛
    از4 جبهه می توان به سطح قله دست یافت.
    جبهه شمالی که فاصله مستقیم آن تا زاهدان 100 کیلومتر است. جبهه شرقی که تا مرز میرجاوه 55 کیلومتر است. جبهه جنوبی که خط مستقیم آن تا دریای عمان 380 کیلومتر است و جبهه غربی که از پناهگاه صبح به آن می توان دست یافت. شب را در پناهگاه به سر می بریم.
    باد و طوفان وحشتناکی می وزد به طوری که صدای وزش باد تا حدودی دلهره آور است. صبح در حالی که سرما بیداد می کند ولی هوا صاف و آفتابی است ، جبهه غربی را جهت صعود قرار می دهیم. مشاهده صخره های گوگردی و آهکی با اشکال عجیب و نامانوس برایمان جالب توجه است و با وجود سرمای شدید مجال عکاسی را از صخره ها از دست نمی دهیم. قندیل ها و حجم های برفی مناظر بدیع و زیبایی را به وجود آورده اند. ارتفاعات استان به دوران سوم و چهارم زمین شناسی تعلق دارند و سنگهای آن اغلب آهکی و گچی و گوگردی است بخش رسوبی پایه آتشفشان شامل فلیش و آهکهای محتوی آلوئولین و نومولیت و بخش آذرین آن از سنگهای اولترا بازیک است.
    پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیرین منطقه به قسمت جنوبی استان سیستان و بلوچستان به داخل زمین فرو می رودکه یکی از علتهای به وجود آمدن گل فشان و چشمه های آب معدنی و آب گرم فراوان در منطقه است.
    پس از حدود 2.5 ساعت کوه پیمایی و دست و پنجه نرم کردن با سرما و طوفان به خط الراس قله مادر کره می رسیم.
    باد بیرحمانه می وزد و دانه های یخی برف را به سر و صورتمان می کوبد ، ولی نمی توان از زیبایی طبیعت چشم پوشید. بر بام سیستان و بلوچستان و کنار دهانه آتشفشان هستیم.
    از قعر این دهانه صداهای انفجار آتشفشانی معمولا به گوش می رسد و از آن گازهای گوگرد و بخار آب متصاعد می شود.
    در تمام سطح قله به طور مخفیانه گازهای اسید سولفورو متصاعد می شود که باعث از میان رفتن منسوج پنبه ای پوشاک می شود. از این رو کوهنوردان نباید در سطح قله بنشینند. برای تنفس هم باید از ماسک استفاده کرد ، ولی از خوش شانسی باد موافق ما می وزد و نیازی به ماسک نداریم.
    منظره کیلومترها کویر در منظر غربی بسیار دیدنی است.
    در شمال غربی نرکوه قرار دارد که جاذبه چندانی برای کوهنوردان ندارد و در جنوب غربی قله صبح دیده می شود که به شکل هرمی نوک تیزی جلوه گری می کند. فرصت چندانی نداریم سرما و باد تحملمان را به حداقل رسانده است تنها فرصتی که داریم یک سجده شکر و برگشت سریع است.
    با کاروان حله برفتم زسیستان
    با حله ای تنیده زدل ، بافته زجان



    محمد پورزادی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها