در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارلی فیرهرست، نوجوان نوزده ساله، نامهنگاریاش را با این قاتل زمانی آغاز کرد که او به جرم ارتکاب قتل دیگری در زندان بود. کارلی آن زمان 15 سال بیشتر نداشت و در جریان نامهنگاری با مرد زندانی به نام پیکینگتون به وی علاقه پیدا کرد و چند سال بعد قاتل از زندان آزاد شد. سپس این دو با هم نامزد شدند و به آپارتمانی نقل مکان و زندگی مشترک را آغاز کردند، اما این زندگی مشترک دیری نپایید و پایانی شوم را به همراه داشت.
خانواده کارلی میگویند: «دختر ما دومین قربانی پیکینگتون است و ما فکر میکنیم اگر این قاتل دوباره آزاد شود، ممکن است باز هم دست به جنایت بزند. ما خطر را احساس میکنیم.
کارلی نامزد او بود و او با دخترمان چنین کاری کرد. حالا تصور کنید او چه رفتاری در برابر کسی که دوستش نداشته باشد یا او را نشناسد، خواهد داشت؟»
مادر کارلی در حالی که اشک میریزد، میگوید: «من فکر میکنم پیکینگتون حتما دوباره به دیگران آسیب خواهد زد. این مدل زندگی اوست. خشونت در خون اوست.»
وزارت دادگستری بریتانیا به این خانواده اعلام کردند پیکینگتون بزودی به زندانی با درجه امنیتی پایینتر منتقل خواهد شد و این نخستین گام در راه آزادی اوست. این مرد که 30 سال سن دارد، در اولین جرمش مردی را که نمیشناخت، در خیابان با چاقو زد و او را به قتل رساند. او زمانی که در زندان بود، نامهنگاری با کارلی را آغاز کرد و پنج سال بعد که از زندان آزاد شد، این دختر را نیز به قتل رساند و مجددا بازداشت شد. متهم در زمان قتل اول، سن کمی داشت. مسئولان با دیدن رفتار خوب او تصمیم گرفتند به وی شانس دیگری برای زندگی کردن بدهند. به همین دلیل هم با آزادیاش موافقت کردند.
کارلی قبل از دوستی با پیکینگتون، اخباری را درباره جنایت وی خوانده بود و او را از راه دور میشناخت و زمانی که شنید این مرد دنبال یک دوست مکاتبهای میگردد، برای وی نامه نوشت. آنها چهار سال و نیم نامهنگاری کردند تا اینکه با آزادی پیکینگتون تصمیم گرفتند زندگی مشترک را آغاز کنند. کارلی بارها از نامزد خود کتک خورده بود، اما برای اینکه پدر و مادرش نگران نشوند، زمانی که آنها درباره زخمهایش میپرسیدند جواب روشنی نمیداد و میگفت چیز مهمی نیست.
شبی این زوج با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردند و پیکینگتون در حالی که مست بود، کارلی را به زور از پلههای خانه پایین کشید. کارلی بیهوش شد، اما قاتل متوجه این موضوع نشد و در کمال آرامش خوابید. روز بعد پیکینگتون زمانیکه دید نامزدش جواب نمیدهد و بیدار نمیشود، به پلیس تلفن زند، اما دیگر دیر شده بود. با انجام معاینههای اولیه معلوم شد کارلی در اثر ضربه مغزی، مرگ مغزی شده است. او شش روز بعد در حالی که دستگاهها را از وی جدا کردند، در دستان مادر خود با زندگی وداع کرد.
دادگاه پس از به جریان افتادن پرونده قتل کارلی، پیکینگتون را طی حکمی غیرقطعی با حداقل سه سال حبس محکوم کرد. حالا مقامات قضایی با انتقال او به یک زندان با ضریب امنیتی پایینتر موافقت کردهاند و او این حق را خواهد داشت که به مرخصی برود و همین امر اعتراض والدین مقتول را برانگیخته است. پدر و مادر کارلی بعد از مرگ او بنیادی به نام دخترشان راهاندازی کردند که برای مبارزه با خشونت خانگی تلاش میکند.
منبع: میرور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: