در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بشر امروز بیشتر از اینکه میان همنوعان خود زندگی کند، در محیط و فضایی ساخته شده از اشیا و کالاها زندگی میکند. ژان بودریار در اثر مهم خود «جامعه مصرفی» مینویسد: افراد مرفه بیش از آنکه در محیط اطراف خود با دیگر انسانها سر و کار داشته باشند با اشیا در ارتباط هستند. مراودات روزمره آنان دیگر چندان با همنوعانشان صورت نمیگیرد و بر اساس آمارها، با سیری صعودی، صرف دریافت کالاها، پیامها و دستکاری در آنها میشود.1
آنچه بودریار در جامعه مصرفی مورد نظر قرار داده به این دلیل که ناظر بر ساختارها و مایههای فلسفی وکلی مصرفگرایی است ماندگار و مهم است، اما در واقع باید در نظر داشت آن واقعیتی که بودریار در باب غوغای مصرف و کالا تجربه کرده قابل قیاس با آنچه امروز در قرن بیست و یکم و در جامعه کنونی تجربه میشود، نیست. پیامها و فضاهای پیچیده مجازی امروز نسبت با دهه 1970 میلادی که بودریار کتابش را مینوشت، به دورانی دیگر میماند و گویی بشر انقلابی عظیم را در شیوه مصرف پشت سر گذاشته است. از سوی دیگر تصور بودریار در باب مصرف توسط افراد مرفه دیگر دقیق نیست، چرا که امروز کارگران با رفاه نسبی و داشتن انتخابهای متنوع با توجه به فراوانی کالا توان بیشتری در نسبت با نیمه قرن بیستم پیدا کردهاند.
تولد محیطهای تازه مجازی، فراوانی شیوههای سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت، ابزارهای متنوع تسهیل زندگی روزمره، بر آوردن نیازهای زندگی با کیفیت بالاتر، تحریک خیال شهروندان و تشویق آنها به مصرف با همین قوه تحریکپذیر خیال، در جوامع توسعه یافته یا حتی رو به توسعه، تنوع را در زندگی امروز بیشتر از هر زمان دیگری کرده است. در این میان گفتار و تفکر چپگرایانه همواره با نقد نظام مبادله و تولید سرمایه، تشویق به مصرف و پدیدار شدن جامعه مصرفی را نشان سلطه و به انقیاد در آوردن تودهها میداند. هربرت مارکوزه قائل به همین نگاه بود. او با بسط نظریه بت وارگی مارکس که انسان را در پیشگاه کالا هویت باخته میپنداشت، می گفت: مردم خویشتن را در کالاهایشان باز میشناسند، آنان روح خود را در اتومبیلشان، ضبط جدیدشان، خانههای چند سطحیشان و وسایل آشپزخانهشان میبینند. در نگاه مارکوزه ایدئولوژی مصرف، نیازهایی کاذب در مردم ایجاد میکند و این نیازها به صورت نوعی مهار اجتماعی عمل میکنند. حتی اگر این تفکر مارکوزه و تحلیل او از جامعه مدرن را بپذیریم با افسونزدایی از ماهیت پنداری در مورد کالا و پیچیدهشدن سلطه و سلطهپذیری، دیگر نمیتوان در تنوع و فراوانی و رقابت غیر قابل محاسبه شرکتهای بزرگ و ذائقههای متغیر، این نوع از تسلط را مستبدانهتر از تسلط مستقیم قدرت در جوامع همسانساز کهن یا مدرن از نوع دولتهای بزرگ دانست. هر چند در هر حال کالا زدگی و اعتیاد به مصرف ـ بهجای تنوع و به وجود آمدن مصرفکننده خلاق ـ بخشی از نقد گفتمان چپ را وارد میکند. بشر امروز با وجود تنوع و کیفیت زندگی به واسطه خلأهای روانی، احساس آزادی خود را از خود دریغ میکند. این ناهنجاریهای روانی در همدستی کالاها، زندگی راحت را به بردگی شئ تبدیل کرده است که بیشتر از شعارهای چپ، نقادی نوع تعامل انسان و کالا را به لحاظ روانی میطلبد.
جستجوی کمال
ژاک لاکان، روانکاو پساساختارگرا مصرف و ایدئولوژی نهفته در آن را با ایدئولوژی داستانهای عاشقانه مقایسه میکند. در داستانهای عاشقانه، عشق، ما را به کمال میرساند و نقصانهای وجودیمان را برطرف میکند. مصرف کالا هم همچون جستجوی عشق نشانگر نوعی نقصان است. انسانهای نظم یافته و یک شکل داستانهای عاشقانه که وسوسه شده و در جستجوی عشق، به هر کاری دست میزنند، در مصرف کالا هم از طریق تبلیغات و حواشی خوش رنگ و لعاب مغازهها و پاساژها تحریک شده و نقص نداشتن چیزها در درونشان تولید میشود که تنها از طریق تهیه و مصرف بر طرف میگردد. این نیاز به کالا و میل به مصرف پایانناپذیر است. در این دیدگاه میل به طور مداوم تولید و بازتولید میشود و حلقهای بیپایان از نقصان و میل و مصرف را میسازد.
نگاه کلنگر و سیاه به جایگاه کالا و مصرف در زندگی معاصر ناشی از تصور طبقاتی جامعه تا پیش از دهههای پایانی قرن بیستم بود. این رایجترین زاویهای بود که تحلیلگران برای نگاه به فراوانی و تولید در جوامع مدرن انتخاب میکردند؛ نگاهی که به طور خلاصه مصرفکردن را موجب برده شدن انسان توسط شرکتهای تولیدکننده میدانست و نوعی سلطه جدید را که با سرابی از رفاه همراه بود، هشدار میداد. این متفکران بدبین معتقد بودند ایدئولوژی مصرف کالا، انسانهای بیشتری را برده سرمایهداران اندک میکند.
خلاقیت خریدار
با وجود این نگاه، ساز و کارهای اقتصادی کشورهای توسعه یافته سبب به وجود آمدن رفاه نسبی طبقات بیشتر و متفاوتتری شده است که بر مبنای امیال و نه صرفا نیازهای ضروری اولیه خود، کالا مصرف میکنند. از همین نقطه، نطفه اصل تمایز فرهنگی شکل گرفت. تمایزی فرهنگی که بر اساس مصرف فعالانه کالا و فضاهای عمومی ساخته میشود.
نکتهای که در این میان و پس از شکوفایی مطالعات فرهنگی درباره خرید شناسایی شد، خلاقیت خریداران بود. مصرفکننده خلاق انسانی است که با خرید و نوع استفاده خود از کالا، شیوه نگرشش به عالم و هویت فرهنگی خود را محقق میکند. او بر حسب مجموعه پیچیدهای به نام فرهنگ (تاریخ، آموزش، خانواده، ملیت، سنت، اطلاعات، رسانه و...) کالایی را انتخاب میکند و با شیوه مصرفش در زندگی روزمره خود، معناسازی میکند. خردهفرهنگها از همین طریق و به سبب خلاقیتشان است که تمایزشان را با فرهنگهای دیگر و خاصه فرهنگ غالب و اصلی مشخص میکنند. طریقه مصرف فضا و چیزها، هر خردهفرهنگ متفاوتی را رشد میدهد و رسمیت میبخشد. آنچه فرهنگ جوانان را در هر دهه از دیگر نسلها متمایز میکند طریق مصرف آنهاست. خردهفرهنگها از طریق فرآیندی که به درستکردن چهل تکه شباهت دارد، کالای تجاری را برای نیل به اهداف و معانی دلخواه خود مصادره به مطلوب میکنند.
این ارادهمند بودن خردهفرهنگها یعنی همان مصرفکنندگان از نظر میشل دو سرتو، نظریهپرداز فرهنگی سبب میشود که مصرفکننده علیه ماهیت پیشبینی شده کالا توسط تولیدکننده و شرکتهای تبلیغاتی عمل کند. آنها با برهم زدن نظم پیشبینی شده توسط نهاد قدرت تجاری، هویت و ذات کالا را به چالش کشیده و آن را در طریق مصرف و شکل زندگی روزمره خود بازتعریف میکنند. اینگونه معنای پیشبینی شده از نظر دوسرتو به یغما رفته و جایش را معناهای تازه میگیرد. از نظر دوسرتو، فرهنگ عرصه کشمکشی پایانناپذیر (کشمکشی نامحسوس و کمابیش رؤیت ناشدنی) بین استراتژیهای تحمیل فرهنگ، قدرت تولید و تاکتیکهای استفاده از فرهنگ مصرف یا تولید ثانوی است.2
با در نظر گرفتن این تنوع و چندگانگی و اراده بیدار شهروندان، مصرف نه تنها در طریقی از سلطه محبوس نماند، بلکه به شیوهای برای ابراز وجود گروههای متفاوت، منتقد، ضد جریان و خردهفرهنگهای نوظهور تبدیل شد. حتی مهاجران، کشورهای متفاوت غیرغربی و اقلیتهای نژادی و قومی هم با استفاده از مصرف در فضای جهانی و متصل، حضور خود را عینیت بخشیده و در معنایی که از نوع مصرف خود از کالایی ثابت تولید میکنند، معنای مرسوم و جریان اصلی فرهنگ جهانی را به چالش میکشند.
پانوشتها:
1ـ جامعه مصرفی، ژان بودریار، ترجمه: پیروز ایزدی، نشر ثالث، 1390.
2ـ مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه، جان استوری، ترجمه: حسن پاینده، نشر آگه، 1386.
سهراب شکیب / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: