وقتی تابستان امسال باشگاه فوتبال چلسی انگلیس خوزه مورینیو را به عنوان مربی جدیدش استخدام کرد، اغلب ورزش دوستان این کشور بجز «ببر سیاه» (لقب اوزه بیو افسانه ای) و لوئیس فیگو چیز زیادی راجع به فوتبال پرتغال نمی دانستند.
کد خبر: ۵۸۸۷۷
حالا که بیش از 7 ماه از آن ایام می گذرد ، مورینیو کاری کرده است که حتی یک روز هم از صدر اخبار دور نیست و چلسی با هنر وی تبدیل به «قدرت» حاکم جدید فوتبال جزیره شده است.
او تیمی ساخته است که هم به لحاظ فنی در سطح بالایی است و هم مانند تیم سابق وی (پورتو پرتغال) از نظر روحی و قدرت فکری و اعتماد به نفس به مدارجی ستودنی رسیده است.چلسی تنها یک بار به مقام قهرمانی لیگ انگلیس رسیده که دقیقا به 50 سال پیش مربوط می شود ، اما به یمن وجود مورینیو تیم آبی پوش شهر لندن حالا با برتری محسوسی بر آرسنال و منچستریونایتد به سوی دومین قهرمانی اش در این رقابت ها پیش می تازد. به علاوه چلسی فینالیست جام اتحادیه انگلیس شده و اگر 9اسفند در کاردیف ، لیورپول را ببرد ، اولین جام از 4 جام مورد نظرش در این فصل را تصاحب خواهد کرد. تیم مورینیو به مرحله پنجم جام حذفی انگلیس نیز رسیده است و در میان 4 تیم انگلیسی راه یافته به مرحله یک هشتم نهایی جام قهرمانان اروپا اولین تیمی بود که چنین کرد و به واقع 2 دور مانده به پایان بازیهای مرحله گروهی صعودش را حتمی ساخت.
هضم نشدنی
رسانه ها از اعتماد به نفس چشمگیر این مرد پرتغالی که هنوز بالنسبه جوان است (با 42 سال سن) به شگفت آمده اند و نمی توانند این همه مهارت و اشراف را هضم کنند. دستاوردهای مورینیو طی 2.5 سال حضور وی در پورتو نیز شگفت انگیز بود. با هدایت وی ، آن تیم دوبار متوالی فاتح لیگ پرتغال شد و ابتدا جام یوفا و سپس جام قهرمانان اروپا را برد ، در حالی که همگان معترف بودند این یک باشگاه کوچک بیش نیست و «ظرف» را بسیار کوچک تر از مظروفی می دانستند که مورینیو هدف گرفته بود ، اما او قهرمانی های بزرگ مورد نظرش را در قالب کوچکی به نام پورتو جای داد. پس بدیهی است که او باور داشته و عمیقا معتقد باشد که می تواند در یک ظرف بزرگتر و عرصه وسیعتر مثل چلسی کارهای اساسی تر را انجام بدهد و حالا بدان سوی حرکت می کند. چند سالی بود که «آرسنال ارسن وانژه» و «منچستریونایتد الکس فرگوسن» بر فوتبال انگلیس حکم می راندند ، اما مورینیو با آمدنش این معادله را به هم ریخته و چلسی را از هر دو پیش انداخته و چون این کار را از همان بدو انتقال خود و در همان فصل نخست کارش در استمفورد بریچ انجام داده ، اهمیت دستاوردهایش دو چندان می شود.
برخلاف فرگوسن و وانژه
مورینیو در نگاه نخست نه ادبیات تند و بی تربیتی آشکار فرگوسن را دارد و نه پز حرفه ای وانژه را ، اما به طرز غریبی مدرن و «به روز» است و اشراف حیرت انگیز او بر زبانهای مختلف (شامل انگلیسی ، فرانسوی ، پرتغالی و اسپانیایی) باعث شده است با همه سریعا ارتباط برقرار کند و کارش را به پیش ببرد و با این حال او خودش اصرار می کند که اصلا یک آدم روشنفکر و مدرن نیست.
وقتی خوزه به مدرسه می رفت ، از درسهای تاریخ و ادبیات بدش می آمد. با کلمات خودش ، این درسها به مثابه «کلی کتابخوانی و مرارت و دردسر» بودند. در عوض او مسائل و رشته های ذوقی و سرراست مانند ریاضی را ترجیح می داد. زمانی که از مدرسه فارغ شد ، به دانشکده ورزش رفت و فارغ التحصیل این رشته شد و از آن پس یک مطالعه کننده حرفه ای و دقیق در تاکتیک ها و روشهای فوتبال بوده است.
مرد زرنگ
مورینیو را دائما در حال تحقیق و بررسی نحوه بازی حریفانش می بینید و به مباحث روانکاوی برای اعتلای تیمش بسیار بها می دهد و هر چه کتاب و دفتر در دستش می بینید ، گوشه هایی از آن را با شرح اندیشه ها و متدهای کاری اش سیاه کرده است.
زرنگی او به حدی است که به سران چلسی دستور داده است سریعترین نوجوانان توپ جمع کن را استخدام کنند ، بدین خاطر که به محض خارج شدن توپ از بازی آن را سریعا وارد جریان بازی کنند ، مورینیو بر این باور است که حریفان تیمش وقتی به استمفورد بریچ می آیند برای رهایی از زیر فشار چلسی دائما توپ را به اوت می زنند و امیدشان به آن است در 10 تا 15 ثانیه ای که طول می کشد تا توپ به اوت رفته به لب خط بازگشت داده شود ، آنها نفسی بکشند و از تمرکز و فشار شاگردان مورینیو کاسته شود. اما با پادزهری که مربی سابق پورتو در اختیار گرفته ، توپ به فاصله دو سه ثانیه به جریان مسابقه عودت داده می شود تا نقشه حریفان اثر نبخشد!
تکیه بر انضباط
مورینیو بر خلاف جامعه ای (پرتغالی) که از درون آن می آید و همیشه به سنت گرا و غیرمدرن بودن متهم شده است ، مردی استثنایی و معتقد به روی آوردن به آخرین سیستم ها برای دستیابی به بهترین نتایج است.
او با رویکرد شاگردانش به دخانیات و مشروبات الکلی به شدت مخالف است و به آنها همیشه توصیه می کند که اوقات فراغت خود را فقط در کنار اعضای خانواده خود بگذرانند و به محض این که دید ادریان موتو مهاجم رومانیایی تیمش اهل کجروی و معتاد به کوکایین است ، پرونده او را به مقامهای فوتبال انگلیس ارجاع و وی را از تیمش اخراج کرد. این چنین است که در استمفوردبریچ موارد انضباطی بسیار سفت و سخت اجرا می شود و یک کد اخلاقی به بازیکنان ارائه و به آنان تکلیف شده است که حتما مجری آن باشند و تا این لحظه این قواعد کاملا رعایت و اجرا شده است.
پیش بینی های غلط
بسیاری از اهالی فوتبال و منجمله کلودیو رانی یری سلف ایتالیایی مورینیو در چلسی پیش بینی می کردند که این مربی پرتغالی نمی تواند راههای اختصاصی کسب موفقیت خود را در استمفورد بریچ نیز پیاده کند ، اما دقیقا برعکس شده و او بدون فوت وقت همان روال را در چلسی نیز اجرا کرده است.
مورینیو مخالفان خود را به بی اطلاع بودن متهم کرده است.
وقتی در اوایل فصل کارشناسان بیش از حد از مبتنی بودن چلسی بر سیستم های دفاعی انتقاد کردند ، مورینیو با واقع بینی قابل پذیرشی گفت: «من پورتو را قهرمان اروپا کرده ام و لااقل تا زمانی که کسی جای مرا نگرفته ، شایسته احترام مرتبط با این مقام نیز هستم.»
او در همان زمان قول داد که بازیهای قوی تهاجمی و به تبع آن گلهای پرشمار برای تیمش نیز از راه خواهد رسید و چنین هم کرده است و چلسی حالا با روبن جالایی ، داف تکنیکی و دروگبای مسلط چنان گل می زند که همه وادار به تحسین این وجه از کارآیی چلسی نیز شده اند.
یک پیش بینی دیگر
پیش بینی بعدی مورینیو که ابتدا به سردی با آن برخورد شد و سپس تعمق و تایید بیشتری را برانگیخت ، این بود که آنان تقریبا دقیق قطعی شدن قهرمانی چلسی را در لیگ برتر انگلیس عنوان کرد و برای این توفیق 2 تا 3 هفته مانده به پایان فصل را تعیین کرد. رسانه ها عنوان کردند که مثل سالهای پیش طی ایام کریسمس که زیادی مسابقات ویران کننده می شود و بازیها از سروکول تیم ها بالا می رود، چلسی کم خواهد آورد. اما این تیم تحت هدایت مورینیو هر 4 بازی اش را در این ایام برد و در یک مقطع خاص از ژانویه 7 مسابقه متوالی اش را در لیگ فتح کرد ، بدون این که حتی یک گل بخورد.
مثل برایان کلاف
اعتماد به نفس عظیم و غریب مورینیو به خودش و تیمش سبب شده است مردم او را با برایان کلاف مربی سابق ناتینگام فارست قیاس کنند.
کلاف که چندی پیش درگذشت ، با اعتماد به نفسی مشابه فارست را ابتدا قهرمان لیگ انگلیس و سپس دوبار متوالی قهرمان اروپا کرد و چنان در این زمینه به پیش رفته بود که او را «کله گنده پیر» می خواندند. برایان لاز که تحت مربیگری کلاف بازی کرده است و اسکان تورپ با رهبری وی چندی پیش در جام حذفی انگلیس به چلسی 3-1 باخت ، می گوید: «شباهت های بین این دو انکارناپذیر است.
مورینیو مرد جوان مسلطی نشان می دهد که دقیقا می داند چه باید انجام بدهد. او پنهان نمی شود و برعکس هر لحظه آماده است به میدان بیاید و بجنگد و مردم را غافلگیر کند. شاید بیش از حد مغرور باشد ، اما او با همین سلاح خیلی ها را برده است.»
انتقال به شاگردان
مورینیو با همین اسلحه اخیرا منچستر یونایتد را در نیمه نهایی جام اتحادیه انگلیس نیز حذف کرد و چلسی را در این راه به پیروزی 2-1 در اولدترافورد نایل ساخت.
مهمتر این که همه آن «اعتقاد و اطمینان به خود» ، از مورینیو به شاگردانش نیز منتقل شده است.
فرانک لمپارد هافبک وسط محوری چلسی که به اعتقاد اکثر ناظران بهترین فوتبالیست فعلی انگلیس است ، می گوید: «بردهای اخیر ما نشان می دهد تیم چقدر پیشرفت کرده است.
ما حتی به نتیجه مساوی هم راضی نیستیم. یعنی این را مورینیو به ما القاء کرد. او گفت چرا به مساوی اکتفا می کنید؛ شما می توانید هر هفته برنده باشید و ما هم شده ایم.»