در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردی که مسلحانه وارد مطب یک چشم پزشک در شهرک اندیشه در غرب استان تهران شده و با گروگان گرفتن دو مردو دو زن و سرقت فرار کرده بود، با هوشیاری مردم خلع سلاح و دستگیر شد.
به گزارش جامجم، ساعت 20 شامگاه چهارشنبه نهم مرداد امسال اهالی منطقه فاز اول اندیشه در غرب استان تهران هنگامی که برای افطار به خانههایشان باز میگشتند، مشاهده کردند مردی چاقو به دست از ساختمان پزشکان خارج و بسرعت از محل دور شد. بلافاصله مرد دیگری سراسیمه از همان ساختمان بیرون آمد و در حالی که مرد جوان را تعقیب میکرد،از مردم برای متوقف کردن وی کمک خواست. مردم نیز سارق را تعقیب و دو کوچه پایین تر از محل حادثه راه وی را مسدود کردند و قصد دستگیری اش را داشتندکه متهم با چاقو آنها را تهدید کرد تا راه را باز کنند، اما مردم به وی حمله ور شده و خلع سلاحش کردند. سپس با اطلاع پلیس از حادثه، ماموران عازم محل شده وسارق جوان را در حالی که کلاهگیس، ماسک بهداشتی، یک عدد چاقو، یک قبضه سلاح کلت، گوشی تلفن همراه و مبلغی پول از او کشف شده بود، به پلیس آگاهی غرب استان تهران منتقل کردند.
4 نفر گروگان متهم بودند
در حالی که تحقیقات از متهم آغاز شده بود، دو مرد با حضوردر مرکز پلیس با ارائه شکایتی عنوان کردند متهم برای سرقت به مطب چشمپزشکی آنها آمده و آن دو را همراه دو زن که منشی شان بودند، گروگان گرفته و مسلحانه پول و گوشی تلفن همراه آنها را سرقت کرده و سر یکی از گروگانها را نیز هدف گلوله قرار داده که خوشبختانه سلاح عمل نکرده است.
با اظهارات این دو مرد، مرد سارق اعتراف کرد به انگیزه سرقت وارد این مطب شده است.
در پی اظهارات متهم، از سوی بازپرس برجسته، رئیس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب شهریار، برای وی قرار قانونی صادر شد. تحقیقات تکمیلی کارآگاهان اداره مبارزه با سرقتهای مسلحانه از دزد مسلح برای مشخص شدن دیگر جرایمش ادامه دارد.
گفتوگو با دزد گروگانگیر
در پی دستگیری این متهم، فرصتی به خبرنگار ما دست داد تا با او گفتوگو کند.
خودت را معرفی کن؟
مجید هستم و 34 سال دارم. به اتهام دزدی مسلحانه از مطب یک چشم پزشک،گروگان گرفتن افراد حاضر در آنجا و سرقت اموالشان دستگیر شدم.
سابقه کیفری داری؟
خیر. اولین بار است که دستگیر میشوم.
شغلت چیست؟
در یک آزمایشگاه کار میکردم و شرایط زندگیام خوب بود، اما از موقعی که محل کارم تعطیل شد، بیکار شدم و مشکلاتم شروع شد.
چطور شد شما که سابقه کیفری و اعتیاد نداشتی، در اولین اقدام دست به دزدی مسلحانه زدی؟
نمیدانم. شاید یک اشتباه و حماقت بود. میخواستم با پول دزدی برای خودم کاری دست و پا کنم تا از این فلاکت نجات یابم.
نقشه دزدی مسلحانه را چطور طراحی کردی؟
دو هفتهای با خودم کلنجار میرفتم تا سرانجام تصمیم گرفتم فقط یک بار دست به دزدی بزنم تا شرایطم بهتر شود و دیگر دور این کار را خط بکشم.
چرا سرقت از مطب چشمپزشکی؟
افراد مختلفی به این مکان رفت و آمد و تردد میکردند و گمان میبردم باید پول زیادی در این مطب باشد.
درباره نحوه سرقت از مطب چشمپزشکی بگو؟
حدود ده روز پیش از دزدی به عنوان مشتری به مطب چشم پزشکی رفتم و رفتوآمد کارمندان و بیماران را زیرنظر گرفتم تا این که شب حادثه با اطمینان از این که در ساعات نزدیک به افطار مطب خلوت است، با سلاح و چاقو و در حالی که کلاهگیس به سر م گذاشته و ماسک بهداشتی زده بودم، وارد مطب شدم. ابتدا سلاح را به سمت منشی گرفتم و از او خواستم هر چه پول در کشویش دارد، به من تحویل بدهد. او ترسید و جیغ زد. با سرو صدایش دیگر منشی زن و دو مرد که یکی از آنها مرد چشم پزشک بود، وارد اتاق شدند و خواستند سلاح را کنار بگذارم. هر چهار نفرشان را به کناری کشاندم و با تهدید سلاح خواستم پول هایشان را به من بدهند. آنها هم از ترس جانشان دو گوشی تلفن همراه و 300هزار تومان پول روی میز گذاشتند. اما باز تهدیدشان کردم باید پول بیشتری بدهند.
فکر نمیکردی مرد گروگان کشته شود؟
چرا. خودم هم خیلی ترسیده بودم. اگر او کشته میشد، الان مهر قاتل هم بر پیشانیام حک میشد. اشتباه کردم. دزدی عاقبت خوشی ندارد.
خانوادهات ازدستگیری و جرمی که مرتکب شدی، خبر دارند؟
هنوز خیر اما دیر یا زود با خبر میشوند. نمیدانم چطور با آنها روبهرو میشوم.
معصومه ملکی / گروه حوادث
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: