در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آگاهی با تحصیلات تفاوت دارد
بیشتر وقتها خیلی از ما انتظار داریم افراد تحصیلکرده و آنها که مدرک دانشگاهی بالاتری دارند، زندگی موفقتری داشته و خوشبختتر باشند. در زندگی واقعی، اما همیشه با چنین موردی روبهرو نمیشویم و در بررسیها درمییابیم همیشه هم تحصیلات نمیتواند ضامن خوشبختی باشد.
شاید همه ما این پرسش در ذهنمان باشد که چرا برخی که تحصیلات سطح بالایی ندارند، خیلی شاد و خوشبخت زندگی میکنند، با حداقل مشکلات سر و کار دارند و کمتر ناراحتی در زندگیشان پیش میآید، اما برخی تحصیلکردهها با انواع و اقسام مشکلات در زندگی زناشویی، خانوادگی، کاری، اجتماعی و حرفهایشان روبهرو هستند؟
دکتر پروین ناظمی، روانشناس و مدرس دانشگاه در گفتوگو با «جامجم» ضمن بیان اینکه سواد و آگاهی با تحصیلات تفاوت دارد، در این زمینه چنین توضیح میدهد: زمانی که در مورد تربیت فرزندان در محیط خانواده صحبتی به میان میآید یا هنگامی که موضوع ارتباطات صحیح افراد در جامعه و خانواده مطرح میشود، اکثر افراد تصور میکنند انسانهای تحصیلکرده و کسانی که از نظر آکادمیک در سطح بالاتری قرار دارند، به طور قطع و یقین موفقتر از دیگران هستند. این دیدگاه بههیچوجه صحیح نیست؛ چرا که تحصیلات به تنهایی به معنای داشتن قدرت تفکر، خلاق بودن و توان مقابله با مشکلات و حل آنها نیست.
بنابراین بسیاری از افراد ممکن است تحصیلات خاصی نداشته و اصلا به دانشگاه نرفته یا درس خاصی نخوانده باشند، ولی به دلیل سواد اجتماعی، شعور و درکی که نسبت به مسائل دارند، فرزندانشان را به بهترین نحو ممکن تربیت میکنند و در جامعه حضوری موفق و بیدردسر دارند. این افراد آنطور که دکتر ناظمی میگوید، در روابط اجتماعی و خانوادگیشان هم میتوانند به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کنند.
آیا تحصیلکردهها موفقترند؟
خیلیها تصور میکنند افراد تحصیلکرده در مقایسه با کسانی که تحصیلات آکادمیک ندارند، فرزندانشان را بهتر تربیت میکنند، ارتباطات موثرتری با دیگران برقرار میسازند و در کل انسانهای موفقتری هستند. در حالی که اگر از نزدیک با این افراد در ارتباط باشیم، متوجه خواهیم شد همه آنها هم چنین شرایطی در زندگی خصوصی و حرفهایشان ندارند.
دکتر ناظمی در این زمینه خاطرنشان میکند: اینکه اغلب افراد تصور میکنند تحصیلات با موفقیت هممعناست و انسانهای تحصیلکرده را موفقتر از دیگران میدانند به این دلیل است که ما اغلب، ظاهر قضیه را میبینیم. با این دیدگاه، طبیعی است انتظار داشته باشیم آنها خوشبختتر از دیگران باشند و در زندگی با مشکلات کمتری روبهرو شوند. در حالی که زن و شوهر یا پدر و مادرهای تحصیلکرده هم با همان مسائلی که دیگران درگیر هستند، روبهرو میشوند؛ حداکثر به شکلی دیگر و به نوعی متفاوت.
در چنین شرایطی و برای مقابله با مشکلات اجتماعی، باز هم موضوع درک، شعور و سواد افراد مطرح میشود و آنطور که این روانشناس میگوید زمانی که انسانها درک کافی نسبت به مسائل اطرافشان داشته باشند، بهتر میتوانند با مشکلات روبهرو شده و آنها را برطرف کنند. بهعنوان نمونه، فردی که قرار است در خانواده نقش مادر را ایفا کند باید وظایف و مسئولیتهایش را بشناسد و بداند برای این کار به چه ویژگیهایی نیاز دارد تا بتواند در این زمینه موفق عمل کند؛ چه تحصیلات خاصی نداشته و چه دارای مدارک متعدد و بالایی باشد.
باید بپذیریم خیلی وقتها هم شرایط کاملا برعکس است؛ یعنی در برخی خانوادههایی که پدر و مادر تحصیلات بالایی دارند، ممکن است بچهها احساس کمبود کنند؛ چراکه پدر یا مادر فقط به فکر برطرفکردن نیازهای مالی فرزندانشان بودهاند و به احساسات و نیازهای عاطفی آنها کاری ندارند یا اینکه در بعضی از این خانوادهها فرزندان بیشتر شاهد بحثها و اختلاف نظرهای والدینشان هستند و پدر و مادر نمیدانند چطور باید این مسائل را بدرستی مدیریت کنند تا آسیبی به بچهها نرسد. گاهی هم تحصیلات بالای والدین نهتنها موجب تربیت بهتر فرزندان نمیشود که حتی میتواند عزت نفسشان را نیز سرکوب کند. به عنوان مثال، زمانی که پدر و مادر خودشان تحصیلات بالایی دارند و میخواهند فرزندشان را هم به این سمت سوق دهند، ممکن است ندانسته اعتماد به نفس و عزت نفس او را پایمال کنند و رفتار نامناسبی با فرزندشان داشته باشند.
همچنین گاهی ممکن است این افراد برای ارضای روحیه ایدهآلگرایی خود، برخوردهای نامناسبی مانند امر و نهی کردن بیش از حد را در مقابل فرزندشان داشته باشند که تاثیرات منفی زیادی بر روحیه و عملکرد آنها میگذارد.
وی با اشاره به این موارد تاکید میکند: بنابراین نمیتوانیم بگوییم همه تحصیلکردهها موفق هستند و همه آنهایی که تحصیلات بالایی ندارند، با مشکلات بیشماری در زندگی روبهرو میشوند. اگر دقت کنیم حتما خانوادههایی را دوروبرمان خواهیم دید که تحصیلات بالایی ندارند، ولی زن و شوهر با یکدیگر ارتباط خوب و مناسبی برقرار کرده و فرزندانشان را به شیوه مناسبی تربیت کردهاند.
این افراد درک و شعور کافی دارند و میدانند زمانی که قرار است نقشی به عنوان پدر یا مادر خانواده داشته باشند، هنگامی که میخواهند ازدواج کنند یا زمانی که در محیط کاری یا به عنوان یک شهروند در جامعه حضور پیدا میکنند چطور باید با دیگران و اطرافیانشان برخورد کنند و چه خصوصیات و ویژگیهایی باید داشته باشند تا به موفقیت برسند.
بنابراین میتوانیم بگوییم افراد موفق و محبوب جامعه کسانی هستند که میتوانند از فکرشان بخوبی استفاده کنند و آنطور که این روانشناس میگوید انسانهای موفق کسانی هستند که هم از منطق و هم از احساسشان در زندگی کمک میگیرند. پس اگر بتوانید هوش عاطفی را پرورش دهید و محیط خانواده نیز طوری باشد که برای تقویت این ویژگی کمک کند و افراد بتوانند احساسات خود و دیگران را بدرستی بشناسند، آنها را درک کنند و به دیگران احترام بگذارند و همچنین همیشه انگیزهای برای حرکت داشته باشند، به طور حتم در هر جایگاهی که قرار گیرند، موفق خواهند بود. البته نباید فراموش کنیم پایه و اساس تقویت هوش هیجانی، هوش منطقی است. پس همزمان باید بتوانیم از منطق و عواطف همراه با هم و در کنار هم استفاده کنیم، اما باز هم تاکید میشود این قدرت لزوما با تحصیلات بالا به دست نمیآید، ولی نکته مهم اینکه چنین قدرتی اگر با تحصیلات بالاتر عجین و همراه شود، امکان ایجاد موفقیت و خوشبختی در زندگی را بشدت افزایش میدهد.
بنابراین تحصیلات زمانی ارزش دارد که بتواند قدرت تفکر افراد را بهبود بخشد، حس خوبی به آنها بدهد، موجب رشد ابعاد مختلف شخصیتیشان شود و قدرت حل مسائل مختلف را پرورش داده و سازگاریشان را افزایش دهد؛ نه اینکه فقط مدرکی باشد که در زندگی عملا به کار نمیآید.
تعادل تحصیلات زن و شوهرها مهم است
از قدیم، بزرگترهای فامیل همیشه میگفتند زن و شوهر باید همکفو یکدیگر باشند. میگفتند آنها باید از هر نظر به هم بیایند تا زندگی مشترکشان با مشکلی روبهرو نشود، اما منظورشان مسلما فقط مسائل ظاهری و مالی نبوده و نیست. میزان تحصیلات هم یکی از همین موضوعات مهم است که قبل از ازدواج حتما باید در نظر گرفته شود.
به گفته دکتر ناظمی، افرادی که قصد ازدواج دارند باید بدانند تحصیلات جزو مهمترین ویژگیهایی است که هنگام ازدواج باید در نظر داشته باشند. بنابراین توصیه میشود کسانی که میخواهند ازدواج کنند، سطح تحصیلات طرف مقابل را هم در نظر بگیرند. البته منظور این نیست که زن و شوهر دقیقا تحصیلات یکسانی داشته باشند، بلکه باید در این زمینه تعادلی وجود داشته باشد تا زندگی مشترکشان شرایط مناسبی پیدا کند.
وی یادآور میشود: درست است که میگوییم بسیاری از مسائل مهم و اساسی زندگی مشترک، مانند احساس خوشبختی همسران فقط به کمک تحصیلات عالی به دست نمیآید، ولی تشابه و تعادل در میزان تحصیلات یکی از ملاکهای مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. با این حال، نباید فراموش کنیم تحصیلات بالاتر با فراهمکردن شرایط کاری و اجتماعی بهتر هم میتواند کمک موثری در بهبود شرایط زندگی افراد داشته باشد.
چرا تحصیلات ضامن موفقیت نیست؟
اگر میگویند تحصیلات لزوما موجب خوشبختی نمیشود و اگر افراد تحصیلنکرده هم میتوانند زندگی موفقی داشته باشند، پس چرا بر اهمیت تحصیلات بالاتر تاکید میشود و چرا خیلیها به دنبال طی مدارج علمی هستند؟
مسلما جامعه از آنهایی که تحصیلکرده هستند، انتظار بیشتری دارد و اغلب توقع داریم آنها رفتار و برخورد مناسبتری داشته باشند. بنابراین میتوان گفت تحصیلات، گام بسیار مهمی در ارتقای روابط اجتماعی است و برای بالابردن سطح فکری جامعه نیز ضروری است، ولی نباید آن را تنها عامل خوشبختی به حساب بیاوریم.
دکتر ناظمی یادآور میشود: خیلی وقتها افراد تحصیلکرده برای کسب موفقیت در زندگی، فقط از قدرت منطق کمک میگیرند، در حالی که این به تنهایی برای موفقیت کافی نیست. از طرف دیگر، آنها معمولا تصور میکنند به دلیل تحصیلات بالایی که دارند، فکر و نظرشان بهتر و صحیحتر از دیگران است. به همین دلیل، انعطافپذیری کمی دارند و در نتیجه نمیتوانند رابطه موفقی با دیگران برقرار کنند.
پس نباید تصور کنیم تحصیلات موجب میشود هیچ اشتباهی در زندگی نداشته باشیم و خودمان را دائم بالاتر از دیگران ببینیم، بلکه با کسب تحصیلات بالاتر باید بهتر و بیشتر در پی شناخت خودمان بوده، اطرافیان را بشناسیم و اهداف زندگیمان را تعیین کنیم، انتظارات و توقعات غیرمنطقی را کنار گذاشته و در راه موفقیت قدم برداریم. با این دیدگاه میتوانیم فردی موفق و موثر در خانواده، محل کار و جامعه باشیم و تحصیلات بالاتر هم در این موقعیت میتواند تضمینکننده موفقیت بیشترمان شود.
نیلوفر اسعدیبیگی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: