در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانه اسرارآمیز: فیلمی به کارگردانی رحیم بهبودیفر و تهیهکنندگی محمدعلی کیانی و مجتبی پیری که پنجشنبه بیست و هفتم تیر ساعت 14 و 30 دقیقه از شبکه دوی سیما پخش شد.
داستان فیلم درباره سعید، دانشآموز پنجم ابتدایی است که ذهن خیالپردازی دارد و تلاش میکند به دوستان و همکلاسیهای خود بفهماند خانه قدیمی روبهروی خانهشان، یک خانه عجیب و اسرارآمیز است و اگر کسی بتواند داخل آن خانه برود میتواند به تواناییهای عجیب و غریبی دست پیدا کند. در این خانه قدیمی، معلم محبوبی به اسم سیامک قادر زندگی میکند که روش تدریس او زبانزد اهالی محل و حتی آموزش و پرورش است. سعید، دوستان خود را متقاعد میکند توانایی سیامک قادر در درس دادن، به دلیل اکسیری است که او در این خانه اسرارآمیز میسازد و از آن استفاده میکند. سیامک، به دلایل شغلی مجبور است چند وقتی خانه را ترک کند و از آن محل برود. سعید هم فرصتی پیدا میکند تا با کمک دوستانش به آن خانه برود.
در این فیلم، علی اوسیوند، زندهیاد کیومرث ملک مطیعی و جواد انصافی ایفای نقش کردهاند؛ فیلمی که مخاطبان اصلیاش ظاهرا کودکان و نوجوانان هستند، اما این رده سنی چندان قادر به ارتباط با اثر نیست.
فراموش نکنیم از این سوژهها و موضوعات به دفعات در سینمای اروپا و آمریکا کار شده است و اگر با دقت و درست ساخته شود، اتفاقا بشدت پرمخاطب هستند، اما اشکال عمده خانه اسرارآمیز ابتدا این است که زبان ورود به دنیای کودک و نوجوان را نمیداند و این یک تخصص سخت و دشوار است. فیلمسازی برای کودک و نوجوان قواعد خود را دارد و با نگاه بزرگسال نمیتوان به دنیای این قشر ورود پیدا کرد.
بزرگترین ضعف این فیلم تلویزیونی، سردرگمی ژانر است که بارها لحن خود را عوض میکند و به فضاهای مختلف میرود.
از سوی دیگر، باید این را در نظر داشت که تولید چنین فیلمهایی برای تاثیرگذاری بیشتر نیازمند جلوههای ویژه رایانهای است و در نتیجه، ساختهشدنشان بودجه بالایی میطلبد، چرا که تماشاگر کودک نمونههای خوب و موفق آن را دیده است و براحتی هر اثری را نمیپذیرد، اما سازندگان این فیلم با نگاه بزرگسال و با بودجه یک فیلم تلویزیونی معمولی قصد داشتهاند به رقابت با رقبا بپردازند که چنین اتفاقی حاصل نشده است.
***
یادگار پدرانم: فیلمی به کارگردانی محمدرضا زندی و تهیهکنندگی مهدی صفایی که پنجشنبه بیست و هفتم تیر ساعت 23 و 30 دقیقه از شبکه شما پخش شد. داستان این فیلم درباره بیژن و دوستش است که چند قطعه سفال باستانی را به سرقت میبرند و از دست پلیس میگریزند، ولی پس از فرار با هم درگیر میشوند و دوست بیژن کشته میشود. بیژن اجناس سرقتی را در یک خرابه مدفون میکند و پس از گذشت دو سال به سراغ خرابه میآید و متوجه میشود در آن محل انباری بنا شده است. او به بهانه کشاورزی، زمین اطراف را اجاره میکند و درون انباری مربوط به زمین به دنبال کیف مخفی شده میرود. اوکیف را مییابد؛ اما...
در این فیلم پیمان شریعتی، فریدون مهرابی، مریم خدارحمی، سیما مطلبی، محمد صحرایی و لیلا عزیزی ایفای نقش کردهاند.
فیلم تلویزیونی یادگار پدرانم، بیشترین آسیب را از ناحیه فیلمنامه خورده است. مضمونی که مشابه آن، بارها در تلویزیون خودمان به شکل سریال کار شده به طوری که از همان ابتدا مخاطب میتواند پایان قصه را حدس بزند. از همه بدتر این که سیر فراز و فرود قصه فیلم نیز دقیقا مشابه سریالها و نمونههای خارجی است و تنها تفاوت ماجرا در مکان رخداد است که یکبار در آن مکان مسجد ساخته شده و یکبار اداره پلیس بنا شده و حالا هم انبار.
ای کاش نویسنده این فیلم تلویزیونی هوشمندی به خرج میداد و به این موضوع فکر میکرد که با وجود شباهتهای زیاد در کارهایی که نعل به نعل براساس این سوژه ساخته شده، با رو کردن برگ برندهای تماشاگر را غافلگیر کند و مسیر را به سمتی ببرد که مخاطب اصلا آن را حدس نمیزند، اما نهتنها این اتفاق صورت نمیگیرد که دقیقا همان چیزی ساخته میشود که قبلا هم بارها ساخته شده است.
***
چاه فرشته: فیلمی به کارگردانی غلامرضا صیامیزاده که جمعه بیست و هشتم تیر ساعت 13 و 30 دقیقه از شبکه شما پخش شد و در آن بابک انصاری، پرستو صالحی و سیدرضا عمرانینسب به ایفای نقش پرداختهاند.
داستان این فیلم تلویزیونی درباره جوانی به نام میران است که در منطقهای در سیستان و بلوچستان زندگی میکند و قرار است روی زمینهای آبا و اجدادی او، سدی ساخته شود. میران بشدت با این کار مخالفت میکند و به هر طریقی میکوشد جلوی آن گرفته شود، اما در نهایت با واقعیتهای دیگری برخورد میکند.
چاه فرشته از تولیدات سال 1386 سیمای استانها به شمار میرود که در صدا و سیمای مرکز سیستان و بلوچستان ساخته شده است، اما با این حال به نوبه خود سرپاست و حرفهایی برای گفتن دارد.
اساسا فیلمهای تلویزیونی سیمای استانها دو ضعف همیشگی دارند که اولی کمبود نیروی حرفهای و باتجربه در فیلمسازی است که نتیجهاش این میشود که محصولات آن طور که باید از آب درنمیآیند و دومی عدم نیاز واقعی به روایت داستان تصویب شده در استان مورد حمایت است.
در مورد معضل اول، اتفاق خوبی که رخ داده این است که در این سالها و در موارد بسیاری، فیلمسازان با تجربهتر به سمت سیمای استانها رفتهاند و در کنار بومیهای استان، دست به تولید اثر زدهاند که این خود باعث شده در استانها ـ بخصوص در استانهای کوچکتر ـ به مرور، نیروهای حرفهای تربیت شوند. اما در مورد معضل دوم، هنوز هم که هنوز است این معضل به چشم میخورد که طراح قصه و تهیهکننده برای جلب حمایت سیمای استان مذکور به شکل سنجاق شده و آشکار، اتفاقی را به آن استان مربوط میکند که گاه اصولا با تعریف بومی سیمای استانها کاملا مغایر است.
تعداد بسیار کمی از فیلمهای تلویزیونی هستند که بدرستی از فضا و موقعیت استان استفاده کردهاند، اما سازندگان بقیه آثار، استان را در حد یک اسپانسر دیدهاند که این رویکرد، جای نقد دارد.
چاه فرشته هم اگرچه دارای این اشکال است و ماجرایی که روایت میکند میتواند در خیلی از شهرها و استانهای دیگر هم شکل بگیرد، اما شاخصهای که نسبت به کارهای مشابه دارد این است که در شخصیتپردازی و نمایش فضای استان مذکور تا حدی توانسته موفق عمل کند و وارد دنیای واقعی آدمها شود، علاوه بر اینکه از بازی خوب و روان بابک انصاری در این فیلم تلویزیونی براحتی نمیتوان گذشت.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: