در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همگان میدانند نطفه یک فیلم یا سریال از نگارش فیلمنامه آغاز میشود و در این مرحله است که شخصیتها و حوادث شکل میگیرند و اصطلاحا کار یک بار روی کاغذ ساخته میشود. این بخش حکم زیرسازه و اسکلتبندی را دارد و براساس آن کار وارد پیش تولید میشود. پرواضح است این مرحله از حساسیت بالایی برخوردار است و همه چیز یک تولید در این مرحله پیش بینی و تدارک دیده میشود.
باور رایج در این زمینه میگوید یک پیشتولید قوی و محکم یعنی کار راحت در تولید، که این خود واقعیتی غیرقابل انکار است.
حال پس از طی این مرحله، همه چیز برای تولید در نظر گرفته میشود و کار تصویربرداری آغاز میشود، اما این هم تمام یک کار نیست چراکه تازه پس از این مرحله است که تدوین و شکلگیری محصول بتدریج شروع و به کار هویت و ماهیت مشخص میدهد. تدوین، صداگذاری، میکس و ساخت موسیقی هرکدام میتواند سرنوشت یک اثر را تغییر دهد و کار را بالا یا پایین بکشد.
با این اوصاف، گاه به نظر میرسد بسیاری از فعالان تلویزیون، بخصوص در امر سریال سازی این قواعد و قوانین را فراموش کردهاند و خیلی از تهیهکنندگان با این تصور فعالیت میکنند که سریالسازی یعنی فقط مرحله تولید و نتیجه این تفکر بشدت غلط همین میشود که محصولات عقیم میمانند و دستپخت نهایی حکم غذایی چون فلافل را بازی میکند که تنها شکم پرکن است و ارزان!
واقعیت این است که یک سریال بیست و چند قسمتی حداقل پنج ماه زمان برای نگارش میخواهد، چهار ماه وقت برای پیش تولید لازم دارد و شش ماه زمان جهت تصویربرداری و چند ماه هم برای مراحل پس از تولید آن زمان میبرد.
این زمان و موضوع یک مدینه فاضله نیست؛ بلکه یک امر ابتدایی و حداقلی است. در همه جای دنیا برای یک فیلم سینمایی شش تا هشت ماه وقت و هزینه صرف پیش تولید میشود تا در عرض 20 روز فیلمبرداری را به پایان برسانند، اما در کشور ما و در جریان سریالسازی و بخصوص کارهای مناسبتی مانند سریالهای ماه مبارک رمضان و نوروز برای صرف هزینه کمتر، تمام این مراحل را در هم ادغام میکنند و نهایتا همگان از کارگردان اثر انتظار معجزه دارند.
نگارش آغاز میشود، سه تا چهار قسمت نوشته میشود و بر اساس همین سه تا چهار قسمت نوشته شده، پیش تولید آغاز میشود. وقتی با چهار قسمت به تدارک ملزومات تصویربرداری و تولید فکر کنی، نتیجه این میشود که خیلی چیزها مبهم و گنگ میماند و دوستان هم با این جمله معروف که «زمان نداریم» و «کار باید به آنتن برسد» و «حالا جلو برویم» کار را استارت میزنند. کار بیمتن با پیش تولیدی ناقص و الکن، نتیجهاش این میشود که تولیدش زمان میبرد. از آنجا که کار باید تحت هر شرایطی به آنتن برسد، پروسه تولید فرسایشی میشود و عوامل مجبور به کار کردن 18 ـ 17 ساعته در طول روز میشوند. این زمانبر بودن و باز دیر شدن به اینجا میرسد که پست پروداکشن هم در همان زمان تولید آغاز به کار میکند. همزمان با فیلمبرداری، کار تدوین و صداگذاری و موسیقی برایش نوشته میشود آن هم بدون حضور کارگردان. چرا؟ چون کار باید برسد و این معادله یعنی ادغام هر چهار مرحله در مرحله تولید.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: