در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تمجید شبیه به یک کلاه مخملی است؛ یک کلاه مخملی جامانده از گذشته و گرفتار وسوسههای دنیای امروز. انگار در سالهایی که سینما یادی از کلاه مخملیها نکرده، اردلان هم خاستگاه اجتماعیاش را رها و جوانمردی و مردانگی را قربانی بلندپروازیها و جاهطلبیهای بیحسابش کرده است. کلاه مخملی سادهدل سینما راه درازی را در بیراهه طی کرده و امروز به جایی رسیده که خصوصیات چندانی برای تحسین ندارد، اما بسیار واقعی و باورپذیر است. او صرفا یک تیپ شناخته شده در دنیای تصویر نیست، بلکه به شخصیتی چندبعدی و پیچیده بدل شده و انگار یکی از ماست. در واقع جنس اردلان تمجید ترکیبی از تیپ کلاه مخملی در سینمای دیروز و رئالیسم سینمای امروز است و شاید به همین دلیل با وجود سقوط وحشتناکش از دنیای آدمخوبها به دنیای آدمبدها میتوان دوستش داشت! اردلان تمجید از محله نظامآباد تهران، به برج و باروهای شمال تهران رسیده، از لوطیگری و جوانمردی برایش اندکی غیرت مانده و عشق به فرزند. از عشق در زندگیاش خبری نیست، اما اندکی توجه از سوی زنی که روزی دوستش میداشت، چشمانش را در شادی غرق میکند. مثل اجدادش پاشنههایش را برای حفاظت از عفت و پاکدامنی بالا نمیکشد، اما پرصلابت است و سر فرزندانش معامله نمیکند.
روح اردلان تمجید به اندازه دنیایی که به آن پا گذاشته پیچیده و درهم شده و در این دنیای تازه از خصوصیات موروثیاش چیز زیادی نمانده جز همان صدای پرحجم، نگاههای برنده و راه رفتن و ایستهای مقتدرانهاش که خاطراتی دور و دوست داشتنی را زنده میکند. اردلان تمجید وجودش را از هنرمندی دارد که هوشمندانه به او جان بخشیده و آگاهانه مشخصههای یک تیپ سینمایی را با خصوصیات و ویژگیهای منحصربهفرد یک شخصیت در هم تنیده است. دکتر مهدی سلطانی سروستانی در اجرا و ارائه نقش اردلان تمجید هم از دانش تحلیل نقش و شخصیت بهره گرفته و هم از دستاوردهای نمادین سینمای ایران.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: