‌ یادداشت

آسیب‌شناسی داستان در تله‌فیلم‌

فیلم‌های تلویزیونی را از نظر کارکردی می‌توان به سینما نزدیک دانست و از منظر ساختاری به تلویزیون. این تشابه باعث می‌شود همواره نوعی نبود قطعیت در دسته بندی این نوع آثار وجود داشته باشد؛ هرچند این ویژگی یک امتیاز برای بهره جستن از مزایای هر دو مدیوم تلویزیون و سینماست. اما استفاده نابجا از المان‌‌های تصویر و سینما دامی است که آثار تله‌فیلم را با خطر مواجه می‌کند. باید اصلی‌ترین محور هر اثر اعم از سینمایی، تلویزیونی و نمایشی را قصه آن دانست، نه فرم اجرایی و به آثاری عنوان شایسته داد که توانسته باشد شیوه اجرایی را در خدمت محتوای داستانی به کار گیرد.
کد خبر: ۵۸۱۰۰۶

پس این قصه است که شرایط پیرامونی، لوکیشن‌ها و تعداد آنها، شخصیت‌ها، ویژگی‌های ظاهری وجوه شخصیتی، شرایط صحنه‌ای و تمام جزئیات تولید اثر را در دل خود نهفته دارد. متاسفانه بعضی اوقات، این مهم در زمینه ساخت آثار تله فیلم نادیده انگاشته می‌شود و بعضا شاهد بوده‌ایم محدودیت زمانی و سقف بودجه‌ای که برای فیلم‌های تلویزیونی در نظر گرفته می‌شود سازندگان آن را به دستکاری در فیلمنامه و بسط موقعیت‌های جایگزین در آنها می‌کند.

اگرچه ممکن است نویسندگان گاهی برای خیال داستانی شان و آشنایی نه چندان کافی با شرایط تولید، برخی پلان‌ها یا سکانس‌های پیچیده را تعریف کرده و چیده باشند، اما دست بردن در متن به خودی خود اقدامی نادرست و آسیب‌رسان به بافت قصه است و از پردازش مفهومی به جای آن جلوگیری می‌کند.

از طرفی دیگر می‌توان سطح کیفی فیلمنامه را در میزان آسیبی بررسی کرد که تغییر یا حذف موقعیت‌های آن به کلیت اثر وارد می‌کند. به این معنا که تعریف برخی موقعیت‌ها در فیلمنامه تا چه حد به کلیت آن کمک کرده است و حذف یا تغییر بخش‌هایی از آنها چه لطمه‌ای به کلیت داستانی آن وارد خواهد کرد.

در ادامه می‌توان به بحث اقتباس در نگارش متن فیلم‌های تلویزیونی اشاره کرد. به‌نظر می‌رسد بسیاری از این آثار برگرفته از داستان‌های آثار غیر ایرانی هستند؛ در حالی که بدون در نظر گرفتن بستر و زمینه‌های فرهنگی روایت می‌شوند. در اینجاست که اقتباس، اتفاقی مساوی با گرته‌برداری بی‌کیفیت خواهد بود. بنابراین اقتباس در فیلم‌های تلویزیونی صرفا به الگوبرداری از داستان‌های خارجی می‌ماند و تلاش می‌شود این مظروف در ظرف ایرانی و فرهنگی کشورمان گنجانده شود. این حالت سبب می‌شود دغدغه‌ها و مسائل عمده اجتماعی نادیده گرفته شده و به جای آنها موقعیت‌هایی مهم تلقی شوند که اساسا متعلق به جامعه مقصد نیستند و به طور نادرست میان اذهان عمومی برجسته‌سازی و اولویت‌بندی می‌شوند. هرچند این فرآیند نتیجه انتخابی ناخواسته و ماحصل نوعی ناآگاهی و فقدان جامع نگری در تنظیم طرح داستانی، تعریف شخصیت‌ها و موقعیت‌های یک اثر است. در سوی دیگر متن‌ها هم فیلمنامه‌هایی با حال و هوای سنتی و کاملا ایرانی هستند که گرچه سخنیت‌شان با بافت فرهنگی بسیار زیاد است و اساسا برگرفته از همین زمینه‌ها هستند، اما کاربرد بیش از حد آنها و برخورداری‌شان از تم یا تم‌های تکراری، این گونه آثار را به کلیشه تبدیل می‌کند.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها