گفت‌وگو با سامان آسترکی، کارگردان تله‌فیلم «برنده»

یک فیلم از هزارداستان واقعی

سامان آسترکی به‌دلیل کارگردانی فیلم «صندلی خالی» در سال 87 دیپلم افتخار بهترین کارگردانی جشنواره فجر را از آن خود کرده؛ اما این فیلم با وجود بهره‌مندی از بازیگران مطرح سینما و روایتی متفاوت و جذاب، هنوز اکران عمومی نشده است. شاید همین مسأله و شرایط حاکم بر تولید و پخش فیلم در سینمای ایران باعث شده او به فردی همیشه معترض بدل شود. تله‌فیلم برنده که فساد و روابط پشت پرده فوتبال را در دل داستانی پرکشش روایت می‌کند با آن‌که از نگاه متفاوت کارگردان بهره‌مند است و با استفاده از تکنیک‌های مستندسازی به یک فیلم موثر بدل شده، اما چندان کامل به نظر نمی‌رسد. قصد این بود که درباره ویژگی‌های «برنده» و نقاط ضعفش با آسترکی گفت‌وگو کنیم، اما نارضایتی او از شرایط، این مصاحبه را تحت تاثیر قرار داد.
کد خبر: ۵۷۹۲۹۶

فکر نمی‌کنید تله‌فیلم برنده برای نمایش از تلویزیون آن هم در یک روز تعطیل فصل تابستان کمی تلخ بود؟

قبل از جواب به سوال شما باید دید آیا مرزهای تلخی و خشونت برای همه یکسان تعریف می‌شود یا این‌که عده‌ای اجازه دارند جامعه را هرطور که می‌بینند، به تصویر بکشند. چهار سال تمام هر طرحی به معاونت سینمایی وزارت ارشاد ارائه کردیم با هر شیوه روایتی و هر نوع نتیجه‌گیری اخلاقی مردود شناخته می‌شد، اما از همین معاونت، فیلم‌هایی مجوز قانونی گرفتند و پخش شدند که روابطی آنچنانی را به نمایش می‌گذاشتند. یا در فیلم دیگری که معتقدم در هیچ کشوری اجازه اکران در بیش از یکی دو سالن نمی‌گرفت، زن و مردی را دیدیم که با یک اتومبیل میلیاردی در کوهستان‌ها و نواحی محروم می‌چرخند و بسته‌های اسکناس جلوی مردم بدبخت می‌ریزند و در قبالش رابطه‌های انسانی آنها را به لجن می‌کشند. این فیلم در بیش از هشت سالن سینما اکران شد!

به نظر من برنده در مقایسه با واقعیت‌های جامعه و برخی برنامه‌هایی که در تلویزیون شاهدیم، اصلا تلخ نیست. ما 20 میلیون جوان در کشورمان داریم، سالانه 1.5 تا دو میلیون نفر جمعیت 22 تا 26 ساله ایران فارغ‌التحصیل می‌شوند و از این تعداد 200 هزار نفر هم مشغول به کار نمی‌شوند و از این میزان افراد شاغل درصد کمی به شغلی مرتبط با رشته تحصیلی خودشان دست پیدا می‌کنند.

مشکلات این جوانان چطور باید بررسی شود؟ چگونه باید درباره این مسائل حرف زد که تلخ نباشد؟

اختلاس فقط به جیب زدن 3000 میلیارد نیست. کسانی که موازنه فرهنگی در ایران را برهم می‌زنند، در مهمانی‌های شبانه برای فرهنگ ما تصمیم می‌گیرند و آثار میلیاردی را بالا و پایین می‌کنند، منشا فساد هستند.

در این شرایط من تازه‌وارد که می‌خواهم مسلک علی(ع) را پیش رو داشته باشم، نمی‌توانم با مافیای حوزه فرهنگ و هنر همراه بشوم یا در رقابت با مافیا اثری تولید می‌کنم که می‌شود فیلم صندلی خالی. یک فیلم فلسفی پیشرو و آوانگارد که با وجود حضور ده ستاره آن را اکران نمی‌‌کنند. بجز مافیا فکر می‌کنید چه کسی می‌تواند جلوی اکران فیلمی را بگیرد که با حضور شریفی‌نیا، رضا عطاران، پانته‌آ بهرام، گوهر خیراندیش و فریبرز عرب‌نیا ساخته شده است؟ کدام سینماداری بدش می‌آید پوستری روی سر در سینمایش نصب کند که عکس این همه بازیگر شناخته شده روی آن باشد؟ فیلمی را که در جشنواره‌های فجر، شهر، خانه سینما در چند رشته از جمله کارگردانی، بازیگری نقش اول و دوم کاندیدای جایزه بوده و برای کارگردانی نامزد جایزه نبوغ، نوآوری و استعداد جشن منتقدان بوده اکران نمی‌کنند، چون از واقعیت‌ها سخن می‌گوید.

از سینما بگذریم. درباره تلویزیون و تله‌فیلم برنده صحبت کنیم...

من یک فیلم اجتماعی ساده ساختم و تلویزیون هم پخش کرد، اما نظارت درستی بر پخش آن صورت نگرفته است. من در فیلم‌هایم از دردها می‌گویم و رانت‌خواری و رشوه یکی از همین دردهاست که در تله‌فیلم برنده به آن پرداخته شده است. امام برای ورزش قداست قائل شدند. وقتی امام می‌گویند من ورزشکار نیستم، اما ورزشکاران را دوست دارم، منظور اعلام سلیقه نیست. ایشان از صفت دوست داشتن حرف می‌زنند. حُب (دوست داشتن) یکی از صفات الهی است؛ اما در ورزش ما اتفاقاتی می‌افتد که از دیدگاه امام فاصله زیادی دارد. وقتی در جامعه‌ای که قرار است بالاترین میزان عشق به اهل‌بیت(ع) را در آن ببینیم، شاهد رشوه، حق خوری و نامردی هستیم طبیعی است یک فیلم تلخ ساخته می‌شود.

فیلم، پایان‌بندی خوبی ندارد. اتفاقات، پشت سر هم و بی‌منطق رخ می‌دهد. این مسأله هم به حذف صحنه‌های فیلم ربط دارد؟

تقریبا 20 تا 25 دقیقه از فیلم حذف شده است. یعنی صحنه دستگیری شخصیت اصلی را نداریم و فقط پلیسی را می‌بینیم که او را دستگیر کرده است. بخشی از رابطه شخصیت اصلی با پسری که سرایدار است و دزدی را کنار گذاشته، بخش‌های زیادی از ارتباط پدر با فرزندانش از زمانی که تصمیم می‌گیرد برای آنها پدری کند و بخش‌های مهمی از پایان‌بندی آن حذف شده و فیلم بی‌ریخت و بی‌‌سر و ته به نظر می‌رسد.

نمای ورود بازیگران زیر ریزش آرام برف، پایان خوبی برای تله‌فیلم برنده بود. آیا این نما دقیقا آخرین نمای فیلم بود یا این نما هم جابه‌جا شد؟

بله. قرار بود پایان فیلم همین نما باشد، البته با پیش‌پرداختی متفاوت که ما بخش‌های زیادی از آن را ندیدیم. علاوه بر صحنه‌های نهایی، حدود 20 درصد از دیالوگ‌های فیلم حذف شده و به جای آنها موسیقی گذاشته‌اند بدون این‌که من خبردار باشم. من کارگردان، فیلمبردار و بازنویس فیلمنامه هستم. وقتی قرار شد تدوین این فیلم را فرد دیگری انجام بدهد من بیش از ده نامه به سیما فیلم نوشتم. اما پس از آخرین روز فیلمبرداری دیگر از این فیلم خبری نداشتم تا این‌که همراه با مردم فیلم نهایی را در تلویزیون دیدم.

اما باید بپذیرید تلویزیون صاحب اثر است و این حق را به خودش می‌دهد فیلم را هر طور که می‌خواهد عرضه کند.

بله، درست است. اما کیفیت اثر اهمیتی ندارد؟ من تله‌فیلمی به تهیه‌کنندگی آقای شاهسواری ساختم. ایشان به قدری خوب و زیبا عمل کردند که همه راضی بودند. هنگام فیلمبرداری تمام بودجه را صرف خود فیلم کردند، دستمزدها را بموقع پرداختند، در هر موردی نظارت دقیق و کارشناسانه داشتند و ما آب در دلمان تکان نخورد. اما بعد از برنده چند روز در بیمارستان و یک ماه در خانه بستری بودم!

در مورد دلیل حذف شدن این صحنه‌ها هیچ حدسی ندارید؟

نمی‌دانم، مثل روز روشن است صحنه‌هایی که حذف شده است برای پایان‌بندی فیلم لازم بوده و نمی‌دانم چه چیزی باعث می‌شود یک تدوینگر آن را از فیلم حذف کند! کدام تدوینگری بدش می‌آید روایت یک فیلم درست باشد؟

قرار بود زمان فیلم چقدر باشد؟

زمانی که من برای تدوین در نظر گرفته بودم 90 دقیقه بود، اما 78 دقیقه از تلویزیون پخش شد.

آیا این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟

نه. براساس هزاران داستان واقعی ساخته شده است.

فیلمنامه منطق داستانی ندارد؛ مثلا با یک گزارش تلویزیونی پسر جوان به تیم ملی راه پیدا می‌کند!

این هم به حذفیاتی که گفتم، مربوط است. فیلم دارد همین طور طبق منطق پیش می‌رود و ناگهان از 30 دقیقه پایان‌بندی‌اش ما فقط ده دقیقه را می‌بینیم. سکانس‌های درخشانی از سرقت در این فیلم داشتیم و تعقیب و گریزهای دیدنی که از مهرداد صدیقیان انرژی زیادی گرفت و هیچ‌کدام از اینها در فیلم نیست. اصلا نمی‌فهمیم پلیس چرا او را دستگیر کرد. پایان فیلم مهم است چون همه گره‌های مطرح شده در فیلم را جمع‌بندی می‌کند.

چهره و سابقه کاری‌ مهرداد صدیقیان از نقشی که ارائه کرده، بسیار دور است! چطور شد او را برای بازی در این نقش انتخاب کردید؟

قبل از مهرداد بازیگری را انتخاب کردیم که چهره‌‌اش به یک جوان جنوب شهری نزدیک‌تر بود. ولی مدیران تلویزیون ترجیح دادند در این تله فیلم حداقل یک چهره‌ شناخته شده داشته باشیم. با مهرداد صدیقیان از قبل دوست بودم. قیافه‌اش شیک، معصوم و مهربان است ولی به کمک گریم و لباس و از همه مهم‌تر بازی خوب مهرداد، شخصیت مد نظرمان ایجاد شد. هر چه زمان می‌گذشت بیشتر متقاعد می‌شد که می‌تواند در این نقش بازی کند. برای این‌که مخاطب باور کند او قبل از دزدی و زندانی شدن واقعا فوتبالیست بوده، چند تکنیک عجیب را یاد گرفت و در فیلم اجرا کرد که البته این هم جزو موارد حذف شده است. امیر محمد هم به‌دلیل مصدومیت نتوانسته فوتبالیست بشود ولی حالا دیگر بعد از بازی در فیلم حباب و برنده می‌توان گفت بازیگر است.

در بازنویسی فیلمنامه فقط موارد تکنیکی را مدنظر داشتید یا به محتوای داستان و ماجرای فساد پشت پرده فوتبال هم مواردی را اضافه کردید؟

من فقط به لحاظ تکنیکی فیلمنامه را تغییر دادم. البته با فوتبال آشنا هستم و پنج سال در باشگاه تهران جوان و نوجوانان کشاورز بازی کرده‌ام. بجز اینها من تماشاگر جدی برنامه «نود» هم هستم. عادل فردوسی‌پور در سه برنامه به فساد مالی در فوتبال پرداخت و حتی اسم دلال‌های فوتبال را هم در این سه برنامه گفت. قرارداد فروش یک باشگاه با رقم 99 هزار تومان به بخش خصوصی در این برنامه نشان داده شد. عادل فردوسی‌پور بهترین ‌ژورنالیست آسیاست و امیدوارم مانند ایشان در حوزه فرهنگ و هنر هم داشته باشیم.

آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها