در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه این سریال هم مانند همه آثاری که در زمان محدود و سریع ساخته میشوند ایرادهایی دارد و این عیبها بخصوص در صحنههای مربوط به حرکت اتومبیل قالیشویی در شهر که با استفاده از تکنیک کروماکی تصویربرداری شده کمی توی ذوق میزند، اما با این همه دودکش سریال خوبی از کار درآمده است. شخصیتها پذیرفتنی هستند و جایگاه اجتماعی روشن و تعریفشدهای دارند، کنشها و واکنشها منطقی هستند و بازیگران خوب از پس نقشها برآمدهاند، حتی بازی سیما تیرانداز با آن چهره و فیزیک ظریف در نقش یک زن زحمتکش.
با همه اینها برای دوست داشتن دودکش کافی است بهتیتراژ اول آن دقت کنیم. از تیتراژ میتوان فهمید کارگردان برای ورودیه اثرش ارزش قائل بوده و به آن فکر کرده است. تیتراژ متناسب با فضای داستان طراحی شده، قالبی نو دارد و از موسیقی مناسب برخوردار است. ترکیب تصاویر متنوع از زندگی روزمره آدمها، آهسته شدن برخی تصاویر برای چند ثانیه جهت تاکید بیشتر، ترکیب و رنگآمیزی هدفمند تصاویر، ایجاد ریتم با شیوه نمایش تصاویر و حال و هوای متفاوت با تغییر رنگها و نورها و استفاده نکردن از فونتهای رایج برای نوشتن اسامی در تیتراژ و البته طرح حرفهایی از زبان کارگردان با دستخط او از جمله مواردی است که حالوهوای متفاوتی برای شروع سریال دودکش ایجاد میکند.
شاید هیچ کدام از ایدههای به کار گرفته شده در تیتراژ دودکش تازه نباشند؛ هم ترکیب تصاویری از زندگی روزمره آدمها برای شروع تیتراژ قبلا مورد استفاده قرار گرفته و هم دستخط کارگردان و ارائه یک نوشته به مخاطب، اما سازنده تیتراژ دودکش با ترکیب این دو ایده و افزودن جزئیات، کاری تازه و باطراوات ارائه داده است. تیتراژ به عنوان تابعی از سلیقه کارگردان و به مثابه راه ورود به دنیای یک سریال تاثیر زیادی بر جذب مخاطب دارد و این اتفاق درباره سریال دودکش رخ داده است.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: