سفرهایی که کفش آهنی می‌خواست

سفر در طول تاریخ استخوان ترکانده تا به معنای امروزی‌اش رسیده است. امروز اگر مردم،کره زمین را زیرپا گذاشته‌اند و کهکشان‌ها را برای گشت و گذار برگزیده‌اند وارثان آن آدم‌های ماجراجو هستند که با کمترین امکانات و در ناامن‌ترین راه‌ها قدم گذاشته‌اند تا ندیده‌ها را ببینند.
کد خبر: ۵۷۸۹۴۲

سفر همزاد آدمیزاد است یعنی از روزی که او چشم‌باز کرده به سفر رفته است البته نه لزوما برای تفریح بلکه بیشتر برای پیدا کردن غذا و یافتن فضایی بهتر برای زندگی ؛ بهترین مثالش هم آریایی‌هایی هستند که سیبری را به علت کمبود غذا و سرمای هوا ترک کردند و به سمت فلات ایران آمدند که ما ایرانی‌های امروز بازمانده‌های آنهاییم.

سفر در عهد قدیم سختی‌های خاص خودش را داشت. مشکل اصلی این بود که یک مسافر باید همه مایحتاج زندگی را با خود حمل می‌کرد و باروبنه فراوانش را در راه‌های نه چندان هموار و امن به دوش می‌کشید. البته چهارپایان آن زمان کمک خوبی برای آدم‌ها بودند ولی سختی راه و طولانی بودن مسافت‌ها به اندازه‌ای بود که گاه آنها نیز تلف می‌شدند و مسافر را تنها می‌گذاشتند.

سفر شاهانه

با این حال تمدن‌های بشری که رشد کرد و حکومت‌های پرقدرتی مثل امپراتوری‌های ایران متولد شد، سفر هم رنگ و بویی دیگر گرفت و کمی آسان تر از دوره‌های پیش شد. تا آنجا که به کشورمان مربوط است حکومت‌ها برای ساده شدن سفر، امکاناتی فراهم کردند مثل ساختن راه‌های هموار، کاروانسراها، آب انبارها و ایجاد پل روی رودخانه‌ها تا مسافران در مسیر سفر گم‌نشوند و به زحمت نیفتند.

البته در آن روزها نیز سفر هنوز کاری بود که بیشتر از دو گروه خاص برنمی‌آمد، یکی خانواده سلطنتی که همه امکانات برای رسیدنشان به مقصد فراهم بود و دیگری تاجران که برای تجارت و کسب سود، خطر می‌کردند و از سختی‌های سفر نمی‌هراسیدند. با این حال سفر این دو گروه هم چندان راحت نبود، چون نشستن‌های طولانی روی زین اسب‌ها یا کجاوه شترها با آن تکان تکان خوردن‌های ممتدش آزاردهنده است همین طور سوار شدن‌های پی در پی در کشتی‌ها که چندان هم سریع نبودند.

در این زمان‌ها مردم عادی کمتر سفر می‌کردند، حتما به دلیل سختی‌های راه و این که جلای وطن کردن ریسک بالایی داشت به طوری که اگر کسی خطر می‌کرد و راهی سفر می‌شد از همه خداحافظی می‌کرد و زن و فرزند را به آدمی امین می‌سپرد تا اگر حادثه‌ای برایش رخ داد و زنده برنگشت خانواده‌اش سرگردان نشوند.

آنها که تن به چنین ریسکی می‌دادند نیز بیشتر مرد بودند چون سفر کردن برای آنها ساده‌تر از زنان بود که شاهد مثالش هم همه جهانگردان طول تاریخند که همه مردند نه زن.

گردشگرانی که در تاریخ ثبت شدند

البته سختی‌های سفر بتدریج کمتر شد ولی با این حال تا تاریخ به قرن بیستم برسد و دانش در خدمت بشر قراربگیرد سفر همچنان جربزه می‌خواست و دل کندن از دنیا که آدم‌های زیادی در طول تاریخ چنین کرده‌اند.

اگر از مارکوپلو و سرجان مندویل که مسافران قرون‌وسطی بودند بگذریم پیش از آنها نام‌آوران زیادی بوده‌اند که به قصد دیدن زیبایی‌ها و عجایب دنیا دل از شهر و دیار خویش کنده و دست از جان شسته‌اند.

ابن بطوطه، جوانی که از طنجه مراکش برای دیدن دنیای متمدن و پررونق آن روز عازم سفر شد و از شهرها و کشورهای زیادی بازدید کرد یکی از این مردان است.

از ایران نیز چنین مردانی برخاسته‌اند که سرآمد همه آنها ناصرخسروست؛ مردی از خانواده‌ای ثروتمند و بانفوذ در دربار پادشاهان که بعد از چهل سالگی دست از دنیا شست و به قصد سفر مکه راهی عربستان شد. او در راه سختی‌های زیادی کشید. بیشتر این مسیر را پیاده رفت، گاهی همه پول‌هایش ته کشید و گرسنه ماند و بعد از حج چهارمش وقتی عزم بازگشت به ایران کرد و راه بصره را در پیش گرفت به چنان سختی دچار شد که به گفته خودش مرگ را چند بار مقابل چشم‌هایش دید و زمانی که به بصره وارد شد از بس سر و رویش آب ندیده بود به دیوانگان می‌مانست.

سفر شیرین می‌شود

سختی‌هایی از این جنس قرن‌ها طول کشید تا این که با شروع انقلاب صنعتی در اروپا وضع به کلی تغییر کرد. روزی که کشتی‌های بخار به آب انداخته شد و قطارها روی ریل راه‌آهن قرار گرفت سرنوشت بشر هم تغییر کرد. از آن زمان جهانگردی رونق گرفت آن هم با کمترین خطر . دو سفری که ناصرالدین شاه به اروپا داشت و بعد از برگشتن از آن خاطرات سفر فرنگش را نوشت محصول همین رشد فناوری بود. او در ایران با کمک کالسکه خودش را به مرز رساند و از آنجا با قطار و در چند مرحله با کشتی به قلب اروپا رفت تا پول‌هایی را که از راه گرفتن مالیات از مردم به دست آورده بود خرج تفریح کند و بعد سوغاتی مثل دوربین فیلمبرداری با خودش بیاورد.

ولی حتی در مقایسه با راحتی سفرهای امروز، باید به‌ناصرالدین شاه خیلی سخت گذشته باشد چون به هر حال قطارها و کالسکه‌ها حتی ماشین‌های آن روز به اندازه امروز پرسرعت نبود و جاده‌ها نیز همواری امروز را نداشت. اما حالا وضع بکلی تغییر کرده است. امروز می‌شود با مجهزترین هواپیماها به قلب آسمان زد یا با بهترین و لوکس‌ترین کشتی‌ها دریاها را شکافت یا حتی با ماشین شخصی به سفر دور دنیا رفت. اما با این حال امروز هم سفر کردن یک شرط مهم دارد؛ این که باید پول داشته باشی و همت را چاشنی پولت کنی تا بی‌دغدغه زیباترین نقاط دنیا را ببینی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها