گاهی برای نفس کشیدن هم وقت ندارم

بای بسمه الله: از آنهایی است که به فرمایش شیخ اجل سعدی: یار شاطر است ، نه بار خاطر. محضر گیرا و پرفیض کمتر کسی در طول این سالها اینقدر ژرفای باطنت را کاویده و ذهنیت تازه ای بر آفاق و انفست وا کرده بود.
کد خبر: ۵۷۸۵۲

اواندیشگری فرزانه است و همین روشن شدگی روح اوست که تو را نه فقط به تحسین که به بازگشت تا خویشتن ات می خواند ، تا منظری که گشودنی است ، که تازه است و آرامش بخش.
تا منظری که اگر جهان را از آن بنگری ، واقعیت ها را به رنگی دیگر ، به گونه ای دیگر می بینی و آن وقت... دگرگون شوی و تولدی دوباره بیابی و....
2 سال مصاحبه. اولین بار در فرهنگستان علوم خیابان دربند بود که در ذهنت چراغی نو برافروخت ؛ «چراغ صاعقه آن سحاب ، روشن باد» بعد گفتگویی تلفنی و سپس ، وقفه من در زمستان پارسال تا همین الان ادامه یافت و سرانجام دانشگاه امیرکبیر ، طبقه هفتم گروه مهندسی مکانیک اتاق775.
عکس سیاه سفیدی که زینت اتاق کار اوست: فضایی پر درخت که در آرامشی برفی می درخشد، منزل پدری استاد، خیابان آزادی ، چهارراه خوش.
پدر استاد «توی ثبت اسناد بود». الان دکتر از آصف شمیران چشم انداز شهر را درمی نگرد ؛ اصولا اهل مصاحبه نیست و مخصوصا «با عکس همیشه مخالف» است به شهادت برادرشان و استادان و همکاران استاد هیچ گاه با عکس میانه ای نداشته اما بر ما منت گذاشت و پذیرفت: «مصاحبه نمی کنم ، آدم دشمن پیدا می کند.» موسیقی باخ آخرین دیدارمان را سرشار از طنین نور کرده بود: «خدا را صد هزار بار شکر! چیز زیادی هیچ وقت توقع نداشتیم و اونی که می خواستیم برآورده شده».

نمره های ریاضی؛

همیشه بیشتر از نمرات ادبیاتم بود.

و علتش اینه که...؛

خیلی ساده است. روی ریاضیات بیشتر متمرکز بودم.

تاثیر شکننده مشکلات مالی ، نیامدها، فشارهای جامعه و...؛

سعی کرده تاثیر بذاره. دایم مسائلی هست که درواقع می تونه.... ولی همیشه مبارزه کرده ام.

آیا زندگی بی مبارزه یعنی زندگی آرام؛

اگر مبارزه نباشه ، زندگی نیس. وقتی می گم آدم باید واقع بین باشه ، همینه دیگه.

ناگزیری حرکت و تلاش؛

همیشه آدم کمبود داره. علت حرکت آدم ، تضادها و کمبودهاست.

تا چه حد باید این فضاها باشه؛

شاید یه مقدار تنش برای حرکت لازمه. زیادش خوب نیست.

نمایانی این تواضع بی شیله پیله شما؛

ذاتیه.

فقط همین؛واقعا چی فکر می کنین؛

من واقعا فکر می کنم از همه مردم پایین ترم.

اگر کسی در مقام بحث علمی بیاد؛

ممکنه فکر کنم از اون بهتر یا برترم... ولی توی اجتماع همیشه خودم را از همه پایین تر می دونم.

این آیا در شان شماست؛

هیچ نیازی احساس نمی کنم به این که غروری داشته باشم ، یا در مقام.... به هیچ وجه در شان من نیست.

و عکس العمل ایران و ایرانی چه جوریه؛

به دانشمندانش احترام لازم می ذاره.

کسانی که می گن نه این جوری نیست؛

اشتباه می کنن.ایرانی ها ممکنه از تخصص اش استفاده نکنن ، اما احترام قائل می شن...

حاصل عمر شما؛

ثابت کنم که در ایران هم می شه احترام داشت هم کار تخصصی بسیار زیادی در سطح بین المللی کرد.

آیینه ای از شما تقدیم به مخاطبان ، و نسلها؛

نمی شه کاری را که می کردم مدل کنین برای جوانها. شرایط من نمی تونه مدل باشه. خیلی چیزها {با امروز} فرق می کرد.

  • امیدوارم در جامعه بین المللی نقش متفکر را بازی کنیم. جوان ها باید سخت کار کنند ؛ شرافتمندانه و باصداقت

  • لحظاتی شده که کاملا ناامید بشین؛

    سه چار دفعه ، خیلی بدجور.

    زندگی و ناامیدی؛

    ناامیدی هم طبیعیه.

    یاس مثل چیه؛

    ناامیدی مثل خوشحالیه ، مثل امیدواریه.

    ازجمله تفریحات غیردرسی؛

    قدیم ها شنا می کردم ، ورزش می کردم. حالا کوه می رم.

    و دل انگیزی آواها و نواها؛

    انواع طیف مختلف موسیقی را دوست دارم. طیف جز ، کلاسیک ، پاپ ، اصیل ایرانی....

    تفریح درجه اول؛

    بودن با افراد درجه اول خانواده.

    از عادتهای & هنگام & نوشتن & مقاله علمی؛

    تقریبا اکثر مواقع موسیقی کلاسیک گوش می کنم ، توی اتاق کار دانشگاه هم....

    از الگوهای شخصیتی؛

    آره. معلمم ، آقای ولی الله شاملو ، مدرس ریاضی ، جبر ، مثلثات هندسه. هم شخصیتش ، هم طرز برخوردش با دانش آموزها ، هم امیدی که به بچه ها می داد و احترامی که به دانش آموزان می ذاشت.

    مدل همیشگی زندگی؛

    مدل زندگی ام واقعا ولی الله شاملو بود.سبک داشت ، زنده بود.

    شما چقدر الگو هستید؛ چگونه؛

    من نباید بگم. دانشجوهام باید بگن.

    بر دانشجوهاتون چقدر تاثیر داشتین؛

    من نمی دونم. امیدوارم آنقدر باشه که آنها از من بهتر بشن.

    از کارهای خارق العاده تان؛

    من هیچ {کاری} انجام ندادم ، فقط درسم را خوب ارائه کردم. در انجمن مهندسی مکانیک خیلی کار کردم{بنیانگذاری فوق لیسانس مکانیک دانشکده پلی تکنیک و...}.

    مکانیک ، کشف بوده یا اختراع؛

    وجود داشته. عدد پی واقعی وجود داره. ضوابط هندسه وجود داره.

    در واقع بشر اطلاع پیدا کرده به اینها. جنس لبخندتون؛

    (دکتر اسلامی ، برادر استاد گفت:) پدرانه ، محبت آمیز و دلسوزانه.

    از چه چیزی خیلی خوشحال می شین؛

    از سلامت افراد نزدیکم و موفقیت شون.

    آرزویی برای ایران؛

    امیدوارم در جامعه بین المللی نقش متفکر را بازی کنیم.

    چنانچه دانشمندی که شرایط لازم را کسب کرده ، مدیر بشود؛

    با معیارها و ارتباطات ضابطه مند ، ایران ظرف 10 سال از این رو به اون رو می شه....

    عنایتی به جوانها برای این که پیشرفت کنند؛

    باید سخت کار کنند... شرافتمندانه و مطلع ازدانش روز جهان.

    و از این هم مهمتر؛

    خودشون با خودشون روراست باشن. به خودشون دروغ نگن.

    شرایط مناسب پیشرفت یعنی؛

    یعنی یه جوان بدونه که اگر تلاش زیاد بکنه ، باهوش باشه و توی کارش شرافتمند باشه ، ارتقا پیدا می کنه.

    واقعا اگر سیستماتیک و علمی جلو بریم ، ایران ما ظرف 10سال یک کشور پیشروست؛

    شک ندارم.

    چه جوری فضا و امکانات را برای خود مهیا کردین. روی محیط خارج تاثیر گذاشتین؛

    من فکر کردم مثل هر شهروند کشور متمدن اغلب باید کار کنم.

    کار و تلاش بسیار؛

    کاری که وظیفه ام بوده. کار اضافی نکرده ام (با دانش روز، شرافتمندانه).

    شما چه وقت کم می یارین؛

    بشدت کم می آورم. بعضی وقتها برای نفس کشیدن هم وقت ندارم.

    از کارهای وقتگیر و نفسگیر؛

    واقعا 7-8 تا کتاب اساسی باید بنویسم که بشدت وقت گیره. اگر {این طور} نکنم ، 50 سال باید تلاش کنم تا کارهایی را که دارم ، جمع کنم.

    یک نمونه از همکاری ها؛

    یک کتاب را حدود 20 ساله می نویسیم با یک پروفسور امریکایی ، هنوز سه چار سال دیگه کار داره.

    از جمله «شغلهای خارجی» تان؛

    3 سال برای مرکز فضایی بوستون کار می کردم. آرزوی هر محققیه که توی یک سازمان فضایی مثل ناسا کار کنه. آن موقع توی ناسا ایرانی نبود.

    با وجود پیشنهاد دایمی برای کار چرا برگشتین؛

    ایران و ایرانی را دوست دارم.

    فرق اینجا و آنجا؛

    اینجا آنقدر کار علمی و تحقیقاتی ثبت شده بین المللی دارم که مطمئنا اگر در امریکا بودم ، بیشتر از این نمی توانستم انجام بدهم.

    از انتقادها به دانشکده های علوم انسانی خصوصا تاریخ؛

    تاریخ توسعه علوم را یک کسی در ایران ننوشته.

    کدام دوره ، دانشمندان و فضلا تاثیر بیشتری داشته اند؛

    وقتی با فکر جلو رفتیم.

    علت تاریخی جاماندگی صنعتی ایران؛

    علت فرهنگیه نه سیاسی چون ایرانی ها ذاتا در 2 هزار سال اخیر بی توجه بوده اند.

    و سالهای اخیر؛

    باز هم دلایل فرهنگی داره با این حرف جبهه گیری می کنند که ما خیام داشته ایم و ابوریحان و...؛ در سرزمین وسیعی مثل ایران بالاخره افرادی آمده اند که کار خاصی کرده اند. علم ، سیستماتیکه کار یک نفر را به پای یک ملت نمی شه گذاشت. با این حساب از همه انتقاد کردید حتی از خودتون : این انتقاد از نژاد ایرانیه.

    ما چرا در توسعه علوم سیستماتیک پیش نرفتیم؛

    چون سیستماتیک فکر نمی کنیم.

    شواهد تاریخی؛

    دلایل زیادی داریم که در طول تاریخ ، افرادی کارهای برجسته کرده اند ، اما بعد به صورت سیستماتیک تعقیب نشده. از نظر فرهنگی یکی از غنی ترین کشورهای تاریخ بشر هستیم ولی این از نظر فرهنگیه.

    آن غرور ایرانی بودن؛

    شاید... ما تعصب داریم. در صورتی که ناموس یک اروپایی جامعه اش و کشورشه. ما به کشور و جامعه به عنوان ناموس نگاه نمی کنیم.

    یکی از سوال هایی که همیشه از شما می پرسن؛

    بارها مقامات کشور خواسته اند اظهار عقیده بشه که چرا ایران از نظر تکنولوژی و تحقیقات عقبه و چی کار کنیم که ایران از نظر اقتصاد وارد جامعه بین المللی بشه.

    تقصیر کیه جا ماندیم؛

    من از همه بیشتر مقصرم. تقصیر مرا نباید گردن این و آن گذاشت. اصلا خود من مقصرم!چرا اسم بگذاریم؛

    این وسط باید روی چه چیزی دقیق بشیم؛

    این که چرا فرهنگ ما با تکنولوژی اینقدر غریبه ست. این جا سیستم نداریم. سیستم توسعه صنعتی نداریم. اما ثابت کرده ایم که می توانیم: یک ایرانی وقتی وارد سیستم می شه خوب کار می کنه ، ولی خودش نمی تونه این سیستم را پایه ریزی کنه.

    ایرانی در غرب؛

    عموما از بهترین نمونه ها چه در اصالت خانوادگی ، چه رعایت قوانین و چه در سیستم.

    در غرب با خودتان چه قراری گذاشتین؛

    فکر می کردم من آمده ام درس بخوانم ، برگردم ایران. به این علت به من احترام می ذاشتن. خیلی کار می کردم. به همین علت هم به من احترام می ذاشتن.

    چه مطالبی را خودتان تایپ می کنین؛

    مقاله و کتاب ها.

    بیشترین لذت کار؛

    موقعی که مقاله هام توی ژورنالهای درجه یک دنیا ارائه می شه.

    بالاترین درجه رشته تخصصی تان؛

    فلو یک انجمن (عضو برجسته) 30 سال است که فلو انجمن امریکا و 30 سال است عضو (Fellow عضو برجسته) انستیتو هوا و فضای امریکا هستم.

    بیشترین شادی ها؛

    ما همیشه شاد بوده ایم.

    شادی تان را با کی ها قسمت می کنین؛

    با خانواده در درجه اول. دانشجوها و همکارهام.

    بالاترین اندوه؛

    باید واقعیات طبیعت را قبول کرد... خیلی واقع بینانه فکر می کنم و دیگه غم نمی خورم. همیشه باید واقعیات طبیعت را قبول کرد.

    علت موفقیت شما شانسه یا...؛

    مجموعه ای از یک سری عوامل باعث می شه آدم شانس موفقیت داشته باشه.

    یک فرمول شانسی؛

    تداوم و پیگیری کاری که دوست داری انجام بدی.

    باید...؛

    تعادل را باید بین همه چیز برقرار کرد.

    مشکل مالی؛

    بله ، داشتم. خیلی زیاد.

    خیلی زیاد ، یعنی چقدر؛

    نه به اون صورت. خداوند همیشه یک مینیمم را رسانده و من و خانواده ام ساختیم و خداوند هم بیشتر داده.

    مهمترین عامل موفقیت؛

    در اصل ، شخصیت شخصه. اعتقادم اینه.

    ما ایرانی های جدید و غیرجدی؛

    همیشه ناراضی و نگرانیم. دنبال بیشترشه. قانع نبودن به شغل و حرفه زیاده متاسفانه.

    از جمله خصوصیت ها و عادتهای شخصی؛

    هیچ چیز خاص شخصی ندارم. ظهر فقط ناهار دانشگاه را می خوریم. پول تاکسی و اتوبوس و ناهار دانشگاه.

    فضیلت؛

    بستگی داره که توی چه جامعه ای زندگی می کنین.

    معیار ایرانی ها برای احترام به دانشمندانشان؛

    مردم به کسانی بیشتر احترام می ذارن که فکر می کنن به جامعه خدمت می کنن.

    از شگردهایتان در دوستیابی؛

    فکر می کنم مثل هر کس دیگه ای. دوستان فاضل و روراست ، توی دوستی شون متعهد هستن ، از دوستی شون یه چیزهایی یاد می گیرین که.... من از همه یه چیزی یاد می گیرم.

    آسیب جدی خوردن از...؛

    فکر نمی کنم. کسی به من صدمه ای نزده.

    چرا و چگونه؛

    علتش ساده است ؛ چون من تمام عمر سعی نکرده ام به کسی....

    از جمله عادتهای انساندوستانه همیشگی؛

    چه جوری به هر کسی کمک کنم.

    بهترین الگو؛

    کار کردن ، صادق بودن در کار.

    استادی که فکر می کند مرکز عالم است؛

    استادهای خوب این جوری فکر نمی کنن.

    سایبان آرامش شما؛

    اینجاست {دانشگاه امیرکبیر ، دانشکده مهندسی مکانیک ، طبقه هفتم اتاق775} خونه ست ؛ همیشه آرامش داریم.

    فکر چند شب پیش تا الان؛

    کارهای علمی و تخصصی که با بچه ها انجام می دم.

    از فعالیت های آنی ، در دست اقدام؛

    زیاده! داریم با بچه ها کار می کنیم.

    من همیشه...؛

    همیشه امیدوارم.

    شمال ، ویلا دارین؛

    شمال ، نخیر.

    سفر اخیر؛

    یک ماه و نیم پیش برای یک کنفرانس علمی در یونان دو تا مقاله داشتم.

    موضوع خارق العاده؛

    هیچی. همه چی خارق العاده است.

    به تحول معتقدین؛

    بله ، خیلی زیاده

    ازش ایراد می گیرین؛

    سوالهای سخت نکنین.

    حتی به آدمهای دورو؛

    با این روحیه کسی پیدا نمی شه که دورویی کنه.

    اما کسی که مریض باشه؛

    فوری خودم را کنار می کشم.

    عکس العمل تان در قبال آدمهای حسود؛

    حسادت هم قابل احترامه.

    درباره وجود غیرقابل انکار حسادت در جامعه ایرونی؛

    محسوس است. هست. به عنوان یک حقیقت قبول می کنم.

    رفتارتان در برابر حسدورزی؛

    به عنوان یک دوست رفتار می کنم.

    چه وقت اعصابتان خرد می شه؛

    شما موقعی ناراحت می شین که واقعیات را نخواین بپذیرین.

    یک واقعیت جامعه ایرانی؛

    کسی نمی آد شما را نوازش کنه که خوشت بیاد یا به شما خوشامد بگه. در اجتماع چیزهایی هست که ناخوشاینده.

    و سرانجام ، آدمهایی که وا می خورند و به خودشون فرو می رند و کنار می کشن؛

    منزوی شدن به نظر من یه نوع مرضه. ضعف شخصیته. روحیه سالم قاعدتا از چیزهای ناخوشایند باید بیشتر خودش را بسازد.

    کسی که از شما تعریف می کنه؛

    سفسطه است و دشمن منه.

    شما و انتقاد؛

    آدم را می سازد.

    کسی که به جای انتقاد...خوبی هاتونو بزرگ و بزرگتر کنه؛

    داره دروغ می گه.

    کسی که رودررو ایستاد و خیلی قرص و محکم انتقاد کرد؛

    دوست واقعی شماست.

  • آدم فوق العاده ای بود


    مکانیک دومین علم ثبت شده بشر به نظر من مستندترین دانشی است که در طول تاریخ توسعه یافته ، شما از راه رفتن تا...قوانین و ضوابط مکانیک را رعایت می کنید. دست کم 340 تخصص مختلف شاخه های مهندسی مکانیک را به بار آوری نشانده اند ، رشته های خیلی خیلی پایه مثلا... سال 1352 مهندسی صنایع یکی از گروه های مهندسی مکانیک بود و پس از چند سال مجزا شد. مهندسی رباتیک الان در دانشکده مکانیک است اما بعدها باید جدا شود، چون گسترش زیادی پیدا کرده....
    دکتر محمدرضا اسلامی با صراحت ، اعتماد به نفس و در عین حال وقار دانشگرانه خاصی ادامه می دهد: در قرن 20 دنیا بشدت با هوش شده ، مهم است که چطور با یک دنیای سوپر باهوش ارتباط برقرار کنین... هر کس در هر سمتی یا هر بخشی از مقام اجتماعی یا دولتی اگر بدون ظاهرسازی در خدمت مردم باشه و قلبا به مردم خدمت کنه ، مردم ایران خیلی خوب تشخیص می دن....
    این سوال را در استمرار این همه گفتگوها از کسی نپرسیده ام: یکی از ریشه ای ترین و اصیل ترین کارهایی که باید انجام داد / شما انجام دادین؛... به نظر من باید «سازمان های فکری» را در زمینه های مختلف بنیان گذاشت و راهبرد مملکت را با بهره گیری از نقطه نظرات این سازمان های فکری که متخصص ترین و متفکرترین افراد در آن عضویت دارند ، به سمت تعالی پیش برد.
    و به تاکید می گوید: اگر در زمینه تحقیقات در دانشگاه ها «برنامه صنعتی» داشتیم ، مسلما از بالاترین های جهان بودیم. برنامه صنعتی نداریم ، چون برنامه و {سیستم} صنعتی شدن نداریم. پس نمی دانیم در 20 سال آینده مثلا کشور باید در چه زمینه های صنعتی پیش برود.
    شما فکر می کنین که عادت همیشگی دکتر پس از برگزاری هر کلاس درس چه باشد؛
    «تقاضا می کنم از دانشجویان که ارزیابی و سپس انتقاد کنند... می گم: کسی که ازم تعریف کنه ، دشمن منه... من 30 ساله که این روش را دارم. طبیعیه که خیلی ها از انتقاد ناراحت می شن ، اما چقدر خوبه کسانی که فکر قوی دارن ، برگردن به خودشون و بگن : انتقاد توسط دوست انجام می شه.»
    ببینم استاد ما با این نگرش و سلیقه و احساس به چه کسانی با تحسین می نگرد: «اریک رایسنر آدم فوق العاده ای بود. منصور نقدی که پیشترها به دانشگاه های میشیگان و برکلی رفت سال 1955 کارهای خیلی اصیلی در تئوری طراحی پوسته ها و ورق ها انجام داد. 1960 به کار مهمش یعنی سطوح پلاستیسته بعدی پرداخت ؛ این که وقتی سازه ای را از ناحیه الاستیک به پلاستیک می برید در فضای سه بعدی تنش {...} 1967 تئوری های موج را بررسی کرد، 1991 با گرین انگلیسی بر تئوری شوک حرارت متمرکز شد؛ یعنی اتفاقاتی که ضمن حرارت دادن در یک میلیاردم ثانیه روی سازه می افتد و سال 1995 فوت کرد. اکثر دانشمندان معروف تاریخ مکانیک را ملاقات کرده ام ؛ شانسی که شاید هر کسی نداشته و از نزدیک با شخصیت شون آشنا نبوده. از آنها ایده می گرفتم که یک آدم معروف چطور مساله ای را مدل می کنه ، نزدیکش می شه و آن را تجزیه و تحلیل می کنه و...».
    اشکال بزرگ فرهنگ خودمان را که دریابیم بیشتر راه را شناخته ایم و رفته ایم ، حالا این اشکال بزرگ را از منظر استاد نگاه کنید ؛ وقتی که درباره تکرار نشدن رازی و ابن سینا و غیره سخن می گوید: «متاسفانه جامعه علمی ایران ، پویا و دانشمندپرور نیست. جامعه ما کسی را دانشمند می شمارد که ادیب باشد نه کسی که مثلا خوب مهندسی بدونه ، حال آن که شعر و ادبیات ، هنر است. این اشکال بزرگ فرهنگ ایرانی است. یک موقعی باید متوجه بشن.»
  • علی اکبر مظاهری
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها