اخراجیها، پایاننامه، نظام از راست، دل بیقرار، عقاب صحرا، محافظ و فرزند خاک برخی از آثاری است که خاکسار با استفاده از تخصص خود، صحنههای تاریخی و اکشن آنها را برای مخاطب طراحی کرده است.
تعریف شما از حرفه ویژوال افکت چیست؟
جلوههای بصری یا رایانهای کاری است که در مرحله پیشتولید، تولید و پس از تولید شکل میگیرد. در مرحله پیشتولید اگر صحنهها طراحی خاصی داشته باشد مشغول طراحی صحنهها با استفاده از کامپیوتر میشویم و اگر کار پیچیده باشد و کارگردان بخواهد بیشتر در جریان کار جلوههای بصری قرار گیرد یک پیشنمایش تهیه میشود که همان افکت طراحی شده به وسیله ماست. سپس در مرحله تولید باید سر صحنه باشیم و همزمان با فیلمبرداری، صحنههای دیگر را طراحی کنیم. در مرحله پس از تولید وقتی راف کات نهایی فیلم انجام شد ما دوباره شروع به کار میکنیم.
اما گفته میشود این تکنیک میتواند هزینههای تولید را پایین آورد و امکان مانور بیشتری را به جلوههای ویژه میدهد. نظر شما چیست؟
بله، درست است. جلوههای بصری هزینههای کمتری برای تهیهکننده دارد، اما نه آنقدر که اصلا نخواهند پولی بدهند، چون متاسفانه تهیهکنندهها حاضر نیستند حتی یکچهارم پولی را که برای دکور و جلوههای میدانی هزینه میکنند در اختیار گروه جلوههای بصری قرار دهند.
مثلا بیشتر پلانهای تاریخی با کار من پوشش داده میشود، یعنی تنها یک بخش از دکور ساخته میشود و ما آن دکورها را تکثیر میکنیم یا اینکه جمعیت اندکی را میآورند و ما آنها را اضافه میکنیم، مانند کاری که در «عقاب صحرا» انجام دادم.
هزینهها از طریق جلوههای ویژه رایانهای کم میشود، اما تهیهکنندهها میخواهند خیلی بیشتر از اینها صرفهجویی کنند. ساخت یک دکور تاریخی ممکن است چهار میلیارد هزینه بردارد، اما با جلوههای بصری میتوان آن را با 50 میلیون انجام داد. شاید این اتفاق به معنای پایین آمدن هزینههای تولید فیلم باشد و به تهیهکننده سود برساند، اما به دلیل مشکلات مالی که گروههای جلوههای بصری با آن روبهرو هستند این حرفه رشد چندانی نخواهد کرد. من تاکنون 15 فیلم سینمایی و پنج سریال کار کردهام، اما هنوز نمیدانم باید در این حرفه سرمایهگذاری کنم یا خیر. امنیت شغلی در این کار نیست مثلا اگر بخواهم500 میلیون سرمایهگذاری کنم نمیدانم آیا سرمایه من بازگشت خواهد داشت یا خیر. تهیهکنندهها با این حرفه هنوز آشنایی کاملی ندارند و امیدوارم هر چه زودتر جلوههای ویژه بصری در سینما و تلویزیون جا بیفتد تا ما هم از این سرگردانی نجات پیدا کنیم.
در صحبتهایتان به ایجاد امکانی برای سرمایهگذاری اهالی این رشته اشاره کردید. منظورتان چه نوع سرمایهگذاریای است؟
این حرفه، هزینهها را بسیار پایین میآورد، مثلا یک مجموعه شهر تاریخی که قرار است کامل ساخته شود تنها بخشی از آن ساخته و بقیه با استفاده از پرده سبز به تصویر کشیده میشود. این کار و هر کار مجازی به نفع تولید در سینما و سیماست، اما امیدوارم دستمزد ما افزایش پیدا کند تا بتوانیم در این حرفه سرمایهگذاری کنیم، چراکه اگر برایمان بازدهی نداشته باشد ابتدا در آن رشدی حاصل نخواهد شد و سپس این رشته را رها خواهیم کرد.
ما همیشه هنگام بستن قرارداد با تهیهکنندهها شاکی هستیم، چون بحثی میان میزان دستمزد بازیگران و کل بودجه یک فیلم وجود داشته است. در حالی که عوامل فنی سینما دستمزدهای پایینی میگیرند و اصلا تناسبی میان پرداختیها نیست. کارهای ویژوال افکت فنی درهمه دنیا وجاهت و جایگاه خاصی دارد و دستمزدهای آنها چیزی از دستمزد یک ستاره کم ندارد، اما در ایران حتی کار ما را هم درست نمیشناسند، دیگر چه برسد بخواهند دستمزدی همتراز بازیگرها به ما دهند. این نوع رفتارهای غیرحرفهای، مناسب سینما و تلویزیون ما نیست. تهیهکنندهها با جلوههای ویژه بصری کلی از هزینههایشان کم میشود، اما حاضر نیستند پول یکی از چند ساختمانی را که از این طریق دیگر به ساختنشان نیازی نیست برای ما هزینه کنند.
برای این که حرفهتان نزد مخاطب ملموستر شود به برخی از کارهایتان درآثار مختلف اشاره کنید.
در فیلم سینمایی «اخراجیها 1» هواپیماهایی که بمباران میکنند بهصورت انیمیشن و سهبعدی بود و من برای این کار نامزد دریافت سیمرغ شدم. یک سکانس از فیلم سینمایی «عصر روز دهم» در حرم حضرت علی(ع) اتفاق میافتاد و ما همه آن را به صورت پنوماتیک کار کردیم، یعنی فقط بکگراندها در حرم بود و دیگر صحنهها در ایران تصویربرداری شد. برای این کار هم نامزد دریافت سیمرغ شدم که جالب است بدانید این کار آنقدر ظرافت داشت که کسی متوجه نشد در این فیلم از جلوههای ویژه بصری استفاده شده است.
در عقاب صحرا که سال گذشته به خاطر جلوههای ویژه رایانهای این کار موفق به دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر شدم، دکورها را اضافه کرده و یک انیمیشن عقاب درست کردم که با شخصیت اصلی فیلم همراه بود، تکثیر جمعیت و حذفیات مانند دکل، سیم برق و... را با رایانه انجام دادم و بیشتر فضاسازی کردم. اما در سریال «سرزمین کهن» ساخته کمال تبریزی که هنوز در حال تصویربرداری است میدان بهارستان را فضاسازی کردم و دیگر کارها مانند حذفیات، تکثیر جمعیت و صحنه بمباران جنگ متفقین در ایران مدلسازی و انیمیت شده است.
در سریال «از یاد رفته» نیز صحنه تصادف آقای فروتن در خارج از کشور را به صورت سهبعدی کار کردم که اصلا اتفاق نیفتاده بود. کارگردان فقط یک پلان به من داد که آن را به صحنه تصادف تبدیل کردم.
همچنین سریال «عمارت فرنگی» ساخته آقای ورزی نیز یک اثر تاریخی بود که در آن همه کارهای گفته شده را انجام دادم. این بخشهای جلوههای ویژه بصری شامل دیگر ساخته آقای ورزی باعنوان «تبریز در مه» نیز شده است. نخستین بار جلوههای ویژه بصری را سال 82 در سریال «شیخبهایی» به کارگردانی شهرام اسدی اجرا کردم که فضاسازی دکور، تکثیر جمعیت و حذفیات ساختمانهای جدی مانند سیم، کابل، تیر برق و... را شامل میشود.
برای استفاده بیشتر از مهارتهای رایانهای در سینما و تلویزیون چه پیشنهادی دارید؟
نویسندههای فیلمنامهها باید به این موضوع فکر کنند و سوژههای فیلمها را سوررئال ببینند تا برای ما هم چرخه درآمدی وجود داشته باشد در غیر این صورت حضور ما در این عرصه به مرور کمرنگ خواهد شد. البته بعید میدانم این اتفاق رخ دهد و امیدوارم فیلمهای اکشن و تاریخی گسترش پیدا کنند تا در ادامه جلوههای ویژه بصری نیز قدرت مانور بیابند. در تلویزیون اگر فیلمنامهها تغییر کنند شیوه و سبک کار ما نیز تغییراتی خواهد کرد و اینکه مدیران سازمان در کارهای بزرگ تاریخی به ویژوال افکت اطمینان کنند و خودشان را از انجام بسیاری از هزینههای گزاف رها سازند. در جشنواره فیلم فجر به صنف ما نگاهی تخصصی داشته باشند، یعنی باید افرادی را به عنوان داور انتخاب کنیم که این حرفه را بشناسند. در رشته ما کار خوب به کاری گفته میشود که مخاطب تشخیص ندهد چه کردهایم. بنابراین یک داور که تخصص این کار را ندارد اصلا متوجه جلوههای ویژه بصری در یک فیلم نمیشود دیگر چه بخواهد به این که تشخیص درستی برای انتخاب برترین آن داشته باشد. من از دبیران آینده جشنواره فیلم فجر تقاضا دارم به این موضوع توجه کنند.
ایدههای جدید دکور سهبعدی در سریال «سرزمین کهن»
خوشبختانه در تلویزیون اتفاقهای خوبی در زمینه جلوههای ویژه بصری رخ داده و ما توانستهایم نسبت به گذشته پیشرفت محسوسی داشته باشیم و تا حدی هزینههای اضافی را از دوش گروههای تولید تلویزیونی برداریم.
در سریال «سرزمین کهن» به کارگردانی کمال تبریزی ما توانستیم به ایدههای جدیدمان در زمینه دکورهای سهبعدی شکل اجرایی دهیم. ابتدای کار پیشنهاد دادم به جای ساخت خیابانهای منتهی به بهارستان، به کمک جلوههای ویژه خیابانهایی را که در آن دوران وجود داشته، بسازیم و خوشبختانه با این پیشنهاد من موافقت شد، چراکه ساخت خیابان و دکورهای موجود در آن دوران به دلیل تغییر بافت شهری بسیار سخت و هزینهبر است. هرچند سرزمین کهن این امکان را در اختیار ما به دلیل فضای فیلمنامه قرار میداد و ما میتوانستیم این کار را انجام دهیم، اما ما بیشتر در مورد ساخت ساختمانها، هواپیماهای در حال پرواز و تکثیر جمعیت از این هنر بهره بردیم. خوشبختانه کمال تبریزی اشراف خوبی نسبت به جلوههای بصری دارد و با نگاه مثبتش به این مقوله اجازه میداد ما با ذهنیت بیشتر در این زمینه فعالیت کنیم.
متاسفانه با وجود پیشرفت جلوههای بصری، هنوز برخی مدیران بر این باورند که ساخت سریالهای فاخر به معنای ساختن دکورهای آنچنانی است، در حالی که این تفکر اصلا با رویه تولید در دنیای مدرن در تضاد است و شما میتوانید براحتی یک کار تاریخی را که باید پنج میلیارد برای آن هرینه شود با یک میلیارد جلوی دوربین ببرید و در سال به جای ساخت یک سریال، پنج سریال بسازید و مخاطبان بیشتری را با خود همراه کنید.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم