در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا یک وقتهایی مینشینم و زندگی خودم را با آن روزها که فقط عکسش را دیدهام مقایسه میکنم. امروز به جای اسب و ماشینهای قدیمی، سوار ماشینهای جدید و کولر داری میشویم که در بزرگراهها 200 کیلومتر سرعت میگیرند. امروز لباسها و ظرفها خیلی راحت و در مدت نیمساعت شسته میشود. امروز فاصله شهرها کم شده و با هواپیما در مدتی کوتاه از این شهر به آن شهر و از کشوری به کشور دیگر میرویم. در آسمانخراشها زندگی میکنیم و...
اما این همه تغییر ما را خشنودتر نکرده است. اکنون ما خیلی راضی به نظر نمیرسیم. امروز کمتر کسی را میبینیم که دو وعده غذایی را در خانه و کنار خانوادهاش صرف کند. امروز خانوادهها کمتر در کنار هم هستند و این، همه ماجرا نیست. حالا مردم دغدغههاشان بیشتر شده است. عصبانیتر هستند و این عصبانیت را در خانهها میتوان دید.
امروز بیشتر از گذشته کار میکنیم؛ کار، بخش مهم زندگی همه شده است. آنقدر سرمان به کار و فعالیتهای اقتصادی گرم شده که خود را فراموش کردهایم.
اما برای رفع این روحیههای درگیر با فناوریهای جدید و آوردن قدری آرامش به زندگی و خانواده، باید یاد بگیریم گاهی به دوران کودکی برگردیم. همه باید در هر هفته، ساعت یا دستکم دقایقی را به خودمان اختصاص دهیم.
در مسیر خانه به اداره اینقدر عجله نکنیم. بعضی روزها قدری زودتر بیرون بیاییم، سر راه سری به مغازهای بزنیم؛ قدری تنقلات بخریم و تا اداره پیاده برویم.اگر در شهری زندگی میکنید که کوهی در نزدیکی آن قرار دارد، یک روز تعطیل صبح زود از خانه بیرون بزنید، به دامنه کوه بروید و اکسیژن خالص تنفس کنید. در برگشت سری به کتابفروشی محل بزنید. کتابی بخرید و با خودتان عهد کنید تا پایان هفته تمامش کنید. این قبیل کارها میتواند آرامش را قدری به زندگی ما دعوت کند و لبخندی را بر لبهای ما بنشاند. شاید روزی نوههای ما هم عکسهای ما را ببینند. به آنها اجازه دهیم لبخند و آرامشی در چهره و میان قاب عکس مشاهده کنند. شاید آنها هم به دنبال این آرامش و رضایت خاطر بگردند.
مترجم: زهره شعاع
helpguide
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: