در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال مهرآباد برایتان چه ویژگی خاصی داشت که باعث شد بازی در آن را بپذیرید؟
برای انتخاب نقش به دو نکته مهم توجه میکنم؛ اول فیلمنامه و درام و دوم اهمیت نقش. در سریال مهرآباد هر دو نکته مورد نظر من بود. فیلمنامه درست، منطقی و یک کمدی جدید نسبت به آنچه تا به حال دیدهایم، است. نقش هم این خاصیت را دارد که از قسمت اول تا قسمت آخر تغییر میکند و سیری که این شخصیت میپیماید تا به این تغییرات برسد، برایم خیلی اهمیت داشت. در فیلمنامه این سریال شخصیتها بخوبی و بهدرستی تعریف شدهاند.
شخصیت کیا برخلاف آنچه از او انتظار میرود، عمل میکند که این باعث پیچیدگی بیشتر میشود. اینها فاکتورهایی بود که برایم اهمیت داشت.
پس فیلمنامه را قبل از شروع کار خوانده و با این ویژگیها آشنا بودید؟
شش قسمت آماده بود که آن را خواندم، اما همان قسمتها آنقدر جذاب بود که توجهم را جلب کرد و مطمئن بودم تا انتها به همین شکل پیش خواهد رفت.
مهرآباد یک کار طنز است. میشود بازی شما را هم یک بازی طنز دانست؟ یا شما به همان شکلی که میتوانید در یک سریال غیرکمدی ظاهر شوید در این سریال هم حضور داشتید؟
بازی طنز یعنی چه؟
میخواهم همین را بدانم! مثلا این که برای این نقش میمیک، لحن یا حرکات خاصی طراحی کردید که با فضای طنزآمیز کار هماهنگ باشد؟ بسیار مرسوم است بازیگرانی که در ایفای نقشهای کمدی مشهور هستند، با خود کمدی را به سریال منتقل میکنند، یعنی حضور آن بازیگر، خودش به پررنگ شدن طنز کمک میکند.
در پاسخ به بخش آخر پرسشتان باید بگویم این به دلیل حافظه بصری تماشاگر است؛ چرا که فلان بازیگر را در نقشهای طنزآمیز دیده و با مشاهده دوباره او توقع خنده و تکرار عمل و عکسالعملهای قبلی را دارد. من بهعنوان یک بازیگر این را نمیپسندم؛ البته این کاملا جدای بازیگران مطرح تیپ و شخصیت دنیاست که پایهگذار نوع بازی در آثار کمدی هستند؛ همچون چارلی چاپلین، باستر کیتون، وودی آلن و... اما سریال مهرآباد کمدیدرام است. آنچه این سریال طنز را شکل میدهد، موقعیتهایی است که خندهدار به نظر میرسد. طی صحبتها به این نتیجه رسیدیم بازیگران باید در نوع بازیشان بزرگنمایی داشته باشند. حالا این بزرگنمایی در بعضی به سمت سادهلوحی میرود، در بعضی دیگر به سمت ناله کردن و... به هر حال خاصیت یک کار کمدی همین است، اما میدانستیم ما کمدی دلارته اجرا نمیکنیم، هجو یا کمدیفارس اجرا نمیکنیم، نوع طنزی اجرا نمیکنیم که نمونههایش بشدت در تلویزیون تکرار میشود. مثلا تمام تلاشمان این بود برخلاف آنچه مرسوم است، از تکیهکلام استفاده نکنیم. آدمها، زندگی معمول و واقعی را به نمایش بگذارند.
پس میتوان گفت طنز بیشتر در شخصیتپردازی و داستان به وجود آمده است؟
بیشتر در داستان و موقعیت. البته این طور نیست که بازیگران در ارائه نقش طنازی نکنند. بازیگران طنازیهایریزی در ارائه نقش دارند.
آنچه درباره نقش شما مشهود است، درونگرا بودن است، اما نمیتوان براحتی تشخیص داد این صفت مربوط به نقشتان است یا خاصیت بازی شما کمی درونگرایانه است. شاید میتوان گفت بازی شما کمی سرد به نظر میرسد.
هم فیلمنامه این را حکم میکند و هم من خواستم این خصوصیت را برجسته کنم.
به چه دلیل؟
به صورت کلی تعبیری به نام «نقش سرد» نداریم، اما برای رسیدن به پاسخ این پرسش باید سریال را تا آخر ببینید. کیا مقدم، آدمی بسیار مؤدب، کمحرف و منطقی است که به مسائل واکنشهای شدید نشان نمیدهد، اما بعد از 12 سال دوری از ایران به وطن برمیگردد و بعد از چند ماه که در ایران زندگی میکند، کمکم به آدمهایی شبیه میشود که در تهران زیاد میبینیم، آدمهایی با مشغلههای زیاد، رفتارهای تند، ذهن شلوغ و حرکات دست و صورت زیاد.
در همین قسمتهای اول هم روی دیگر این شخصیت را می توان آنجا دید که با همسرش تلفنی صحبت میکند. نحوه بازی شما در این موقعیت میتواند گواه بر این باشد که چهره بازیگر در بعضی از قسمتها خشک و یخزده به نظر میرسد، به دلیل ویژگیهای بازیگری او نیست، بلکه به دلیل خصوصیت تعریف شده برای شخصیت کیاست.
دقیقا. این شخص مبادی آداب که جلوی آدم های غریبه سعی میکند خودش را متشخص نشان دهد، وقتی با همسر سابقش صحبت می کند، پرخاشگرایانه و بیپردهتر حرف میزند.
مهرآباد را سریالی متفاوت میدانید؟
آنچه به عنوان کمدی در مهرآباد میبینیم، متفاوت از دیگر سریالهای کمدی و طنز تلویزیون است. در سریالهای دیگر اتفاقات، جزئیات، عکسالعملها و تکیهکلامهای آدمها به این شکل است که در آن واحد پرسش و پاسخ صرفا مفرح را شکل میدهد که بیننده را میخنداند. مثلا ضد و نقیضهایی شکل میگیرد که بامزه است. مثل تعریف کردن یک لطیفه که به دلیل پارادوکسهای جالبی که دارد در یک لحظه شنونده را میخنداند؛ دیگر نیاز نیست بدانید رنگ آن لطیفه چه بوده یا از کجا آمده. مهرآباد این تفاوت اساسی را با تمام سریالهای طنز دارد که عکسالعملها یا دیالوگهایی که رد و بدل میشود، به هیچ وجه تماشاگر را نمیخنداند مگر به شرطی که تماشاگر قبل و سابقه این آدمها را که از قسمت اول دیده کشف کرده باشد. مثلا در سکانسی کیامقدم و عادل یوسفی در خانه عادل هستند، آنجا دیالوگهایی رد و بدل میشود که تنها در صورتی که بیننده، داستان را بداند و شخصیتها و موقعیتشان را بشناسد، زاویه نگاه به این موقعیت تراژیک آنها و دیالوگها بشدت خندهدار میشود.
سریال ریتم تندی دارد، اما در بعضی موقعیتها میشد ایجاز بیشتری به خرج داد. اینطور فکر نمیکنید؟
این چیزها به نحوه ساخت یک اثر برمیگردد. ممکن بود اگر خودم این سریال را میساختم، آنقدر بیرحم بودم که همه این افت ریتمها را برطرف میکردم، اما اگر این نقد را در مقایسه این سریال با سریالهای دیگر وارد میکنید، قبول نمیکنم. شما سریالی با ریتم بشدت تند میبینید، به همین دلیل است که اگر گفتوگویی در آن کمی طولانی شود، احساس میکنید ریتم به اصطلاح میافتد، اما در سریالهای دیگر به وضوح گفتوگوها و موقعیتهای طولانیتر از این دیدهایم. بعضی هم میگویند باید در نظر میگرفتید این کار را برای تلویزیون میسازید، برای این که عموم استقبال بیشتری کنند، باید آن را به شیوه سریالهای دیگر کمی با طول، تفصیل و پیرایههای بیشتر میساختید، اما من میگویم سازنده اثر نباید به این توجه کند که دید تماشاگر در چه سطحی است و به میزان آن برایش اثر بسازد؛ بلکه باید اثری فراتر از ذهنیت تماشاگر برای او ساخته شود تا او را به سمت نگاهی فراتر سوق دهد. گرچه زمان میبرد تا تماشاگر این را بپذیرد، شاید زمانی به اندازه تکرار مجدد کل مجموعه؛ یعنی پس از پخش سریالهای دیگری از تلویزیون و مقایسه شدن مهرآباد با آنها و رجوع مجدد به آن. این اتفاقی است که همیشه برای هنر و اثر نمایشی رخ داده است.
مدتی از اتمام فیلمبرداری و به پایان رسیدن کار گذشته است. اکنون که به آن نگاه میکنید، نظرتان درباره مهرآباد چیست؟
همچنان این کار را خیلی دوست دارم. معتقدم در تلویزیون ما کار بسیار نویی است. عادتهای بیننده را در هم میشکند و در آن تغییر ایجاد میکند. خود این تغییر ممکن است باعث شود عدهای موضع بگیرند که چرا بازی بازیگران اینگونه است یا به ریتم تند سریال ایراد وارد کنند، اما میدانم که طبق آنچه از روز اول در ذهنمان بوده و میدانستیم نتیجه درستی خواهد داشت، پیش رفتیم. ضمن این که بازخوردی که میبینم نشان از این دارد اتفاق خوبی خواهد افتاد. اساسا تاکنون چیزی به اسم کمدی درام در تلویزیون ما وجود نداشته است، داستانی تراژیک با لحنی کمدی. موضوع این فیلمنامه بشدت تراژیک است، اما نگاه فیلمنامهنویس به آن از زاویه کمدی است. این جذابیت دارد، ولی ابداع و نوآوری هم طبق معمول با جبههگیری مواجه میشود.
شروینه شجریکهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: