شاهدان از جنایت شهرک غرب می گویند

در حالی که متهم به قتل جوانی در شهرک غرب مدعی است ، چون در داخل خودرو گیر افتاده بود برای دفاع از خود چاقو کشیده است ، در دومین جلسه دادگاه درگیری عاشقانه در شهرک غرب ، شاهدان گفتند که دیده اند متهم به قتل در کنار خودرواش
کد خبر: ۵۶۷۲۱
با چاقو به مقتول ضربه زده است.

سابقه خبر

یازدهم خردادماه امسال ، ماموران کلانتری 134 شهرک قدس از قتل جوانی در خیابان مهستان اطلاع یافتند. با حضور ماموران در صحنه قتل مشخص شد مقتول حمید رضا - ت نام داشته و پس از نزاعی خونین توسط راننده خودروی سمند با ضربات چاقو به قتل رسیده است .روز گذشته در دومین جلسه دادگاه 5 قاضی شعبه 74 به شنیدن شهادت شهود پرداختند.

شاهد اول

در جلسه روز گذشته دادگاه سه شاهد پرونده شهادت دادند که برخلاف ادعای محمد که می گوید در لای در گیر کرده و برای دفاع از خود چاقو کشیده است ، نزاع در فضای آزاد و با فاصله از خودرو رخ داده است ، اما هر سه نفر گفتند که ماشین مقتول جلوتر از ماشین متهم به قتل متوقف شده بود.در جلسه روز گذشته دادگاه ، ابتدا قاضی یاورزاده از سعید ، پسر جوانی که روز حادثه همراه مقتول سوار خودروی او بوده است ، خواست تا درباره روز حادثه توضیح دهد.اولین شاهد پرونده درباره روز حادثه گفت : آن روز من و حمید(مقتول) سوار خودروی او بودیم که او با آیناز تماس گرفت و با او در شهرک غرب قرار گذاشت و به سمت شهرک غرب به راه افتادیم ، در آنجا به طور اتفاقی آیناز را درماشینش دیدیم . به دنبال او رفتیم. جوانی هم با خودروی سمندش به دنبال ما می آمد ، حمید گفت خودروی سمند مزاحم شده است ، آیناز به خیابان مهستان پیچید و ما هم به دنبالش رفتیم ، اما دیدیم خودروی سمند هم دنبالمان آمد ، حمید از خودرو پیاده شد و به من گفت: چند لحظه بنشین الان برمی گردم ، اما یکدفعه صدای داد و فریاد شنیدم و دیدم که حمید روی زمین افتاده است و نزدیک که شدم ، راننده خودروی سمند در حالی که زنی هم بسرعت سوار ماشینش شد ، به راه افتاد و بسرعت دور شد.
قاضی از نخستین شاهد پرسید: آیا قبل و بعد از دعوا الفاظی بین آنها رد وبدل شد ، یا چیزی بود که به نظرت بیاید که آنها قصد دعوا دارند؛
وی پاسخ داد: هیچ چیزی نشنیدم ، آن لحظه در حال صحبت با تلفن همراهم بودم ، اما جو اصلا جو دعوا نبود.
قاضی: آیا شما کارد یا اسلحه ای دست هیچکدام از آنها دیدید؛
شاهد اول: خیر ، دست هیچکدام ندیدم.
قاضی: فضای درگیری تاریک بود یا روشن؛
شاهد اول: تقریبا تاریک بود.آیا آیناز و شیرین هم در درگیری بین حمید و محمدرضا شرکت داشتند؛
شاهد اول: خیر ، فقط سوار شدن آینا ز را دیدم.
قاضی: شما دوست مقتول بودید آیا قبل از پیاده شدن و یا در زمان پیاده شدن چیزی به شما نگفت که دلیل این باشد که قصد درگیری با راننده سمند را دارد؛
شاهد اول: خیر ، فقط خیلی عادی گفت بنشین من الان می آیم.

شاهد دوم

بعد از آن دادگاه شاهد دوم پرونده مجتبی ف را احضار کرد که وی گفت : من زمانی به صحنه رسیدم که دیدم یک سمند کنار خیابان ایستاده است ، چند متر جلوتر هم یک پراید به حالت اریب ایستاده بود ، در نور چراغ ماشینم دقیقا مثل یک فیلم ، صحنه ها را دیدم ، من شاهد بودم که دو نفر در فضای باز دارند به صورت هم مشت می زنند ، وقتی از هم جدا شدند ، دیدم که یک نفرشان نقش زمین شد ، پیراهنش غرق خون شده بود.
قاضی : آیا شما چاقویی دیدید؛
شاهد دوم: نه ، تنها یک شیئ را دست متهم به قتل دیدم ، که در دستش به سمت پایین نگه داشته بود ، اما متهم به قتل هنوز هم در حالت حمله بود.
قاضی : آیا بعد از مشت زدن به داخل ماشین رفت و چاقو را آورد یا از ابتدا دستش بود؛
شاهد دوم : من ندیدم داخل ماشین برود
قاضی : پس از به زمین خوردن مقتول چه اتفاقی افتاد؛
شاهد دوم : صدای خانمی را شنیدم که می گفت بیا برویم ، و بعد یک خانمی بسرعت در صندلی عقب خودرو نشست و راننده هم در حالی که هاج و واج مانده بود ، سوار ماشینش شد و به راه افتادند و من هم پس از تعقیب آنها شماره خودرو را به پلیس دادم.
قاضی : شما ندیدید کارد داخل غلاف بود یا خارج شده بود؛
شاهد دوم : چیزی ندیدم.

شاهد سوم

بعد از اظهارات این شاهد ، قاضی سومین شاهد را احضار کرد شاهد سوم هم در اظهارات خود گفت با دیدن دعوا جلو رفتم ، دعوا تنها چند ثانیه طول کشید و بعد من دیدم یکی از آنها در حالی که خون از بدنش بشدت خارج می شود روی زمین افتاد.
قاضی: درگیری به سمند نزدیک تر بود یا به پراید؛
شاهد سوم : آنها تقریبا یک متر با سمند و حدود 4متر هم با پراید فاصله داشتند.
قاضی : شما متوجه چاقویی در دست متهم به قتل شدید؛
شاهد سوم : خیر چیزی ندیدم ، من فقط از روی یک پراید که حایل ما بود ، آنها را نگاه می کردم و چاقویی در دستش ندیدم ، اما در دستش یک شیئ بود.
قاضی : شما نشنیدید بین آنها فحش و ناسزا رد و بدل شود؛
شاهد سوم : نه قضیه کلا 5 ثانیه طول کشید.
قاضی : فضای درگیری تاریک بود یا روشن؛
شاهد سوم : آنقدر تاریک نبود که چیزی را نبینم.
قاضی : آیا کسی لای در گیر کرده بود یا درگیری در فضای آزاد بود؛
شاهد سوم : خوب ندیدم ، اما فکر کنم در فضای آزاد بود.

نمی خواستم بکشمش

پس از اظهارات شاهدان ، دادگاه از متهم به قتل خواست تا از خود دفاع کند. او گفت من روزی که در آگاهی فهمیدم مرتکب قتل شدم ، مردم من دیگر دلیلی برای ترسیدن ندارم ، تنها نکته مهمی که برایش تلاش می کنم ، این است که بفهمانم من نمی خواستم او را بکشم ، اگر قصد کشتن او را داشتم این طوری آن هم در یک خیابان اصلی او را نمی کشتم ، همه چیز یک اتفاق بود.محمد در ادامه در توضیح ماجرا گفت :من آن روز دیدم که مقتول و دوستش با خودروشان رفتند کنار خودروی آیناز و در همان لحظه آیناز شیشه ماشینش را بالا کشید ، فکر کردم آنها مزاحم هستند ، آنها دوبله ایستاده بودند بنابراین من وانمود کردم به اینکه خیابان را بند آورده اند معترض هستم ، چند بوق زدم که یکدفعه دیدم آنها بسرعت به راه افتادند و بعد از مسافت کوتاهی یک دفعه ماشین آنها با صدای شدیدی جلوی من پیچید و حمید(مقتول) آمد پایین و شروع کرد به مشت زدن ، من لای در گیر افتاده بودم ، با تقلا خودم را از لای در بیرون کشیدم و خم شدم و چاقویم را که غلاف چرمی داشت برداشتم و جلویش گرفتم ، فکر نمی کردم چاقوی با غلاف بتواند ببرد که یکدفعه دیدم خون فواره زد.با اظهارات این جوان ، قاضی یاورزاده گفت شما می گویید که او ماشینش را به حالت اریب نگه داشته و بعد با سرعت پایین آمده و شروع به زدن شما کرده است ، اما عکسهای صحنه قتل نشان می دهد که ماشین کاملا در کنار خیابان پارک شده است و به دنبال آن عکسهای بازسازی صحنه را به وی نشان داد که متهم به قتل گفت جای ماشین تغییر داده شده است ، به دنبال آن شاهدان نیز اعلام کردند به نظر آنها جای خودرو تغییر داده شده و بعدعکس گرفته شده است.پس از آن یاورزاده از متهم به قتل پرسید ، شهود در صحنه دادگاه نشان دادند که چاقو به چه شکلی در دست شما بوده است و حتی اظهار کرده اند که شما و مقتول یک درگیری چند ثانیه ای داشته اید و بعد از آن مقتول روی زمین افتاده است ، یعنی شما از ابتدا مسلح بوده و به او چاقو زده اید؛
متهم گفت : من اصلا اصابت چاقو را ندیدم ، فقط دیدم که مقتول روی زمین افتاد ، اصلا باورم نمی شد چاقوی غلافدار بتواند باعث قتل بشود.
قاضی : شاهد دوم گفت که شما در فضای آزاد دعوا می کرد ه اید و شما در لای در گیر نکرده بودید ، در این مورد چه می گویید؛
متهم: نه این را قبول ندارم ، اگر در بیرون دعوا شده بود که صندلی ماشین من خونی نمی شد ، من اصلا نتوانستم از ماشینم فاصله بگیرم.
قاضی: آیا شما قبول ندارید همان طور که شاهدان گفتند کارد را در بیرون از ماشین به سمت پایین گرفته بودید؛
متهم : خیر من اصلا بعد از دیدن خون مات و مبهوت چاقو را داخل ماشین پرتاب کردم و بیرون نیاوردم.
قاضی : آیا زمانی که کارد را پیدا کردند ، تیغه اش خونی بود؛
متهم : من ندیدم.
قاضی: اما طبق گزارش ماموران ، زمان کشف تیغه خونی بوده است.
بله ، پلاستیک روی کارد که بدن حمید را نبریده است ، تیغه اش از غلاف بیرون آمده و به بدن او خورده و شکاف ایجاد کرده است ، به همین دلیل تیغه خون آلود بود. پس از شنیدن شهادت شاهدان و اظهارات متهم به قتل ، دادگاه برای شنیدن اظهارات شاهدان دیگر روز پنجشنبه تشکیل می شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها