گفت‌و‌گو با سعید نبی، تهیه‌کننده و یکی از کارگردان‌های مجموعه مستند «نقش بافت»

جستجوی هویت در تار و پود نقش

از بارزترین آثاری که سعید نبی برای تلویزیون تهیه کرده می‌توان به مجموعه مستند «گنجینه تتیس» اشاره کرد که با همکاری جمعی از مستندسازان خوب کشورمان ساخته و از شبکه یک پخش شد. نبی به‌عنوان تهیه‌کننده و کارگردان، علاوه بر مستندسازی درباره حیات وحش، به تولید آثاری درباره مسائل اجتماعی، تاریخی و اقوام ایرانی نیز علاقه‌مند است و فیلم‌ها و مجموعه‌های بسیاری هم در این زمینه‌ها تولید کرده که برخی از آنها در جشنواره‌های داخلی و خارجی موفق به کسب جایزه شده‌اند. مستند «نقش بافت» از آخرین تولیدات سعید نبی است که سه‌شنبه‌ها ساعت 22 و 30 دقیقه از شبکه چهار پخش می‌شود و نحوه شکل‌گیری نقوش ایرانی، شیوه بافت این نقوش و کارکردشان را در میان اقوام ایرانی به نمایش می‌گذارد. مخاطب در این مستند درباره نقش‌های ساده‌ای که ممکن است در قالب طرح‌های مختلف از فرط دیده شدن دیگر به چشم نیایند، اطلاعاتی تازه و جذاب دریافت می‌کند؛ اطلاعاتی مانند فلسفه آفرینش هستی از نگاه ایرانیان باستان که در گبه به تصویر کشیده شده یا درخت طوبا و ترنج در ترمه و نبرد خیر و شر در سوزن‌دوزی‌های اصیل. ریشه‌ها و تاریخچه شکل‌گیری نقش‌ها، تکنیک‌های سنتی بافت و به‌کارگیری این بافته‌ها در زندگی روزمره اقوام ازجمله مواردی است که در نقش بافت به آنها پرداخته شده است.
کد خبر: ۵۶۷۰۷۹

شما که بیشتر در زمینه حیات وحش فعالیت کرده‌اید، چطور شد به ساخت مجموعه‌ای درباره نقوش ایرانی در بافته‌های سنتی علاقه‌مند شدید؟

چون مجموعه مستند تتیس و تحقیقات آبزیان مورد توجه مخاطبان واقع شد، خیلی‌ها گمان می‌کنند من به مستندسازی در زمینه حیات وحش بیشتر علاقه دارم، در حالی که تولید فیلم مستند درباره مسائل اجتماعی و مشکلات کارگری همیشه برای من از جذابیت ویژه‌ای برخوردار بوده و خودم را یک مستندساز اجتماعی می‌دانم. اما ساخت مستند اجتماعی مشکلات زیادی دارد و تا همین چند سال پیش، تولید چنین مستندهایی به نوعی خط‌شکنی محسوب می‌شد. خوشبختانه تقریبا از سال 90 سیاست متولیان سینمای مستند در ایران و تلویزیون به‌عنوان اصلی‌ترین متولی سینمای مستند کشور بر این شده که بر تولید مستندهایی مرتبط با حقوق اجتماعی تمرکز شود و در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند. خوشبختانه چه خودآگاه و با برنامه و چه ناخودآگاه و بافشارهای کاذب تلویزیون‌های بیگانه امروز وارد فضای جدیدی شده‌‌ایم و ساخت مستند «نقش بافت» هم از جمله پیشنهادهایی بود که از طرف شبکه چهار به من داده شد.

اما نقش بافت ارتباط زیادی با مسائل اجتماعی ندارد!

تا اجتماع و مسائلش را چه تعریف کنیم. پیشنهاد مطرح شده به این ترتیب بود که درباره اقوام ایرانی به شکلی متفاوت فعالیت کنیم و به جای ارائه مستندی تلفیقی از جنبه‌های مختلف زندگی آنها، بر نگاهشان به زندگی اجتماعی و دیدگاه‌ها و تفکراتشان درباره زندگی تمرکز کنیم. پس از ارائه این پیشنهاد به این نتیجه رسیدیم که بهترین روش برای شناختن اقوام این است که رسوم‌ سنتی و آئینی آنها را مورد بررسی قرار دهیم و دیدگاهشان درباره زندگی و تغییر این دیدگاه در مواجهه با دنیای مدرن را مورد بررسی قرار دهیم. شیوه زندگی و تغییراتی که در زندگی اقوام ایرانی رخ داده نه‌تنها بخشی از تاریخ کشورمان است بلکه هویت تاریخی کشور ما نیز هست.

چطورشد که به نقش‌ روی بافته‌های بومی و سنتی رسیدید؟

قصد داشتیم ریشه‌های اصالت این مرز و بوم را در قالبی کاملا متفاوت ببینیم و به دنبال عناصر ثبت شده از دیدگاه‌های اقوام، به نقوش رسیدیم و نقوش بافته شده روی انواع پارچه‌ها و بافته‌ها را دستمایه قرار دادیم. با بررسی نقش‌‌هایی که اقوام در بافته‌ها و صنایع دست‌ساز خلق می‌کرده‌اند، می‌توانستیم به ویژگی‌های اقوام ایرانی و ایرانیان و دیدگاه‌ و اندیشه‌هایشان درباره زندگی پی‌ببریم. از این نقش‌ها می‌شد فهمید یک قوم چطور زندگی می‌کند، چطور فکر می‌کند، به چه عناصری در زندگی توجه می‌کند، چه عناصری را ترکیب می‌کند. وقتی این مقوله را تحلیل می‌کنیم به تعریف‌های تازه‌ای از نقش‌ها و طرح‌ها در حوزه نمادپردازی و نشانه‌شناسی می‌رسیم و نمادهایی را می‌یابیم که برآمده از باورها و اصول زندگی اقوام ایرانی است و از طریق این اصول و ریشه‌ها، می‌شود باورهای اسطوره‌ای، اعتقادی، ذهنی و زندگی اجتماعی این اقوام را شناسایی کرد. به این منظور سال 86 سراغ اقوام و حوزه‌های فرهنگی رفتیم و به این ترتیب پایه و اساس مستند نقش‌بافت شکل گرفت. در تحقیقات اولیه به این نتیجه رسیدیم که عناصر طبیعت، نمادها و نشانه‌ها، عناصر بیانگر هویت اقوام را می‌توان در این دست بافت‌ها دید و پیش از ما هم تحقیقات زیادی در این باره صورت نگرفته بود. البته فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها درباره نقوش ایرانی مطالعاتی داشته‌اند، اما نتیجه این مطالعات را با خود برده‌اند و چیزی به دست ما نرسیده است. ما در این حوزه بسیار ضعیف هستیم و می‌دانستیم اگر تلاشمان را بر کشف ریشه نقوش معطوف کنیم و فلسفه هر کدام را دریابیم، در زمینه قوم‌پژوهی و هویت‌شناسی به دستاوردهای ارزشمندی خواهیم رسید. دستاوردی که امروز قطعا می‌تواند مکمل معدود آثار مکتوب از اساتیدی همچون ناصر فکوهی، پرویز تناولی، نیازی و سودابه فضائلی در این زمینه باشد.

چطور شد از چند کارگردان برای ساخت این مستند دعوت به همکاری کردید؟

با مطالعه فلسفه نقش بافت‌ها و طرح‌های کاربردی به این نتیجه رسیدیم که از سه زاویه می‌توان به آنها پرداخت؛ یکی از زاویه اسطوره و افسانه‌شناسی. دوم نقش و اعتقادات و کارکرد نمادین آن در زندگی ساده اقوام و این که اقوام ایرانی هر آنچه را در اطراف خود می‌دیدند با چه نیتی و چه نقوش ساده‌ای به تصویر می‌کشیدند و سومین دسته شیوه انتقال نقوش از نسلی به نسل دیگر به سه شیوه ذهنی، انتزاعی و سخن به سخن بود که می‌شد ریشه آنها را مورد برررسی قرار داد. محمدرضا اصلانی و حسن نقاشی بهترین کارگردان‌هایی بودند که برای بخش اسطوره‌شناسی می‌توانستیم از آنها دعوت به همکاری کنیم. آقای اصلانی به علت گرفتاری نتوانست به عنوان کارگردان در کنار ما باشد ولی به عنوان مشاور با پیشنهادهایش ما را یاری کرد. بنابراین از تجربیات آقای حسن نقاشی بهره گرفتیم که تخصصش فیلمسازی در حوزه اسطوره‌شناسی است. کارگردانی بخش‌های مربوط به نقش و زندگی را خودم به​عهده گرفتم چون پیش از این در حوزه‌های اجتماعی نیز فعالیت کرده بودم و ساخت قسمت‌های مربوط به بخش سوم را به بابک بهداد سپردیم. البته هر سه نفر ما با مشورت فرهاد ورهرام از هر سه زاویه به نقش ‌بافت‌ها پرداخته‌ایم، اما هر کدام از ما براساس تخصصمان یک محور را بیشتر مدنظر قرار داده‌ایم. در ادامه گروه مشورتی تشکیل دادیم که دکتر مژگان جهان‌آرا، متخصص در زمینه نقوش و طراحی پارچه، دکتر محمد میرشکرایی، استاد مردم‌شناسی و مهندس مریم خدیوی بروجنی، با تخصص ادبیات نمایشی از اعضای اصلی آن بودند.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های یک فیلم یا مجموعه مستند، گفتار متن آن است. چرا متن «نقش بافت» اینقدر سنگین و پرطمطراق نوشته شده است؟

قبول دارم. این نقد به من وارد است، اما دست و بالم بسته بود. چرا که ادبیات نقوش در کمال جذابیت بسیار پیچیده است و ما از حسن نقاشی، مریم خدیوری بروجنی و آزاده بیزارگیتی که نویسندگان متن بودند، می‌خواستیم که این طور بنویسند. البته قبلا نیز گفتم اسناد مکتوب درباره تاریخچه و ریشه نقوش بسیار کم است و در این خصوص مطالعات زیادی صورت نگرفته است. مثلا در زمینه ریشه‌شناسی نقوش ایرانی خود مرحوم دکتر نیازی که یک ترکمن اصیل بوده فقط نقش‌ها را معرفی کرده و چیز زیادی درباره ریشه‌های هر نقش ارائه نکرده است. دکتر تناولی و دکتر افشار هم به همین شکل. نقوش ایرانی کمتر تحلیل شده‌ است؛ مثلا در بلوچستان انواع و اقسام سوزن‌دوزی‌ها را می‌توان دید، اما تاریخچه و ریشه‌ این سوزن دوزی‌ها مشخص نیست. محدودیت اطلاعات یکی از دلایلی بود که باعث شد گفتار متن به این شکل نوشته شود و البته بسیاری از متون نوشته شده نیز برگرفته از کتب ادبی، تاریخی و داستانی بوده‌اند که به ناچار باید نقل به مضمون می‌شدند.

اما شما سه سال زمان صرف تحقیق درباره این مستند کردید، باز هم اطلاعات کافی به دست نیاوردید؟

واقعا فکر می‌کنید سه سال، برای دست یافتن به هویت نقوشی که طی قرون متمادی در سرزمینی به این بزرگی شکل گرفته، کافی است؟! آن هم با این بودجه‌هایی که در حد شوخی است. من در موسسه هنرهای تصویری که بودم یک خانم فرانسوی که دبیر یک جشنواره بود از من پرسید چند فیلم تهیه کرده‌ام گفتم تا به امروز 60 فیلم و چند مجموعه. او خندید و گفت: در کشور ما ساخت یک فیلم مستند برای ما ممکن است 30 سال هم طول بکشد. این خانم فرانسوی به عنوان تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار با عوامل اصلیش در دانشگاه‌ها به منظور ساخت یک فیلم مستند سال‌ها وقت را صرف سفر، تحقیق و تحصیل در زمینه مکاتب هنری در دنیا کرده بود و بعد از سال‌ها، ماحصل همه تلاش‌هایش یک فیلم جذاب با میلیاردها تومان هزینه است، اما اینجا ما مستندهایمان را با کمترین هزینه می‌سازیم و بیشتر اوقات هم از خیلی چیزها کوتاه می‌آییم، چون بودجه کافی نداریم. با این همه برای نقش بافت به اندازه حجم یک اتاق، کتاب و اطلاعات مکتوب، لوح فشرده و... جمع‌آوری کرده‌ایم که نتیجه تحقیقات سه ساله ماست، اما اگر همه آنها را زیر و رو کنید، می‌بینید فقط چند نقش از میان هزاران نقش از چند قوم ایرانی در این آثار ریشه‌یابی شده و چند قصه افسانه‌ای در این باره به ثبت رسیده است. هرچند چیزی نزدیک به 200 روز را به بازبینی روستا‌ها و مناطق مختلف اختصاص دادیم، در میان اقوام ایرانی زندگی کردیم، با آنها آشنا شدیم، درباره‌شان نوشتیم و روزهای زیادی صرف کردیم که فقط یک قسمت از این مجموعه مستند تصویربرداری شود، اما همچنان آنچه ارائه‌شده از نظر خود ما
کامل نیست.

چرا همین اطلاعات محدود را با نثری روان و صمیمانه به مخاطب ارائه نکرده‌اید؟

من خودم عاشق نثر سلیس هستم و معتقدم آنقدر باید مفاهیم را ساده عرضه کرد که هر کسی بتواند از آن استفاده کند، اما من به عنوان تهیه‌کننده و کارگردانی که این اثر را به سفارش شبکه چهار تولید کرده به زعم خودم بتازگی گرفتار یک دیدگاه نادرست نیز شده‌ام. زمانی که شبکه چهار راه‌اندازی شد فعالیتش را بر تولید مستند معطوف کرد و آن زمان ارد عطارپور، مرتضی رزاق‌کریمی، فرشاد فرشته حکمت و چند نفر دیگر بودیم که در شبکه چهار آثار مستند را تولید می‌کردیم و توانسته بودیم مخاطبان زیادی را با همین آثار پای تلویزیون بنشانیم و جشنواره‌های داخلی و خارجی را تسخیر کنیم، اما امروز مسئولان ارشد این شبکه معتقدند که مخاطب شبکه چهار قشر فرهیخته است و باید آثاری که برای آنها ساخته می‌شود مناسب فرهیختگان باشد! البته مدیر گروه نظرش نزدیک به نظر من بود ولی به هر حال این کار با ادبیاتی شکل گرفت که متناسب با تصاویری برگرفته از نقوش و داستان‌های کهن باشد.

نقش بافت بدون لحن گفتار متن هم می‌تواند یک مستند فاخر باشد!

به این باور رسیدم که شبکه چهار برای جذب مخاطب عام هیچ تلاشی نمی‌کند چون معتقد است این شبکه برای فرهیختگان است! در حالی که به نظرم شبکه فرهیختگان به معنی برنامه‌سازی برای مخاطب فرهیخته نیست بلکه ارائه برنامه‌های فاخر به مخاطب است. می‌دانید چرا گنجینه تتیس در شبکه یک با استقبال روبه‌رو شد؟ بخشی زحمت استادان سه نسل مستندساز بود که من را به عنوان کارگردان همراهی کردند، اما بخش دیگر آن به دلیل نگاه ویژه مدیر این شبکه به مستند بود و حمایت‌های مدیر گروه و تامین برنامه شبکه یک که هم در ساعت بسیار مناسبی آن را پخش کردند و دست ما را در ساخت و مسائل مالی تا حد زیادی باز گذاشتند. در نتیجه مخاطب عام به این برنامه توجه کرد، اما شبکه چهار نه تنها تیزر «نقش بافت» را در شبکه‌های دیگر پخش نمی‌کند بلکه در شبکه خودش نیز خیلی به آن بها نمی‌دهد.

چون فقط به مخاطب فرهیخته فکر می‌کند! در حالی که امروز یکی از مشکلات ما در جامعه این است که مردم بخصوص جوان‌ترها به لباس‌های اصیل و سنتی و زیبای ایرانی کمتر توجه می‌کنند. برای تغییر پوشش مردم به جای فعالیت‌های انتظامی و قهری می‌توان به فعالیت‌های فرهنگی روی کرد و با ارائه مستندهایی مانند همین نقش بافت مخاطبان را با تاریخ و هنر بافته‌ها و لباس‌های ایرانی آشنا کرد، اما آب در کوزه و ما گرد جهان می‌گردیم... .

آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها