چرا مخالف کشت تریاک هستیم؛

قصه از چه قرار است : گیاهی وجود دارد به نام پاپاور (Papaver) یا خشخاش که به گفته دست اندرکاران طراح ، کشت خشخاش 2نوع است که یک نوع آن «اوپیفرا» یا خشخاش تریاک بر یا خشخاشی است که با تیغ زدن گرز خشخاش از آن تریاک معمول و قابل استفاده به دست می آید و نوع دیگر آن «اولئیفرا» یا نوع خشخاش چربی بر است.
کد خبر: ۵۶۶۴۵

یعنی با تیغ زدن کشت خشخاش ماده ای چرب از آن به دست می آید که مصرف مستقیم آن برای انسان کشنده است و قرار است این نوع خشخاش در کشور کشت و از آن برای مصارف دارویی استفاده شود و مهمترین دلیل این کار جلوگیری از خروج ارز از کشور عنوان می شود. چرا ما مخالفیم؛ زنجیره درهم تنیده آسیبهای اجتماعی به گونه ای است که انتخاب یکی از حلقه های این زنجیره (مثلا اعتیاد) و پرداختن به آن نیازمند توجیه علمی است و نمی توان براساس برداشت های شخصی و بدون توجه به نظرات کارشناسان به مقابله با آن پرداخت زیرا این گونه عملکردهای مجزا و بدون توجه به دیگر آسیبهای اجتماعی هرچند بظاهر آسیب موردنظر را کمی کاهش می دهد ، چه بسا باعث رشد و گسترش سایر آسیبهای اجتماعی می شود بنابراین باید نگاهی کلان به کنترل آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد داشت و در انجام این بازی پیچیده ، مهره ها بدرستی جابه جا شوند که ناگهان جامعه و مسوولان در مقابل حرکت بعدی مات نشوند. یکی از نکاتی که طراحان این طرح به آن اشاره می کنند ، این است که اولئیفرا به طور مستقیم قابل استفاده نیست اما این دلیل قانع کننده ای نیست زیرا این ماده براحتی در کارخانه قابل بازآوری و تریاک آن قابل استحصال است که پس از مدتی توسط سوداگران مرگ قابل فراگیری است و بزودی شاهد راه افتادن کارخانه های غیرقانونی آن خواهیم بود. دلیل دیگری که برای کشت این محصول آورده می شود ، جلوگیری از خروج ارز است اما سوال اساسی این است که میزان ارزی که از این طریق از کشور خارج می شود ، آیا با درگیری فکری و فیزیکی که مسوولان ، کارشناسان و نیروی انتظامی برای جلوگیری از نشت آن به جامعه پیدا می کنند و نیرو و هزینه ای که باید برای این کار بپردازند، قابل قیاس است؛ جواب صددرصد منفی است و از طرفی اگر این امر تا این حد ارزش داشت ، چرا فقط تعداد محدودی کشور در جهان (کمتر از 10کشور) به کشت آن مبادرت می کنند. نکته اساسی دیگر این است که تریاک اولئیفرا به چه صورت قابل استفاده است . همان طور که ذکر شد ، این تریاک در ابتدا چربی بر و مصرف آن برای انسان کشنده است و باید در کارخانه بازآوری شود و نکته قابل موشکافی این است که ما در حال حاضر دارای این فناوری نیستیم که محصول نهایی را به صورت تریاک وارد بازار کنیم و ناچاریم آن را به صورت تنتور یعنی ترکیب الکل و تریاک به صورت محلول استفاده کنیم که با این شرایط ، ترکیب این دو به مراتب ماده ای سمی تر و میزان وابستگی به آن به مراتب شدیدتر از تریاک خالص است . ضمن آن که برای بازآوری کامل ، ما نیاز به مواد وارداتی داریم که خود جمع اضداد می شود. یعنی اگر قرار است ماده ای وارد کنیم که محصول اولئیفرا قابل استفاده باشد ، چرا از ابتدا مورفین یا متادون را وارد نکنیم و وارد این چرخه پرمساله و خطرناک شویم؛ افزون بر مسائل گفته شده ، باید به 2 نکته روانی نیز اشاره کنیم : با اعلام شروع این طرح ، شاهد این هستیم که مردم بدون در نظر گرفتن جنبه های اقتصادی و پژوهشی در گوش یکدیگر زمزمه می کنند که بالاخره دولت تسلیم شد و... این یعنی از بین رفتن قبح قضیه و سست شدن تصور پلید بودن موادمخدر. و نکته آخر این که با این عمل کشورمان جزو تولیدکنندگان موادمخدر (هرچند محدود و در حد پژوهش) در جهان قرار می گیرد و بار و معضل دیگری بر دوش دولت خواهیم افکند که پاسخگوی مجامع مختلف جهانی باشد و وجهه دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان دولتی مخالف با هر نوع تهیه و توزیع موادمخدر خدشه دار می شود و همه این کارها صورت می گیرد که مثلا از خروج حدود 10 میلیون دلار ارز جلوگیری شود. آیا نمی توان با صرفه جویی در سایر ریخت وپاش ها این مقدار ارزبری را جبران کرد و یا سرمایه گذاری دارویی را روی سایر اقلام دارویی گیاهی و غیرگیاهی که سالها تا رسیدن به خودکفایی راه دارند ، انجام داد و این میزان نیروی خود را به هرز نداد؛.

دکتر سیدهادی معتمدی
روانپزشک و عضو هیات علمی
دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها