در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بخواهیم به موضع جهانی سینمای ایران نگاهی بیندازیم و آن را در مقیاس بینالمللی بسنجیم، به جرات میتوانیم بگوییم فیلمسازان ایران در دهههای اخیر در زمینه سینمای مقاومت و سینمای انقلاب حرفی برای زدن داشتهاند و با تقویت ریشههای سینمای دفاع مقدس از داخل و از سویی دیگر با حمایت از جنگ و دفاع همسو با اهداف انقلاب و انعکاس آن در فیلمها و سریالهای متعدد هویتی مستقل از سینمایی کاملا ایرانی، اسلامی، مقاومتی خلق کردهاند. «بازمانده» ساخته مرحوم سیفالله داد، شاید نخستین درخشش توجه سینمای ایران به کشورهای همنوع و «سی و سه روز» جمال شورجه تلاشی برای تثبیت موضع و عملکرد ایران به عنوان یک کشور صاحب سینما در منطقه است؛ سینمایی که همچنان با قدرت خوبی پیش میرود و در کنار توجه به ابعاد گوناگون مظلومیت ملت فلسطین، چندی است مقاومت ملتهای غزه، تونس، لبنان و... را به تصویر میکشد؛ تصویری که البته بهدرستی به نقطهای رسیده که لزوما نباید با هزینههای میلیاردی طرحهای عظیم همراه باشد و حتی میتواند در قالب تلهفیلمهای کمخرج و سریالهای تلویزیونی ساده پیامش را به مخاطب داخلی و خارجی انتقال دهد. به عنوان مثال مینیسریال «آخرین ایست بازرسی» یکی از صدها نمونهای است که مقاومت صادقانه یک خانواده لبنانی را در پنج قسمت 45 دقیقهای نمایش میدهد. این سریال که بر اساس یک فیلمنامه لبنانی و با حمایت حزبالله لبنان در حال ساخت است، همانند نمونههای پیشین خود، راهی برای مبادلات فرهنگی هرچه بیشتر میان این کشورهاست و زمینهای برای بینالمللی و چند وجهی شدن سینما و تلویزیون ما فراهم میکند. از سویی دیگر، مجموعههایی از این دست با نمایش در شبکه جهانی آیفیلم و دوبله آن به زبانهای گوناگون دنیا، رهیافت دیگری برای رساندن صدای مقاومت کشورهای اسلامی به دیگر کشورهای جهان در قالب محصولی فرهنگی و تاثیرگذار محسوب میشود و شاید در شرایط کنونی با توجه به هزینههای سینما بتوان تلویزیون را برگ برنده سینمای مقاومت و ساخت این گونه سریالها را بهترین روش برای ادامه مسیر هنرمندان داخلی دانست.
مریم اکبرلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: