خفته را خفته کی کند بیدار؟

خواب در ادبیات عامه مردم

برخی می‌گویند لذیذترین لذایذ است، برخی دیگر کوتاه می‌آیند و آن را در ردیف نعمات خوب خدا می‌گذارند. صحبت از خواب است. نیازی همگانی و روزمره. خواب با همین دو ویژگی وارد ادبیات مردم شده است و در کوچه و بازار سخنان زیادی درباره آن می‌شود. این یادداشت نگاهی کوتاه دارد به حضور خواب در ادبیات عامیانه مردم از قدیم تاکنون.
کد خبر: ۵۶۵۱۲۹

در ضرب‌المثل‌های فارسی، حدود 30 مثل می‌توان با موضوع خواب احصا کرد. در برخی از این مثل‌ها، خواب در معنای غفلت آمده است؛ مثلا وقتی مردم می‌گویند «خواب پاسبان، چراغ دزده!» یا وقتی در بیان کثرت غفلت گفته می‌شود: «دنیا را آب ببرد فلانی را خواب می‌برد» در این موارد، گاهی بار تمثیل کمی به سمت عرفان می‌رود و غفلت از آخرت و معنای زندگی مراد می‌شود. نکته‌ای که در مثل «خفته را خفته کی کند بیدار؟» است، به این موضوع نزدیک‌تر است. گاهی اما موضوع، غفلت نیست و خود خواب مراد است. مثلا ضرب‌المثلی که بیان می‌کند: «خواب بامداد بازمی‌دارد آدمی را از روزی.»

در بخشی از ضرب‌المثل‌های ایرانی، خواب دیدن محور گفت‌وگو ست. مشهورترین این مثل‌ها، این است که «شتر در خواب بیند پنبه دانه» که مفهوم آن خوش خیالی است. خواب نماشدن هم اصطلاحی است که به معنای خیال به کار می‌رود. مثل دیگر ایرانی، برای این که به دیگری ثابت کنند آرزوی خامی دارد می‌گویند: «خوابش را ببینی». یا « خواب دیدی خیر باشه» هم همین مفهوم را دارد. در ضمن خواب دیدن دیوانگان هم در ادبیات عامه ایرانی تعبیر ندارد.

بخش از ادبیات عامه هم به پروسه خوابیدن و برخاستن از آن اشاره دارد. مثلا وقتی گفته شود فلانی «خواب خرس» دارد یا «به خواب زمستانی» رفته‌ است، مراد این است که خواب سنگینی دارد. از «پهلوی چپ بلند شدن» هم در همین گروه می‌گنجد که بر مبنای یک باور قدیمی سعی دارد توضیحی برای بدخلقی یک فرد ارائه کند. در این بخش باید از لالایی هم یاد کرد که برای بسیاری از افراد و از ‌جمله کودکان آغاز پروسه خوابیدن است. شرح این نوع ادبیات عامیانه با همه تفاوت‌های آن میان اقوام و شهرهای مختلف، به مطلبی جداگانه نیاز دارد.

در مواردی هم دیده شده خواب در ادبیات عامه، نزدیک مرگ توصیف شده است. این مطلب ریشه در ادبیات مذهبی دارد، جایی که در کلامی از معصومین، خواب، برادر مرگ توصیف و همین گفتار خود به یک مثل در ادبیات عامه بدل شده است. عبارت دو کلمه‌ای «خواب عدم» هم نشان دیگری از این نوع تفکر است.

اما در فرهنگ عامیانه این روزها دو معنای دیگر برای خواب دیده می‌شود؛ نخست در ادبیات بازار و معاملات مالی، «خواب پول» معادلی برای عدم جریان یا راکد ماندن پول است. تجار و بازاریان با استفاده از این عبارت به طرف مقابل می‌فهمانند که سرمایه آنان راکد شده و از سود بازمانده است و در حقیقت آنان متحمل ضرر شده‌اند. عبارت «بخواب!» هم میان جوانان رایج است. مراد از این عبارت که اغلب در نزاع‌های لفظی استفاده می‌شود این است که با حالت امری و از موضع بالاتر، به طرف دیگر گفته شود از موضع خود کوتاه بیاید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها