حرف ، حرف مربی است

فرماندهان زمین مسابقه

می‌گویند حرفش، حرف مربی است و تیمی که کاپیتان مقتدری دارد علاوه بر دارابودن انسجام تیمی، در مواقع بحرانی نیز عصای دست سرمربی تیم می‌شود.
کد خبر: ۵۶۴۷۰۹
فرماندهان زمین مسابقه

می‌گویند حرفش، حرف مربی است و تیمی که کاپیتان مقتدری داشته باشد علاوه بر دارابودن انسجام تیمی، در مواقع بحرانی نیز عصای دست سرمربی تیمش می‌شود؛ اما کاپیتان‌ها بر چه معیاری برگزیده می‌‌شوند و در میدان عمل شرایط را چگونه مدیریت می‌کنند؟

این پرسشی بود که برای یافتن پاسخ آن سراغ دو نفر از کاپیتان‌های پیشین تیم ملی، پرسپولیس و استقلال رفتیم، بهتاش فریبا و محمد پنجعلی، دو بازیکنی که به گواه ناظران منصف فوتبال ایران هنوز هم به لحاظ اخلاقی از سرآمدان ورزش کشورمان هستند.

بهتاش فریبا، کاپیتان پیشین استقلال در گفت‌وگو با جام‌جم ابتدا به چگونگی انتخاب کاپیتان پرداخته و می‌گوید: در فوتبال ایران برای انتخاب کاپیتان معمولا اصل بر سابقه یک بازیکن است، به این معنی بازیکنی به عنوان کاپیتان انتخاب می‌شود که یا تعداد بازی بیشتری در‌آن تیم انجام داده یا نسبت به دیگر هم‌تیمی‌هایش از سابقه بیشتری برخوردار است. حال آن‌که ممکن است آن بازیکن فاکتورهایی چون تاثیرگذاری در تیم را نداشته باشد؛ اما در اروپا داستان طور دیگری است و معمولا کسانی کاپیتان اول تیم می‌شوند که علاوه بر تاثیر‌گذاری در تیم، روی بازیکنان حریف هم تاثیرگذار باشند و حتی به لحاظ روحی‌ ـ‌ روانی روی داوران مسابقه تاثیر بگذارند، به عبارتی سابقه تنها معیار کاپیتان شدن نیست.

صداقت؛ رمز موفقیت یک کاپیتان

محمد پنجعلی، کاپیتان پیشین تیم ملی و پرسپولیس با بیان این‌که وقتی تیم وارد زمین می‌شود، کاپیتان چون دستور مربی را به بازیکنان منتقل می‌کند، نقش مربی را دارد، به «جام‌جم» می‌گوید: به نظر من یک کاپیتان برای این‌که تاثیرگذار باشد، نمی‌تواند صرفا به معیار سن و سال و سابقه خود تکیه کند، بلکه بازیکنان باید او را دوست داشته باشند و به صداقت و پاکی او یقین داشته باشند. در این صورت است که بازیکنان از او حرف‌شنویی خواهند داشت.

وی در این باره می‌افزاید: مسلما کاپیتان به لحاظ فنی هم مهره موثر و ثابت تیم است و اگر خصوصیات یک کاپیتان واقعی را هم دارا باشد تیم را در درون زمین منضبط و منسجم می‌کند، چون او الگوی دیگر بازیکنان است و در یک کلمه کاپیتان خوب سه، چهار بازیکن برای تیم و مربی می‌ارزد.

بازوبندهایی که موثر نبودند

اما همه کاپیتان‌ها به آن شکلی که بیان شد تاثیرگذار نیستند. بهتاش فریبا با اشاره به این موضوع اضافه می‌کند: کاپیتان می‌تواند نفر اول مربی در داخل زمین باشد، چرا که برخی مواقع شاید مربی نتواند حرکاتی را برای بازیکنانش بیان کند و در داخل زمین کاپیتان این کار را انجام می‌دهد. با وجود این در زمان خود ما برخی بازیکنان بودند که با وجود آن‌که بازوبند کاپیتانی می‌بستند به علت قدرت نداشتن در اداره تیم، تاثیر‌گذاری لازم را در زمین نداشتند و مربی حرف‌های خود را از طریق بازیکنان دیگری به داخل زمین منتقل می‌کرد.

پرخاشگری ممنوع

بهتاش فریبا در ادامه با تاکید بر ویژگی‌های کاپیتان می‌گوید: کاپیتان به هیچ عنوان نباید پرخاشگر باشد، بلکه باید حرف و عملش برای دیگر بازیکنان حجت باشد به عنوان مثال زمانی که در تیم ملی بازی می‌کردیم علی پروین به عنوان کاپیتان تیم فوق‌العاده در زمین تاثیرگذار و مدیر بود. در عین حال به هیچ عنوان پرخاشگر هم نبود. همچنین در مقطع کوتاهی که با پرویز قلیچ‌خانی همبازی شدم و من در اوج جوانی بودم، او را کاپیتانی خوب و برازنده دیدم. زمان خود ما در استقلال تعدادی بازیکن جوان داشتیم که بیشترین علاقه را به من به عنوان کاپیتان داشتند، گرچه من بیشترین تذکرات را نیزبه آنها دادم. در واقع هرجا لازم بود از این بازیکنان حمایت و پشتیبانی می‌کردیم و هرجا لازم بود به قول معروف گوششان را می‌کشیدیم، بدون آن‌که نیازی به پرخاشگری باشد.

در تائید این صحبت بهتاش فریبا، پنجعلی نیز معتقد است: واقعیت این است زمانی که من در تیم ملی بودم افتخارم این بود که هم‌تیمی‌هایم به لحاظ اخلاقی و فنی از سرآمدهای تاریخ فوتبال کشور بودند و آنقدر با معرفت بودند که هیچ‌گاه هیچ بحث حاشیه‌ای در تیم ملی شکل نمی‌گرفت، به عنوان مثال مرحوم سیروس قایقران که خود اسوه اخلاق بود. وی با تاکید بر این‌که این اخلاق کاپیتان است که او را بازیکن موثر و انگشت‌نمای تیمش می‌سازد، می‌گوید: نه کاپیتان و نه مربی به هیچ عنوان با پرخاشگری نمی‌توانند مدیریت کنند. باور کنید درآن زمان در تیم ملی هیچ‌گاه پیش نمی‌آمد که بازیکنان در زمین با هم بگو‌مگو داشته باشند و در تمام 90 دقیقه فکر و ذهن‌شان متوجه بازی بود. حتی احمدرضا عابدزاده که آن زمان در زمین شیطنت‌هایی داشت یک کلمه نسبت به من به عنوان کاپیتان بی‌احترامی نمی‌کرد، به طور کلی در تیم ملی خبری از دادزدن و توهین‌کردن نسبت به یکدیگر نبود.

خبری از اختیارات گذشته نیست

این طرف و آن طرف شنیده می‌شود که کاپیتان‌ها حتی خارج از زمین مسابقه هم دست راست مربی هستند و بخشی از اختیارات مربی را دارند. بهتاش فریبا در این باره چنین می‌گوید: در گذشته با توجه به این‌که کادرفنی یک تیم را فردی به نام مربی و دیگری به نام دستیار تشکیل می‌دادند بعضا مربی از کاپیتان تیمش برای مدیریت‌کردن کمک می‌گرفت، مثل این‌که از وی می‌خواست ساعت 11 شب به همه اتاق‌ها سر زده و ببیند که بازیکنان تیمش به موقع می‌خوابند یا خیر؛ اما حالا که کادر فنی شامل سرمربی، دو مربی، مربی دروازه‌بان، روان‌شناس و... است به طور طبیعی این افراد کمک حال سرمربی تیم هستند و دیگر کاپیتان‌ها اختیارات گذشته را ندارند. در شرایطی که کاپیتان پیشین استقلال تاکید می‌کند کاپیتان‌ها در گذشته به هیچ عنوان باندباز نبودند و با همه وجود در خدمت مربی و تیم بودند، محمد پنجعلی در این باره می‌گوید: به هر حال باید پذیرفت که شرایط نه تنها در ورزش که در جامعه هم تغییر کرده است. آن زمان همه با هم دوست بودند و مرام، معرفت و احترام به یکدیگر حرف اول را می‌زد و این شرایط در مستطیل سبز هم وجود داشت. متاسفانه امروز شرایط تغییر زیادی کرده و شرایطی پیش آمده که اصلا خوشایند نیست.

احدی با مشاوره، کاپیتان استقلال شد

در رابطه با نقش و تاثیر‌گذاری کاپیتان‌ها بهتاش فریبا مصداق جالبی عنوان می‌کند: رضا احدی زمانی که به استقلال آمد به عنوان یک بازیکن جوان و با آتیه انگیزه‌های زیادی برای بازی‌کردن در ترکیب اصلی داشت، اما در آن برهه عبدالعلی چنگیز در اوج دوران آمادگی بود و احدی بسختی می‌توانست جای او را در گوش چپ زمین بگیرد؛ بنابراین من به احدی گفتم با این وضع نیمکت‌نشین خواهد شد و بهتر است بیشتر تمرین کرده و به جای گوش چپ در هافبک چپ بازی کند. احدی این حرف مرا پذیرفت و در هافبک چپ به چنان بازیکن خوب و تاثیرگذاری تبدیل شد که به تیم ملی هم راه یافت.

ماراتن مایلی‌کهن برای بازوبند

بازوبند کاپیتانی در سال‌های اخیر و در تیم‌های مختلف به سوژه حاشیه‌ای برخی تیم‌ها تبدیل شده و بر سر بستن آن برخی بازیکنان دچار اختلاف شده‌اند. در حالی که بهتاش فریبا تصریح دارد این دعواها در گذشته نیز کم و بیش وجود داشته است، محمد پنجعلی ضمن رد این موضوع به ذکر خاطره جالبی می‌پردازد؛ خاطره‌ای که می‌تواند پایان بخش جالبی برای این گزارش باشد: اواخر دوره‌ای که محمد مایلی‌کهن در پرسپولیس به آخر دوران بازیگری‌اش رسیده بود، در جریان یک بازی که ورزشگاه آزادی پر از تماشاگر بود و بازی زیر نور برگزار می‌شد در ابتدای بازی من بازوبند کاپیتانی را بستم و وقتی محمد مایلی‌کهن در جریان بازی به عنوان جایگزین وارد زمین شد من به سمتش رفتم که بازوبند را به او تقدیم کنم، اما او زیر بار آن نمی‌رفت و ناخواسته شروع به دویدن کرد و من هم دنبالش دویدم و این موضوع با تشویق بی‌امان تماشاگران مواجه شد. می‌خواهم بگویم در گذشته دوستی و رفاقت حرف اول و آخر را می‌زد و خبری از دعوا بر سر کاپیتانی نبود.

امید توفیقی ‌/‌ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها