چه راهکارهایی برای طراحی فضای دهه 50 و 60 در سریال‌های تلویزیونی وجود دارد؟

در جستجوی فضای از دست رفته

یکی از مشکلاتی که بر سر راه تولید کارهای نمایشی تاریخ معاصر (بویژه کارهایی که قرار است روایتی امروزی از اواخر دهه 50 و سال‌های دهه 60 داشته باشند) قرار دارد، نبود فضاهای مناسب برای تصویربرداری است.
کد خبر: ۵۶۳۷۱۲

به عبارتی دیگر، به‌دلیل دگرگونی فضاهای شهری (اعم از خیابان‌ها، کوچه‌ها، میدان‌ها، بناها و...) و نیز اکسسوار مورد نیازی که در القای فضای مورد نظر به کار می‌آید (مانند خودروها و وسایط نقلیه عمومی، دکه‌های روزنامه‌فروشی، باجه‌های تلفن شهری و...) امروزه خیلی سخت بتوان فضای یک کار نمایشی را برای مخاطبی که در آن سال‌های نه‌چندان دور زندگی کرده و از آن فضاها خاطره دارد، فضای باورپذیری ارائه کرد. این قضیه البته در مورد فضاهای تاریخی دوردست (به فرض مقطع تاریخی قاجاریه و دوره پهلوی اول) به دلیل این که بازماندگان معاصر کمتری دارد، شکل دیگری دارد، چراکه لااقل یک شهرک سینمایی برای تولید کارهای نمایشی از این دست وجود دارد.

فضای باورپذیری سریال تلویزیونی «پروانه» به کارگردانی جلیل سامان که از دقت و وسواس جالب‌توجهی در طراحی صحنه و لباس، بهانه‌ای شد تا با دو نفر از مدیران هنری سینما و تلویزیون (محسن شاه‌ابراهیمی، لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه هنرهای زیبای فلورانس ایتالیاو امیرحسین اثباتی دانش‌آموخته معماری از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران) در این خصوص گفت‌وگو کنیم. گزیده نظرات این دو را از نظر می‌گذرانید.

رشد سریع چیدمان شهری

محسن شاه‌ابراهیمی، مدیر هنری کارهای تلویزیونی و سینمایی با اشاره به کمبود فعالیت تصویری در فضای سال‌های انقلاب و پیش از آن به علت نبود منابع لازم برای طراحی می‌گوید: وقتی مدیر یک پروژه تصمیم می‌گیرد کار در فضای خاصی انجام شود ما باید آن را تا حد امکان اجرا کنیم. من و همکارانم در فضای مربوط به تاریخ مکه، کوفه، دوره قاجار و دوره پهلوی اول بسیار کار کرده‌ایم و تلاش‌های خوبی در این زمینه انجام شده است؛ اما در زمینه تاریخ معاصر، روند رشد و تغییر اشکال شهری، آنقدر سریع اتفاق افتاده که حتی می‌توان گفت فضای ده سال پیش شهری مثل تهران با امسال تفاوت بسیاری دارد. متأسفانه در این زمینه کمتر کار شده است، چون به صورت ساده‌انگارانه تصور می‌کردیم تهران به همین شکل باقی می‌ماند، در صورتی که تهران 30 سال قبل به شکل فعلی نبوده است. به عبارتی دیگر، اگر این دغدغه بود، این امکان وجود داشت که در بازه زمانی انقلاب بتوانیم کاراکتر هر شهر را به خاطر بسپاریم ولی در حال حاضر، تمام شهرها شبیه یکدیگر شده‌اند. البته هیچ شهری در راستای هندسه خودش دگرگون نشده است و این تحول بیشتر در تشابه و یکسان شدن ظاهر جزئیات شکلی بناها و فضاها در شهرها خودنمایی می‌کند. مثلا آن در و پنجره‌ای که در تهران وجود دارد، در طبس هم دیده می‌شود، در حالی که اگر قرار بود در چوبی به فلزی تبدیل شود، می‌توانست بر مبنای فرهنگ بومی همان منطقه تغییر کند. متاسفانه همسان‌سازی شهرها باعث شده است هویت هر شهر از بین برود و این بحث بیشتر به معماری و شهرسازی مربوط است.

او همچنین به محدودیت‌های نمایش فضا در دهه 60 اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: در سینما و تلویزیون وقتی می‌خواهیم به 30 الی 35 سال پیش بازگردیم، با محدودیت مواجه می‌شویم، چون تغییرات بسیار سریع بوده‌اند و بازسازی فضاها، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. این به آن معنا نیست که نمی‌شود کاری انجام داد و یکی از این راه‌حل‌ها استفاده از گرافیک کامپیوتری است. گرافیک کامپیوتری کمک می‌کند نشانه‌زدایی صورت گیرد، به طوری که نشانه‌های مدرن را حذف و نشانه‌های قدیمی را جایگزین آن کنیم. برای ساخت و ساز هم می‌شود یک شهر و عناصر مهم آن را طوری طراحی کرد که امکان بازسازی آن در قالب 30 سال پیش وجود داشته باشد. شاه‌ابراهیمی ادامه می‌دهد: بعضی از دوستانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، به ابزار و ادوات فنی احتیاج دارند و کمابیش برای دستیابی به استانداردها با ابزاری که در اختیار دارند، کلنجار می‌روند. در واقع ما چیزی از این فناوری را هیچ‌گاه به صورت کامل وارد نمی‌کنیم و همه چیز به صورت خرد و تدریجی وارد می‌شود و اتفاقا به همین دلیل، خروجی آن به‌‌طور طبیعی کامل نمی‌شود. ضمن آن که به نوعی می‌توان گفت ما عادت کرده‌ایم با این روش جلو برویم.

این طراح صحنه در ادامه می‌گوید: راهکار این است که در این زمینه با هزینه‌های کمتر میدانی کار شود و هزینه‌ در کارهای استودیویی و اقدامات گرافیکی دیده شود تا زودتر به نتیجه مطلوب برسیم.

مشکل فقط لوکیشن نیست

امیر اثباتی، طراح صحنه نیز در این زمینه می‌گوید: مشکل بازسازی اماکن عمومی در آن زمان بشدت وجود دارد، اما این منحصر به لوکیشن نیست. چیزی که لازم است حتما به آن پرداخته شود، جمع‌آوری و ایجاد یک آرشیو اسناد شامل فیلم، عکس و اطلاعات مکتوب است که متأسفانه فکر نمی‌کنم وجود داشته باشد. به همین دلیل کسانی که فیلمنامه می‌نویسند یا عهده‌دار مسئولیت طراحی صحنه هستند، ممکن است در کارشان دچار خطاهای فاحشی شوند و این ناشی از ضعفی است که در زمینه اطلاعات مکتوب و تصویری غیرمتمرکز وجود دارد. از طرف دیگر چیزی که می‌تواند اتفاق بیفتد و از آن غفلت می‌شود، مسأله لباس است که می‌تواند در تداعی آن دوران کمک‌کننده باشد و متأسفانه آرشیو لباسی که متعلق به آن دوره باشد، نداریم. صدا و سیما یا هر ارگانی که بضاعت و توان مالی تأمین چنین آرشیوی را دارد، باید در این زمینه به صورت جدی فعالیت کند. این ضعف در زمینه آرشیو اکسسوار، وسایل طراحی صحنه و اتومبیل‌های مربوط به آن دوره وجود دارد. آرشیو اتومبیل بیشتر به مجموعه‌دارانی محدود شده است که به نگهداری ماشین‌های قدیمی علاقه‌مند هستند. این آرشیوها بدرستی پاسخگو نیست و نمی‌تواند مقتضیات آن برهه تاریخی را نشان دهد.

لزوم مشورت با طراح در ابتدای پروژه

شاه‌ابراهیمی درخصوص بودجه‌های مربوط به طراحی صحنه می‌گوید: معمولا از بعضی طرح‌ها، پشتیبانی خاص صورت می‌گیرد و در نتیجه، کار موفق می‌شود و به شرایط قابل قبول بصری دست می‌یابد، اما این اتفاق در بعضی دیگر از پروژه‌ها نمی‌افتد. خوشبختانه سال‌های اخیر در یک یا دو مورد کاری که انجام داده‌ام، شرایط مطلوبی را تجربه کرده‌ام. پیش از دو سال اخیر، معمولا بودجه‌های ساخت و ساز بدون مشاوره مستقیم با طراح مربوط یا طراحی که بخواهند از آن مشاوره بگیرند، تخصیص داده می‌شد. یعنی مدیران تولید طبق تجربیات خود بودجه‌ها را می‌بستند و وقتی طراح صحنه می‌آمد، با نقطه نظرات کارگردان و سقف بودجه موجود، مجبور بود کارش را در همان سقف انجام دهد.

وی به روال موجود در طراحی صحنه جهان اشاره می‌کند و می‌گوید: واقعیت این است که در همه جای دنیا وقتی فیلمنامه‌ای در حال نوشتن است، از همان ابتدا با طراح وارد مذاکره می‌شوند و الزاما ممکن است این طراح آن فردی نباشد که قرار است طراحی انجام دهد، بلکه در آن مرحله، یک طراح را به عنوان مشاور انتخاب می‌کنند. حال این مشاور می‌تواند طول، عرض، ابعاد و مواد و مصالحی را که قرار است فیلمنامه در آن اتفاق بیفتد، تعیین کند، اما این اتفاق در ایران بندرت می‌افتد.

شاه‌ابراهیمی می‌گوید: در این سال‌ها تنها دو کار بود که در آنها از ابتدای نوشتن فیلمنامه با من تماس گرفته شد و من مشاوره‌های لازم را به سازندگان دادم. این یک واقعیت است که به طور طبیعی وقتی شرایط این گونه پیش برود، بودجه‌هایی که بسته می‌شود، واقعی‌تر خواهد بود و این طرح‌ها به مشکل کمتری برمی‌خورند. چرا که تهیه‌کننده، چه دولتی و چه خصوصی هنگام نوشتن فیلمنامه، طراحی پیش‌بینی شده برای صحنه را می‌بیند و به این نتیجه می‌رسد که صحنه ساخته شود یا حذف شود. به این طریق راهکارهایی قبل از ورود به تولید در نظر گرفته و به آن فکر می‌شود، اما عکس این قضیه معمولا ما را با مشکل روبه‌رو می‌کند. یعنی اگر بودجه بسته و سقفی تعریف شده باشد، طراح باید تلاش کند تمام نیازهای فیلمنامه و خواسته‌های کارگردان را در آن برطرف کند. این مسأله همیشه جواب نمی‌دهد و گاهی صحنه‌هایی نوشته می‌شود که با بودجه‌ای که تخصیص داده شده، مغایر است و قطعا طراح با کارگردان در این زمینه دچار چالش می‌شود.

او درباره راهکارهای قابل ارائه در شرایط فعلی تولید سینمایی و تلویزیونی می‌گوید: راهکار اصلی این است که هنگام نوشتن فیلمنامه یا پس از آن و قبل از بودجه‌بندی حتما با یک طراح متخصص مذاکره کنند تا بتوانند ارزیابی کلی از کار خود به دست بیاورند. وقتی این موضوع روشن و شفاف باشد، فکر می‌کنم برای آماده‌سازی یک صحنه با مشکلات کمی روبه‌رو باشیم.

بودجه و کیفیت طراحی صحنه

اثباتی نیز می‌گوید: به طور طبیعی فراهم کردن شرایطی که بتوانیم فضایی را قابل باور کنیم نیازمند استفاده از تجهیزات، مصالح و نیروی کاری است که بتواند این مواد و مصالح را به فضاهای قابل باور تبدیل کند. اگر این کارها بخواهد به طور جدی پیگیری شود، هزینه‌های خاص خود را می‌طلبد. هزینه‌های طراحی صحنه با بازیگری که صرف بازی خود دستمزد می‌گیرد، قابل مقایسه نیست. در زمینه طراحی صحنه و لباس، عوامل دستمزدهای معقولی می‌گیرند، اما گرانی مواد لازم برای طراحی صحنه باعث هزینه‌بر شدن این بخش می‌شود. اگر تولیدات ایران را با کشورهای نه‌چندان سرآمد مقایسه کنیم، حتما متوجه می‌شویم توازن و تعادلی میان سهم هزینه‌ای بخش‌های مختلف وجود دارد. در کشورمان متأسفانه با مدیریت حاکمه بیشترین سهم نصیب بازیگران می‌شود و بقیه بخش‌ها بی‌نصیب می‌مانند و این آسیب‌زاست.

او ادامه می‌دهد: عموما در دوره‌های اخیر به بودجه‌های مربوط به طراحی‌صحنه و لباس توجه نمی‌شود، اما حتما موارد استثنایی وجود دارد که تهیه‌کننده و کارگردان دقت می‌کنند تا بتوانند به نیازهای هر بخش پاسخ دهند، ولی در جریان غالب اصلا به این بخش به طور منطقی و واقعی توجه نمی‌شود.

لوکیشن داخلی یا خارجی؟

امیر اثباتی در زمینه لوکیشن‌های تاریخی در فضای سال‌های دهه 50 و 60 می‌گوید: در مورد لوکیشن دو بحث داخلی و خارجی وجود دارد. در مورد لوکیشن‌های داخلی می‌توان گفت بسیاری از ساختمان‌های قدیمی از بین رفته است و در این زمینه با مشکل روبه‌رو هستیم، اما این مساله با بازسازی پلاتوهایی که بشود آنها را به دکور داخلی تبدیل کرد، جبران‌پذیر است. اتفاق خوبی می‌افتاد اگر خانه‌ها و اماکن مربوط به آن دوره خریداری و حفظ می‌شد و در اختیار تولیدات سینما و تلویزیون قرار می‌گرفت، اما مشکل اساسی ما در کنترل لوکیشن‌های خارجی است. همان‌طور که می‌دانید چهره شهر کاملا تغییر کرده و امکان تداعی بازه زمانی به شکل باورپذیر 40 سال پیش وجود ندارد. این کار دشواری است، اما با امکانات تکنولوژیک جدید و استفاده از گرافیک کامپیوتری امکان پیداکردن راه‌حل‌هایی برای آن وجود دارد. از سویی فکر نمی‌کنم راه‌حل‌های رایج مثل بازسازی یک میدان یا خیابان در شهرک سینمایی، جواب‌دهنده باشد، چون نه آن کار را دقیق انجام می‌دهیم و نه این کار برای بازسازی فضای آن دوره کافی است.

از دکور تا گرافیک استودیویی

شاه‌ابراهیمی، طراح صحنه و لباس سریال «مسافر ری» در خصوص راهکارهای لازم برای گسترش بسترهای لازم برای طراحی فضای سال‌های دهه 50 و60 در کارهای نمایشی می‌گوید: در حوزه تلویزیون، راهکار مهم، ایجاد یک شهرک تلویزیونی است؛ البته احداث این نوع شهرک‌ها به شکل سابق که با مواد و مصالح واقعی ساخته می‌شد، نیست و خوشبختانه به دلیل ورود فناوری‌های جدید و گرافیک کامپیوتری، امکان پایین آوردن مخارجی که در طراحی میدانی وجود دارد، هست و کشورهایی که از این امکانات روزآمد بهره می‌برند از این روش‌ها استفاده می‌کنند. یعنی تنها یکسری عناصری که لازم است نزدیک به بازیگر باشد، به صورت پیش‌زمینه ساخته می‌شود و بقیه صحنه را می‌شود با روش گرافیک کامپیوتری پر کرد و کل فضاسازی را انجام داد، اما ما در زمینه دستیابی به این فناوری در گام نخست هستیم.

او می‌گوید: یادمان باشد هرچیزی که جلوی قاب قرار می‌گیرد، یک اتفاق طراحی است و کار بازیگر یکی از عناصر کلیدی و مهم تولید کارهای سینمایی و سریال‌هاست. به نظر می‌رسد برخی مدیران تصمیم‌گیرنده به این نکته پی برده‌اند، اما باید فضای لازم را برای مدیریت در این زمینه داشته باشند. اگر بپذیریم سینما می‌تواند بودجه‌خاصی برای ایجاد یک شهرک سینمایی اختصاص دهد که فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی با موضوع انقلاب از آن استفاده کنند، مساله‌ای که سینما بیشتر با آن روبه‌روست، تغییر مدیران است. تصمیم‌گیران خوب ما طی این سال‌ها وقتی خواسته‌اند کاری انجام دهند، دوره‌شان تمام شده و مسئولان دیگری جایگزین آنها شده‌اند و در نتیجه یک برنامه مدونی که همه به آن پایبند باشند، وجود نداشته است. مسئولان (بویژه در سینما) در نهایت بین چهار الی هفت سال باقی می‌مانند و اگر در این هفت سال تصمیم صحیحی بگیرند، اثرش باقی می‌ماند. ولی اگر نتوانند، زمان می‌گذرد و ما بسیاری از چیزها را از دست می‌دهیم.

لزوم توجه به زیرساخت‌ها

اثباتی با اشاره به این که در این سال‌ها بیشتر شهرک‌های ساخته‌شده برای یک پروژه بخصوص بوده است، می‌گوید: باید به زیرساخت‌ها توجه کرد. ما دائم می‌خواهیم سنگ‌های بزرگی برداریم. می‌خواهیم شهرک‌هایی در سطح منطقه و به طور بین‌المللی بسازیم، ولی واقعا چهار پلاتوی استاندارد که بتواند پاسخگوی نیاز داخلی ما باشد، به وجود نیاورده‌ایم. مسأله آرشیو لباس بسیار ابتدایی است، اما هر بار طراح با طرحی مواجه می‌شود که همه چیز باید از صفر آغاز شود. باید انرژی خود را برای جستجوی لباس‌هایی که می‌خواهد، از دست بدهد، در حالی که این آرشیو باید وجود داشته باشد.

نسرین بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها