در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باید از همان کودکی در باغ خیام چرخیده باشی تا راز درختان سرو، بنفشههای رنگارنگ و گلهای شببوی این باغ کهن را بدانی. باید بچه نیشابور باشی تا بدانی آرامگاه خیام میتواند تنها جایی باشد که اندوههای عصر جمعهات را به آرامش تبدیل کند. میتوانی کنار آرامگاه زیبای او بنشینی و آرام زمزمه کنی: این قافله عمر عجب میگذرد/ دریاب دمی که با طرب میگذرد/ ساقی غم فردای حریفان چه خوری/ پیش آر پیاله که شب میگذرد...
باید بچه نیشابور باشی تا هر نقطه از باغ خیام برای تو ارزشمند باشد. از نردههایی که دور این باغ را گرفتهاند تا مجسمه مرمرین و بسیار زیبای خیام که نزدیک در ورودی نصب شده و سالهاست هر بینندهای را به تفکر وامیدارد که خیام در آسمانها و ستارهها چه دید که زمین برایش چنین بیارزش شد. باید بچه نیشابور باشی تا بدانی دلخوشیها چقدر میتوانند دست یافتنی و خاطرهانگیز باشند. خیابانی که آرامگاه خیام را به آرامگاه عطار متصل میکند، یکی از زیباترین خیابانهایی است که مانند تابلویی زیبا، ذهن را به آرامش و سکون فرامیخواند؛ خیابانی که هر دو سویش درختان سرو کاشته شدهاند، درختانی بلندقد که به این خیابان پرسپکتیویی عمیق میدهند. پا که در این خیابان میگذاری، انگار به ابدیتی وارد میشوی که تو را از یک ستارهشناس به عارفی بلند مرتبه میرساند؛ عارفی که از هفت کوچه عشق عبور کرد. باید بچهنیشابور باشی تا بدانی پیادهرویی در این خیابان که از دل مزارع میگذرد، موهبتی است که فقط باید خودت انتخابش کنی و پا در راهی بگذاری که یک سرش در دل ستارههاست و سر دیگرش در میان مرغانی که سیمرغ میشوند.
طاهره آشیانی/ دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: