در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سه سارق مسلح که به سه طلافروشی در تهران دستبرد زده بودند، بزودی به اتهام محاربه پای میز محاکمه میروند. این یکی از تازهترین اخباری است که درباره جرم سرقت مسلحانه منتشر شده است. این سه در آخرین جرم خود که اواخر سال گذشته مرتکب شدند، به یک زرگری در محله مشیریه تهران رفتند و بعد از تیراندازی و شکستن ویترین، جواهرات را به یغما بردند، اما در پی تحقیقات گسترده پلیس، به دام افتادند و دو سرقت دیگر را هم گردن گرفتند.
سرقت مسلحانه ازآن جرایمی است که آمار کمی را به خود اختصاص داده است، اما به دلیل خشونت و نوع جرم همیشه بازتاب گستردهای پیدا میکند. به گفته رئیس اتحادیه صنف طلافروشان تهران، تا سال 90 به طور متوسط سالانه 14 فقره دستبرد مسلحانه از زرگریها انجام میشد، اما این آمار پس از سال 90 روند نزولی پیدا کرد و اکنون در حال نزدیک شدن به صفر است. یکی از دلایل کاهش این جرم، بالا رفتن ضریب ایمنی در مغازهها، ازجمله نصب دوربین مداربسته،در الکترونیکی، شیشههای نشکن، نردههای محافظ و... است؛ همین اتفاق در بانکها نیز رخ داده است، اوایل دهه 80 سرقت مسلحانه از بانکها یکی از دغدغههای همیشگی پلیس بود، اما هنگامی که اقدامات ایمنی تشدید شد، شعب از دوربین مداربسته و سرباز محافظ استفاده کردند، اینآمار بشدت کاهش یافت و حتی در دورهای روی عدد صفر ایستاد.
مهدی، متهم بیست و پنج سالهای است که بتازگی به اتهام دستبرد مسلحانه به یک طلافروشی در تهران بازداشت شده و پروندهاش در حال رسیدگی است. او پیش از این در سال 90 نیز به اتهام سرقت به عنف به زندان افتاده بود و بعد از آزادی نقشه مجرمانه تازهای را طراحی کرد. مهدی درباره شیوه سرقت مسلحانه میگوید: «صبح زود به این بهانه که میخواهم طلا بفروشم، وارد مغازه شدم. از قبل سلاحی را زیر پیراهنم پنهان کرده بودم. همین که شرایط را مناسب دیدم ، آن را درآوردم و به سمت فروشنده گرفتم و گفتم اگر سر و صدا کند، شلیک میکنم. بعد خیلی سریع چند سرویس طلا را از داخل ویترین برداشتم و فرار کردم».
پرونده سرقت مسلحانه 70 میلیون تومانی از بانک ملت شعبه دانشآموز مشهد نیز که چندی پیش رخ داد، روی میز کارآگاهان قرار دارد. مردی به نام رضا که شاهد این دزدی بود، میگوید: «هنوز ساعت 11 نشده بود که این اتفاق افتاد. من برای واریز پول به بانک رفته بودم. یکدفعه کسی فریاد کشید، وقتی برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم، دو مرد را دیدم که سلاح داشتند. یکی از آنها کلتی را در دست گرفته بود و نفر دوم هم کلاشینکف داشت. واقعا ترسناک بود. نفسم داشت بند میآمد. آن سارقی که کلاشینکف داشت، ناگهان تیری هوایی شلیک کرد و گلوله به سقف خورد. این کارش باعث شد هم من و هم بقیه بیشتر بترسیم. دزدان ما را به گوشهای کشاندند و دستور دادند بنشینیم و حرکتی نکنیم. آنها بعد سراغ کارمندان رفتند و آنها را تهدید کردند و پولهای پشت باجه و دستگاه خودپرداز را سرقت و بسرعت فرار کردند».
سارقان مسلح گاهی جرم خود را با کشتن یا مجروح کردن مردم سنگینتر میکنند. در یکی از سرقتهای مسلحانهای که اوایل ماه جاری رخ داد، شش مرد که قصد داشتند به یک طلافروشی در شهرستان کنارک دستبرد بزنند، وقتی به خاطر نشکن بودن شیشههای مغازه در اجرای نقشهشان با شکست مواجه شدند، برای فرار از دست مردم و پلیس اقدام به تیراندازی کردند و علاوه بر زخمی کردن چند رهگذر یک مامور پلیس را نیز به شهادت رساندند. اعضای این باند ساعاتی پس از آن که به مخفیگاهشان بازگشتند، خود را در حلقه محاصره پلیس دیدند و بار دیگر آتش گشودند، اما این بار در درگیری مسلحانه چهار نفر از آنها کشته و دو نفر دیگر نیز دستگیر شدند.
طلافروشیها، صرافیها و بانکها بیش از دیگر اماکن دزدان مسلح را وسوسه میکنند، اما گاهی اوقات سارقان برای دزدیهای کوچکتر هم سلاح در دست میگیرند. نگهبان شرکتی در غرب تهران که با پنج سارق مسلح مواجه شده است، توضیح میدهد: «آنها نیمههای شب به انبار شرکت آمدند و خودشان را مأمور معرفی کردند، برای همین در را به رویشان باز کردم. یکی از ماموران قلابی گفت وقتی داشتند متهمی را تعقیب میکردند، او فرار کرد و داخل شرکت آمد. من بیدار و حواسم جمع بود و اصلا متوجه حضور غریبه نشده بودم برای همین به آنها گفتم اشتباه میکنند ولی آنها اصرار کردند و گفتند باید داخل شرکت را بگردند، من هم از آنها کارت شناسایی خواستم، اما همین موقع به جانم افتادند و بعد از ضرب و جرح، دست و پایم را بستند و اموال داخل شرکت را با خودشان بردند. آنها یک قبضه سلاح کلاشینکف، گاز اشکآور، چاقو و قمه داشتند و هر لحظه ممکن بود بلایی سرم بیاورند».
کارآگاهان پلیس آگاهی استان هرمزگان بتازگی چهار متهمی را دستگیر کردهاند که در قالب یک باند به خانههای مردم دستبرد میزدند.یکی از مالباختگان این پرونده میگوید: «من و اعضای خانواده در خانه مشغول استراحت بودیم که یکدفعه با شنیدن صدای بلندی از خواب پریدیم و چهار مرد را دیدیم که اسلحه داشتند. آنها گوشیهای تلفن همراهمان را گرفتند و همه ما را در یک اتاق جمع کردند و با تهدید خواستند جای نگهداری پول و طلاها را بگوییم. آنها خیلی خشن بودند و مرتب تهدید میکردند اگر مقاومت کنیم تیراندازی میکنند. من هم از ترس جان خود و اعضای خانوادهام در برابرشان تسلیم شدم. دزدان بعد از سرقت بسرعت فرار کردند و بعد معلوم شد آنها از روی دیوار به داخل خانه پریده و اول سیم تلفن را قطع کرده بودند تا ما نتوانیم با پلیس 110 تماس بگیریم.»
برخی سارقان نیز برای ارعاب طعمههای خود از سلاح قلابی استفاده میکنند. مجید ـ د که با استفاده از سلاح قلابی خودرویی را به سرقت برده، در اعترافات خود گفته است: «به عنوان مسافر سوار خودروی پرایدی شدم و وقتی به خیابان خلوتی رسیدیم، سلاح را به طرف راننده گرفتم و از او خواستم توقف کند. راننده که خیال میکرد سلاح واقعی است از ترس سریع نگه داشت و از خودرو پیاده شد. او هیچ مقاومتی در برابرم نکرد و من پراید را به سرقت بردم و ساعتی بعد، وقتی پولهای موجود در آن و رادیو پخش و دیگر قطعات قابل فروشش را برداشتم، آن را کنار خیابان رها کردم.»
بسیاری از سرقتهای مسلحانه با اتخاذ تدابیر امنیتی قابل پیشگیری است و تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه اصول امنیتی رعایت شود،دزدان مسلح کمتر جسارت ارتکاب جرم پیدا میکنند. چهار سارق مسلح چندی پیش به یکی از محلات شهر اهواز رفتند تا از یک جواهرفروشی دزدی کنند. آنها که نقاب بر چهره داشتند، بسرعت دست به کار شدند، اما چون یک مامور پلیس وظیفه مراقبت از آن محدوده را به عهده داشت، موفق به اجرای نقشهشان نشدند و مامور نیروی انتظامی به محض دیدن مردان نقابپوش برای دستگیری آنها دست به کار شد و دزدان سرانجام بدون اینکه موفق به ارتکاب دزدی شوند، بعد از شلیک چند تیر بسرعت فرار کردند، اما با تحقیقات پلیسی به دام افتادند.
زهرا الیاسی
برداشت اول
چرا سرقت مسلحانه؟
مهدی گودرزی / آسیبشناس اجتماعی
سرقت مسلحانه را فارغ از جرم و نامشروع بودن آن بهعنوان یک فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید. یک فرد در چه صورتی به فعالیت اقتصادی دست میزند؟ بیشک اگر در محاسبات خود به این نتیجه برسد که از این راه کسب سود میکند و از سوی دیگر زمینهها و ابزار لازم را در اختیار دارد، سراغ آن فعالیت میرود. سارقان مسلح نیز همین محاسبه را انجام میدهند و به این نتیجه میرسند که سودی که به دست میآورند، ارزش خطرپذیری را دارد. نباید فراموش کرد هیچ مجرمی هنگام طراحی نقشه جرم و عمل مجرمانه، احتمال دستگیری و مجازات را در نظر نمیگیرد و تصور میکند میتواند از چنگ قانون بگریزد. بنابراین باید دید چه چیز سبب میشود او سراغ این عمل مجرمانه برود. یکی از مهمترین نکات این است که سارقان قبل از ارتکاب دزدی به این فکر میکنند که مال مسروقه را چه باید بکنند و چگونه باید بفروشند. بنابراین یکی از مهمترین ارکانی که سبب میشود چرخه جرم شکل بگیرد، وجود امکان تبدیل کردن مال مسروقه به پول نقد و کسب درآمد از این راه است. خریداران اموال مسروقه چنین امکانی را برای سارقان مهیا میکنند و درواقع یکی از مهمترین دلایل فراهم شدن زمینههای سرقت محسوب میشود. موضوع بعدی امکان دسترسی به سلاح بهعنوان ابزار جرم است. هرچند در این زمینه اقدامات موثر و مفیدی انجام شده است، اما هنوز منافذی وجود دارد که تبهکاران از آنها استفاده میکنند. نکته سوم وجود طعمه است. تا زمانی که برخی افراد بویژه کسبه با بیاحتیاطی مکان کسب خود را به تجهیزات بازدارنده مجهز نکنند، شرایط برای ارتکاب جرم هموار است. این را هم باید در نظر داشت که تجهیزات ایمنی باید مرتب به روزرسانی شود، زیرا سارقان همواره خود را به روزرسانی میکنند و به دنبال راههایی هستند که تدابیر امنیتی را دور بزنند. سه عاملی که برشمرده شد، وقتی در کنار انگیزه مجرمانه قرار بگیرد، حاصلی غیر از وقوع جرم ندارد، بنابراین باید با هر چهار عامل مقابله کرد و آنها را از بین برد. ضمن اینکه باید با اطلاعرسانی این نکته را گوشزد کرد که هزینه جرم از سود آن به مراتب بیشتر است و پلیس با امکاناتی که دارد، براحتی میتواند مجرمان را تحت تعقیب قرار بدهد و به قانون معرفی کند.
برداشت دوم
رفاهطلبی، انگیزه اصلی سارقان سابقهدار
سعید هرمزی / روانشناس
نخست آنکه سرقت مسلحانه معمولا و نه در همه موارد، جرمی نیست که فرد از ابتدا سراغ آن برود. دست زدن به این جرم، جسارت بالایی میخواهد و طبیعتا فردی که بتازگی تصمیم به ارتکاب جرم گرفته سعی میکند سراغ آن نرود و راه کمخطر دیگری را انتخاب کند. بنا به آنچه گفته شد، بیشتر سارقان سابقهدار، مجرمان مسلحی هستند که حتی بارها به زندان رفته، اما اصلاح نشدهاند. بنابراین باید بررسی کرد چرا وقتی مجرمی به زندان میافتد، به جای تنبیه و عبرتگیری، گستاختر میشود. زندان بهعنوان یک مجازات، کارکرد تنبیهی و بازدارندگی کمی دارد. ضمن اینکه در زندان به مجرم شیوه درست زندگی آموزش داده نمیشود و درواقع زندان به محل تجمع مجرمانی تبدیل میشود که با یکدیگر تبادل اطلاعات میکنند. ضمن اینکه وقتی فردی چند بار زندانی شد، قبح مجازات نزد او فرو میریزد و در دفعات بعدی با جسارت بیشتری مرتکب جرم میشود.
دوم اینکه نباید با انتشار اخبار مربوط به سرقتهای مسلحانه و بزرگنمایی آنها به ایجاد احساس ناامنی در جامعه دامن زد. هیچ نقطهای از جهان که محل حضور جامعه انسانی باشد، از جرم عاری نیست، اما این را نباید به نبود امنیت تعبیر کرد، زیرا احساس ناامنی علاوه بر اینکه مشکلات بسیاری را برای همه شهروندان به وجود میآورد، این فرصت را هم برای مجرمان ایجاد میکند که راحتتر دست به ارتکاب جرم بزنند.
سوم آنکه هیچ جرمی به وقوع نمیپیوندد، مگر اینکه قبل از آن انگیزه مجرمانه به وجود بیاید. انگیزههای سارقان مسلح با انگیزههای سارقان خرد بسیار متفاوت است. ممکن است فردی به قصد تامین مایحتاجی ضروری دست به جرمی کوچک بزند، اما وقتی شخصی سلاح در دست میگیرد و بهعنوان مثال به بانک یا طلافروشی میرود دیگر کمتر احتمال دارد هدف او تامین نیازهای اولیهاش باشد. چنین فردی به قصد دست یافتن به رفاه بیشتر و زندگی تجملاتی چنین جرمی را انجام میدهد. بنابراین باید دید انگیزه رفاهطلبی نامشروع و غیرعقلایی چگونه در اشخاص به وجود میآید و با آن مقابله کرد. رسانهها در این زمینه نقش بسیار مهمی دارند. علاوه بر این، فاصله طبقاتی به چنین معضلی دامن میزند. بنابراین شناخت ریشهها و مقابله با آنها از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.
نگاه دور
سرقت مسلحانه؛ معضلی برای همه کشورها
مبارزه با سارقان مسلح از دغدغههای پلیس در همه کشورهای جهان است. در بسیاری از کشورها باندهای سازمانیافته و حرفهای این دزدیها را انجام میدهند و از هیچ خشونتی نیز ابا ندارند. یونایتدپرس چندی قبل خبر داد ده سارق مسلح در یکی از بزرگراههای شهر میلان در ایتالیا راه را بر دو خودروی حمل پول بستند و بعد از تیراندازی، ده میلیون دلار را غارت کردند و بسرعت فراری شدند. شبکه اسکای نیوز نیز ماجرای سرقتی خونین در کالیفرنیا را اینطور گزارش کرد: «سارق اول یک زن را با شلیک گلوله کشت، بعد کامیونی را به سرقت برد تا فرار کند، اما وقتی کامیون سوخت تمام کرد ناچار به سمت یک خودروی سواری تیراندازی و آن را متوقف کرد و دزدید. متهم در ادامه به یک شرکت تجاری رفت و بعد از اینکه یکی از کارکنان آنجا را کشت، کامیونی را سرقت کرد و سرانجام وقتی پلیس را در تعقیب خودش دید، با شلیک گلوله به زندگیاش پایان داد».
آژیر
مقابله با سارقان مسلح
برای آنکه احتمال وقوع سرقت مسلحانه را در محل کسب خود کاهش بدهید، حتما از دوربینهای مداربسته استفاده و درهای مغازه را الکترونیکی و قابل کنترل کنید، در ساعات اولیه یا پایانی روز به افراد مشکوک اجازه ورود ندهید و از حفاظ، کرکره و شیشه مناسب و ضدسرقت استفاده کنید، اما اگر با دزدان مواجه شدید، سعی کنید ضمن حفظ خونسردی خود از رفتاری که احتمال برخورد پرخطر را به وجود بیاورد بپرهیزید، مشخصات سارقان ازجمله چهره، لهجه، قد و... را به خاطر بسپارید و دقت کنید آنها موقع فرار از چه وسیله نقلیهای استفاده میکنند و در صورت امکان شماره پلاک آن را یادداشت کنید، سپس در اسرع وقت پلیس را در جریان واقعه قرار بدهید و هنگام اعلام گزارش، تمام جزئیات را برای ماموران با دقت شرح بدهید.
تبصره
مجازاتهای سنگین
ابراهیم سماواتی / حقوقدان
قانونگذار جرایم سخت و سنگینی را برای سارقان مسلح در نظر گرفته و دستگاه قضایی نیز با قاطعیت با آنان برخورد میکند. به گونهای که چندی قبل شاهد بودیم 6 سارق مسلح که عضو دو باند بودند و از بانکها و طلافروشیها سرقت کرده بودند، در شیراز به دار آویخته شدند و اتفاقا حکم آنها در ملأعام به اجرا درآمد. مطابق ماده واحدهای که در گذشته تصویب شده بود: «هرگاه دو یا چند نفر با اجتماع و مواضعه قبلی به بانکها یا صرافیها یا جواهرفروشیها و به طور کلی به هر محلی که در آن وجوه نقد یا اوراق بهادار یا سایر اشیای قیمتی معمولا وجود دارد، به قصد سرقت و ربودن اموال، مسلحانه، حمله ببرند (هر چند فقط یک نفر از آنها مسلح باشد) هریک از مرتکبین در صورت وقوع سرقت یا ربودن مال به حبس دائم و در صورت وقوع قتل به اعدام محکوم خواهد شد و در صورتی که سرقت یا ربودن مال یا قتل واقع نشده باشد، هرگاه اراده مرتکبین در آن تاثیر نداشته مجازات هر یک از مرتکبین حبس جنایی درجه یک از ده تا 15 سال و اگر اراده مرتکبین در آن تاثیر داشته، مجازات آنان حبس جنایی درجه دو از دو تا پنج سال خواهد بود.»
اکنون نیز میتوان مطابق مواد موجود چنین استنباط کرد که اگر سارقان مسلح، امنیت مردم را برهم بزنند و باعث رعب و وحشت شوند، محارب خواهند بود و مجازاتهایی مانند حکم مرگ، حبسهای طولانیمدت و تبعید برایشان درنظر گرفته خواهد شد. بنابراین از نظر قانونی مشکلی برای رسیدگی به چنین جرمی وجود ندارد و دستگاه قضایی در این زمینه با اقتدار عمل میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: