در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از آسیبهای جدی تهاجم فرهنگی غرب در دو دهه اخیر و بویژه از طریق رسانههای نوین، تضعیف ارزش احترام به والدین بوده که به بهانه اختلاف نسلی تقویت شده است، اما در بالهای خیس میآموزیم چگونه میتوان در حین حفظ استقلال فکری و فردی به بزرگترها احترام گذاشت و قدر آنها را دانست.
مثلا محسن برخلاف برخی دوستانش در عین اینکه اختلافاتی با والدینش دارد، اما همواره در رفتار با آنها احترامشان را نگه میدارد بویژه رابطه عمیق و نزدیک او با مادرش مصداقی از این معناست.
واقعیت این است که اگرچه نسل جوان بنا به دلایل فرهنگی ـ اجتماعی شاید در ظاهر روحیه طغیانگری پیدا کرده که برخی از این ویژگیها را در رفتار محسن و دوستانش میبینیم، اما همچنان بزرگ وکوچکی سرشان شده و به این ارزشهای ارزشمند پشت نکردهاند.
درواقع آنچه در تبیین این موقعیت و مبنا ملاک و معیار قرار گرفته، مرزبندی بین استقلال و احترام است و این نقطه همان جایی است که گاهی موجب سوءتفاهم و خلط مبحث میشود. سریال به سمتی میرود تا ساحت این دو مقوله مخدوش نشود واستقلال به معنای بیحرمتی و احترام به معنی عدم استقلال معنی نشود.
جالب اینکه والدین در این قصه به نوعی برخورد میکنند و به قول روانشناسان با فرزندانشان روبهرو میشوند که این احترام و فضای صمیمی فراهم شود و این اصل ماجراست چون قصه صرفا بر پایه نصیحت و اندرز بنا نشده و راهکارهای عملی و روانشناختی برای حفظ آموزش مهارتهای زندگی است و تلاش شده زبان عملیاتی این پیامها فارغ از شعارزدگیها اشباع شده در برابر مخاطب قرار بگیرد. اگرچه گاهی شاهد یکدستی رفتار والدین با فرزندان هستیم، که ای کاش از این تنوع در جهت تاکید و آموزش تنوع این مهارتها استفاده میشد.
با این حال، پرهیز از دیالوگهای قصارگونه و توصیههای اخلاقی مستقیم موجب شد در نهایت این رویکرد در خدمت درام قرار گیرد و در بستر قصه برای مخاطب تفهیم شود. سریالی که میتواند مخاطبان نوجوان و جوان را به والدینشان نزدیکتر کند و تهدید اختلاف نسلی را به فرصتی برای احترام متقابل بدل سازد.
رامتین کیهانملک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: