در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه تولید گروه بسیج صدا و سیماست. روند سریالسازی در گروه بسیج را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من مجموعه تلویزیونی بالهای خیس کار قابل قبول و خوبی از آب درآمده است. با توجه به اینکه مشکلات بسیاری در تولید وجود داشت، مجموعهای قابل قبول با موضوع دفاع مقدس و بسیج تهیه شد که بسیار هم ارزشمند است. به عقیده من که موفق بوده است. به نظر من هر گروهی میتواند در کار سریالسازی قدم بردارد، اما باید فکر شده جلو رود، به طوری که بتواند اعتبار گروه مورد نظر را حفظ کند و نتیجه خوب و مطلوبی به دست آورد.
چگونه برای بازی در این مجموعه انتخاب شدید؟
من با عباس رنجبر سالها پیش همکلاس بودم و ایشان از دوستان بسیار خوب و صمیمی من هستند. با من تماس گرفتند و من نیز حق رفاقت را ادا کردم و به خدمت ایشان رفتم. البته نقش من بسیار کوتاه بود. حتی برای من سخت بود تست گریم این مجموعه را تا چند ماه داشته باشم. نه اینکه گریم این نقش سخت باشد، بلکه حفظ آن در مدت طولانی سخت بود، اما به دلیل رفاقت میانمان این نقش را پذیرفتم و از بازی در این مجموعه راضی هستم.
باتوجه به شخصیتی که در این مجموعه بازی کردید، چه تعریف و تحلیلی از آن دارید؟
من کلیتی از این نقش را در مجموعه در نظر گرفتم، چون این مجموعه تم دفاع مقدس و بسیج را داشت و زیاد بر محور شخصیتی که من بازی کردم، نمیچرخید. اما در مجموع بگویم این پدر فردی پولدار و متمول است و نسبت به اتفاقات اطراف خود بیخیال. البته خیلی هم زنذلیل است. من هم از ابتدای کار فیلمنامه را داشتم و با توجه به آن توانستم این نقش را بازی کنم. به عقیده من نقش خوبی از آب درآمده است. گاهی نیز اگر قصد داشتیم دیالوگی را تغییر دهیم با نظر کارگردان صورت میگرفت، اما در نتیجه همان مفهوم اصلی را در بر داشت.
تعامل شما با کارگردان و بازیگران این مجموعه چطور بود؟
به عقیده من، عباس رنجبر انسان بزرگ و خوبی است و روی کار هم بسیار تمرکز داشت.
این مجموعه یک نگاه انتقادی نیز به فاصله میان نسلهای پیشین و نسل جوان هم دارد. نظر شما در اینباره چیست؟
من فکر میکنم این طبیعی است، چون این فاصلهها را میتوان در جامعه نیز مشاهده کرد. بعد از دفاع مقدس و آثاری که در پی داشت، متاسفانه نسل جدید این مساله را بخوبی درک نکردند. با ساخت این مجموعهها میتوان این مساله را بیشتر به جوانان معرفی و آنها را با بازماندگان جنگ آشناتر کنیم. البته نقشی که من بازی کردم، اینطور نبود که خیلی وارد فضاهای جنگی شود و از نقشهای دیگر دوستان متفاوت بود و به نوعی یک تضاد میان این شخصیتها وجود داشت.
این مجموعه، قسمتهای پایانی خود را پشت سر میگذارد. شما فکر میکنید توانسته است با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کند؟
بله، به نظر من که مخاطبان این داستان را دوست داشتند و با آن ارتباط برقرار کردند. من خودم وقتی سوار مترو میشوم برخی از این برخوردها را میبینم که مردم بسیار بادقت این داستان را دنبال میکنند.
شما بیشتر با شیوا خسرومهر و محسن افشانی همبازی بودهاید. تعامل شما با بازیگران این مجموعه چطور بود؟
تعامل بسیار خوبی در بازی با هم داشتیم. البته این تعامل توام با احترام و محبت بود، چون احترام لازمه برقراری یک ارتباط است. من لحظات خوشی با تمام همبازیهایم در این مجموعه داشتم.
مخاطبان تلویزیون اغلب شما را در نقشهای شبیه هم دیدهاند. فکر نمیکنید با این حساب شما دچار تکرار و کلیشه خواهید شد؟
ما همگی گریزی از تکرار نداریم و نمیتوانیم بگوییم همه کارهایمان به طور صد درصد با هم متفاوت است. ما همگی یک فیزیک و صدا و حنجره داریم و یک فرم میتوانیم دیالوگها را بیان کنیم. درست است که میتوان با فرمهای مختلف دیالوگگویی را امتحان کرد، اما با دیگر اعضا جور درنمیآید. به نظر من در بازی بهتر است ادای کسی را درنیاوریم و خودمان باشیم و چون خودمان هستیم و ادا درنمیآوریم ممکن است در جاهایی نقشها شبیه هم از آب دربیاید و دوستان بگویند تکراری شده است. امیدوارم مخاطبان از ما خرده نگیرند و ما را به خاطر اشتباهاتمان ببخشند.
پارسا اسفندیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: