در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از پوریای ولی بگیر تا داشآکل، از رگههای جوانمردی در ورزش کشتی گرفته تا قیصر و گوزنها و مادر و هزاردستان و سرانجام در گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولانا و رودکی و بخصوص فردوسی بزرگ همه یک پای مردانگی را ثبات قدم بر حرف و قول دانسته و چه حکایتهای شیرینی از پایمردی به قول وضع نکردها ند. اکنون و در این روزهای کمیابشدن قول و اخلاق، اگر سری به بازار تهران بزنید، هنوز هم گاه انسانهایی خاص را میبینید که مرام و مسلکشان با امروزیها خیلی تفاوت دارد. آنان که هنوز به قاعده یک تار سبیل به قولشان پایبندند. روزهایی را یاد میکنند که یک تاجر و تار سبیل تاجر دیگری را به جای دهها قولنامه و وثیقه و کرورها تومان و طلا میپذیرفت، ضمانتی که میلیاردها تومان امروزی میارزید. روزهایی که اگر سر میرفت، قولی که با آن تار سبیل داده شده بود، نمیرفت؛ اما صدافسوس که این روزها از آن اسطورههای مردانگی فقط پزدادن با سروشکل و لباسش باقی مانده و از آن تار سبیل فقط حکایتهای دستنیافتنیاش. با اینکه این روزها قولنامه و مبایعهنامه و سند ششدانگ منگولهدار و وکالت بلاعزل و خیلی کاغذهای دیگر به ظاهر کار را محکم کرده، اما باز جای آن تار سبیل را هیچ چیز نگرفته است.
میدانید که میدانیم چرا؛ چون آن وفا به عهد و قولی که پشت آن تار سبیل وجود داشت، تعهدی را بر شانههای مردانگی میگذاشت که بار آن از هر باری در این جهان سنگینتر بود. نمیتوان منکر شد که روزها هم آن اخلاقها گم شده است. کم شده، اما گم نشده است. پس چه خوب است که نگاهی به گذشته آن مردان و آن تار سبیل بیندازیم و تلاش کنیم آن ارزشهای زنگار گرفته را دوباره در این روزهای دشوار کماخلاقی زنده و درخشان کنیم. باور داشته باشیم که اینکار از هر حسنه و کار نکویی، نکوییتر و دینیتر است... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: