البته یکی از عمدهترین دلیل این ناسازگاری، تعدد منابع شکلگیری هویت در فرزندان امروز است تا جایی که دنیای رسانه، همسالان و مدرسه عرصه را بر شکلدهی هویت از سوی والدین تنگ کرده و ناخواسته موجبات بعضی از تعارضها و ناسازگاریها فراهم شده است. این تعارضها میتواند در قالب مراحل رشدی، به شکلگیری سه اختلال روانشناختی مرتبط با قانونشکنی منجر شود که از خفیفترین تا شدیدترین شکل آن به ترتیب زیر است.
اختلال بیاعتنایی مقابلهای، خفیفترین شکل قانونشکنی در تعاملات اجتماعی است که ویژگی اصلی آن نافرمانی و تعارض با والدین و سایر بزرگسالان و بیاعتنایی به آنان است. این افراد زود از کوره درمیروند، بعمد کارهایی انجام میدهند که باعث رنجش دیگران میشود، دیگران را به خاطر کارهای خود سرزنش میکنند و احساس خصومت و کینهتوزی نسبت به دیگران دارند. تداوم این الگوهای رفتاری در فرد میتواند به اختلال سلوک منجر شود، از همینرو کارشناسان معتقدند در نیمی از موارد افرادی که اختلال بیاعتنایی مقابلهای را تجربه کردهاند، بعدها نشانههای اختلال سلوک را نیز خواهند داشت. در اختلال سلوک بیاعتنایی به مراجع قدرت و خواستههای آنان مساله اصلی نیست بلکه در شکلی مخربتر و شدیدتر، بیاعتنایی به قوانین و مقررات و پرخاشگری نسبت به حیوانات و انسانها و نیز تخریب اموال دیگران بدون احساس پشیمانی است که جزو ویژگی اصلی فرد تلقی میشود. این گروه از کودکان و نوجوانان را معمولا به وفور میتوان در کانونهای اصلاح و تربیت مشاهده کرد.
اما اختلال شخصیت ضداجتماعی یا همان جامعهستیزی است که شدیدترین نوع اختلالات روانشناختی مرتبط با قانونشکنی تلقی شده و پیامدهای مخرب اجتماعی زیادی همراه خود دارد و بسیاری از تبهکاران و جانیان معروف دارای این اختلال بودهاند.
ویژگی اصلی این اختلال، رعایت نکردن قوانین و تجاوز به حقوق دیگران است که رفتارهای گوناگونی چون پرخاشگری مکرر، فریبکاری، دروغگویی، کلاهبرداری، قتل، تجاوز به عنف، مسئولیتناپذیری، بیپروایی و تکانشگری، درسنگرفتن از مجازات و تنبیه و پشیمان نشدن از رفتار را شامل میشود.
فصل مشترک این افراد سبکهای فرزندپروری نادرست، زندگی در حاشیه شهرها، والدین بزهکار و... است. اگرچه متون علمی، افراد قانونشکن را در چارچوبهای رفتاری مشخصی طبقهبندی میکند، اما در عالم عمل وجود برخی از این رفتارها دلالت بر قانونشکنی نیز دارد. با وجود این، نکته قابل تامل شناخت و بررسی هر کدام از این مولفهها در دوره زمانی خاص خود برای حل و فصل این بحران است.
الگوهای فرزندپروری ناکارآمد بهعنوان یکی از این مولفهها نقش حساس و مهمی در شناسایی رفتارهای قانونشکنانه دارد. از مهمترین نکاتی که در اصلاح سبک فرزندپروری باید به آن توجه کرد ایجاد تعادل بین رابطه عاطفی والدین با فرزندان و ساختارمندی خانواده است. یعنی در عین حال که خانواده چارچوبها و ضوابطی مشخص برای رفتار اعضا تعیین کرده است، اما در عین حال رابطه عاطفی قوی بین اعضا را نیز ترغیب میکند.
والدین باید به تعارضات موجود بین جامعه، فرزند و خانواده نیز پاسخ گویند. این تعارضات نتیجه دنیای جدید و ظهور آموزش همگانی و دنیای ارتباطات است. مدارس و دانشگاهها و رسانههای جمعی بهعنوان کانونهای تعیینکننده ارزش عمل کرده و تلاش میکنند هنجارهای مطلوب خود را اشاعه دهند.
این امر باعث شده مرجعیت والدین در شکلگیری هویت و نظام ارزشی کودکان و نوجوانان تا حدودی کمرنگ شود و تعارض رخ دهد. برای حل این تعارض پیشنهاد میشود آموزش حل مساله برای بهکارگیری فنون مقابله با مسائل و مشکلات، به کودکان و نوجوانان متناسب با سطح رشد شناختی آنان مد نظر قرار گیرد.
حاشیهنشینی، معضل پیچیده دنیای امروز شهری است که نقش دولتها در پرداختن به این معضل بیش از همه حائزاهمیت است. حاشیهنشینی امروزه اصلیترین ایجاد و گسترش بزه و قانونشکنی است. اگر دولتها نتوانند راهکاری منطقی برای حل این امر پیدا کنند، جامعه بتدریج دچار فساد و انحراف خواهد شد.
از اینروست که آموزش اجتماعی و ارتقای فرهنگی جامعه برای رسیدن به کیفیت زندگی مطلوب ضروری و با توجه به هزینهبربودن آن پیشروی دولتمردان قرار گرفته است. شهرهای امروزی بیش از هر چیز دچار معضل حاشیهنشین است؛ تکدیگری، دستفروشی و پایین بودن سن بزه ارمغان نامبارک حاشیهنشینی است.
فقر اجتماعی که مهاجرت نیز به گسترش آن دامن میزند، کانون بزه اجتماعی و در نتیجه بستری برای ظهور و بروز رفتارهای قانونشکنانه است.
از منظری جامع، توصیه دنیای امروز برای حذف رفتارهای قانونشکنانه، ارتقای آگاهیهای عمومی، رفاه نسبی، تبیین و وضع قوانین کاربردی و کاهش فقر اجتماعی است. اگر قرار است جامعهای شاداب، سالم و قانونمدار داشته باشیم، مجبوریم ضمن کنترل مولفههای بسترساز رفتارهای قانونشکن و شناخت روانشناسانه ایجاد اینگونه رفتارها، جامعه را نیز از تبعات آن آگاه سازیم و این میسر نخواهد شد مگر به مدد رفع نواقص قانونی، مشارکتپذیری شهروندی و برخورد مسئولانه با معضل فقر اجتماعی.
یزدان کاکایی / جامجم