گفت‌وگو با جوانی که در دوران دانشجویی به سمت مخدر رفت

فکر کردم با شیشه درسخوان می​شوم

فرید هفت سال شیشه، کوکائین و ال‌اس‌دی مصرف می‌کرد، اما در حال حاضر تقریبا دو سال است که رها شده است. او در گفت‌وگو با تپش داستان زندگی‌اش را این​گونه تعریف می​کند:
کد خبر: ۵۵۶۹۹۲

مصرف مواد را از چند سالگی شروع کردی؟

تقریبا از بیست سالگی، الان بیست و نه ساله هستم.

چطور شد به سمت مواد رفتی؟

من اولین بار به صورت تفریحی شروع کردم، اما اگر راستش را بخواهید برای اولین بار چیزی که من را به سمت مصرف شیشه برد امتحان‌های دانشگاه بود.

من عمران می‌خواندم و یکی از دوستانم دانشجوی رشته پزشکی بود. او اول قرص ریتالین را به من معرفی کرد، بعد هم شیشه را. من هم برای این‌که بتوانم راحت‌تر واحد‌هایم را پاس کنم شروع به مصرف کردم. مواد جوری است که اول به آدم انرژی وام می‌دهد و لذت دارد، اما بعد بازپرداخت سنگینی را از آدم می‌گیرد.

مواد باعث شد آن ترم را خوب پاس کنم، ولی ترم‌های بعدی چون مصرفم بیشتر شده بود حتی مشروط هم شدم و نتیجه‌ای نگرفتم، البته درسم را بالاخره تمام کردم.

هزینه مصرفت را از کجا تامین می‌کردی؟

آن موقع شیشه گرمی150 هزار تومان بود، ولی چون دانشگاه قبول شده بودم از طرف خانواده حمایت مالی می‌شدم و از این نظر مشکلی نداشتم. وضع خانوادگی ما خوب است.

پولی که خرج می‌کردی برای خانواده‌ات عجیب نبود؟ این‌طور که می‌گویی در ماه حدود 700 هزار تومان هزینه مصرف موادت بود.

خودم هم از قبل مقداری پس‌انداز داشتم. چون قبل از دانشگاه کار می‌کردم. در دوران دانشجویی هم کار می‌کردم، البته خیلی کمتر. در دوران مصرف همه پولی را که کار کرده بودم، خرج کردم.

تو هم باعث شدی کسی مصرف‌کننده شود؟

فقط باعث شدم یک نفر مصرف‌کننده شود. در واقع او مصرف‌کننده بود، ولی مواد مصرفی‌اش را عوض کردم، اما وقتی توانستم به درمان برسم، به او هم پیام دادم و او هم حدود یک سال است که رها شده.

چه شد نوع مصرفت عوض شد؟ احتمالا با شیشه شروع کردی، به دلیل بی‌خوابی و این چیزها تا بتوانی بیشتر درس بخوانی.

بله، با شیشه شروع کردم به دلیل این‌که نخوابم و بتوانم درس بخوانم. شیشه و کلا مواد مخدر اولین تخریبی که به‌وجود می‌آورد این است که خواب آدم را به‌هم می‌ریزد و همین به‌هم خوردن خواب روی بدن آدم تاثیر می‌گذارد. باعث شده بود صورتم تابلو شود، حتی خواهرهایم فهمیده بودند مصرف‌کننده‌ شده‌ام.

یک روز که برای خواهرم خواستگار آمده بود من را به خانه راه ندادند. تحصیلات خانوادگی ما خیلی بالاست؛ پدرم لیسانس عمران دارد، مادرم فوق لیسانس جی.آی.اس است. یکی از خواهرهایم در حال حاضر فوق‌لیسانس فیزیوتراپی است و خواهر دیگرم فوق‌لیسانس شیمی می‌خواند. می‌خواهم این را به شما بگویم که مصرف مواد فقط برای قشر بدبخت و بیچاره‌ای که درس نخوانده و وضع مالی بدی دارد، نیست. برای آن کسی که درس خوانده هم ممکن است پیش بیاید.

این‌طور که می‌گویی نسبت به بسیاری از افرادی که دچار اعتیاد شده‌اند آگاهی بیشتری داشتی.

همه می‌دانند اعتیادبد است. این آگاهی اولیه است، اما من از روی جهل و نادانی این کار را شروع کردم. هیچ‌وقت نمی‌گویم دوستم من را معتاد کرد، چون خودم خواستم و مصرف‌کننده شدم.

مواد آن موقع لذتی به من داد که آگاهی اولیه پیش آن کوچک شده بود و فکر می‌کردم کسی که مصرف نمی‌کند اشتباه می‌کند. همه باید مصرف کنند، همه می‌توانند مصرف کنند و به خیلی چیزها برسند، ولی بازپرداخت خیلی سنگینی هم برایم داشت. آنقدر سنگین بود که ازخانه طرد شدم.

بدترین خاطره‌ای که از دوران مصرف داری چیست؟

پدربزرگم روی تخت خانه‌ ما در بستر بیماری بود. او سرطان ریه داشت. یک شب من آنقدر حرف زشت و رکیک زدم و به پدر و مادرم و خواهرهایم توهین کردم که او خیلی ناراحت شد و آن شب برای آخرین بار با من حرف زد و گفت، فرید، اشکال ندارد، تو خوب می‌شوی، من برایت دعا می‌کنم که خوب شوی. یک خاطر بد دیگر هم مربوط به موقعی است که قرار بود برای خواهرم خواستگار بیاید و نگذاشتند من در خانه بمانم.

چه شد که تصمیم به درمان گرفتی؟

واقعا خسته شده بودم. هفت سال مواد مصرف کردم، هرچقدر پول داشتم از دست دادم، شخصیتم در جامعه از بین رفته بود و هیچ جا به من کار نمی‌دادند، حتی دوستان صمیمی هم از من فراری بودند. همیشه دنبال راه درمان بودم، اما به درمان نمی‌رسیدم تا این‌که راه درست را پیدا کردم.

یکی از دلایلی که باعث شد ترک کنی تمام شدن پس‌اندازت بود. اگر پول داشتی باز هم مصرف را ادامه می‌دادی؟

امکانش زیاد بود. مواد باعث شد من از خانواده بیرون بمانم و حتی رابطه‌ام را با کل فامیل قطع کردم.

البته مهم‌ترین مساله، موضوع مادی بود، چون واقعا پول نداشتم و آدمی هم نبودم که دزدی کنم. واقعا به تنگنا
رسیده بودم.

در دوران مصرف رفتار خانواده​ات چه تغییری کرده بود؟

چون تک پسر هستم عزیز دردانه خانواده بودم. آنها روی من سرمایه‌گذاری کرده بودند و خواسته‌های زیادی داشتند.

در دوران مصرف شیشه خانواده متوجه شدند، چون تخریب شیشه خیلی بالاست، ولی آنها هم چون آگاهی نداشتند اول کمکی نمی‌‌کردند و با کارهای غلط بدتر ضربه می​زدند. ولی خدا را شکر الان پدرم و مادرم همسفرم هستند و به درمان من کمک می‌کنند و پا به پای من جلو می‌آیند.

تا به حال به این فکر کرده‌ای که شاید یکی از دلایل رفتنت به سوی مواد مخدر این بود که خواسته‌های خانواده بیشتر از حد توان تو بود؟

آن هم بود، ولی همه اینها زیر پرچم جهل و نادانی من بود.

هیچ‌وقت توهم موادمخدر را تجربه کرده بودی؟

بله، مخصوصا روی شیشه، چون ال‌ای‌سی هم مصرف می‌کردم، البته به فضایی هم که مصرف می‌کنی بستگی دارد. اواخر مصرفم، واقعا چیزهایی را جلوی چشمم می‌دیدم و می‌دانستم توهم است. مثلا دقیقا می‌دیدم مادرم با چادر سفید جلوی من پای جانماز نشسته و موهایش سفید شده و همه را دانه دانه می‌کند و فقط از خدا این را می‌خواهد که پسرش به درمان برسد. حالا بماند که وقتی ال‌ای‌سی مصرف می‌کردم با درخت‌های خانه‌مان می‌رقصیدم.

توصیه‌ات برای آنهایی که الان مصرف‌کننده هستند چیست؟

یاد گرفته‌ام تا وقتی فردی خودش نخواهد نمی‌تواند درمان شود. هر چقدر هم پدر و مادر و خانواده‌ها و حتی جامعه و مسئولان بالارتبه بخواهند.

الان وضع خودت چطور است؟

خیلی به تعادل رسیده‌ام. اوایل که درمان را شروع کردم درگیر خدمت سربازی بودم، چهار بار از خدمت فرار کردم و فقط هم به دلیل مصرف شیشه بود، ولی وقتی درمان شدم توانستم خدمتم را تمام کنم.

بعد توانستم خیلی راحت در آژانس کار پیدا کنم و آنجا بمانم. پول جمع کردم و توانستم در این وضع اقتصادی کار بهتری را شروع کنم. الان هم خیلی راضی هستم. همین که خانواده‌ام به طرفم برگشتند موفقیت بزرگی است. این تغییر در حدی است که خواهرم وقتی مشورتی بخواهد سراغ من می‌آید.

تو قبلا بارها ترک و دوباره مصرف کرده‌ای. الان احتمال دارد دوباره این کار را انجام دهی؟

با درمانی که شده‌ام نه، امکان ندارد برگردم، چون چیزهایی را که از مواد می‌خواستم بدنم به صورت طبیعی و خیلی بهتر تولید می‌کند و نیازی ندارم دوباره سراغ مواد بروم. شاید خیلی موقع‌ها مواد در دسترسم هست، ولی هیچ‌وقت احساسی برای مصرف دوباره ندارم.

شاهد حلاج نیشابوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها