jamejamsara
سرا کد خبر: ۵۵۵۵۱۱   ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۲  |  ۱۶:۱۱

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد وقتی می‌خواهید از منزل خارج شوید بارها شیر گاز یا سیم اتو را چک کنید. این بررسی‌کردن‌ها در حد عادی مشکلی نیست، اما اگر تداوم یابد و کاری انجام شده را مدام بررسی کنید که آیا درست انجام داده‌اید یا نه، آن گاه اختلال روانی محسوب می‌شود که روان‌شناسان به آن وسواس فکری می‌گویند.

 

وسواس فکری یعنی مدام تصور می‌کنید کاری را انجام نداده‌اید و مدام با خود تکرار می‌کنید که فلان کار را انجام دهید. این فکرها چنان فرد را پریشان می‌کند که دچار اضطراب و استرس می‌شود و از انجام کارهای روزمره باز می‌ماند.

وسواس فکری فقط سوژه مورد علاقه روان‌شناس‌ها نیست و برای جامعه‌شناس‌ها و مدیران اقتصادی هم اهمیت دارد، چرا که فکرهای مسموم بازده کاری جامعه را پایین می‌آورد و فرد را خسته و ناتوان می‌کند در واقع تعادل فرد به هم می‌خورد و او را در سازگاری با محیط دچار مشکل می‌کند.

معمولا کسانی که درگیر فکرهای مزاحم می‌شوند ترجیح می‌دهند پریشانی و مشکل و ناراحتی خود را به عنوان یک مساله خصوصی، پنهان نگه دارند و گاهی چند ساعت را دور از چشم دیگران صرف افکار یا کارهای مخفیانه خود کنند که این می‌تواند خطرناک باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا 3 درصد جامعه به اختلال وسواس فکری ـ عملی مبتلا هستند. مبتلایان به این نکته واقفند که ترس و اضطراب آنان معنا ندارد و منطقی نیست، اما در عین حال آن را بسیار واقعی، شدید و جدی تجربه می‌کنند و به این ترتیب از عملکردشان کاسته می‌شود.

 

آنها چه جور آدم‌هایی هستند؟

وسواس‌ فکری موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد، مثلا ممکن است کسی این فکر به ذهنش برسد که نکند من تصادف کنم برای همین به خیابان نمی‌رود یا سوار ماشینش نمی‌شود یا این که مدام استرس دارد فرزندش که در مدرسه است دچار حادثه شود. این افراد به جزئیات توجه دقیق دارند و کارها را تکرار و به طور مکرر اشتباه احتمالی را کنترل می‌کنند.

آنها نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و دائم اضطراب دارند کاری را که در ذهنشان است، انجام دهند. جالب است بدانید این افراد نمی‌توانند براحتی از اشیای قدیمی دل بکنند زیرا تصور می‌کنند شاید در آینده بتوانند از آنها استفاده کنند.

 

من عاشق اول ‌شدنم!

برخی از کسانی که دچار وسواس فکری هستند همیشه دوست دارند اول باشند؛ در مدرسه، در محیط کار و همه جا احساس رقابت می‌کنند و همین موضوع آنها را آزار می‌دهد چون برای اول‌شدن بسیار تلاش می‌کنند و آسیب می‌بینند.

نمونه این موضوع، دختر بیست‌و‌هشت ساله‌ای است که به دکتر فریبرز صفی، روان‌شناس مراجعه کرده است. صفی در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: دختر جوان بشدت دچار وسواس فکری بود و این موضوع سبب افسردگی او شده بود، چون نمی‌توانست هیچ کاری انجام دهد. این دختر از کودکی در خانواده آموخته بود باید نفر اول و الگو باشد و تا اتمام دوره دبیرستان این موضوع ادامه داشت. این موضوع سبب شده بود تا در کنکور هم دنبال رتبه تک‌رقمی باشد و برای همین با وجود شرایط نامناسب اقتصادی در کلاس‌های مختلف کنکور شرکت کرد و چند سال پشت کنکور ماند. سرانجام خسته شد و پس از پنج سال به یک رشته معمولی راضی شد، اما همیشه عذاب وجدان داشت و اعتماد به نفسش را از دست داد.

صفی ادامه می‌دهد: متاسفانه خانواده در وسواس فکری این دختر نقش مهمی داشته و او را تشویق کرده است، لذا او تصور نمی‌کرده این وسواس فکری یک بیماری است تا این که این وسواس‌ها او را از زندگی روزمره جدا کرده و سبب‌ انزوای او شده بود. او نمی‌تواند براحتی وارد جامعه شود و ارتباط کلامی برقرار کند چون دائم در ذهن خود کار ناتمامی دارد که باید انجام دهد و دائم خود را در عرصه رقابت می‌بیند.

 

باردارهایی با فکرهای عجیب

به گفته صفی، مشکل اصلی بیماری وسواس فکری، وجود فکر و عملی مکرر است. گاهی این فکر و عمل به حدی شدید است که رنج و ناراحتی زیادی برای فرد بیمار و اطرافیان او به وجود می‌آورد و موجب اتلاف وقت می‌شود. زنان در دوران حاملگی بیشتر دچار این بیماری می‌شوند چون در این دوران نگرانی‌شان بیشتر است و ذهنشان مشغول به افکاری است که در آینده به آنها آسیب می‌رساند. این بیماران قادر به تصمیم‌گیری نبوده و مردد هستند؛ آنان در خرید مشکل دارند. به‌طور مثال چند بار به فروشگاه مراجعه می‌کنند تا جنسی را بخرند و ممکن است نخرند.

مبتلایان دچار یک احساس یا اندیشه حکم‌کننده و مزاحم هستند؛ این افکار به مرحله عملی‌شدن نمی‌رسد و فقط احساس نگرانی دارند. همچنین این وسواس فکری سبب می‌شود فرد در محیط کار در انجام کارها مشکوک باشد و دائم تصور کند کاری را که به او محول‌شده به درستی انجام نداده است؛ بنابر این رفتارش به همکارانش هم آسیب می‌رساند و روابط او را با دیگران دچار خدشه می‌کند.

 

خود و بقیه را گول می‌زنند

گاهی برخی افراد دچار این بیماری هستند، اما آن را انکار می‌کنند و در توجیه کارشان عنوان می‌کنند فراموش می‌کنند در حالی که صفی در این باره می‌گوید: فراموش کردن تفاوت زیادی با وسواس فکری دارد، گاهی شما فراموش می‌کنید هنگام خروج از خانه پنجره را بسته‌اید یا نه، در این صورت قبل از بیرون رفتن دوباره پنجره را چک می‌کنید، اما این برای یک بار اتفاق می‌افتد نه این که بارها این کار را انجام دهید تا جایی که توان شما گرفته شود و دیگر از بیرون رفتن صرف نظر کنید یا این که بیرون از منزل دائم به این فکر باشید که آیا پنجره را بسته‌اید یا نه و نتوانید کارتان را بدرستی و با تمرکز انجام دهید.

البته کسانی که در کودکی ناامنی را تجربه کرده باشند هم ممکن است دچار وسواس فکری شوند. آنها اضطراب جدایی دارند و در برابر تغییر مقاوم هستند. همچنین اهل ریسک نبودن، دودلی، افکار خرافی و دلبستگی زیاد به کار، از دیگر ویژگی‌های این افراد است.

 

فکرهای بد، دشمن زندگی خانوادگی

وسواس فکری می‌تواند بشدت به خانواده آسیب برساند زیرا این وسواس به شک و تردید تبدیل می‌شود که برای خود فرد و اطرافیان او خطرناک است. مثلا گاهی در ذهن یکی از زوجین این افکار که نکند کارم را درست انجام نداده‌ام یا این که در بیرون از خانه ممکن است اتفاقی برای همسرم بیفتد، شکل می‌گیرد و او را آزار می‌دهد و از این رو روابط دچار خدشه می‌شود. البته گاهی این افکار دچار سوءظن و بدبینی هم می‌شود و مدام یکی از زوجین افکار وسواسی در مورد همسر خود دارد که او را مشکوک می‌کند.

صفی اظهار می‌کند: اگر یکی از زوج‌ها دچار وسواس فکری است حتما باید پیش از بچه‌دارشدن آن را درمان کند چون تحقیقات نشان می‌دهد این بیماری می‌تواند ژنتیکی هم باشد.

راه نجاتی هست؟

کسانی که درگیر فکرهای مزاحم و تکرارشونده هستند از نظر ظاهر با سایر افراد هیچ تفاوتی ندارند، اما مشکل روحی‌شان کارکرد آنها را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود نتوانند مسئولیت‌هایشان را بدرستی انجام دهند، چون یک فکر چنان آنها را درگیر می‌کند که خسته می‌شوند و توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارند. شاید کسی که با شما کار می‌کند دچار این بیماری باشد، او با شما صحبت می‌کند و در کنار شماست، اما ذهن او درگیر کار دیگری است و درصدد فرصتی است تا آن را انجام دهد، برای همین تمرکز ندارد و به‌خوبی از عهده کاری که به او واگذار شده بخوبی بر نمی‌آید. آنها از زندگی لذت نمی‌برند و نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند.

وی با بیان این که این افراد در اطراف ما زیاد هستند، می‌افزاید: البته این بیماری درجه دارد و اگر شدت یابد می‌تواند آسیب‌زا باشد.

برای درمان این بیماری، روان‌شناسان دارودرمانی را هم تجویز می‌کنند، اما بهترین شیوه مراجعه به مشاوری است که با صحبت بتواند فرد را از شر وسواس فکری نجات دهد. این بیماری زمانی بهتر درمان می‌شود که فرد نسبت به وسواس فکری خود آگاهی داشته باشد و بداند در آینده این موضوع برای او خطرناک می‌شود.

همچنین کاهش گوشه‌نشینی و اجتماعی‌بودن، افزایش اعتماد به نفس، اندیشیدن به زمان حال و فعالیت‌های بدنی و ورزش منظم می‌تواند چند راه پیشگیری این بیماری باشد. البته خانواده هم بی‌تاثیر نیست و اعمال حمایت بیش از حد، توقعات و حساسیت زیاد سبب می‌شود کودکان در این خانواده‌ها دچار اضطراب و وسواس فکری شوند.

روان‌شناسان توصیه می‌کنند برای مقابله با این افکار خود را مشغول به کاری کنید مثلا وقتی این افکار وسواسی به سراغ شما می‌آید ذهن خود را به چیز دیگری معطوف کنید، مطالعه کنید یا این که فیلم ببینید که این کار نیاز به مهارت فراوانی دارد تا فرد دچار اضطراب نشود.

راه‌حل‌هایی هم که صفی پیشنهاد می‌کند، می‌تواند برای درمان این بیماری موثر باشد: برنامه‌‏ریزی کنید که زمان فکرکردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد و در طول روز هرگاه افکار وسواسی به ذهنتان آمد، به خودتان بگویید زمان فکرکردن فلان ساعت مقرر است، به مرور از زمان فکر کردن به آن افکار بکاهید تا این که این زمان به صفر برسد و همچنین هر روز به خود تلقین کنید «من قادرم افکار وسواسی‌ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز تکرار فکرهای منفی و مزاحم نیست.

>> جام جم/ زهرا تالانی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳۱۰
در انتظار بررسی: ۲۹
غیر قابل انتشار: ۰
محسنی از كازرون
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۴
از شما ممنونم به خاطر این مطلب. من دقیقا این مشكل رو دارم امیدوارم بتونم خودم رو عوض كنم
۸
۰
ارمین
-
۰۲:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۲
سلام 8 ساله وسواس فكری شدم همش فكری مزاحم خسته كننده فكر مرگ عزیزان وترس از بیماری و شكست انواع افكار پریشان كننده باعث شد افت تحصیلی كنم تو دانشگاه و از تمام مراحل زندگی عقب بیفتم اه لطفا راه كار بدید ممنون
زهرا
United Kingdom
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۳
سلام خسته نباشید من نمیدونم شمامشاور هستیدیانه؟منم یه مدت وسواس فكری داشتم واقعایه مرده متحرك بودم الان واقعا خداروشكر كه بهترشدم شماهم اگرراه حلی بنظرتون میرسه واسم بفرستین كه واقعا نجات پیدا كنم
۹
۳
ساناز
Germany
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
من هم از این بییماری رنج میبرم نمیدونم باید جیكار كنم؟!
۷
۲
محمدئ
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۹
من هم این مشكل را دارم
۲
۰
سعید
-
۱۴:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۷
سلام كتاب وقتی اضطراب حمله میكند اثر دكتر دیوید برنز رو تهیه كنید و بخونید خیلی عالیه من خودم 17 سالمه و این مشكل رو داشتم فكر میكردم مرگم نزدیكه یا بیماری های وحشتناك كه هر بار به چبزی بود و علایمش هم میومد سراغم: افسردگی داشتم وسواس فكری داشتم و میترسیدم به كسی آسیب بزنم بعضی وقتا حمله وحشت داشتم(حالتی كه فكر میكنی داری میمیری سر گیجه داری احساس میكنی الانه كه مغزت از كار بیوفته) خیلی اوضاع وحشتناكی بود ولی با خوندن اون كتاب خیلی بهتر شدم درباره همه چیز گفته خود بیمار پنداری - ترس از مرگ-وسواس فكری-حمله وحشت و ......كتاب عالییه حتما تهیه كنید با این كتاب نیازی به دارو هم نیست روشهاش عالیه فقط بخواهید و عمل كنید بهش مثال ها و داستانای فوق العده ای داره باور كنید حالتون رو خوب میكنه من خودم توی دو روز خوندمش از این رو به اون رو شدم به شرط عمل بهش اولش فكر میكنی مسخره و بدرد نخوره ولی حتما از اول تا آخرش رو یخونید (:
كتاب آیین زندگی اثر دیل كارنگی هم عالیه و پیشنهاد میكنم خیلی هارو نجات داده داستاناش حقیقی و فوق العادس خودم دو روزه دارمش و میخونم بهتون اطمینان میدم دیدتون رو نسبت به زندگی عوض كنه
رحیم
Germany
۱۲:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۳
متشكرم . من كه دیگر به آخر خط رسیدم واقعا نمیدانم چه كنم . همسرم مدام قسم میخورد كه تو یك زن دیگرداری .ومن توی خواب دیدم شمارا 24ساعته در خونه زندانی كرده ولی هنوز هم كه دست بردار نیست .واقعا نمیدانم به مشوره بردم ولی حرف خودش را میزند به روانپزشك بردم ولی هنوز حرف خودش را میزند .اگه راهی دارد لطفا كمكم كنید
۷
۳
پرستو
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۳
من الان 8 سال به این بیماری مبتلا شدم!هر سری می خوام و تصمیم بگیرم كه دیگه بزارم كنار اما نمیشه واقعا فكر میكنم یكم بیشتر ادامه بدم حتما به مرز دیوونگی میرسم تو رو خدا راهنماییم كنید چیكار كنم
۱۵
۳
sahar
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۵
Man hamin moshkelo daram keiiiiiiiiiili azabavare
۶
۱
محمد
-
۰۴:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۵
سریع تر باید برید پیش پزشك خیلی سریع رشد میكنه عوضی
امید
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۳
سلام
من هم این مشكلات را با چندین درجه سختی بالاتر داشتم و این كتاب برای من خیلی كمك كرد
كتاب
وسواس و درمان آن
نوشته دیوید ویل و راب ویلسون
ترجمه سیاوش جمالفر
كتابی است بی نظیر
كه خیلی كمك كننده هستش
۵
۱
وحید
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۹
من هم دارم، 10 - 12 ساله. بطوری كه زندگی ام مختل شده.
۱
۱
cherchill
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۴
با تشكر از شما مطالب بسیار آموزنده و خوب بود
۰
۱
سورنا
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
ســـــــــــــــــــــــرطان روانی استتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت:روان
پزشكككككككككككككككككككككككككككككك زودتر بهتر:موهای طلایی منم جو گندمی كرد:........
۰
۰
صادق
-
۰۴:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۷
سلام. وسواس با رفتن پیش روانپزشك و تجویز دارو و جلسات مشاوره و مهمتر از همه اراده خودت كه بخوای خوب بشی یا در نهایت افسرده بشی صد درصد خوب میشی
وحیده
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۸
مطالبتون خیلی خوب بود ولی فكرهای منفیه من واضطراب هایی كه بعد از اون می یاد خیلی شدیده من با وجود اینكه میدونم این بیماری خطر ناكه باز نمی تونم كنترلش كنم چون دست خودم نیست دعام كنید ولطفا اكه راه دیگه ای رومیشناسیدكه كار سازه معرفی كنید زندگیم داره نابود میشه
۴
۲
مژگان فغان
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۱
مدتی است كه ازدواج خوب داشته ام خیلی راضی هستم اما در كار ازداجم كارشكنی زیادبود یك نفر با حرفهاش منو خیلی ازار داده پیش بینی بدی برای اینده من كرده تازكی دلهره توی دلم افتاده بصورت وسواس گونه اگر صحبت های اون واقعیت پیدا كند من چكار بایدبكنم لطفا مرا راهنمائی كنید
۰
۱
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۷
سلام. دوستانی كه مبتلا هستند بهتره با مراجعه به یه متخصص حاذق و متعهد خودشون رو درمان كنند و اگه لازم شد دارو هم مصرف كنند. وسواس هم یه بیماریه و احتیاج به درمان داره... نمیشه نسبت بهش بی اهمیت بود و اجازه رشد بهش داد
۰
۰
هستی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۷
سلام،بابت مطالبتون ممنونم؛من چندین سال هستش كه این بیماری رو دارم حتی چندین بار بر اثر این أفكار رفتار های عجیبی رو از خودم نشوان دادم كه باعث شده دیگران من رو مسخره كنند و به حركاتم بخندند و من تا وقتی این مطالب رو نخونده بودم نمیدونستم كه این یك بیماریه چون نمیتونستم به كسی بگم،دوباره ممنونم اما میشه لطفا راه درمانش رو بگید؟
۲
۰
سها
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۰
بستگی داره در چه سطحی باشه من خودم از ۹سالگی و به مدت ۱۰سال این بیماری رو داشتم و شما هم اول برین پیش یه روانپزشك یا روانشناس و اینكه افكاری رو كه دارین موبه مو براشون توضیح بدین و خجالت نكشین تا بتونن كمكتون كنن:-):-):-)
مهمان
-
۰۶:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۷
بی اعتنایی بهترین درمان وسواس است. اگر آدم مذهبی هستین روایاتی كه در مورد وسواس وارد شده رو مطالعه كنین. كمكتون می كنه.
امین
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۸
منم یكاری را انجام میدهم یه سه ماهی درگیرشم بعد یه چند روزی فراموشش میكنم دوباره یادم میاد چكا ر كنم دارم دیونه میشم
۱
۰
پ
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۶
منم دچارمممم شدییدنابودشدمممممممممممممممممممممم بدنممممممم نصففففففف
۰
۰
افسانه
-
۰۰:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۵
سلام خسته نباشید
۱
۰
$
-
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۹/۰۳
آیا اینكه كارهایی كه آدم باید انجام بده در كلاس درس تكرار كنه یا طول روز تكرار كنه جزو وسواس فكری حساب میشه؟
۰
۰
رضا
-
۱۹:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۰۹
سلام به همه دوستان
خواندن قرآن را از اول شروع كرده و روزی نیم ساعت با ترجمه بخوانید و در آن تفكر كنید.
۴
۰
setare
-
۱۳:۳۵ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۵
سلام
منم از ۷یا۸سالگی مبتلا شدم
فكرهای غیر معقولی كه منجر به یك سری حركاتی میشد كه انجام دادنشون ,باعث خستگی خودم و مسخره كردن و دعوا وحرص خوردن های دیگران كه باز اعصابم بیشتر ضعیف میشد و انجام ندادنشون باز فشار عصبی كه مثله خوره می افتاد به جونم , با اون تیك هایی كه داشتم وحرف هایی كه مگه دیوانه ای یا خیلی چیز های دیگه كه جرات گفتن فكرهامو به كسی نداشتم , در مانش قرص هایی بود كه تا میخوردم اروم بودم ولی قرص تا كی ؟؟ تا این كه بزرگ تر شدم و بیشتر به دنیای اطرافم مطلع شدم با قران كه اشنا شدم مطالبی كه خوندم وقتی فهمیدم همه چیز نظم داره اروم شدم اونقدر اروم كه از 14سالگیم تاالان وسواس برام خاطره شده
۲
۱
مهسا
-
۲۳:۱۸ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۹
سلام...باتشكراز راهنمایی هاتون من دختری 17ساله هستم ك دچار وسواس فكری شده ام.من همه این راهكار هارو امتحان كردم اما فقط واسه مدت كوتاهی جواب گرفتم و دوباره با تلقین های بد و منفی ك به خودم میكنم ذهنم مشغول میشه و بااینكه میدونم نباید بدبین شم اما باز هم نمیتونم از این افكار رها شم.. لطفا بگید مشكل من چیه ایا میتونم خودمو آزار ندم؟
۸
۰
سمیه
-
۱۵:۴۰ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
مطالب عالی و مفید بودن ممنون .این افكار مزاحم و وسواسی همیشه منو درگیر میكنه من هم تو درس خوندن وسواسی دارم به قدری كه تمام استادها و دوستانم متوجه شدن كه حساسم اینكه همیشه باید الف باشم و انقدر اهمیت میدم كه باعث خستگی زیاد شده و حتی گاهی میگم ای كاش درس نمیخوندم و به كارهای هنری كه علاقمندم انجام میدادم خانواده ام در ایام امتخانات بسیار نگران من هستند واونها هم میگن كه انتظار و توقعی نداریم كه الف بشی اما من خودم رو ملزم میكنم در نوشتن جزوه هم بارها و بارها از جزوه دوستم بررسی میكنم كه درست نوشتم یا نه .. خیلی خسته شدم
۳
۰
نگار
-
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۴
با عرض سلام و خسته نباشید ممنون از مطالب خوبتون راستش من یه برادری دارم كه الان 31 سالشه و حدودا 15 ساله دچار بیماری وسواس شده تا حالا چند تا دكتر متخصص بردیم اما متاسفانه بدتر شده كه بهتر نشده دستاشو خیلی زیاد میشوره طوری كه زخم شده حرفها رو خیلی تكرار میكنه بخاطر همین موضوع هم نمیتونه جایی كار كنه خیلی نگران هستیم و نمیدونیم چكار كنیم خیلی افسرده و ناامیده مادرم خیلی غصه میخوره من خواهش میكنم اگر كسی دكتر حاذق و خوبی رو میشناسه معرفی كنه كه برادرم رو درمان كنه ممنون میشیم
۰
۳
سعید
-
۰۲:۵۷ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۳
فقط خسته ام همین .از دست وسواس فكری .خسته شدم از بس شبا ناراحت خوابیدم.خیلی خیلی خسته ام .ای كاش فقط وسواس بود برای من احساس گناه وترس وبدبینی وخیلی چیزای دیگه هم بهش اضافه شده
۱۱
۰
مهدی
-
۰۸:۳۵ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۸
نوزده سالمه دو سالكه مبتلا به این بیماری هستم .فكرم به هركسی كه دوستش داشته باشم توهین می كنه .وقتی می خوام كاری رو شروع كنم روزی هزار مرتبه افكاری تو ذهنم میاد كه میگه تو نمی تونی. الان همش به طور نا خود اگاه افكار مرگ به سرم می زنه.به خاطر این فشار ها دچار تنش عروقی شدم .نمی تونم رو كاری تمركز كنم.
۴
۰
احمد
-
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۰
من نمیترسم كه وسواس فكری دارم دوستان نترسید وسواس چیز شاخی نیس بزارین بهتون بگن وسواسی هر كی مثه ما شرایطش یكنواخته ممكنه اینجوری شه در ضمن هر وقت اراده كنی بیخیال شی درمان شدی پس پی درمان نباشید فقط راهش اینه كه خودتو باور كنی دوستان من همتونم میتونین بیخیال باشین یا علی
۶
۰
فاطمه
-
۰۰:۵۷ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۲
سلام.۱۹سالمه و از ۸سالگی دچار وسواس هستم.با فوبیای شدید تاریكی شروع شد و با شستشوی چنباره دستام و استحمام های طولانی مدت ادامه پیدا كرد.الآن ۴ساله كه از اگزمای پوستی رنج میبرم.از حدود ۱۴سالگی وسواس من گذروندن اقات خیلی زیادی از روز تو خیال پردازی ها و دنیای تخیلی خودمه وحالا اصلا نمیتونم از فكر كردن بهش دست بردارم.من سال دومه كه تو كنكر شركت میكنم ولی الان حدود یك ماه و نیمه كه حتی یك ساعت هم نمیتونم درس بخونم!!!
خیلی تلاش میكنم اما انگار دو تا شخصیت دارم،یكی كه منو به انجام كارای وسوای مجبور میكنه و یكی كه بخاطر انجام ندادن وظایفم سرزنشم میكنه!!!!!
من شدیدا به كمك نیاز دارم!!!!
۵
۱
نگار
-
۲۱:۲۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۴
سلام. منم دارم. قبلا 5سال داشتم و نمیدونستم چیه. 3سال بود نفس راحت میكشیدم. دوباره هم به جونم اومد. خیییییییییلی شدیده
منو كشته
كاش سرطان جسم میگرفتم بجای این.
مث یه دیوونه شدم. مدام افكار كفرآمیز به سراغم میاد و بدیش اینه احساس گناه نمیكنم
تو را خدا دعام كنید. دوس دارم همین الان جونم گرفته بشه
۸
۰
تینا
-
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۸
سلام منم 14 ساله به این بیماری مبتلامو وسواس من به این صورت كه احساس میكنم دست به هر كاری بزنم امكان داره واسه یكی از عزیزام اتفاقی بیفته و یه فكری بهم میگه برای جلوگیری از این اتفاق این كارو نكن یا با چیزی خنثش كن یه راهی جلو پام بذارید. دوستان برام دعا كنید
۷
۱
مهناز
-
۰۱:۳۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۱
ممنونم خیلی خوب بود دعام كنید منم خوب بشم
۲
۱
حجت
-
۱۷:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۱
من هم هركاری میكنم بعد پشیمان میشوم قدرت تصمیم گیری ندارم حالا فهمیدم یه بیماریه سعی میكنم بهش فكر نكنم بهتر شدم
۱
۰
مهدی
-
۰۱:۲۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۲
من 2 سال وسواس نظم داشتم، البته نظم در حد طبیعی خوبه! اما افراط نظم یعنی عذاب وسواس
روان شناس-مشاوره-دارودرمانی-... همه كشك! پول هدر دادنه!
اول تغییربینش بعد بی توجهی به افكار منفی ... یه خورده اراده، بسم الله، یك شبه تمومه!
۲
۱
میم
-
۲۰:۴۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۴
وسواس فكری باعث خیلی چیزا میشه ... قمار بازی كردم !!!!
یه بار الكی شرط اینترنتی بستم 8 میلیون باختم(باور كنید واسع پولش نبود)
بعد چند سال همش تو فكرم بود كه چرا من باختم . باید جبران بشه. حداقل تو این یكی جا ببرم و كلی فكر ... یا اگه باختم واسع این بوده .. این باعث شد هم عذاب بكشم هم اینكه دوباره جند روز پیش ببازم . بازم می گم پولش اونقدر مهم نیس كه مردم فكر كنن من قمار بازم .... دكتر رفتم چن سالی . می گه وس وا س فكری داری ... بهم زولپیدم و اسنترا و دپاكین داده ... سر این داستان جدید ولران هم اگه اشتباه نگم اضافه كرده ... همش مادرمو سرزنش می كنم كه تو من و قرصی كردی و گفتی برو دكتررررر ... !!1 الانم كلی ناراحتم كه چرا به مادرم اینجوری گفتم ... خب خود همین وس وا س فكریه دیگه !!! من برعكس خیلیا قبول نداشتم و حتی ندارم مریضم !! و این بده . دارم تحقیق می كنم كه مطمئن شم . این قضیه شرط مطمئنترم كرد !
۰
۱
مریم
-
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۷
سلام من الان نزدیك شیش ساله ك وسواس دارم یعنی اینقد یه كارو انجام میدم تا یه بار بدون فك كردن انجام بشه.این فكرا موقع نماز خوندن بیشتر ب سراغم میاد واقعا خستم كردنو نگرانم میكنن تورو خدا یه راه حل حتمی بهم بگید.
۳
۰
ناشناس
-
۰۹:۴۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۶
من حدود 22 سال است كه وسواس فكری دارم. و این وسواس هم بر اثر سر و صدای شكمم برام به وجود اومد. همش فكر می كردم نكنه شكمم صدا بده و خجالت بكشم. از بس روی این فكر كرده بودم كه بعضی وقت شكمم قار و قور می كرد و وسواس فكریم بدتر می شد. در این مدت به روانپزشك های زیادی مراجعه كردم و با مصرف دارو بهتر شدم ولی این وسواس هنوز از بین نرفته است. هیچ وقت دارویتان را خودسرانه ترك نكنید و اگر در حین مصرف دارو زیر نظر یك روانشناس ماهر بروید بسیار تاثیر گذار است. چون خودم به یك روانشناس مراجعه كردم و چون آگاهی نداشت به من گفت داروها رو كنار بذار. و من هم به او اعتماد كردم و وضعیتم بدتر شد. و هیچ وقت او را نمی بخشم.
۱
۰
درمان وسواس فكری
-
۱۳:۳۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۶
باسلام .خط اول درمان وسواس عدم گفتگو با این افكاراست به صورتیكه این افكاررانادیده بگیرید وبدانیدكه اینها به علت بیماری هستند واگر بیماری درمان شد این افكار خنده دار خواهدبود.شما باتجزیه وتحلیل وگفتگو ذهنی با این افكار وضع را بدتر میكنید پس اولین قدم درمان گفتگو نكردن با موضوعات وافكار وسواس ونادیده گرفتن آنهاست وحتی میتوانید به اون بگید تو وسواس پست وحقیری هستی ومن باتوگفتگونمیكنم!
قدم دوم هم پركردن اوقات فراغت ومشغول شدن به كاریا ورزشی كه به اون علاقه دارید هست كه تمركز شمارو به افزایش میده
۶
۱
حمید
-
۲۰:۳۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۷
25 سالمه از 20 سالگی شروع شده روانیمم كرده دكترم رفتم گفته خوب نمیشی افسردگی شدیدم گرفتم زندگی ام واسم تیره و تاره تمام شدم رفت
۱
۰
حسام ۳۲ساله
-
۰۰:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۸
بیست ساله بااین بیماری .دست وپنجه نرم میكنم نتونستم خلاص بشم پدرم نیزهمین بیماری رادارد هنوز به كسی نگفتم كمكم كنید ازدواجم داره به تاخیر میفته
۲
۱
همراز
-
۰۱:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۱
باعرض سلام وادب
شوهرم خیلی وسواس فكری داره،همش فكرمیكنه مریضه،میره دكتروچیزیش نیس امابازم فایده نداره،گوشه گیرشده،حرف نمیزنه،همیشه بی حوصله هست،هرچی باهاش حرف میزنم میگه حوصلتوندارم،خسته شدم ازاین وضع بخدا،من عاشقشم اون تموم زندگی منه،میخوام كمكش كنم،بهم بگین چكاركنم؟راهكارهایی یادم بدین،شوهرم خیلی ساكته؟
۰
۱
mmmm
-
۱۹:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۹
شما با این تیتر مطلبتون حال افرادی كه اینجورین رو بدتر میكنین بهتره یكم شعور وعقل داشته باشین
۵
۰
مرضی
-
۱۸:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۳۱
در طب سنتی گفته میشه كه وسواس به خاطر غلبه سوداست و اگه مزاج فرد به تعادل برسه وسواسش هم خوب میشه.
دوستانی كه گفتن وسواسین یه كم دقت كنن ببینن احتملا مثل من مرتب از غذاهای سرد استفاده نمیكنن؟
بهتره به پزشك طب سنتی هم سری بزنید.
۱
۰
hhh
-
۰۱:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۵
موهام سفید شد چشامو داغون كرده تمركزم صفر شده خنگ شدم سردرد های طولانی روزگارمو تاریك كرده
۲
۰
بهاره
-
۱۶:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
من ۲۴سالمه ومتاهلم سه ساله از وسواس شدید فكری رنج میبرم دیگه داره دیوونم میكنه سه ساله فلوكسامینو هالوپریدول وسرترالین وانواع قرصهارو مصرف كردم اما فایده ایی نداشته همش به مرگ فكر میكنم توروخداكمكم كنید
۱
۰
ریحان
-
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۳
وسواس فكری مثل اسید میمونه كه مغز رو میخوره برای همین باید خیلی زود تشخیص داده بشه
من 17 سالمه و خودم پی بردم كه وسواس فكری دارم
خاطرات زیادی دارم كه خیلیاش خوب نبوده و بعضیاشم عذاب آور بوده كه یهو میاد تو ذهنم و واقعا عذابم میده طوری كه ناخداگاه چشمامو محكم میبندمو دستمو میزنم به سرم
یا خیلی وقتا تو اینستاگرام پست میذارم هی پستامو پاك میكنم و دوباره میذارمشون پیجمو و میبندم و یكی دیگه باز میكنم
كسایی كه دچار وسواس فكرین نمیتونن تصمیم بگیرن چون هی منصرف میشن و یهم دوباره تصمیم به انجامش میدن
كلا بیماری ترسناكی نیست فقط باید اونقدر قوی بود كه بتونی كنترلش كنی تنها راهش همینه
دنیل ردكلیف هم همون بازیگر هری پاتر وقتی پنج سالش بود وسواس فكری داشت
۴
۱
ساناز
-
۰۸:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۳
با سلام وسپاس از مطالب مفیدتون.
به عنوان بیماری كه وسواس فكری دارد باید بگویم كه من از بهترین بودن در حوزه ی كاری نزول كرده ام. خواب نامنظم دارم گاهی 2روز كامل میخوابم و كارم را رها كرده ام.دكترم میگوید هر كاری را شروع كنی همین احساس را خواهی داشت و به دلیل مفیدنبودنم در نهایت به خود كشی میرسم...هرچند اساسا با خودكشی مخالفم.در واقع این راه فرار از شكست بعدی است
۰
۰
علی
-
۰۲:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۵
سلام من پسری 16 ساله هستم و وسواس عجیبی دارم، من نسبت به اسیب دیدن برخی وسایلم وسواس زیادی دارم و اگر آن ها اسیب كوچكی ببینند فكرشان از ذهنم بیرون نمیرود و من را اذیت میكند لطفا یك راه خوب به من پیشنهاد دهید.
ممنون
۰
۰
فرشید
-
۱۵:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۵
سلام من هم حدود دو سالی می شه كه این مشكل رو دارم باور كنید تو این دوسال خیلی عذاب كشیدم و خیلی ذهنم خستست و حال و حوصله هیچ كاری رو ندارم، نمی تونستم از زندگی لذت ببرم و آرامش نداشتم(دلیل اصلی داشتن این بیماریم سخت گرفتن و نكته سنجی بیش از حدم بود)نكته ای كه به من كمك می كنه تا خوب شم اینه كه وقتی چیزی به ذهنم میاد اون اولش خیلی سخته كه تصمیم بگیرم فكر نكنم و اهمیت ندم بهش ولی فقط كافیه چند ثانیه تحمل كنم و بهش توجه نكنم این طوری خیلی راحت می تونم بهش فكر نكنم ولی خب خیلی سخته كه بخوام چندثانیه بهش توجه نكنم ولی وقتی این كار رو می كنم خیلی حالم خوب می شه و می تونم بهش فكر نكنم خواهش می كنم امتحان كنید.... نكته دیگه اینكه وقتی حالتون خوب می شه یا تا حدی خوب نباید بذارید كه دوباره در دام افكار بیفتید چون این دام مثل باتلاق می مونه با افتادن در اون بیرون اومدن خیلی سخته و با فكر كردن بیشتر در اون فرو میریم. اینها تجربیات من در رابطه با این بیماری بود امیدوارم كمكتون كنه ایشالله هیچ كس به این بیماری مبتلا نشود، زندگی رو به جهنم تبدیل می كند. موفق باشید
۳
۰
شادی
-
۲۳:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۶
من 16سال هست دچاروسواس فكری وعملی شدم.همه كارهامو به فردا میاندازم آخرش هم انجامش نمیدم یعنی نمیتوانم انجام دهم.فكركنم زمینه ارثی دارد.سینوزیت مزمن هم دارم. لطفآ مرا راهنمایی كنید.
۳
۲
ر
-
۱۸:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۳۰
دیگه به جایی رسیدم كه نمی تونم
۱
۱
ابراهیم
-
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۳۱
وقتی یه وسیله ای یا چیزی میخرم بعد اینجوری میشم
۱
۰
سجاد
-
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۳
تنها راه درمان روش مواجهه و پیشگیری از پاسخ می باشد كتاب رهایی از وسواس را تهیه كنید و مطالعه كنید كتاب خیلی مفیدیه
۱
۰
محمد
-
۰۶:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۳
داداش منم وسواس فكری دارم كاملا حرف درستی زدی تنها راه مقابله با این وسواس لعنتی بی توجهی به آن و عدم پاسخ دهی به این فكرهای مزاحم
اهورا زمانی
-
۰۲:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۴
سلام
لطفا اسم من یادتون باشه! چون مطالبم اونقدر تكان دهنده است كه تا به حال از زبون هیچ وسواسی نشنیدید.ونمیتونم همه رو تو یك پست ارسال كنم و میخام اگه بتونم تو پست های بعدی هم مطلب بفرستم.
راجع به وسواس خیلی شنیدم و خیلی خوندم اما مشابه درد وسواسمو در هیچ جا نه شنیدم و نه خوندم. من با ناباوری 43 سالمه! و ژنتیك و ارثی از بدو تولدم گرفتار این اژدهای هزار سر بودم و هستم. هوش و استعداد فراونی دارم. من یازده سال پیش دكترامو در یكی از رشته های علوم انسانی از دانشگاه تهران گرفتم و همینطور نه سال پیش هم در یكی دیگه از رشته های علوم انسانی در مقطع كارشناسی فارغ التحصیل شدم. و همه اینا رو با حداقل خوندن و حداقل امكانات و در اوج آشوب های وسواسی به انجام رسوندم.
دست هارو مكرر شستن،در رو باز و بسته كردن، نظافت طاقت فرسا و خیلی چیزای دیگه مثل این ...... وسواس عملی هستن و من این وسواسارو اصلا ندارم . وسواس من فقط فكریه اونم از یه نوع شدید و عذاب آور!!!
1-اول دبیرستان كه بودم یه همكلاسی سابق یه فحش بد بهم داد و درگیر شدیم نشون به اون نشون كه الان 29 سال از اونوقت میگذره و من هنوز كه هنوزه تو ذهنم اون اتفاق رو مرور میكنم و بعضی وقتها به سرم میزنه كه برم پیداش كنم و حسابشو كف دستش بزارم در حالی كه بعد از اون درگیری دیگه اونو ندیدم!!!!!! حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
2- دوران دبستان راهنمایی دبیرستان الان برام حكم یك كابوسو دارند چون سراسر زجر ذهنی بود سراسر دلهره بود سراسر پریشونی و اضطراب و توسری خوری بود قسم میخورم كه دیگه حاضر نیستم به اون دوران برگردم. بخاطر وسواس لعنتی، در محیط مدرسه و محله گوشه گیر و تنها بودم توسری خور بودم از اونجا كه آدم مغروری بودم ولی نمیتونستم خودمو ابراز كنم درد بیشتری میكشیدم نمیتونستم درس بخونم تمركزم صفر بود نمره هام افتضاح بود حتی یك دوست هم نداشتم و جالب اینجاست كه تا سالیان سال همه این مصایب رو از عواقب كمرویی میدونستم ولی حقیقت، بسیار تلختر از این بود و این حقیقت تلخ چیزی نبود جز وسواس فكری
3..... تا بعد؛ اگه تمركزی بود !
۳
۰
ندا
-
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۶
سلام,
شما چه راهكاری بلدید به ما بدهید؛ خواهرم از این افكار ناتوان شده؛ شما ما رو درك می كنید تو رو خدا هر راه كاری به ذهنتون میاد برا ما بگید؛ چه فعالیت هایی باید در طول روز انجام بدهد. این غم سنگین روی دل ماست؛ دارو فقط خواب و گیج و منگش میكنه؛ هر توسل و دعایی هم بلد بودم كردم؛ یكی به ما یاد بده چگونه به خواهرمان كمك كنیم.
شینا
-
۲۲:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۱
من از همه بد تر هست حالم ودارم روانی می شم
فرشته
-
۰۴:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۴
سلام من از وسواس فكری در رابطه با اینكه فكر می كنم به دیگران بدهكارم رنج می برم واز كودكی این مشكل را داشته ام ولی الان كه 9 ماهه شغلی ندارم بیشتر درگیر آن شده ام. البته در بعضی موارد كه خطایی ناخواسته اتفاق افتاده مزید بر علت شده است. الان درحال حاضربرای خرید منزل هم استرس دارم كه مبادا من بدهكار فروشنده شوم و او حواسش نباشد و پول كمتری بگیرد ،خلاصه كه الان در وضعیت روحی بدی به سر می برم خواهش می كنم اگر راهكاری دارید بفرمایید ممنون می شم و براتون آرزوی سلامتی دارم.
۲
۰
در پاسخ به فرشته
-
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۹
با سلام دوست گرامی به هر اندازه میتونی خودت رو سرگرم كن درگیر كارهای مختلف سعی كن یه جوری یه كاری هرچند ساده پیدا كنی حالا هدف درگیری و مشغولیت ذهنیه. موفق باشی
اهورا زمانی
-
۱۷:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۷
مدیر محترم سایت! مطلب شماره 3 من كجاش حاوی مطالب كذب و ...... بود كه سانسورش كردید. شما كه اهل درد نیستی و از درد و درمان مردم خبر نداری پس چرا اینطور مقالات رو پست میكنی و تازه از خواننده میخای ارسال نظر!! هم بكنه. شما كه جنبه شو ندارید نكنید اینكارارو! خوبیت نداره!!!!!!
۲
۰
زهرا
-
۱۴:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۸
سلام من دچار وسواس فكریم رفتم دكتر زیاد موثر نبودش تو رو خدابه من راهی بگید كه از این بیماری نجات پیدا كنم من وقتایی كه حالم خوب هست خیلی ادم سر حال باانرژی و منطقیم ولی وقتی حالم بد میشه از همه بیزاز میشم از اونایی كه واقعا دوستشون دارم بدم میادش حتی خودم ،وقتی به اینه نگا میكنم اصلا خودم رو نمیشناسم. تو رو خدا كمكم كنید زندگیم داره میپاشه میترسم نامزدمم از دست بدهم اینجوری چون وقتی حالم بده از اونم بیزار میشم تا خوب میشم گریه میكنم چرا وقتی اینقد دوستش دارم بعضی وقتا اینجور میشه من همش 19 سالم هست
۱
۰
محمد
-
۰۸:۳۴ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۹
لا حول و لا قوه الا بالله
مریم
-
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۳
سلام دقیقا من كپ شمام چقدر پیش شوهرم گریه كردم سرم داره منفجر میشه پنج سال دارو میخورم اما موثر نیس خستم دلم ی خواب همیشگی میخاد
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
سلام 40روز نماز اول وقت بخون هرسه نوبت اول وقت بخون اگه یه نوبت اول وقت نبود حتما بخون قضا نشه ولی 40روزو از اول شروع كن زیارت عاشورا هم فراموش نشه خیلی بهتره
به امید خدا و توسل به اهل بیت درمان میشی انشاءالله
پریسا
-
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۰
سلام به همه. چیزایی كه میخوام بگم باعث میشه متنم طولانی شه.امیدوارم هر چه زودتر به امید خدا وسواستون ریشه كن شه.همیشه به نظافت توجه داشتم بعضی اوقاتم حساسیت بیش از اندازه نشون میدادم رویه یه چیزی كه همین حساسیتا باعث شد وسواس بگیرم 20 سالمه باید سروحال و خوشحال باشم ولی شدم شبیه مرده ها.همه اش میترسم مریض شم یه بلایی سرم بیاد.از دكتر رفتن وحشت دارم از خرید رفتن از خوردن خوراكی نشستن تو تاكسی...غریبه ها.ولی خداروشكر سعی و تلاشام داره جواب میده.وقتی 8 سالم بود به این بیماری دچار شدم كه بعد از 6 ماه خوب شدم همه چیز خوب بود تا اینكه از اواخر تیر دوباره دچارش شدم.روانپزشك ؛روانشناس خوبه ولی به شرطی كه واقعاً خودتون بخواین درمان بشین هیج فردی بهتر از خودتون شما رو نمیشناسه.اگه اوضاع زندگیتون خیلی بهم ریخته كه باعث میشه فشارتون مدام بالا پایین شه دمای بدنتون كم و زیاد میشه سر گیجه سر درد دارین برین پیش روانپزشك كه بهتون دارو بده ولی اگه این مشكلاتو ندارین حتماً بین خانواده دوست آشنا یه فرد هست كه درك بالایی داشته باشه .در این مورد باهاش حرف بزنین.وقتی حس میكنین یه چیزی كثیفه مثله قبل نیس باید یه كاری بكنین تا مثله اول بشه تو خودتون نریزین به یه نفر بگین هر چی كه فكر میكنین هر چیزی كه باشه حتی اگه فكر میكنین با فهمیدن افكارتون طرف فكر كنه دیوونه شدین فدای سرتون همه چیزو بگین به یه فرد مطمئن هر چه قدر سكوت كنین بدتره.وقتی برای مثال حس میكنین الان كثیف شدین باید برین حموم شرایطو به خواهر مادر پدر برادرتون یا یه دوست بگین ازشون بپرسین فكرم درسته باید برم حموم ؟صد در صد میگن نه حتی خودتونم میدونین نیازی نیس ولی از درون یه چیزی وادارتون میكنه.جلوشو بگیرین حتی سمت حموم نرین چند دقیقه اول حس میكنین قلبتون داره از جاش كنده میشه بعد امكان داره داد بزنین بلند گریه كنین ولی بعد نیم ساعت میزون میشین كامل.اگه به خاطر افكاره وسواس گونه بخواین رفتاره وسواسی انجام بدین میشه یه عادت جلویه این افكارو عملا وایسین.بی توجه بودن مشكلتونو حل میكنه.وقتی یكم حالتون بهتر شد دوباره افكار میاد سراغتون بلند بگین من تمیزم اصلاً كثیفم باشم كه چی به تو چه...یه دفتر بردارین افكارتونو بنویسین بعد بخونین میبینین كه خیلی خنده دارو بچه گانه اس یه مثال از رفتار خودم دیروز كه داشتم تو پیاده رو را میرفتم نكنه گوشه شالم خورده باشه به سطل زباله...این افكار من واقعاً خنده داره.شاید امكان داره شك دارم ظن دارم اینارو بریزین دور باید قطع داشت به حدی كه بتونی دستتو بذاری رو قرآن بگی این چیزی كه من میگم درسته ولی این طوری نیست اونایی كه وسواس دارن تمام افكارشون با اما اگرو شایدو امكان داره او از این قبیل كلماته نه اطمینان كامل.زندگیتونو با این كلمات نابود نكنین بیخیالی طی كنین.فكر میكنین در كثیفه مبل كنترل موبایل نترسین بهش دست بزنین دستتونو نشورین.فرار نكنین از چیزی كه میترسین چون بهتر نمیشین بدتر میشین چون از دكتر رفتن میترسین قرار نیست تا آخر عمر دكتر نرین برین دكتر بعدش كه اومدید خونه فكر میكنین كثیف هستین نرین حموم جلوی خودتونو بگیرین.مرحله اول دكتر رفتن میشه مواجهه با چیزی كه ازش وحشت دارین باید باهاش روبه رو شین نه اینكه فرار كنین مرحله دوم خونه اومدن كه فكر میكنین باید برین حموم حالا اینجاس كه باید با این خواسته بجنگین .هر دو مرحله مهمه یادتون نره اول مواجهه با ترستون بعد جنگیدن با افكارو عملتون.اینم بگم بعضی از ترسا خوبه وسواس نیس مثلاً از مار وحشت دارین قرار نیس برین باهاش مواجه شین.وسواس چیزیه كه عقلانی نیست درست نیست.امیدوارم مشكلتون حل شه.
۲
۰
محمد
-
۰۱:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
پریسا عالی بود مرسی از راهنمایت
محمد
-
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۹
خدا بزرگه عزیزان.به روانپزشك نرید میدونید چرا؟چون یك مشت داروی خواب اور خطرناك میدن كه عوارضشون بشدت خطرناكه.هر وقت دچار وسواس شدید فقط ذكر لا حول و لا قوه الا بالله را به زبان بیاورید.خودتونو بسپارید به خدا .مطمئنباشید اگه بخواد اتفاقی بیفته با وسواسی من یا شما جلوش گرفته نمیشه.ضمنا در احادیث و روایات داریم انچه در زمین و اسمان و فرش هست همگی پاك هستن و یا اگه به شستن وسواس دارن بعضی از خانومهای محترم روایت داریم در مورد لباس یكبار اب كشیدن نجاست رو از بین میبره و صد ها چیزه دیگه.من خودم شدید وسواسم اما دارم به همون میزان شدتش به همون شدتم باهاش میجنگم.دوستان عزیزم وسواس زندگی خراب كنه باور كنید همش توهمه .زندگی خراب كنه.بابا نترسید به فرض بگیم اصلا اگه وسواس نباشیم ایدز میگیریم.خوب به درك بگیریم اخرش اینه دیگه!!پس به دنیای شیرین اطرافتون بنگرید و نترسید خدا مهربونتر از تمام چیزهایی كه شنیدید هستش
۴
۳
بهنام
-
۲۰:۲۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۴
با سلام.بنده از یك سال قبل كنكور وسواس فكری عجیبی پیدا كردم.گمان میكردم كه تمام دوستان اهل محل میخان كاری كنند كه من به دانشگاه مورد علاقه ام راه پیدا نكنم.برای همین سعی میكردم حرف نزنم.اگر یه جمله ام میگفتم یا خنده ای میكردم گمان میكردم كه برداشت اون فرد از من سیاههو اون طرف از من ناراضیه و بعدا توگزینش دانشگاهی یا تحقیقات كارمو میسازه.الآن كه این موضوع گذشت و كنكور رو دادیم به خاطر كارهای بی اهمیتی كه 10 سال پیش انجام دادم میترسم آبروم كلا بره.و تصویر مربوط به آن شخص میاد تو مغزم وموجب دلهره و سلب نشاط و آرامش میشه.لطفا تو پست هایتان كمكم كنید
۰
۰
زهره
-
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۵
سلام دوستای خوبم منم ادم حساس و به اصطلاح خودخوری هستم و درباره یك موضوع یا اتفاق بیش از حد فكر و خیال میكنم دایم با خودم می جنگم و روح و روانم خسته و ازرده ست. از اینهمه فكرای منفی؛ همیشه تردید و اضطراب دارم و بااینكه ظاهرمو حفظ میكنم ولی خیلی غصه میخورم و عذاب میكشم و دردی كه به دردام اضافه شده اینه كه میترسم بچه هام این مشكلو پیدا كنن و روشون تاثیر بذاره.تنها كاری كه میشه كرد خود درمانی و خودگویی مثبته چون ما وسواسی ها با خودمون مهربون نیستیم بیاید دنیارو انقدر جدی نگیریم و خودمونو شكنجه ندیم و بدونیم بااین افكار و اعمال افراطی چقد انرژی و لذتهای زندگیمونو از دست میدیم بیاین تمرین كنیم بی خیال باشیم و خونسردتر و به موضوعات به اندازه خودشون اهمیت بدیم نه بیشتر! فكر میكنم هیچكس نمیتونه باندازه خود ادم دلسوز و خیرخواهش باشه پس چاره و درمانش تو وجود خودمونه
۰
۰
بی نام
-
۰۰:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۵
گاهی خطورات بد و زننده به ذهنم میاد ولی میگم لعنت بر شیطون...وحواسمو پرت میكنم...و فكر میكنم برای خیلیا ممكنه پیش بیاد...نمیدونم وسواسه یانه؟حتی گاهی كفره...این قسمتش آزار دهنده است...اما راجع به مسائل دیگه یه چیزی رو خوب فهمیدم...اینكه ته این افكار ازخودم سوال بپرسم خوب كه چی؟؟؟...اصلا بشه چی میشه؟؟؟ مثلا ترس از دست دادن یه شخص...میگم خب ازدستش بدم...تهش چی؟؟؟ یه مدت حالم بده بعد عادت میكنم...و زندگی ادامه داره...
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
سلام 40روز نماز اول وقت بخون هرسه نوبت اول وقت بخون اگه یه نوبت اول وقت نبود حتما بخون قضا نشه ولی 40روزو از اول شروع كن زیارت عاشورا هم فراموش نشه خیلی بهتره
به امید خدا و توسل به اهل بیت درمان میشی انشاءالله
بدبخت
-
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۷
خواهش میكنم به سوال من جواب بدین
من دارم دیونه میشم ،من بیماری وسواس فكری دارم والان چند وقته كه در زمینه های جنسی و حاملگی دچار وسواس شدم.
چند وقت بیش دوستم تعریف میكرد كه تو شهرشون یه دختری بدون رابطه جنسی دچار حاملگی شده یعنی میگفت اسبرم كه دفع میشه توی دستشویی وقتی بعدش یه دختر بره دستشویی احتمال اینكه رحم زن اسبرم رو جذب كنه و حامله بشه وجود داره
از وقتی اینو شنیدم من به مرز دیوونگی رسیدم .وقتی میرم دستشویی اولش كلی اب میریزم اما بازم به زور میشینم حس میكنم اسبرم اونجا هست یا وقتی شیرابو باز میكنم چون دست زدم به شیر اب دیگه دلم نمیاد به خودم دست بزنم خودمو بشورم حس میكنم اینطوری حامله میشم یا حس میكنم دستگیره در دستشویی كثیفه نفر قبلی بهش دست زده منم بهش دست بزنم بعد خودمو بخوام بشورم حامله میشم
جدیدا دیگه وحشتناك شدم
تو روشویی صورتمو شستم یه خورده اب رفت رو لباسم ،اب تمییز...گفتم حامله شدم
یا كیفم رو روی كفشای داداشم گذاشتم داشتم كفشمو میبوشیدم بعدش كلی فكر عجیب غریب كخ من حامله شدم
تو رو خدا به من كمك كنید
ایا حرف دوستم درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه درسته یاید چیكار كرد كه این اتفاق نیفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهشا منو راهنمایی كنین
تو رو خدا من منتظر جوابتونم
۱
۱
شهرزاد
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۵۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۸
امكان نداره عزیزم. حاملگی به این راحتی نیست من بهت قول شرف میدم
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
سلام ...ببین چون ادمای وسواسی دوست دارن كه حتما قانع بشن و اینك به روش منطقی هم جواب نمیده دلیل بر ادامه ی بیماری و حل نشدنه...ببین من متاهلم و راجع به مسایل حاملگی اطلاعات دارم ..بدن زن موقعی كه اسپرم وارد بدنش بشه حداكثر نیم ساعت یا یكم بیشتر توانایی بارداری اونم نه كاملا قطعی رو داره و اینكه اسپرم در مدتی كه بیرون از بدن قرار بگیره زود از بین میره مثلا ظرف یه تایم خاصی كه بیشتر از یكی دو روز نیست اونم اگه بتونه زنده بمونه كه احتمالش كمه..پس شما ا ترس زیاد والكی به خودت سخت میگیری چون در جامعه ما حاملگی و این گونه مسایل زشت و زننده ست برای یك فرد مجرد این موضوع باعث وسواس شدید تو شما شده و باید بیخیال بشی كه به خودت بقبولانی ك امكان نداره به این راحتی این اتفاق بیفته
سیامك
-
۰۲:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
آخ آخ.اصلش اینه كه این موضوعات به من ربطی نداره ولی شما دارید شبیه خواهر بنده میشید یعنی دارید كپی برابر اصلش میشی.دو راه وجود داره.اول اینكه خودت رو تو منجلاب كثیفی هایی كه به آن وسواس داری فرو بری و بعد از مدتی فراموش میكنی.دومین راه مسافرت به نقطه ایه كه یه شب اونجا بمونی/كه من شمال رو پیشنهاد میكنم.خلاصه خواهرم با انجام هردو راه كاملا بی وسواس شد.ولی خانواده نمیدونه كدومش (اولین راه یا دومین راه)موجب حل این مشكل شد.و از عوامل آرامش بخش خالی كردن این افكار در برابر فردی قابل اعتماد است.این مطلب برای خانم بدبخ...
۲
۲
مهسا
-
۰۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۹
سلام دوستان, من از زمان كنكور مبتلا شدم مدام فكر میكردم همسایه ها و حتی مادربزرگم چشم دیدن موفقیت منو نداره و همه میخوان جلوی پزشك شدنم رو كه آرزوم بود بگیرن . همین موضوع باعث شد خوب درس نخونم به جای پزشك لیسانس شیمی شدم,در طول تحصیل مدام فكر مرگ پدر یا مادرم و بطور افراطی مرگ مادرم آزارم میداد,وقتی نامزد كردم مدام فكر میكردم حسادت و چشم زخم منو نامزدم رو جدا میكنه بعد از عقد هم همین بود و من عاشق همسرم هستم و مسایلی كه خانوادش داشتن باعث شد حالم بدتر بشه الان روزی هزاربار فكر میكنم همسرم دور از جونش .... و من تنها میشم و بدتر از همه یه حسی مدام توی سرم میگه هر فكری در سر میاد اتفاق میفته حتی اینجا دارم تایپ میكنم حس میكنم به محقق شدن افكار بدم دامن میزنه خیلی افسرده ام اصلا شبیه یه تازه عروس نیستم مخصوصا با فوت مادرشوهرم و انگ بدقدمی به من زدن با اینكه شوهرم پشتمه ولی حالم وخیم تر و وخیم تر شد میخوام برم دكتر آخرین امیدم بعد از خداست...
۱
۰
..
-
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
واااای منم چند وقته مدام فكر مرگ عزیزام همرامه و آزارم میده.چه دنیایی اه
مریم
-
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۶
سلام دوستان من همه وسواسیای شما روخوندم.وسواسی من شبیه هیچ كدوم ازشماها نیس من از وقتی كه بالغ شدم از۱۴سالگی تا الان كه۱۸سالمه مشكل پیداكردم.من آدم مرتبیم اما بیش از حد مرتب.همش میگم باید رسمی و مرتب راه برم بشینم غذا بخورم حرف بزنم...همش حس میكنم این زندگی مثل فیلمه و ازم فیلمبرداری میشه پس من باید مثل بازیگرا مرتب باشم حتی تو درس خوندن هم مشكل دارم.همش برنامه ریزی میكنم۵دقیقه دیرترشروع كنم برناممو پاره میكنم و میگم از شنبه ۱مهر،ازشنبه۱۰آبان و....شروع میكنم به خوندن.همین باعث شد كنكور قبول نشم چون فقط فصل اول گتابامو خوندم...كمكم كنین دارم غرق میشم...
۰
۰
مهدی
-
۰۵:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
سلام دوست عزیز منم عین شمام و شاید در بالاترین درجه،
مشكل و مریضی من ای كاش كه فقط مربوط به خودم بود
كل خانواده و فامیل اینجورن،ودر كنارش همه دوستام هم مسخره میكنند ولی خدا یه قدرت یا یه نعمت بهم داده كه خودم خودمو معالجه میكنم،،
یعنی این مریضی رو بلدم مچش رو بخوابونم یه جورایی،
بدون اینكه قرص یا دارویی بخورم
متاسفانه با خانواده ام قهرم و كل فامیل هامون، وگرنه میدونستم چطور درمانشون كنم
سمت قرص نرو به هیچ وجه، فقط با مشاوره و سرگرم كردن و توكل برخدا،و مثبت اندیشی و ،،،،
موفق میشی،،،
میلاد
-
۲۱:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۹
اینو كه همه دارن ..اما زیاد به فیلم هندی هم نگاه نكن.ضمنا درس خوندن تو این زمونه هم فایده ای نداره
مریم
-
۱۲:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
فقط خودتی كه میتونی به خودت كمك كنی
لیلا
-
۱۱:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۷
سلام . من دچار وسواس فكری هستم . الان كه متن بالا رو خوندم متوجه شدم كه چه قدر این بیماری جلوی پیشرفت منو توی زندگی گرفته . من عاشق شعر نوشتن بودم ... اما انقدر به شعر و فضاها فكر كردم كه الان حتی یك شعر هم كه می خونم سر درد میگیرم چه برسه به نوشتن شعر ... از كنار پیاده رو كه سطل آشغال داره رد میشم فكر می كنم از زیرش الان یه موش میپره بیرون و میخوره به من ... كلا همیشه یه سر درد خفیفی دارم و خیلی اذیت میشم و می خوام درس بخونم نمی تونم . همش فكرم یه جا دیگه میره . تازه نامزد هم كردم. مدام فكر می كنم شوهرم معتاده یا یه مریضی بد داره . بیچاره رو همش متهم میكنم به كارهایی كه نكرده .. بعدش خلافش كه بهم ثابت میشه ازش عذرخواهی می كنم . اما چه فایده دلش كه میشكنه عذرخواهی من فایده نداره . مثلا با مادرش برام طلا عیدی آورد ، فكر می كنم كه طلا نیست و بدله و الكی اینو آوردن . كلا اوضاع روحیم خیلی بهم ریختس . به نظرتون من چیكار كنم كه این سر درد خفیف برطرف بشه و به پیشرفت و زندگیم برسم ؟
۰
۰
سیما
-
۱۳:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
سلام یه سوال داشتم اینكه من بعد از شناخت یك بیماری فكر میكنم نشانه های اون بیماری. رو دارم وخیلی حساس میشم و میترسم كه مبادا مبتلا به بیماری شوم
۰
۰
مهتاب
-
۲۳:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۱
سیما جان عزیزم منم دقیقا همین احساس رو دارم خییییلی بده امید وارم كه مشكل دوتامون رفع بشه و البته همه دوستان عزیزم
سارا
-
۰۳:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۲
سلام منم دقیقا همین مشكلو دارم و به همه چیز بد گمانم فكر میكنم همه جا آلوده س. مثلا چند دوز پیش به دكتر زنان رفتم و متاسفانه بطور مستقیم ندیدم دستكشی كه دكتر دستش كرد نو بود یا نه در صورتی كه یكبار مصرف بود!ازون روز دارم دیونه میشم كه نكنه دستكش استفاده شده آلوده بوده! تا جایی كه زنگ زدم مطب و منشی از یكبار مصرف بودن همه چی خبر داد.ولی باز فكرای بد ولم نمیكنه. ایشاله امام حسین ع به هممون كمك كنه
زهرا
-
۱۵:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
سلام دوستان منم دو سه ماهیه دچار وسواس فكری شدم كه البته الان خیلی بهترم ولی هنوز خوب خوب نیستم بدبختی من اینه كه وسواس من در باره رابطم با خداست هر كاری میكنم فكر می كنم باید بشینم فكر كنم خدا چه برداشتی داره خنده داره ولی همش خدارو تصور میكنم بنابراین در مقابل همون خدا عكس العمل انجام میدم انگار من میتونم فكر خدارو بخونم .. چون اینطوریه دعا هم نمیتونم بكنم چون مثلا تو ذهنم تصور میكنم كه نمیشنوه یا تصور میكنم از این خیالات من ناراحت میشه پس عذاب وجدان میگیرم اصلا یه وضعی... به خودم گره خوردم احساس میكنم پایان نامم هم مونده روزی چندخط بیشتر پیش نمیره همه وقتمو فكر كردن گرفته. خسته شدم گفتم بنویسم شاید بهتر شم.
۰
۰
Nazi
-
۰۰:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۷
سلام منم دقیقا حال شمارو دارم همش فكر جای خدا فكر میكردم دوستان من به همه یه پیشنهاد دارم كه اگه انجامش بدید امكان نداره به بزرگترین و محال ترین آرزوتون نرسید اونم گرفتن چله ی زیارت عاشورا به روش آیت الله حق شناس توی اینترنت راجع بهش نوشته برید با خلوص نیت و توكل بخدا انجامش بدید مطمئن باشید كه حاجت رواتون میكنه من تازه شروع كردم ولی مطمئنم حاجتمو به زودی خدا بهم میده توی اینستا به فارسی توی قسمت جستجو بزنید زیارت عاشورا حلال مشكلات عالم اونجا هركی حاجت گرفته اومده گفته خیلی تاثیر گذاره اگه رو شمام تاثیر گذاشت واسه ی منه حقیر هم دعا كنید التماس دعا
بی نام
-
۱۵:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
سلام من چندماهی شدید درگیر وسواس فكری بودم تا جایی كه حالت تهوع میگرفتم و با خودم میگفتم مرگ اوج خوشبختیه ولی كارایی كه میگمو انجام دادم الان خیلی بهترم به اینام خودم رسیدم دكتر نرفتم میگم شاید به دردتون بخوره
اول از همه دعا كنید جدی بشینید سر یه دعایی كه فكر میكنید حاجتتونو میگیرید دعا كنید كه خوب شید علاوه بر اینكه خدا كمكتون میكنه هرچی بیشتر دعا كنید ضمیر ناخوداگاهتون بیشتر باور میكنه كه افكارتون پوچه
دومین راه اینه كه خودتونو به زور ازش بكشید بیرون اینكار اینقدر سخته كه ادم دلش میخواد گریه كنه ولی به زور این كارو كنید در حالی كه میخواین اینكارو كنید تو ذهنتون همش به خودتون بگید وقتی ازش دور شم میفهمم چقدر پوچ بود ، من قبلا هم مشكلاتی داشتم كه حل كردم پس اینم میتونم، همه ادما این فكرارو ندارن اگه اینجا بتونید موفق باشید فكرا تا حد زیادی ازتون دور میشه اگه یك ساعت دورش نگه دارید فكرای واقعی میاد جاش و كم كم یادتون میره اصلا به چی فكر میكردید البته ممكنه دوباره برگردن كه به شدت قبل نیست. باید هربار این كارو انجام بدین دور شدن از فكر یعنی نه بگین درسته نه بگین غلط بوده فكرام نه باهاش بجنگید نه تائیدش كنید كلا بذاریدش كنار اگه موفق شدید دیگه حتی به اطرافشم نزدیك نشید یعنی حتی این جمله رو هم در سرتون نیارید ( عجب فكرای عجیبی داشتم ) چون دوباره احتمال داره بیافتید توش این كارا واسه من خیلی موثر بود ان شاالله به شمام كمك كنه. در ضمن گفتن تمام افكار به یه نفر هم خیلی كمك میكنه
۱
۰
آریا
-
۱۵:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۲
سلام دوست عزبز.من خوشحالم كه مشكلت تا حدودی حل شده ولی اینو باید قبول كرد كه وقتی مغز آدم هنگ كنه نمیشه.مغز آدم بعضا تو شرایطی قرار میگیره كه اصلا نمیتونه به چیز دیگه ای فكر كنه و اختیار دست خودش نیس.واقعا نمیشه دورش كرد یا انكارش كرد یا ازش رد شد.منم الان ۷ ساله كه این اختلالو دارم و فقط ۱۸ سالمه.تو بهترین دوران زندگیم مثل روانی شدم.كلی دارو مصرف میكنم ولی حل نمیشه.من هر روز دارم به خودكشی فكر میكنم و علاقه ای به بودن در این دنیا ندارم.امیدوارم روزی برسه كه هیچكس تو دنیا به این اختلال دچار نشه
سامان
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۸
واقعا مرسی
من بی فكر
-
۱۸:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
من 28 سالمه
تا الان نمی دونستم منم این مشكل دارم
البته تمام وسواس های فكری از جمله تنها موندن، مرگ خانواده و... تا قبل از این منو می خورد اما كنترل می كردم.
كتاب آیین زندگی دبل كارنگی خیلی كمكم كرد تا 28 سالگی،
اما متاسفانه یه جایی زد بیرون و من بینیم و به خاطر خود زشت پنداری كه خواهرم بهم تلقین كرد عمل كردم كه زیبا كه نشدم هیچ زیبایی خدادادی ام رو هم خراب كردم.
نقش اطرافیان خیلی مهمه،
خوش به حالتون دور و برتون آدمای موجهی هستند
۰
۰
مریم
-
۱۲:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
كتاب آیین زندگی خیلی خوبه حتما بخونیدش بچه ها
طاها
-
۰۸:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۹
سلام دوستان یه سوال دارم ترو خدا جواب بدید
من چند روزیه یه كتاب خریدم با اینكه در عوضش پول پرداختم اما روی كتاب مهری زده به عنوان هدیه این خیلی من و اذیت میكرد تا اینكه این صفحه را كلا پاره كردم الانم هی مدام به این فكر میكنم كه چرا این كتاب مهر هدیه داشت و اینجور چیزا ایا منم وسواس دارم؟
۱
۰
ناشناس
-
۱۶:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۷/۰۳
وسواس یعنی ذره ذره آب شدن یعنی ته بدبختیای دنیا یعنی مدام عذاب ما میدونیم وسواس چیه اما وقتی از عوارض داروی شیمیایی میترسیم به جای معرفی این درد درمان ارایه بدیدالبته گیاهی اینقدر همه با اعصابم بازی كردند تا به این درد دردناك دچار شدم
۲
۰
بینام
-
۱۹:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۷/۰۶
عزیزم گیاه باد رنج بویه وهمچنین حجامت خیلی موثره. البته اداب حجامت باید رعایت شه. الانم فصلشه87722
حسن
-
۰۷:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۰
مرسی خیلی استفاده كردم دمتونم گرم.میشه كمكم كنین؟
منم واسواس شدید فكری دارم.
۰
۰
شیوا
-
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۱
سلام من ١٧سالمه و سالهاست كه ازوسواس فكری شدید رنج میبرم خواهش میكنم اگه میشه مطالب بیشتری بذارید یا بگید وقتی كه دچار اضطراب وتپش قلب میشیم یا افكار منفی و وحشتناك به سمتمون میاد به چه چیزهایی فكر كنیم زندگی اصلا سیر طبیعی خودشو نداره خواهش میكنم جوابمو بدیدو كمكم كنید
۰
۰
دنیا گرامی نیا
-
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۳
سلام مرسی از اطلاعاتون خواهشن منو راهنمایی كنید زیر نظر روانشناس هستم قرص از چند سال دارم استفاده می كنم ولی خیلی استرس دارم همش فكرای بیخود تو ذهنم هست وحالمه بد می كنه خواب ندارم خوراك ندارم تنهایی منو رنج میده دلم می خواد همش بیرون یا پیش كسی باشم ده سال ازدواج كردم دوتا بچه دارم حالا كه دخترم رفت مدرسه چون قبلا دوران مدرسه دچار افسردگی واسترس درسا شدید شدم حالا وسواس فكریم شده اینكه دخترم یا اطرافیانم همه استرس دارن واین موضوع باعث شده زندگیم داره تباه میشه این ساعت مشخص به فكر كردن هم امتحان كردم روانشناسم گفت ولی یه هفته جواب داد دوباره هی فكر می كنم خیلی دعا می كنم قران می خونم شاید خدا بهم كمك كنه اول خدا دوم شما كمكم كنید خواهشن
۱
۰
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
سلام 40روز نماز اول وقت بخون هرسه نوبت اول وقت بخون اگه یه نوبت اول وقت نبود حتما بخون قضا نشه ولی 40روزو از اول شروع كن زیارت عاشورا هم فراموش نشه خیلی بهتره
به امید خدا و توسل به اهل بیت درمان میشی انشاءالله
یك آدم وسواس
-
۱۹:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۰
سلام. با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن محرم وتاسوعا و عاشورای حسینی.خواستم به داداش آریا كه گفته بود وسواس داره و خیلی اذیت میشه وخسته شده بگم و هر روز به خود كشی فكر میكنه بگم خود كشی خیلی خیلی گناه بزرگیه وحتی نباید بهش فكركنی و بعد هم به قول رامبد جوان ما باید خیلی برای زندگیمون بجنگیم وتلاش كنیم ونباید كم بیاریم چون ارزش زندگی خیلی بیشتر از این هاست خیلی ها توی زندگی دچار گرفتاری های بزرگی می شوند اما هرگز به خودكشی فكر نمی كننداین رو مطمئن باش كه هر چقدر هم حالت بد باشه باز یكی هست كه حالش بد تر از تو هست.حتماخداوند در عوض بیماری وسواس چیز های بهتر وبا ارزش تری به تو داده است مثل سلامتی ویا داشتن پدر ومادر وخانواد وشاید خداوند می خواهد تو را با این بیماری امتحان كند پس با كفر گفتن وفكر خود كشی از این امتحان شرمنده بیرون نیا ودر تلاش باش با سر بلندی بیرون بیای وهمچنین طبق آیه ای از قرآن گاهی خداوند چیزی بما بدهد كه ما دوست نداریم اما آن به صلاح ماست و گاهی آن چیزی را كه دوست داریم به ما ندهد چون به ضرر ماست پس حتما این بیماری هم به صلاح تو بوده ومصلحتی درآن بوده پس هرگز ناراحت نباش و نگذار هرگز فكر خود كشی به ذهنت برسه وتو باید به یك روانپزشك یا متخصص اعصاب وروان خوب بروی واز دارو استفاده ببری ودر كنار دارو حتما به یك روانشناس بالینی خوب هم باید بروی و فكر های وسواسیت ردابه او بگویی ودرباره كارهای وسواسیت با او به صحبت بپردازی ودرباره وسواس وراه های درمان آن به صحبت بپردازی مطمئن باش كه یك روانشناس بالینی خوب خیلی میتواند به تو دراز بین بردن وسواس كمك كند البته باید توجه داشته باشی كه روانشناسی كه می روی حتما بالینی باشد ومشاور وسواس ودرمان آن باشد وتو همچنین باید هر روز ویا حداقل هفته ای سه روز نیم ساعت ورزش انجام دهی وهمچنین باید اطلاعات خود را درباره وسواس وراه های درمان آن بالا ببری وكار های پیشنهدی را انجام دهی مثلا عین بالا كه روانشناس صفی نوشته بود كه باید ورزش انجام دهی و از گوشه نشینی در پرهیز باشی و روابط جتماعی ات را بالا ببری و همچنین اعتماد به نفست را بالا ببری البته خانواده هم با حمایت بیش از اندازه وتوقعات وانتظارات زیاد نقش مهمی دراسترس فرزندان و وسواس آنها دارند وهمچنین ریشه وسواس در استرس است پس باید از استرس وموقعیت های استرس زا دور بود،داداش آریا من خودم هم وسواس دارم وحتی قبلا كه خیلی اذیت می شدم به خود كشی هم فكر می كردم اما توبه كردم ودیگه هرگز نگذاشتم فكر خود كشی توی ذهنم بیاید تو هم توبه انجام بده واز خدا به خاطر گفتن كفر وفكر های خود كشی معذرت بخواه ودیگه هرگز نگذار فكر های خود كشی به ذهنت بیاید و در این روز های تاسوعا وعاشورای حسینی امام حسین و فرزند جوانش علی اكبر را واسطه قرار بده واز خدا بخواه كه مشكل وسواست را حل كند انشاالله كه مشكل وسواسیت حل شود واگرباز هم حل نشد نا امید نباش وهرگز نگذار فكر خود كشی به ذهنت برسد حتما باز هم صلاحی و مصلحتی دركار خداوند است.
۰
۰
شاهین
-
۱۵:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۴
سلام من به وسواس فكری مبتلا ام آیا به من گواهی نامه میدهند یا نه/؟
۰
۰
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۴
نه!
ا.ا.
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۸
سلام من وسواس دارم ولی گواهینامه دارم.البته موقع رانندگی هم وسواس دارم.
313
-
۱۹:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۴
سلام . به رنگ سبز هم فكر كنه هم در لباس ها و وسایلش از رنگ سبز استفاده كنه .
۰
۱
ناشناس
-
۲۳:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۲
دیوونه شدم از این افكار پوچ
۰
۰
سارا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۶
تنها راهه درمان وسواس عشق ورزی حتی به گلدون وقتی احساسو خفه میكنیم تبدیل بصورت وسواس بروز پیدا میكنه محبت كنید قربان به امید روزهای پر از آرامش برای شما
رویا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
من پیش دكتر مجد رفتم اصلا دكتر خوبی نیست فقط اسم داره الكی پول زیاد میگیره حتی با بیمارش حرف نمیزنه گوش میده آخر سر میگه برو بیرون فلان سی دی منو بگیر گوش كن به خودش اذیت نمیده راجع به مورد تو رو دو كلام راهنمایی كنه
مصطفی
-
۲۳:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۳
سلام من چند ساله كه دچار مشكل فكری هستم وبقدری به هرموضوعی فكرمیكنم كه فشار زیادی به مغزم وچشمام وارد میشه حتی یكبارهم به همین علت سكته مغزی كردم. لطفا منو راهنمایی كنید
۰
۰
سینا
-
۱۹:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
سلام پدر روانپزشكی ایران دكتر مجد تهرانه ، میگه وسواس فكری فقط دارو میخواد
علی
-
۲۰:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۴
سلام من 7 سال وسواس فكری دارم تازه خودم 2 سال فهمیدم كنكورم گند شد به خاطر وسواس درسم خیلی قوی بود باید 3 رقمی می شدم n رقمی شدم كمكم كنید از دست این بیماری خلاص شم
۰
۰
سینا
-
۱۴:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
به یك روانپزشك مراجعه كنید
مهران
-
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۶
تلاش روانشناسان دلسوز به كنار
دوست عزیز توصیه میكنم با خود خدا تو خلوت راز و نیاز كنی و دقیقا همانطور كه قراره به روانپزشك مشكلت رو بگی به خدا بگو و فقط ازش بخواه كمكت كنه.
قطعا حلت رو به بهبودی میره
امیدوارم سلامت باشی
سارا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۶
آدم های حساس و پر احساس دچار وسواس میشن چون امكان بروز همه هیجانات رو پیدا نمیكنن یا شرایط طوریه كه اجازه بروز نمیده آواز بخونید یوگا كار كنید و تا میتوانید عشق بورزید
یاسر
-
۲۲:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
سلام
۰
۰
یاسر
-
۲۲:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
سلام من چند سالی هست دچار وسواس فكری هستم متاهلم و بچه دارم كلا از زندگی لذت نمیبرم خودم اینجام فكرم جای دیگه كلا تو لحظه زندگی نمیكنم چند بارم خودكشی كردم اما نتیجه نداد یه مدت خوب شدم الان دوباره فكرم بد جوری درگیر شده دوباره فكر خودكشی به سرم زده تو روخدا كمكم كنید
۰
۰
narges
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۵ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۰
سلام دوست عزیز منم چند ساله وسواس فكری دارم.بخاطر نگرانی برای دخترم اصلا نتونستم از زندگی لذت ببرم.اونم بخاطر ترس از اتفاقاتی كه هیچ وقت نیفتادن.۶ ماه دارو مصرف كردم كه در طول روز ۴ ساعت بیدار بودم.به این نتیجه رسیدم كه فقط باید خودم به خودم كمك كنم.نماز خوندن و توكل به خدا بهترین درمانه.همین مدیتیشن كه امروزه علم اونو پیشنهاد میده نماز بهترینشه.امیدوارم یه روزی همه ی ما به آرامش برسیم.

سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
سلام 40 روز نماز اول وقت بخون انشاءالله درمان حاصل میشه هرسه نوبت رو اول وقت بخون اگه یه نوبت اول وقت نبود حتما بخون ولی 40 روزو از اول شروع كن زیارت عاشورا فراموش نشه
به امید خدا و توسل به اهل بیت انشاءالله درمان میشی
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۲۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
اولا كه خودكشی یك گناه كبیره هست وهیچ وقت فرد گناهكار بخشیده نمیشود دوم بعد هرسختی اسانی هست فقط باید تحمل كنید سعی كنید با تفكرتون نجنگید
اعظم
-
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۴
من مدت 9 سال هست وسواس شستن دارم كلا باید به همه بخاطر وسواسم دروغ بگم
۰
۰
محمد جواد
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۶
شما دوتا راه دارین
1_میتونین حدود 1 سال چند مدل قرص بخورین تا وسواستون غیر تضمینی خوب بشه ولی قابل برگشت ... به همراه كبدی كه از دست رفته ... یا
2_میتونین توی یك روز با افكارتون مبارزه كنین و مثلا اگه قراره یه چیزی رو بشورید نشورید، و نشسته ازش استفاده كنید تا ببینید این وسواس عوضی فقط یه انگله و تا زمانی كه چمبره زده رو مخ ما قدرتمنده ، اگه ما باش مبارزه كنیم شوت میشه تو اوت ... و این یكی درمان بدون عوارض و بدون بازگشت و 100% تضمینیه
من خودم امتحانش كردم ... حتی المقدور به یه روانشناس حتما سر بزنید تا راهو براتون روشن كنن
پریسا
-
۰۳:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۲
سلام دوستان عزیز تا سعی دارین خودتون با خودتون كنار بیاین به والله قرص و دارو هزار جور عوارض داره رو مغزتون اثرات جبران ناپذیری میذاره. كسی كه قرص خوردنو شروع كنه مثه اول نمیشه بعد قطع دارو احتمال برگشت وسواس بالاست پس خودتون دس به كار شین اگه تنها نمیتونین برین پیش روانشناس...قرص واسه فردی خوبه كه به هیچ وجه نمیتونه خودشو كنترل كنه با عرض پوزش دیگه رد داده كامل نمیدونه داره چیكار میكنه...ولی اگه میدونین كارتون اشتباهه خوبه امید هست خودتون كمك كنین به خودتون .ارزش نداره به خودتون بدی كنین خانوادها خیلی عذاب میكشن از دست افراد وسواسی...امیدوارم همه مشكلشون حل شه.
۰
۰
جواد
-
۱۷:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۴
باسلام دوستان آیاوسواس چشم درمان دارد؟
۰
۰
امیر
Netherlands
۱۵:۳۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۶
مگر می شود نداشته باشد؟
سارا
-
۰۹:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۶
با سلام من قبلا ازدواج كردم وبخاطر خیانتهای مكرر جدا شدم به هیچ مردی دیگه نمیتونستم اعتماد كنم همه رو خیانتكار میدیدم تا با برادر دوستم كه ایران نیست آشنا شدم چند ماه اول كه 24ساعت باهم در ارتباط بودیم خوب بود بهش كامل اعتماد پیدا كرده بودم بعد بخاطر كارشش ارتباطمون كمتر شد الان هفته ای دو روز كه تعطیله هم بهش گیر میدم جایی نرو خونه خواهرات خونه دوستات هیچ كجا نرو با اینكه تعطیلاتمون بهم نمیخوره ومن سركارم همش شك میكنم نكنه با كسی باشه در صورتی كه تمام خانواده هامون میدونند ورسمی شده بارها گفته اگه میخواستم با كسی باشم تو رو معرفی نمیكردم حتی شبا كه سركاره موقع خواب منه چون دو سه ساعت از ما عقب ترن نمیتونم از اترس بخوابم میگم نكنه فكر كنه من خوابم بره جایی اونم دیونه كردم خودمم دارم زجر میكشم میدونمم من بیمارم وشكاك نمیدونم برم مشاور یا روانپزشك
۱
۰
محمد جواد
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۶
حتما به یك روانشناس خوب سر بزنید. ترجیحا خانوم باشه تا افكارتون بهم بخوره
خودتون معجزه شو میبینید .
جواد
-
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۶
سلام برای وسواس چشم بایدچیكاركرد
خواهش میكنم هركی می دونه جواب بده
۰
۰
مس
-
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۶
منم وسواس فكری از نوع اعتقادی دارم چیكار كنم؟
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
شما هیچ وقت ناراحت نشوید زیرا افراد مثل شما زیاد هست فقط قران بخونید ودعا كنید در ضمن این افكار گناه نداره چون دست خود شما نیس
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۷
سلام من هم این بیماری رو دارم ، دارم دیوونه میشم همش فكر میكنم چشمام لوچ شده !یا بینیم بیش از حد بزرگه ،همش فكر میكنم سرطان دارم !هوووووف دارم دیوونه میشم باید چیكار كنم ؟؟
۱
۰
فاطمه
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۳
منم دقیقا فكرای شمارو دارم... حتی دكتر هم میرم میگم من شك دارم فلان مریضی رو داشته باشم .. !!! وقتایی استرس دارم بدتر میشم..كلا خیلی دیوونه كنندس
نیما
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۹
سلام به همه دوستان عزیز.
یه چیزیو خووووب بدونین اینااااا همش فكرای الكیه و هیچ كدوم به واقعیت تبدیل نمیشه.
برای چند روز به صورت امتحانی این عمل وسواس فكری رو انجام ندین خودتون خوب متوجه میشین كه هییییییچ اتفاق بدی براتون نمیوفته.من حاظرم تضمین كنم.
من خودم از شما ها بدتر بودم ولییییی تمركز كردم و خودمو درمان كردم.فقط بی اهمیت باشین نسبت به این فكرا.
۱
۰
عاطفه
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۶
سلام. ممنون از راهنمایی تون .من این مشكلو دارم به این صورت كه ساعتها توی خیالم زندگی رو كه دوست دارم میكنم.كارو موقعیت اجتماعی كه دوست دارم.من به اهنگ علاقه دارم.نویسندگی میكنم.ومعمارم.یاد گرفتم كه باخیالم كار كنم وطراحی كنم .اما الان ازم انرژی وزمان میگیره ومانع پیشرفتم میشه.ساعتها وقتمو میگیره ومنو درگیر میكنه.حتی باافرادی كه دوست دارم معاشرت میكنم.اهنگ تو گوشم وتخیل میكنم شاید روزی5 ساعت.این وضعیت ناراحتم كرده وایقدر قوی كه از عهده اش بر نمیام.حتی از كار كردن دایم وهر روزه می ترسم چون مانع خیال پردازیم میشه.لطفا راه درمانشو بگید
۰
۰
فرشید
Slovakia
۱۱:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۹/۳۰
شاید فكر كنید كه اون موضوع خیلی مهم و حساس است و اگه بیخیال اون بشید اون موضوع برای همیشه عذابتون می ده ولی باید بدونید كه با سرعت عجیبی از بین میره طوری كه انگار اصلا وجود نداشته و اصلا این طوری فكر نكنید كه تا اینجا اومدم یا آخرش هستم پس تمومش كنم یا اگه اینجا ولش كنم تمام زحمات قبلی هم هیچی میشه و از بین می ره می دونم خیلی سخته اونموقع بی خیال بشید و فكر نكنید و اصلا اهمیتی نداره كه چی بوده چقدر حساس و مهم بوده به سرعت اون احساسات از بین می ره و فراموش می شه اون موضوع و باور كنید این افكار هیچ وقت تموم نمی شوند ما باید تمومشون كنیم باید به اونها فكر نكنیم و اراده كنیم و به اونها توجه نكنیم و اهمیت ندیم كه چقدر مهم به نظر می رسند و مورد دیگر این كه این مشكل آدم رو احمق می كنه همین باعث می شه بیشتر فكر كنیم و هر چی ببیشتر درگیر افكاری شده باشیم احمق تر می شیم و باعث می شه نتونیم قطع كنیم فكر كردن رو و ادامه میدیم و اصلا فكر كردن به این موضوعات احمقانه است . مورد آخر و بسیار مهم اینكه لطفا در واقعیت زندگی كنید واقعیت بی نهایت زیباست و به فرضیات اهمیت ندهید و در واقعیت فوق العاده زندگی كنید (یه نكته ی مهمی وجود داره ممكنه فكر كنید كه الان در واقعیت هستید ولی باز هم ممكنه كامل در واقعیت نباشید) و لذت ببرید،آرامش داشته باشید و پیشرفت كنید.
۰
۰
حسن
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۳۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
با سلام به همه دوستان
من به حرفهای اقا فرشید خیلی فكر كردم واقعا به نظرم خوب بود مخصوصا در مورد این حساسیت و تمام نشدنی كه خودمان باید تمامش كنیم من سر یه قضیه ای فكر میكردم كه حتما باید با فكر كردن زیاد اون مسئله رو به طور كامل حل كنم اما هر روز به نظرم كامل نبود دوستان اینو بهتون بگم كه شیطان برای هر كسی ازراه خودش وارد میشه پس بهتره كه اول بفهمیم كجای كارمون ایراد داره و شناخت موضوع مورد رنج مهمه بعد پیدا كردن راه حل صحیح عیبی نداره مشورت كنید با یك روانشناس و یا فردی كه علمش را داره و بعد حرفهای بچه های دیگر دوستان هم خیلی خوب بود به اهل بیت متوسل بشید واز خدا كمك بیگیرد.
به امید روزهای خوش و پر شور و شعف
حسن
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۰۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۱
سلام به همگی.

با خوندن بیشتر نظرات دیدم اونقدرام تنها نیستم. منم همین مشكلاتو دارم ترس از دست دادن عزیزان و فكرای بد و وسواس فكری و عملی شدید ... مثلا عادتم این شده تقریبا میشه گفت هر لحظه دعا میكنم یعنی تو هر لحظه در حال دعام و نگران از دست دادن عزیزامم .....
من 17 سالمه و با این سنم موهای سرم به خاطر همین مشكلات و اضطراب تا حد زیادی ریخته یعنی تا حدی كه هیچ جایی همسن خودمو ندیدم كه اینقدر موهاش ریخته باشه ... واقعا الان هیچی نمیفهمم از زندگی ... یعنی انگار فقط یه جسم مردم كه فقط حركت میكنه و فكر میكنه! هیچ لذتی از زندگی نمیبرم :| یعنی یه افسرده به تمام معنا!
البته متاسفانه خجالتی هستم و سوشیال فوبیا هم دارم و فكر كنم به خاطر همین مشكلاته :|

بیشتر وقتا وقتی ادمارو میبینم فكر میكنم كه یعنی اینا تو زندگیشون شادن؟ یعنی اصلا مگه شاد بودن تو زندگی هم وجود داره؟ یا اصلا شادی چیه :|
همیشه تو فكرم خاص بودم و همیشه میخوام از همه جلو باشم ..... الانم به افسردگی شدید مبتلا شدم ...
از سختی این مشكلات نمیترسم بیشتر از این میترسم كه این مشكلات بهم آسیبی بزنه مثلا سكته مغزی اونم تو این سن :| البته خدا نكنه
البته خدا یه لطفی بهم كرده كه ارادم قویه و میتونم تركش كنم حتی همین یكی دو سه سال پیش هم تقریبا دوروز تونستم این افكار مسخره و این مشكلاتو بزارم كنار با اراده خودم و مطمئنم با كمك خدای بزرگ و اراده خودم میتونم بزارمش كنار ... از خدا میخوام هم همه ی شما عزیزان و من از این مشكلات رهایی پیدا كنیم ... لطفا شما هم دعا كنید .....
۰
۰
حمید
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۱۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۶
سلام.

من همینطوری ام. شایدم شدید تر.

اما یه راه حل كاربردی دخیلی خوب مدتیه منو واقعا بهبود بخشیده و هر روز بهتر میشم.
هر روز آروم تر میشم و هر روز تمركزم بیشتر میشه.

بهش میگن مدیتیشن....
هر روز حد اقل شش هفت دقیقه سعی میكنم یه گوشه ساكت بشینم. با چشمان بسته سعی كنم به هیچ چیز فكر نكنم.و فقط به تنفس عمیق بپردازم.

كار سختیه.اما با تكرار و تمرین بهتر میشه.
هرچی بیشتر نتیجه بهتر...

واینم بگم تا ده پونزده روز اول خیلی بهبودی واضح نیست اما هرچی ك میگذره بهتر میشه...

امیدوارم به شمام كمك كنه این راه حل
۰
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۳
سلام پیشنهاد می كنم كتاب راهكارهای عملی درمان وسواس نوشته آیت الله حسین مظاهری
ناشر: مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزهرا سلام الله علیها را مطالعه كنید
فایلش رو هم مب تونید دانلود كنید و از طریق گوشی بخونید
ان شاءالله هرچه زودتر خوب بشید
فقط از شر وسوسه های شیطان به خدا پناه ببرید، نماز اول وقت و توسل و تقوا فراموش نشه، به این وسوسه ها بی اعتنایی كنید
یك الگو برای خودتون انتخاب كنید
به خودتون تلقین كنید وسواسی هستید و باید با آن مقابله كنید
همیشه اول صبح بعد از نماز با خودتون قرار بذارید كه امروز به این وسوسه ها اعتنا نمی كنم و در طول روز هم اگر دوار فكرهای وسواسی شدید سعی كنید بی اهمیت باشید و كار خودتون رو ادامه بدید و موقع خواب هم اتفاقاتی كه در طول روز افتاده رو مرور كنید اگر موفق بودید خدا رو شكر كنید و اگر گاهی اوقات ناموفق بودید استغفار كنید
۰
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۴
سلام به همه دوستان،من همه نظرات رو خوندم،خودم دچار وسواس فكری هستم،بهترین راه و عالی ترین راه اینه كه در طول روز یه ساعت مشخص 10دقیقه ای در سكوت كامل تمركز كنید و هر فكری كه شمارو آزار میده اجازه دهید كه وارد ذهن شما بشن،قشنگ تجسم كنید هر چقدر آزار دهنده باشه و اضطرابتونو بالا ببره،بگذارید با تجسم فكرهای آزار دهنده اضطرابتان به شدت بالا برود زمانتان كه تمام شد آرام چشمانتان را باز كنید و از اتاق خارج شوید روزی ۲ بار انجام دهید فوق العاده جواب میده،امیدوارم كمكی شده باشه
۱
۱
امین
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۲ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۵
..بخونید. كمكتون میكنه..23 سالمه.سال كنكور دچار این بیماری شدم.تا پارسالم نمیدونستم بیمارم.خلاصه یجوری فهمیدم كه این حال بدم ناشی از چیه....من خیلی آدم مذهبی ام..شروع كردم به درمان خودم..داغون بودم ..من كه تا قبل از كنكور تو بهشت بودم از زندگی لدت میبردم اینجور شده بودم...فقط میدونستم درمانش اینه كه فكر نكنم به چیزای ازار دهنده ولی مگه میشد..تا این كه رسیدم ب یه حدیث وبعدش یه كلیپ از یه روانشناس امریكایی این دوتا مكمل هم بودن...حدیث این بود...از هرچی بترسی خدا تورو واگذار میكنه به همون چیز ..یعنی خدا بدش میاد تو از چیزی بترسی ..كلیپشم از اپارات دان كنید..اسمش فك كنم ترس وایمان بود...بع از اون هر فكری ك مبمود تو ذهنم مثل تكرار ی چیز معمول .مثلا فردا مبخوام اینكارو بكنم انقد این حرفو تو ذهنم تكرار میكردم كه دیوونه میشدم بعد اون گفتم امین نترس فقط نترس نترس....میدونید وسواس فكری یه عادته..عادت ضمیر ناخوداگاه تو یه سنی وسواسگونه رو یه قضیه فكر كردبم این شده عادت ضمیرمون..اونو تعمیم میده رو همه زندگیمون..ما باید این عادتو ترك كنیم..فقط با بی فكری اونم بدون ترس...ترس از جی....از هرچی..ترس از خود ترس ترس از وسواس ترس از فكر كردن یا نكردن به موضوع....اگه از چیزی ترسیدبم واگذار میشیم به همون این قانون خداس..غربیا بش میگن قانون جذب ...قانون جذب همون حرف امام علیه السلام از هرجی بترسی خدا تورو به همون واگذار میكنه
۰
۱
معین
Germany
۲۲:۵۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۶
واقعاااااااااااااااااااا عالی بود تورو خدا همه استفاده كنید
زهرا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۲ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۶
سلام من یه دخترم چندماهه نامزدكردم قبل نامزدیم یكی ازنامزدم یه ایرادی گرفت كه فكرمیكنم داره اون ایرادرو.دوماه حالم خوب بودبهش علاقه مندشدم بیش ازحدولی تویه مهمونی یكی عكسشودیدویه ایراددیگه ازش گرفت وگفت سنش پنج سال بیشترازخودش میخوره واین دوتاایرادیهومغزم درگیركردن ایرادایی كه هردوش به ظاهرمربوط میشه ونمیشه تغییرش دادودچاروسواس فكری شدم طوریكه مریض شدم واضطراب خواب وزندگی روازم گرفت علاقم بكل ازبین رفته تازگیاحال جسمم خوبه وبلندشدم ولی همچنان فكرم درگیره كه من چطوری بااین دوتاایرادتا آ خرعمرم قراره زندگی كنم بانامزدم درحالیكه هم ظاهرم عالیه وهم اخلاقم.نامزدمم هم هیچ ایرادی تواخلاق یاتوشرایطش نداره واختلاف سنیمون هشت ساله.آ یاكسی هست كه باظاهرهمسرش مشكل داشته وكنارگذاشته طوریكه علاقش ازبین بره ودوباره برگرده چون من هیچ راه برگشتی ندارم ونمیدونم چكاركنم؟پیش مشاورم یه جلسه رفتم كه نظرقطعی نداده.
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۲۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
سلام خسته نباشید انشاالله بدنتون همیشه سالم باشه من وسواس جنسی دارم وتصاویرزشت وناپسند از خانوادم میاد تو فكرم چیكارش كنم
۰
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۴۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۳
ترا خدا یك نفر كمك كنه.
من آدمی هستم كه همش دوست دارم تو كارم تو زندگی تو همه چی اول باشم و همیشه همه من رو تحسین كنن.
همیشه هم اینجوری بوده و تو تحصیل و كار تقریبا همیشه موفق بوده ام. ولی دو سالی هست كه این وضعیت تبدیل به وسواس شده می خوام همیشه تو چشم مدیرم باشم و به عنوان آدمی كه همیشه حواسش به همه چی هست و اصلا اشتباه نمی كنه باشم. ولی تبدیل به وسواس شده و خیلی اذیتم می كنه و باعث میشه بدتر اشتباههای زیادی مرتكب بشم و بعد از هر سری اشتباه كلی عزا بگیرم و فكر كنم دنیا به آخر رسیده. دیگه خسته شدم همش تو رویا زندگی می كنم و به این فكر می كنم اگه تو كارهام اشتباه نكرده بودم شرایط چه جوری پیش می رفت و الان كه كار رو اشتباه انجام دادم با خودم یكسری شرایط رو تصور می كنم كه حالا چه اتفاقاتی می افته. خیلی خسته شدم. خیلی ترخدا كسی تجربه داره كمكم كنه.
۰
۰
فریماه
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۷
سلام. خیلی وسواس فكری ام شدید شده، كاملا مشخصاتی كه گفتید درسته، عملكرد درسی و كاری ام بسیار پایین اومده و تمركز هیچی رو ندارم، اصلا در حال زندگی نمی كنم و مدام مغزم در گذشته و آینده ست، و این فكرهای زیاد و بیش از اندازه جزئی باعث شده از كلیات عقب بمونم و حتی سردرد میشم. به هرچیزی شاید هزاربار فكر میكنم، چیزهایی كه هیچ وقت اتفاق نیفتاده در ذهنم تصور میكنم و اگه غم انگیز باشه منو به گریه میندازه.خواب ندارم. تو ذهنم با خودم گفت و گوی درونی دارم، مدام با خودم یا كس دیگه صحبت میكنم،و روز به روز منزوی تر میشم، كمك میخوام، من خیلی موفق بودم و هستم،نمیتونم دیگه تحملش كنم.
۰
۰
كمك
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۷
سلام من هم دچار وسواس فكری مذهبی شدید شدم كه منجر به ترس شدید در من شده حتی همین الان كه دارم این مطلب رو مینویسم اظطراب داره داغونم میكنه .همش فكر خودكشی میاد سراغم یكی منو راهنمایی كنه
۰
۰
ساناز
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹
سلام من بعد از كنكور كه رفتم دانشگاه دچار این مشكل وسواس فكری شدم اولش فقط استرس دانشگاه رو داشتم ولی بعدش وسواس فكری شد به همه چیز فكر میكردم حتی چیزایی كه 9سال پیش اتفاق افتاده و مجبور میشم برا حل كردن استرسم همه چیو به خانوادم بگم ولی الان به چیزای ساده هم استرس میگیرم و حالت تهوع میگیرم
۰
۰
ملیسا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۴ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
سلام من وسواس فكری شدید دارم همش احساس میكنم قرض دارم فقط به گذشته فكر میكنم،وسواسیتم خیلی شدید شده نمیذاره راحت زندگی كنم چیكار كنم؟
۰
۰
زهرا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۲
منم وسواس فكری شدید دارم از طرف شوهرم خیانت دیدم بارها و بارها بخشیدمش ولی الان بعد چندسال همش فكر میكنم داره دروغ میگه و جایی میره پیش كسیه حتی فكر میكنم زن صیغه ای داره، دارم دیونه میشم نمیدونم چیكار كنم به خاطر تمام لحظه های كه بهش شك دارم زندگیم پراز تشنج شده.شوهرمم هیچ تلاشی نمیكنه كه كمك كنه كه به من ثابت كنه دارم اشتباه میكنم.برعكس كاری میكنه كه من بیشتر شك كنم.خسته شدم دلم میخواد بمیرم از این فكرا راحت شم.برام دعا كنید
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۲۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
سلام من پنج سال هست درگیروسواسی فكری هستم . اوایلش باچند چیزمشكوكی كه ازشوهرم دیدم به او مشكوك شدم ازبس به شوهرم گیر دادم شوهرم منو پیش روانپزشك برد قرصهایی به من دادكه من همش خواب بودم بدنم شدید بادكرده بود ازبس این فكرای شك اذیتم میكرد .شبهاپناه میبردم به فضای مجازی باهركسی چت میكردم چه پسرچه دخترازدردام میگفتم گاهی اوقات واسه انتقام ازشوهرم كه به من خیانت كرده من وشوهرم دعواهای زیادی هم باهم داشتیم كه زندگیم به طلاق منجرشد.الان واسواسی عذاب وجدان گرفتم كه داره دیونم میكنه بدترین وسواسی عذاب وجدان سرنمازم خیلی دعامیكنم زندگی منو وسواسی فكری ازهم پاشوندكه هیچ مسلمونی گرفتارش نشه الان ازهمه چیز متنفرشدم شایدهیچ وقت نتونم ازدواج كنم
۰
۰
مونا
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
سلام من توفضای مجازی بایه كسی كه اسمش مشاوربودچت كردم راجب مشكلاتم گفتم اونم گفت من زن صیغه كرده بودم ولی زنم منوبخشید حالافكرمیكنم نكنه چت منوزنش خونده باشه وزندگیشون ازهم پاشیده شده درصورتی كه فقط من یك شب باهاش چت كردم حالااین فكرخیلی اذیتم میكنه چكاركنم
۰
۰
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
عزیزم تو به هوای اینكه اون اقا مشاوره باهاش چت كردی و اگه قصد بدی دلشتی بعدا هم سراغشو میگرفتی ك نكردی اگه حرف بدی نزدی و فقط راجع به مشكلت گفتی و كمك میخواستی اصلا اصلا نباید اذیت كنی خودتو...یا علی
نیایش
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۷
سلام منم ۱۵ سالمه و دچار شدم برای اعتقادات مذهبیم یه تلنگر باعث شد من به خودم بیام و بگم تو خودت خدا رو قبول داری یا دینت ارثیه خلاصه همش به همین فكر میكردم از صبح كه چشامو باز میكردم تا شب كه میخوابیدم دیگه از زندگیم خسته شدم اصلا امیدی ندارم همشم این فكرا اذیتم میكنه تا وقتی كه به جایی رسیدم كه كلا بلا تكلیف و سردرگمم. همش میخوابیدم تا بهش فكر نكنم به امید این كه یه روز كه از خواب پا بشم و همه چی تموم شه یا كه تصادف كنم چیزای گذشته یادم شه خلاصه انقدر افسردم كه همه معلمان میگن تو چت شده چقد مضطربی
۰
۰
علی
Germany
۲۰:۴۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۸
دوستان من هم دچار این بیماری هستم و كاملا این وضعیت رو درك میكنم.اینكه كارهایی كه میكنی دست خودت نیست.اینكه میدونی و مطمئنی كه منطقی پشت فكرت نیست ولی سعی میكنی خودتو به صورت منطقی و یا بعضی اعمالی كه انجام میدی موقتا آروم بكنی ولی میبینی كه حالت هرروز بدتر میشه بیشتر بهش فكر میكنی و بیشتر یك سری تشریفات بیهوده رو انجام میدی كه از دست افكار منفی خلاص بشی و به جایی میرسی كه كل زندگیت بهم میریزه. فكرای منفی همه جا باهاته تمام انرژیتو میگیره و تمام كارهاتو مختل میكنه جوری كه به خودت میگی اگه زندگی اینه نمیخوامش. یا تو گذشته هستی یا آینده و زمان حال میسوزه. سوال معروفی كه همه مبتلاها از خودشون میپرسن:چی میشه اگر... و بعد هجوم افكار و دوباره درگیری ذهنی و دیگرانم دركت نمیكنن و راحت بهت میگن بهش فكر نكن.اما مگه میشه؟
من هم مثل بسیاری از دوستان به روانپزشك و روان شناس رفتم و در این زمینه مطالعه هم داشتم.اطلاعاتی كه من بدست آوردم از این بیماری اینه كه این بیماری هم ممكنه ژنتیكی باشه و هم بر اثر عوامل محیطی بوجود بیاد.نكته مهمی كه باید بدونید اینه كه شما هرنوع وسواسی داشته باشین ریشه اصلیش از شك میاد و به چیزی هم شك میكنین كه یا براتون خیلی مهمه یا ازش میترسین و همیشه دنبال اطمینان مطلقین. ولی در قدم اول هرچقدر هم كه به نظرتون وحشتناك باشه باید بپذیرین كه از هیچ چیزی هیچوقت نمیشه كاملا مطمئن بود هر آدمی ممكنه چیزی رو جایی جا بگذاره یا دری رو قفل نكنه یا به چیز آلوده ای دست بزنه یا افكار كفرآمیز به سراغش بیاد یا به نزدیكترین افراد زندگیش آسیب وارد كنه یا تصادف كنه یا چیزای دیگه اما تفاوتی كه ما با افراد عادی داریم اینه كه اونها این شك رو پذیرفتن و اصلا بهش فكر نمیكنن ولی ما دوست داریم حتما مطمئن بشیم كه این اتفاق نیفتاده یا نمیفته.نكته دیگه ای كه باید بدونید افكار منفی از ضمیر ناخودآگاهتون میاد و احساستون. پس اصلا تعجب نكنید اگه افكار مهاجم به نظرتون منطقی نمیاد طبیعتا با حرفای منطقی هم این افكار از بین نمیرن كاری كه شما باید بكنید اینه كه رو ضمیر ناخودآگاهتون كار كنید و مساله سوم كه اصلا هم چیز خوبی نیست اینه كه این افكار ممكنه برای مدتی از بین برن ولی بعد از یه مدت امكان داره با یه شكل دیگه دوباره برگردن بعبارت دیگه شما نمیدونید ممكنه بعدا چه چیزی براتون وسواس ایجاد میكنه پس حواستون باشه بیماریتونو جدی بگیرین و سعی كنین حتما درمانتونو پیگیری كنین تا دوباره برنگرده یا اگه برگشت سریع بتونین كنترلش كنین.
در آخر سه تا پیشنهاد كلی دارم برای دوستان اول اینكه اگه براتون امكانش هست حتما به روانشناس مراجعه كنید تا تكنیك های كنترل روی ذهن ناخودآگاهتون و تكنیك های مبارزه با این بیماریو بهتون یاد بده و اگر نیاز به دارو بود به روانپزشك معرفیتون بكنه و به این موضوع توجه كنین فقط مصرف دارو بیماریو از بین نمیبره بنابراین ممكنه نیاز باشه شما همزمان به روانشناس و روانپزشك برای درمانتون مراجعه كنین. دوستانی هم كه نمیخوان یا نمیتونن به روانشناس مراجعه كنن مطالعه كتاب در این زمینه میتونه بهشون كمك بكنه از جمله كتاب وسواس فكری نوشته جاناتان گریسون. دوم اینكه تا میتونید خودتونو مشغول كنید و تو اجتماع باشید و خودتونو تنها نگذارید تا افكار منفی كمتر به ذهنتون بیاد و مورد سوم یاد خدا و دعا بسیار بسیار اثر داره.
۰
۰
كورش
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۴۸ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
سلام من هم دچار وسواس فكری مذهبی شدم
من اعتقادات مذهبی دارم من كلا به موسیقی علاقه مندم ولی چون توی دین از موسیقی دو پهلو صحبت شده هر وقت آهنگی میشنوم یا خونده میشه یا خوانندش زنه شك به ذهنم میاد بعد كه آهنگارو گوش میدم میرم سر نماز میگم نكنه خدا از دستم ناراحته
۰
۰
عرفان
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۱
سلام.من هم دچاراین مشكل هستم مادرم به من میگه پدربزرگتم همینجوری بود.واقعااگه كسی بتونه منونجات بده من زندیگیمو مدیونشم.همش شك میكنم.مثلاوقتی ازخانه خارج میشم بارهابایدبسته بودن دروچك كنم.بارهابایدخاموش بودن چراغ هاروچك كنم.و...خواهش میكنم یكی كمك كنه
۰
۰
انسان
Netherlands
۲۳:۰۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۳
به نام خدا.باعرض سلام وادب احترام خدمت شما.اگه میخوای از این كار راحت بشی بی خیال باش این كار شما عزیزم وسواسی میباشد و بهترین راه درمان این بیماری بسیار خطرناك ترك این بیماری است پس یا علی بگو واز همین حالا همت بر ترك این كار ببند.شما یكبار یك كاری را با رابا اطمینان انجام دهید دیگر اعتنا نفرمایید.یا علی
حسین
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
سلام عرفان جان. یه ذره از مشكل شما رو منم دارم . اما با این كار میتونی به خودت كمك كنی و اون اینكه مثلا میگی چراغ هارو چك میكنم كه خاموشه یا نه . باید ذهنت رو جوری پرورش بدی كه بی خیال باشه . یكی دو دفع تمرینش كن . یكی دو دفعه چراغ هارو روشن بذار و اومدنب ببین كه چراغ هاروشنه و اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده . بعد ذهنت عادت میكنه كه با روشن بودن چراغ ها هیچ اتفاقی نیفتاده به جز یه ذره پول برق . من خودم وقتی از یه جایی میترسیدم مینشستم و بعد ذهنم این ترس رو بزرگترش میكرد ولی یاد گرفتم كه خودم رو به دل ترس بزنم . مشكلم رفع شد و دهنم درگیرس نمیشه
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
سلام...اگر بتونی ی بار فقط ی بار ك خیلی هم سخته اون كار رو تكرار نكنی حتی اگر ب گریه بیفتی بار دوم راحت تر كنار میای ...فقط خودت میتونی افسار افكارت رو بدست بگیری و اعتماد ب خودت بكنی ...موفق باشی
ماهك
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۵
خوندن سوره ناس رو فراموش نكنید..
خدایا پناه می برم به تو از شر هر وسوسه كننده..از جن وانس.
۰
۰
no name
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۸
سلام مننم این مشكل رو دارم مثلا وقتی كارم با گوشی تموم میشه و وقتی میخوام بزارمش زمین هی اینترنت رو نگاه میكنم كه خاموش یا نه مثلا این كار 10 دفه پشت سر هم انجام میده یا صفحه هارو چك میكنه كه همه بسته باشه البته اینی كه میگم فقط برای گوشیم نیست واسه همه كارامه باید چیكار كنم
۰
۰
.....
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۳۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۱
سلام
من سالم بودن مشكلی نداشتم تا اینكه باردار شدم و دكتر گفت بچه سالم نیست اما پزشكی قانونی اجازه سقط نداد فرمایشات زیادی انجام دادم همه سالم بود اما دكتر همش ابراز عدم اطمینان می كرد الان بچه به دنیا اومده و من دچار وسواس شدم فكر میكنم سندروم داون داره بردمش پیش متخصص اطفال باتجربه گفت سالمه به مدت خوب بودم دوباره شروع كردم شبا دیوونه میشم دكترم در طی این نه ماه بذر شك توی دلم كاشت بس كن گفت فقط ده دوازده درصد احتمال داره سالم باشه و حتما به مشكلی داره
۰
۰
یاس
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۳
من ۳ ساله پیش وقتی شوهرم جلوی چشمم تشنج شد افكار وسواسیم شدت گرفت از قبل داشتم ولی خفیف بود خیلی عذاب میكشم همش فكر میكنم اگر این دعا یا سوره رو نخونم اتفاق بدی میفته باید به همه لباسای شوهرم وخودش و كلا خونه فوت كنم ایت الكرسی رو كه دلم اروم بگیره از اونطرف هم گاهی شب ها قبل از خواب ۱۰ دفه در یخچال رو چك میكنم كه بسته باشه یا شیر گاز رو هم همینطور كلا برای خودم یه تشریفاتی چیدم كه باید تو روز طبق اون عمل كنم وگرنه اتفاق بدی میفته مثلا اول بای كامل خونه رو صبخ جمع كنم بعد برم دستشویی و از این كارا خیلی دارم عذاب میكشم اگه میشه كمكم كنید شوهرمم ناراحته ولز وقتی میبینه اینجوری اروم میشم هیچی نمیگه در ضمن من بیماری دو قطبی دارم كه مدت ها تحت نظر بودم الان به اصطلاح بیماریم تو حالت خاموشه
۰
۰
سارا
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۴
به معنای واقعی وسواس فكری گند زد به زندگیم مطمئنم اگه وسواس فكری نداشتم الان تو جامعه فرد مهم و موفقی بودم بدیشم اینه كه رفته رفته بدتر میشه
یكی یه كانالی چیزی بزنه اونجا وسواسیا جمع بشن و با كمك هم دیگه خودشونو درمان كنن چون از حال یه وسواسی فقط یه بیمار وسواسی دیگه خبر داره تموم جوونیم انرژیهای جوونیم تلف شد واسه این مرض لعنتی
۰
۰
مهدی
Germany
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۸
سلام عزیزم.منم مثل شما فكر میكنم یعنی درواقع همه ی ما شبیه هم هستیم قربون شكل ماهت همینكه توتنهانیستی وماهم مثل توهستیم وخیلیای دیگه هم مثل ماهستندپس تو رو باید آروم كنه قرص سرترالین روفراموش نكن بروپیش روانشناس خیلی خیلی این قرص بهت كمك میكنه...یاعلی بگوعزیزم وحوفای علی رواگه اشتباه نكنم روكه باجدیت قشنگ وجالب گذاشته بودروعمل كن..پس یه یاعلی بگووبگومن تنهانیستم ..وبیخیال باش
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۱۸ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
سلام منم مثل شماها هستم انشاالله هممون خوب بشیم
۰
۰
دختر بدبخت
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۰۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۶
من سالهاست با وسواس درگیرم بااضطراب تپش ....اول شستشو بود بعد فكری هم اضافه شد حالا شستشو خوب شده تبدیل شده به فكری داره زندگیم نابود میشه دارم میمیرم از بس فكر كردم اون چی فكر كرد اون چی گفت منظورش چی بود همش با همه بحث می كنم و اضطراب دارم همش فكر می كنم این كارم درست بود؟ این حرفم درست بود؟ ناراحت نشد طرفم؟همش فكر میكنم كسی دوستم نداره ترو خدا بگین چیكار كنم برم روانپزشك یا دارو بخورم؟ زندگی زناشوییم سر بحثای بیخود داره از هم میپاشه
۰
۰
معین
Germany
۲۳:۱۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۶
.بخونید. كمكتون میكنه..23 سالمه.سال كنكور دچار این بیماری شدم.تا پارسالم نمیدونستم بیمارم.خلاصه یجوری فهمیدم كه این حال بدم ناشی از چیه....من خیلی آدم مذهبی ام..شروع كردم به درمان خودم..داغون بودم ..من كه تا قبل از كنكور تو بهشت بودم از زندگی لدت میبردم اینجور شده بودم...فقط میدونستم درمانش اینه كه فكر نكنم به چیزای ازار دهنده ولی مگه میشد..تا این كه رسیدم ب یه حدیث وبعدش یه كلیپ از یه روانشناس امریكایی این دوتا مكمل هم بودن...حدیث این بود...از هرچی بترسی خدا تورو واگذار میكنه به همون چیز ..یعنی خدا بدش میاد تو از چیزی بترسی ..كلیپشم از آپارات دان كنید..اسمش فكر كنم ترس وایمان بود...به از اون هر فكری ك مبمود تو ذهنم مثل تكراری چیز معمول .مثلا فردا مبخوام اینكارو بكنم انقد این حرفو تو ذهنم تكرار میكردم كه دیوونه میشدم بعد اون گفتم امین نترس فقط نترس نترس....میدونید وسواس فكری یه عادته..عادت ضمیر ناخوداگاه تو یه سنی وسواسگونه رو یه قضیه فكر كردبم این شده عادت ضمیرمون..اونو تعمیم میده رو همه زندگیمون..ما باید این عادتو ترك كنیم..فقط با بی فكری اونم بدون ترس...ترس از جی....از هرچی..ترس از خود ترس ترس از وسواس ترس از فكر كردن یا نكردن به موضوع....اگه از چیزی ترسیدبم واگذار میشیم به همون این قانون خداس..غربیا بش میگن قانون جذب ...قانون جذب همون حرف امام علیه السلام از هرجی بترسی خدا تورو به همون واگذار میكنه )این رو فردی به نام امین 23 نوشته بود ایشالا سلامت باشه همیشه فدایت دوست عزیز من خیلی استفاده كردم ممنونم واقعا .... به نظر من یكی از بهترین نظرات بود باعث بهتر شدن شدید من شد )
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۱
سلام
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۱
اعوذ بالله من شیطان الرجیم.بسم الله.سلام علیكم. دوستان تو رو به خدا این متن رو كامل كامل بخونید و گسترش بدید شاید همه نجات پیدا كنند. من خودم با اونهمه وخامت حالم خوب شد. من ۴ماهه دارم كتاب های روان شناسی ایرانی خارجی میخونم.ترجمه قران رو خوندم با تفسیر و فكر.به خدا انقدر فكر كردم كه مغزم پاشیده بود اما تونستم موفق شم. حتی نظریات علما رو هم خوندم.
نگاه كنید بچه ها روان شناسا میگن كه دلیل نداره كه ما همه ی فكرهارو قبول كنیم.انا چجوری. شما توی همه جا شنیدید كه میگن خودشناسی از همه چیز مهم تره.خودشناسی یعنی چی. عمده ی اصلی این حرف یعنی فكرهای خوب رو از بد بشناسی. اینهارو از هم تشخیص بدی. كه چی بشه؟كه نسبت به اون حرف هایی كه در مغزت میاد تشخیص لازم رو بدی و برای افكاری كه طبق قانون و دینمون و انسانیت نیستن.بی اعتنایی كنی. تمام روان شناس ها میگن كه ما نمیتونیم جلوی افكار رو بگیریم باید نسبت بهشون فقط بی اعتنا باشیم. یعنی چی? یعنی اینكه بتونیم احساسمون رو در مقالبلش كنترل كنیم. یعنی نترسیم ناراحت نشیم.ضعیف نشیم. عصبانی نشیم. خب حالا بریم سراغ قران. سوره مجادله ایه ۱۰. همانا نجوا از شیطان است تا مومنان را اندوهگین سازد و به انسان ضربه نمیزند مگر خدا بخواهد و باید بر خدا تكیه كرد. نجوا یعنی صدای بسیار ضعیف مثل صدای خوردن النگو به هم.یا میگه كه شیطانكاكارش ترساندن است.اصلا بهفكر بد تحریك میكند. قلب انسان دو تا گوش داره كه چون شیطان تو درون اون میدمه فكر میكنیم از خودمونه. به خاطر همونه كه انسان ناراحت میشه. به خدا قسم راست میگم. به فكرهاتون دقت كنید میاد میگه این تمیز نیست فكر میكنی فكر خودته ولی ازتو نیست سریع تشخیص بده بهش بی اعتنایی كن. بگو از من نیست. هر كس هر جور وسواس داشته باشه میتونه حلش كنه. كافیه خود شناس باشه. تو رو به قران این كارو كنید و این رو پخش كنید. قول میدم نحات پیدا میكنید. اما راه حل كامل. به شیطان فكر نكن.ففقط زندگیتو بكن هر موقع فكرهایی از قبیل ناامیدی تنهایی غم هر چی كه تورو ناراحت میكنه اومد سراغت تشخیص بده این از تو نیست باهاش مقابله نكن فقط بی اعتنایی كن. وقتی میدونی از خودت نیست میشه راحت بی اعتنایی كرد .فقط مراقب باش از همه طرف حمله میكنه. فقط بی اعتنا باش. راحت انگار چیزی نمیگه. نگاه نمیشه صدای این حیوون رو بست فقط باید بی اعتنایی كرد. یكی دو ماه فوقش اذیتت میكنه. ولی بعد از اینكه دید اعتنایی نداری میگه گم میشه. شیطان از بی اعتنایی بیزاره میره دیگه نمیاد. فقط این رو یادتون باشه همه ی فكرهایی كه به مغزمون میاد از خودمون نیست. یه نكته دیگه فقط بایدبه تمام افكار بد بی اعتنایی كنی نه فقط یدونه. چون وسواس موقعی پیش میاد كه از همه طرف حمله میكنه. معمولا هم این بلا رو سر كسی میاره كه اگر این كار رو نكنه دنیارو گلستان میكنن. پس قدر خودت رو بدون. فقط باید نقطه ضعف هات رو بپوشونی با بی اعتنایی. هر گاه نا امید شدی بدون فكر خودت نیست.. بی اعتنایی یعنی جی؟یعنی حواست رو بهش نده. احساست رو هم بیان نكن. یعنی ناراحت یاترس پ.... نداشته باش. فقط زندگیت رو بكن. اومد طرفت بی اعتنایی كن باز زندگی عادیت رو بكن. ورزش هم یادت نره با تغذیه خوب. تو روخدا این متن رو هر چقدر میتونید ارسال كنید تا بدست تمام گرفتار ها برسه تا بتونن زندگیشونو درست بسازن. برید سراغ مطالعات در مورد حمله های شیطان و تفسیر قران. به خدا درست میشید. منم دعا كنید. اگر نماز بخونی راحت تر میتونی به زندگیت برگردی.. به خدا به خاطر دلسوزی كم مونده اشكم در بیاد. بدست روانپزشك ها هم برسونید مهمه. باز در این باره تحقیق كنید. خدا یار و یاورتان باشد.خدانگهدار
۱
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۰۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۴
پیوست متن بالا.
یه چیز مهم دیگه. من به بیماری وسواسیت میگم حساسیت. یعنی حساسیت به افكار. این افكار در همه وجود داره چون بهش حساسیت نشون نمیدن خودش میره.پس حساسیتتون باید رو افكار تون كاهش پیدا كنه حتما باید اینكاررو هر روز انجام بدید. مطمئن باشید اگر روی افكار حساسیت نشون ندید موفق میشید. با حساسیت افكار قوی میشن. سعی كنید افكار را در دل خود نگویید. و روی افكاری كه به ذهنتون میاد حساس نشید. توی افكارتون هم زوم نكنید.
بهار
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
خیلی صحبت هات خوب بود ممنون
میشه ایدی تلگرامتو برام ایمیل كنی
یك ایرانی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
احسنت فوق العاده عالی بود ان شاءالله همیشه سلامت باشید
آدم
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۹
درود به شما دوست عزیز.
محمد
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۱۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۳
خیلی بیماریه نامردیه! اگه این بیماری نبود الان خیلی جلوتر بودم! ی سری فكر الكی توو ذهن ادم جمع میشه و هیچ فایده ای جز جلوگیری از تمركز نداره! منی كه كنكور دارم چه كنم اخه! به خدا دیگه خسته شدم! فقط توكل بر خدا! عیچ كس دیگه هم نمیفهمه من چی میگم!
۰
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۴ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۵
سلام فكرمن باشماها فرق میكنه همش فكرمیكنم كه زندگی یه نفرو ازهم پاشوندم بایه مشاوره راجع به مشكلاتم چت كردم اونم ازخودش گفت فهمیدم زن داره این چت مال دوسال پیش حالاچندماه این فكراومده سراغم نكنه زنش چت ماروخونده باشه وزندگیش خراب شده باشه بچه هاكمكم كنید.اصلا اززندگیم لذت نمیبرم افسردگی گرفتم به قدری این فكر داغونم میكنه كه تمام بدنم دردمیگیره به قلبم فشارمیاد اصلا فكرم راحت نیست یه راه حلی بهم نشون بدید جوونیم داره به باد میره به هیچ وجه هم اون مشاورونمیتونم پیداكنم چیكاركنم
۰
۰
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
عزیزم ...تو در شرایط نا مساعد روحی و شاید باتجربه كم با یك نفر حرف زدی و الان داری خودت رو شكنجه میدی اگ حرف زدن شما در حد مكالمه عادی بوده و اون طرف هم مشاور بوده چرا حالت بده؟ نه ادم ب مرور عوض میشه و اینك ما تو چند سال پیش چ كاری كردیم بخاطر اینك اون موقع تجربه و هوش و فهم الان رو نداشتیم ..خودت رو ببخش ..و اصلا خودتو شكنجه نده
A
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۵
سلام من نمیدونم اینی كه بهش دچارم واقعا وسواس حساب میشه یا نه من خیلی به چیزای منفی فكر میكنم حتی به اتفاقایی كه اصلا نیفتادن .و این واقعا فكرمو درگیر میكنه اگه یچیز خیلی كوچولویی برام پیش بیاد تا ماه ها بهش فكر میكنم و وقتی میبینم نمیتونم كنترل كنم خودم سعی میكنم بخوابم ولی از خواب پامیشم دوباره تكرار میشه .با هیچكسی هم نمیتونم دوست بمونم یا ارتباط برقرار كنم هم اعتمادبنفسم پایینه و هم فكر میكنم اصلا به هیچكس احتیاج ندارم بیشتر اوقات هم فكر میكنم یچیزیو تو خونه یا سركلاس جاگذاشتم و تا وقتی برنگردم و كنترل نكنم ارون نمیشم
۱
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
اینم یه نوع وسواسی فكری منم اولش اینجوری بودم حالابدترشدم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۰۱ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
بچه ها بیایدیه گروه بزنیم راجب این بیماری چون هیچكس دردماروجزخودمون كسی درك نمیكنه تاشایدباحرف زدن باهم اروم بشیم بیایدباهم اینكاروانجام بدیم خواهش میكنم
۳
۰
بهار 222
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
موافقم شدیداااا
مرتضی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
موافقم
الهه
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۷
موافقم
A
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۸
منم موافقم
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۵۲ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۰
نظر خوبیه
دختر مرداب
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۹
خیلی موافقم
منم میام حالم خیلی بده منم ببرگروهت
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۱۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۲
خیلی خوبه

مهدی
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۷
موافقم
فرشاد
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
منم ببرین گروهتون
مژگان
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۰۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
من همش انگار یكی میگه برو گاز روشن كن بعد كبریت بزن اینجورشه یا مثلا همش میترسم یه كاری انجام بدم یا یه اتفاقی میوفته میگم نكنه منم تو این كار دخالت داشتم. خودم نمیدونم یا بچه میبینم میترسم كه از دستم نیوفته یه وقت خفش نكنم یا كلا از چاقو فكرای در موردش میترسم من از همه عقب موندم حالم خیلی بده چیكار كنم
۲
۰
محمد
United Kingdom
۲۲:۱۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۶
سلام.بچه ها عقیده من اینه ك هممون جمع بشیم.یه گروهی بزنیم تو تلگرام نمیدونم واتس اپی چیزی به هم دیگ مشاوره بدیم همدیگ رو راهنمایی كنیم اینم شماره منه۰۹۳۷۲۲۳۱۲۶۹
۰
۰
الی
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۲۲ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۷
با سلام من دچار وسواس فكری مذهبی شدیدی هستم به پزشكان زیادی مراجعه كرده ام اما درمان نشدم حالم خیلی بده اگه پزشك خوبی را میشناسید لطفا بهم معرفی كنی
۰
۰
یاسمن
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۲ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۵
سایت پزشكی انلاین پزشكان خوبی داره میتونید به این سایت مراجعه كنید
نیما
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۱
سلام دكتر رفتن راه حل نیست راه حل دست خودته
علی
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
سلام اگرشما سر اذان صبح ظهر مغرب نماز خود رابخوانید وتسبیحات اربعه رابخوانید وسواس شما برطرف می شود مشكل شماازاینجا شروع شده كه شما آدم مذهبی هستید ولی نمازراخصوصا صبح به وقت نمی خوانید اگربااین تمرین مشكل حل خیلی بهتر ضمنا چنانچه مشكل دیابت فشاروغیرندارید مقداركمی عرق اسطوخودوس رابابیدمشك نوك قاشق زنجبیل ویك قاشق عسل دریك لیوان آب مخلوط كنید ونیم ساعت قبل ازخواب بخورید مغز تقویت می شود ضمنا اگر ساكن اصفهان باشید دكتر سید جوادامی زاده به آدرس خ شمس آبادی جنب بیمارستان سینا رامعرفی می كنم انشااله بهترشوید .
N
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۳ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۷
دوستان اگر وسواستون فكریه هیچ ولی اگر عملی هست تغییر مكان جواب میده.چون اكثرا وسواس عملی مرتبط با عادت هست یه مدت انجام ندید تلقین نمیشه
۰
۰
minoo
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۰
سلام دوستان، این لینك گروه تلگرامه واسه اینكه یه جا جمع شیم و از فكرو عقیده های هم استفاده كنیم، لطفا همتون بیایدhttps://t.me/joinchat/AAAAAAvBTw3oiLbTms_bRg
۰
۰
زهرا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۶
دوستان عزیز سلام. هر كس كه بتونه موارد زیر رو خوب عمل كنه بنده قول تضمینی می دم به لطف خدا درمانش قطعیه.
1.خواندن زیارت عاشورا و توسل به امام حسین(چون اولیای خدا پیش خدا ابروشون زیاده)2. خواندن و گوش دادن به تلاوت با صوت زیبای قران روزی حداقل2 ساعت (تحقیقات زیادی نشون داده كه گوش كردن و خواندن قران استرس عصبی رو كاهش میده از طرفی قران معجره و كلام وحی و شفای بیماری های جشمی و روحی در قرانه. تاثیر قران بر مولكولهای اب باعث ایجاد نظم و شكل زیبا در مولكولهای اب می شه پس بدن ما هم كه حداقل از 70درصد اب تشكیل شده با گوش دادن به كلام وحی نظم خودشو پیدا می كنه. از طرف دیگه در ایات قرانی اشاره شده كه شیطان همان وسواس بر كسانی تسلط پیدا میكنه كه از خدا دور شدند با تمسك به قران و انس با قران این حالات كم كم رفع میشه)3. تقویت روحیه ی شكر گذاری و گفتن ذكر الحمدلله شمردن نعمتهای خدا(بعضیا تمام تمركزشون رو اینه كه وسواس فكریشونو درمان كنند بعد برن به زندگیشون برسن در صورتی وسواس فكری در صورتی از بین می ره كه شما به زندگیت برسی و وقت خالی برای شیطان مگذاری طبق رواینی از امام علی (ع)كه اگه ذهنت رو با كاری مشغول نكنی شیطان تو رو مشغول می كنه)پس اونایی كه وسواس دارن خودتونو بندارید تو چنگ كار كتابهای مورد علاقه تون اوایل تمركزتون كم خواهد بود اما بعدها كم كم درست می شه. به این فكر نكنید كه درد شما خیلی دردبدیه شكر گذار خدا باشید كه چشم دارید گوش دارید و اینا نعمتهای بزرگی اند با شكر گذاری این مشكل رو به حاشیه بكشونید. به این فكر كنید كه تنها شما نیستید كه به وسواس فكری مبتلا هستید بلكه انسانهای زیادی هستند كه به این درد مبتلا هستند و چاره ی اون بی اعتنایی هست چون اعتنا كردن به اون عین گناهه. اینه در نظر داشته باشید كه انسان مومن هر سختی كه می كشه خدا براش اجر و ثواب در نظر می گیره سختی های شما هم بی اجر و ثواب نخواهد بود . 4. خوردن سیب سیب سیب مهمترین داروی ضد وسواسی و ترمیم سلول های عصبی 5. رجوع به یك متخصص طب سنتی اغلب كسایی كه دچار وسواس هستند معده و طحالشون دچار مشكله كه اگه اینا درمان بشن میزان حساسیتشون به مسایل ترمیم پیدا می كنه خلط سودا و گاها خلط صفرا در این گونه افراد زیاده پس حتماااااا میزان دریافت میوه به خصوص خیار(آرام بخش عصبی) و سیب(تقویت قلب ترسو و معده و رفع وسواس)رو تو برنامه ی روزانه تون داشته باشید.6. اگر براتون مقدوره برنامه یی برای رفتن به زیارتگاه ها و مساجد بذارید اینها سرشار از امواج مثبت اند و با دعا كردن سلولهای عصبی تا حد زیادی ارامش پیدا می كنند.7. ماساژ كف پاها و كف دست با روغن زیتون نیم ساعت(افراد وسواسی بدن خشكی دارند و با رسیدن روغن به بدن و ماساژ هم انرژی بدن زیاد می شه و هم خلط سودا كه عامل مهم برای وسواسی بودن هست كاهش پیدا می كنه)8. دفتر خاطراتی تهیه كنید و حالات روزانه و تلاشهاتون رو بنویسید.9.صدقه و كمك به فقرا رو در برنامه تون داشته باشید.10.استغفار كنید و تا می تونید به دیگران كمك كنید باعث افزایش روحیه شادی و كاهش اضطرابتون می شه.11.هر فكر منفی اومد ادامه ندید.12.ذكر یا رحمان یارحیم ثبت قلبی علی دینك در رفع وسواس موثره.
ان شا..... همه ی بیماران زودی شفا پیدا كنند. التماس دعا
۰
۰
بینام
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۴ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۷
نظراتو خوندم خیلی جالب بود برام فكر می كردم تو دنیا فقط من این وسواسو دارم كه از بچگی اسمشو گذاشته بودم حساسیت الانم ٢٧ سالمه یادمه از ٨ سالگی این بیماری رو داشتم كه واقعاً آزارم میداد هیچكسم نبود كمكم كنه چون از اونجایی كه آدم فوق العاده مغرورین وسواس فكری به نظرم میتونه یه بیماری كشنده باشه كه واقعاً شبیه یه مرگ تدریجیه چون واقعاً دارم حسش میكنم مغزم یواش یواش داره كند میشه نمی تونم رو هیچ چیزی تمركز كنم شاید بشه گفت هزار نوع وسواس وجود داره ولی ترس از از دست دادن عزیزان و اتفاق ناگوار شایع ترینشه كه خودش نفس آدمو میبره نمی زاره هیچ شبیو راحت بخوابی بعدشم وای وای وسواس به اعداد كه جونمو داره ازم میگیره مثلاً یادمه موقع امتحاناتم بوده ساعت ٧:١٤ دقیقه از خونمون حركت كردم اون روز امتحان رو حالا به هر دلایلی یا نخوندن یا هر چی خواب كردم ولی امتحان بعدی رو ساعت ٧:١٥ دقیقه حركت كردم از خونه اون روز با اینكه می دونستم درس رو كامل خوندم مطمن بودم امتحان رو خوب میكنم و كردم ولی به دلیل وسواس فكری الان ١٠ سال از ماجرا میگذره خدای نكرده عدد ١٤ میبینم رو ساعت حتماً باس یه دقیقه وایسم تا بشه ١٥ یا عدد های دیگه ٢١ رو مرگ میبینم ٢٣ رو خرابی یا اتفاق یا ٥ رو دزدی ازم ........ و اینكه وسواس نظم اشیا یا وسواس مرتب بودن كفشا وای عمرم تو این وسواس فكری رفت آدم زبونش میاد میره ١٨ سال بله من ٢٧ سالمه ١٨ سال وسواس فكری دارم لیسانسم و هیچ كس حتی فكرشو نمی تونه بكنه آدم وسواسی باشم همه رو میریزم تو خودم تا همین یه ماه پیش حتی نمی دونستم حساسیتی كه دارم اسمش وسواس فكریه و یه نوع بیماریه كه داره لذت زندگی كردن و زنده بودن رو ازم میگیره مثلاً وسواس مرتب بودن كفش فكر میكنم اگه كفشای عزیزانم مرتب تو جا كفشی نباشه اتفاقی براشون میوفته خدای نكرده عددی كه صدای تلویزیون رو نشون میده به جز ٢١ ٢٣ حتماً باس رو فرد باشه اگه بخوام از وسواسام بگم هنگ میكنید اینایی كه گفتم جونمو دارن ازم میگیرن مثلاً با ١٠٠ تا سرعت تو جاده در حال رانندگی حتماً باس بالای ٥٠ بار آیینه رو اونجور كه وسواسم میگه كنترل كنم یا تو خیابون را میرم اگه ردیف موزاییكا سه تا باش روشون راه میرم تورو خدا كمكم كنید یه راهی جلو رو بذارید چون ٤ساله كه از وسواس زیاد و افسردگی رو به اعتیاد و مواد آوردم بهترم نشدم هیچ زمان مصرف مواد حساسیت و وسواسم دو برابر میشه واقعاً بعضی موقع میشینم گریه میكنم درسته یه مرد ٢٧ ساله ....... دیگه توان زندگی كردنو ازم گرفته یكی كمكم كنه
۱
۰
فراز
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۳
با سلام دوست عزیز
راستش من هم به مدت ۱ سال این مشكل رو داشتم و سنم هم ۲۲ ساله پسر دانشجو هستم.الان تقریبا خیلی كم شده و هنوز هم دارم باهاش میجنگم.وسواس فكری رابطه مستقیمی با رفتار های ما داره .این شمایین كه میتونین مشكلتون رو حل كنین.روزها با قدم بزنین.به این فكراتون فكر كنین.ببینین علتش چیا میتونه باشه و روز به روز شروع به تغییر دادن رفتارهاتون بكنین.سعی كنید تا یه مدت با خرد عمل كنید.مطمئن باشین تا ۱ ماه تاثیرش رو میبینین و به این فكر های احماقانه از ته دل میخندین.
محمود
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
سلام داداش من نگران نباش . من الان 37 سالمه و همین مشكل رو دارم . من هم مواد مصرف میكردم اما الان به جلسات انجمن na میرم و پاكم شما هم مشكلتون حل میشه به امید خدا همین كه بدونی تنها نیستی خوبه .
دختر مرداب
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۹
سلام ممنون از سایت خوبتون
من 25 سالمه از زمانی كه یادم میاد ترس از بیمار شدن داشتم تو دوران كودكی مامانم خیلییییی حساس بود كه مثلا دست به جای كثیفی بزنم بعد مریض بشم فكر می كنم این حساسیت به این مرحله برمیگرده.
هرروز یه مشكل جدیدی واسه فكر كردن بهش دارم زمانی اون موضوع تو ذهنم كمرنگ میشه كه یه مشكل جدید به وجود بیاد.
البته این مشكل هایی كه میگم مشكلاتی هستند كه از دید من خیلی بزرگند ولی واسه اكثر آدمای اطرافم خنده دار
اصلاااا از زندگی لذت نمیبرم همه عمرم استرس داشتم بیشتر از همه چی از مریضی و مریض شدن و زیبایی نگرانم اونم مریضیای وحشتناك و غیر قابل درمان.
اصلا دیگه برام قابل تحمل نیست با خانوادم بد رفتاری می كنم چون همش تو افكارم غرق میشم از دست خودمم خسته شدم.
ابنقدر قدرت فكرام بالاس و باورشون دارم كه به تپش قلب و عرق سرد و حالت تهوع میفتم
تمركز ندارم ونمی تونم تصمیم درست بگیرم
و سر همین مسئله شكست بزرگی خوردم كسی رو كه عاشقش بودم دقیقا یك هفته به مراسم نامزدی از دست دادم و هرروز بابتش غصه میخورم.
به همه چی شك و سوءظن دارم از دكتر رفتن هم میترسم اكثر دوستامم بخاطر این رفتارام از دست داد واقعا از پس این بیماری برنمیام داره از من پیروز میشه دلم نمیخواد شكست بخورم
كاش راهی بود داره زندگی و جوونیم از دست میره....
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۱
سلام من دركتون میكنم منم به خاطروسواسی فكرزندگی پنج سالموازدست دادم چون شوهرم دركم نكردالبته تقصیری نداشت والان ازهمه جاناامیدم حتی ازخدای خودم الانم یه فكردیگه اذیتم میكنم منم مثل شماتپش قلب گرفتگی عضلانی به قول شمابه فكری كه میكنم خیلی باورش دارم اذیت میشم
یك ایرانی
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۲۴ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۰
دوستانی كه مشكل وسواس دارند به كانال برنامه سمت خدا كه راجع به وسواس هست در تلگرام رجوع كنند كه پست های عالی و وویس های خوبی برای وسواسی ها گذاشته می شود از قرآن از علما در رابطه با وسواس و وسواسی ها خیلی ها عضو این كانال تلگرامی هستند ان شاءالله مشكلتان با امیدبه خدا و اهل بیت حل خواهد شد . آدرس این كانال: @samtekhoda3_vasvas امیدوارم ادمین این مطلب وب سایت هم حتما مطالب این كانال را ببیند اون 3 باید به عدد انگلیسی باشد یادتان باشه چون توی تایپ 3 فارسی نشون میده .یا علی مدد
۰
۰
سان
United States
۰۲:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۲
كلا ادم خل و چلی شدم هركاری میكنم فكرم جای دیگس اهمیت نداره ولی فكره میاد تو مغزم بد رد دادم
۱
۰
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۳ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۲
سلام منم وسواس فكری داشتم دكتراعصاب وروان رفتم داروخوردم خوب شدباتوكل برخداخوب میشید
۱
۰
ستاره
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
سلام یعنی امكانش هست كاملا خوب بشیم ؟ منم وسواس فكری دارم دارو هم میخورم ولی هنوز خوب خوب نشدم به خاطر این موضوع سه سال پشت كنكور موندم
راضیه
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۳
نمیدونم مشكل من وسواس فكری به حساب میاد یا نه.. ولی من از بچگی با این موضوع درگیر بودم كه وقتی به یه مشكل كوچیك برمیخوردم روزها فكرم و به خودش مشغول میكرد.. مشكلی كه نه تنها تو چشم دیگران مهم نیست حتی خنده دارم هست . برای همین هیچ وقت نمیتونستم مشكلاتم و به دیگران بگم.. اگه تو زندگیم یه خطای كوچیكی انجام بدم هیچوقت نمیتونم خودم و ببخشم حتی اگه چندسال هم از اون موضوع بگذره تا یادم بهش بیفته خودمو سرزنش میكنم.. تو نگاه من همیشه همه چیز باید عالی و پرفكت باشه و من همیشه باید تو همه چیز از دیگران بهتر باشم اگه اینطور نباشه.. یه چیزی مرتب ذهنمو میخورده كه چرا اینطور نیست چرا نباید اینجوری باشه.. هركاری كه شروع میكنم تنها چیزی كه مدام ذهنمو درگیر میكنه ترس از اشتباهاتی كه ممكنه دچار بشم و عواقب اون اشتباهات.. ترس از اینكه معلوم نیست چی پیش بیاد.. برای همین اعتماد به نفسم خیلی پایینه.. سعی میكنم سراغ چیزی نرم تا مبادا اشتباهی بكنم.. فكرای كوچیك و جزئی كه حتی نمیشه اسمشونو مشكل گذاشت مدام دارن مغزمو میخورن خیلی شب ها تا صبح منو بیدار نگه میدارن.. با اینكه خودم تعجب میكنم كه چرا یه‌همچین چیز كوچیكی باید اینقدر منو‌ به خودش درگیر كنه ولی بازم نمیتونم بهش فكر نكنم.. لطفا‌ راهنماییم كنید... دیگه خسته شدم از اینكه همیشه اینقدر الكی اعصابم خرده.. دیگه از این افسردگی خسته شدم.. از این فكرای لعنتی خسته شدم
۱
۰
دختر مرداب
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۴۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۳
منم دقیقا مثل شما هستم
دركتون میكنم و میفهمم چ دردی میكشین
خیلی زجر آوره منم خسته شدم دیگ ....
پارمیس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۸
منم دقیقا مثل تو ام همیشه كمال گرا بودم همیشه نمرم باید بیست می بود توپ ی آزمونا حتما میخواستم اول بشم ولی الان دیگه از جنگیدن با وسواس خسته شدم سال دیگه هم كنكور دارم میترسم ب آرزو هایی ك انقد واسش تلاش كردم نرسم...
محمد
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۹
باعرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز میخوام یه كمك به همتون كنم میدونم كه خیلی ازاین بیماری رنج میبرین من یه راه امتحان كردم خدایی جواب میده اصلا سخت
نیست اونم استفاده ازافشره گل سرخ عطاریها دارن داروخانه هاهم دارن بیستوشیش هزارتومنه دستوره مصرف داره داخلش هست ولی ادم دوساعته تاثیرشومیبینه هیچ عوارصی
نداره
منا
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۵۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۳
سلام من چهار ماه نیم پیش یه رابطه با نامزدم داشتم از اون روز همش حس میكنم حامله ام .تا الان بالای بیست بار ازمایش دادم بالای بیست بار سونوگرافی كردم همه میگن هیچی نیست اما وسواس فكری شدید گرفتم واقعا دیگه كم اوردم هنوزم فكر حاملگی دست از سرم برنمیداره واقعا خیلی سخته .بعضی وقتها میگم ایكاش بمیرم راحت شم
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۶ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۵
عزیزم زودترعروسی كن بعدشم وقتی سونوگرافی رفتی دیگه نبایدنگران باشی
سحر
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۹ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۵
سلام بچه ها میخوام یه گروه توتلگرام باهم بزنیم كه اونجاچت كنیم راجع به فكرایی كه اذیتمون میكنه من خواستم ایدی تلگرام بهتون بدم ولی نمیتونم ایدی برای خودم درست كنم هركی ایدی داره بده یه گروه بزنیم تاباهم حرف بزنیم كمی اروم شیم چون كسی ما رو درك نمیكنه
۰
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۸ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۷
سلام من مهدی هستم فارغ التحصیل دكتری رشته ی ژنتیك پزشكی.
من تازگیا دچار وسواس فكری زیاد شده ام. مثلا همین دو سه روز پیش یه كاری را انجام دادم و راه حفاظتی آن را درستو كامل انجام دادم اما از اون روز تا حالا هی پیش خودم میگم من اون كارو راه حفاظتیشو انجام دادم یا نه؟ بعد یادم میاد كه آره رعایت ایمنی و بهداشتو چند بار چك كردم حتی میخواستم دیگه با گوشیم عكسم بگیرم دیگه كه خاطر جمع شم چند ساعت آروم میشم بعد دوباره شكاكیم شروع میشه. دیگه واقعا از این حس خسته شدم ممنون میشم كمكم كنید
۰
۰
زینبم
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
سلام به همگی. من وسواس توی زمینه های زیادی دارم. بزرگترینش ترس از دست دادن عزیزان هست كه دیگه داره دیوونم میكنه. اگه مامان یا بابام بگن مثلا یكم قفسه سینشون درد میكنه من دیگه اینا رو بنده خداها دیوونه میكنم بس كه شور میزنم و ثانیه ای یكبار حالشون میپرسم و اصرار به دكتر رفتن میكنم. خیلی شبها اصلا نمیتونم بخوابم به خاطر این فكرها. علی رغم اینكه فارغ التحصیل یه رشته خیلی خوب از یه دانشگاه خیلی خوب هستم اما سالها همیشه به هوشم شك داشتم و فكر میكردم كه به قدركافی باهوش نیستم حالا كه درس خوندن واسم كم اهمبت شده و ازدواج مهم شده مدام فكر میكنم كه به قدر كافی ظاهر وچهرم خوب نیست واسه همین تا الان ازدواج نكردم و به شدت این فكر زجرم میده و مدام دنبال عیب توی ظاهرم میگردم. از چك كردن قفل بودن در ماشین و اینا هم كه دیگه مورد كوچولوهاشه. لطفا كمكم كنید چون سلامتیم داره به خطر میفته.
۰
۰
محمود
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
دوستان اگه گروه زدین ایدیشو بزارین لطفا
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
بچه ها منم خیلی وقته كه همچین مشكلیو دارم ،تقریبا از بچگیم ،هی درجه شدتش تو این چند سال تغییر میكرد ،ولی امشب به یه نتیجه ای رسیدم ،هنوز صد درصد مطمئن نیستم كه درست باشه یا نه ،ولی به نظرم احتمال خییلی زیاد نتیجه بخشه .
اونم اینه كه باید برای خودمون كاملا واضح مشخص كنیم كه هدفمون از زندگی كردن چیه ،به چه چیز هایی تو زندگی میخوایم برسیم ،
اگرم لازم شد براش یكم وقت بذاریم و تحقیق كنیم و فكر كنیم ،چون واقعا كار بی ارزشی نیستش هدف از زندگیمونو میخوایم مشخص كنیم ....
بعد میفهمیم كه واقعا یه سری از كارهامون بیهوده س ،مارو كه به هدف زندگیمون نمیرسونه هیچ ،مارو تازه دور میكنه ،پس برای چی باید اونهارو انجام بدیم ؟؟؟؟
اون كارهای بیهوده و الكیو تشریفاتی رو برای چی باید انجام بدیم ؟

اون كارهای وسواسیه بیهوده نه تنها انجام دادنشون كار درستی نیست ،بلكه به نظرم گناه هم داره ،برای همین با انجام ندادنشون نباید احساس گناه كنیم ،بلكه حس پاداش و ثواب هم باید بكنیم....
اشیاء یا افكار موجود در زندگی باید در خدمت ما باشندو مارو به اهدافمون برسونند ،نه اینكه ما در خدمت اونها باشیم.
مطمئنم خداوند هم با دوری كردن از كارهای بیهوده و وسواسی خشنود خواهد شد
به امید سعادتمندی همگی
۰
۰
ستاره
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۳
خواهشا جواب بدید من پارسال وسواس داشتم و دكترم برای من دارو تجویز كرد خیلی حالم خوب شد ولی متاسفانه چند هفته پیش خیلی عصبی بودم و از استرس زیاد مقدار داروم رو زیاد كردم الان حس میكنم وسواسم برگشته باز هم نمیذاره راحت باشم .آیا به خاطر زیاد كردن داروهاست ؟؟؟ خواهش میكنم جواب بدید حالم خیلی بده .
۰
۰
مریم
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۴
سلام من از بچگی وسواس داشتم ولی هرچی بزرگتر شدم.وسواسم هم شدید تر شد هم متفاوت از پعكی و نجسی بگیرید تا فكر از دست دادن سلامتی خودم یا عزیزام یا خیلی چیزایی كه حتی از نوشتنشونم میترسم .بدترین مشكلی كه دارم فكر میكنم باید همش دعا كنم.كه اون اتفاق نیفته وگرنه ممكنه خدا اگه نگم پیش بیاره جوری شدم كه پشت سر هم دارم تكرار میكنم فلان اتفاق نیفته و...خونوادم میبینندم دعوام میكنند چقدر پس پس میكنی آبروم میره ولی بازم دارم میگم حالم از خودم و زندگیم بهم میخوره از بس تكرار میكنم سر درد گرفتم از همه كارام موندم از ترس تپش قلب نفس تنگه و....میگیرم گاهی گریه میكنم ولی خوب نمیشم چیكار باید بكنم فقط ترو خدا نگید بذار كنار و نگو چون گوشم پر از این حرفا پره . تلاشمم كردم ولی اگه نگم دیوونه میشم از نگرانی اینكه ذكر بگو اینا هم حداقل برامن فكر نكنه جواب بده چون همش دارم سر وسواسم واسه نیفتادن اون اتفاق با خدا حرف میزنم فكر كنم خدا هم ازم خسته شده بس تكرار پشت سر هم میكنم,در ضمن شما كه میگید باید برید مشاوره خدایش هر جلسه مشاوره كه ۷۰هزار تومنه كی میتونه بره اونم چیزی كه با سه چهار جلسه حل نمیشه ادم حتی روش نمیشه به خونوادش بگه پول زحمت كشیتو بده من برم واسه درمان چیزی كه حتی دركش نمیكنند این راهم با این قیمتا رومون بستست
۰
۰
یك ایرانی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
قطعا روانشناس هایی پیدا میكنی كه ویزیت كمتری داشته باشند كافیه تحقیق كنی ویك روانشناس خوب پیدا كنی تا با همراهی خودت مشكلت حل میشه بدون كه وسواس از شیطان هست ترس از شیطان هست .شیطان بزرگترین دشمن انسان هست هر وقت این افكار به ذهنت میاد به خودت متذكر شو كه این شیطان هست و عمل به دستوراتش حرام است . در پناه خدا و اهل بیت موفق باشی
amir
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۷
با سلام حتما برید دكتر هموپاتی .من تمام دوستانم با دارو های همپاتی درمان شدند
محمد
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۰
باعرض سلام خدمت دوستان بابا این كارارونمیخواد بكنی اقا درداین مریضی فقط افشره گل سرخه بروازداروخانه بخرهیج عوارضی هم نداره دوساعته جواب میده
مهناز
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۴
سلام ب همه دوستان تمام چیزهای مسخره ای ك فكرتونو درگیر میكنه از شیطانه چون خدا بنده هاشو دوس داره و همیشه ب اونا راحت میگیره سعی كنید سوره ناس و فلق رو خیلی بخونید تا از وسوسه های فكری ك شیطون بهتون القا میكنه دور باشید..در ضمن این چیزایی ك ما بهش فكر میكنیم یه لحظه فكر كنید ك چقدر بی مورد و بی اهمیتن پس هر چیزو انقدر بزرگ نكنید چون ب هر چیزی حتی افكار منفی هرچقدر بیشتر اهمیت بدید ب همون اندازه بزرگتر میشن..به امید مثبت اندیشی هممون
سپاس
۱
۱
N O . N A M E
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
سلام من خیلی وقته وسواس فكری دارم جوری شده كه مغز انگار داره خورده میشه خیلی ناراحتم.
۰
۰
sagad
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵
سلام وسواس فكری داره دیونم میكنه
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۶
سلام خواهش میكنم بچه هابیایدیه گروه بزنیم باهم حرف بزنیم بخدامن بلدنیستم واسه خودم ایدی تو تلگرام نصب كنم اخه میخواستم ایدیموبهتون بدم یه گروه بزنیم
۰
۰
منا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۶
منم موافقم
منا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۶
یه سوال .كسی بخاطر وسواس فكریش بستری شده؟
دكتر من میگه باید بستری شی .البته من دیگه پیش اون دكتر نمیرم دكترم عوض كردم این دكترم میگه بستری نمیخواد بستری شی بدتر میشی
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۷
Sfarahaبچه هااین ایدی تلگرام منه بیایدیه گروه بزنیم باهم چت كنیم چون كسی مشكلات مارونمیفهمه فقط خواهش میكنم هركس مشكل فكری داره بیادحوصله مزاحمت كسی روندارم چون حالم مثل شماهاست فقط میخوام بااین گروهی كه بزنیم شایدهممون درمان بشیم چون مشكلات ماروفقط خودمون درك میكنیم
۰
۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
سلام.لطفا اگر گروه زدید منم وارد گروه كنید
@mohavvel1365
Pardis
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۸
من شمارو با این آیدی پیدا نمیكنم. چیكار باید كرد؟
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۸
سلام.منم 4ساله درگیر وسواس فكری شدیدم.ماجرا از 4سال پیش شروع میشه كه پیش دایی پدرم رفتم كه بیماری ms داشت و به محض بیرون امدن از اتاق شروع به خیالات وحشتناك و احمقانه ای كردم كه من به او ms دادم و تو این چن ساله اینقد باهاش جنگیدم و منعش كردم كه دیگه خسته شدم و كم كم داره برا خودمم باور میشه.تو دوران كودكی وسواس عملی هم داشتم كه خود به خود برطرف شد.كلا خیلی خیال پرداز بودم از كودكی.روانپزشكم 3ماهه دارم دارو مصرف میكنم.تو رو خدا كمكم كنید
۰
۰
مهدی اعتضادزاده
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۹
با عرض سلام و تبریك سال نو به همگی میخوام در مورد سرگذشت وسواسیم بهتون بگم. من از اول بچگی وسواس داشتم اولین موضوع وسواس من برتر جویی بود من همیشه می خواستم بهترین نمره رو داشته باشم همزمان با این موضوع وسواس تمیز بودن رو هم داشتم كه سال به سال از یك موضوع وسواسی خسته می شدم و جاشو به موضوع دیگری میداد خلاصه هر نوع موضوعی كه به فكرتون برسه درباره ی وسواس بهش مبتلا شدم تا اینكه تو سن ۲۲ سالگی ذهنم دیگه واقعا هنگ كرد دو سه تا دكتر عوض كردم نتیجه ی خاصی هم نگرفتم و تصمیم به خودكشی گرفتم و این كارو انجام دادم خوشبختانه نمردم منو به بیمارستان اعصاب و روان ارجاع دادن بعد از یه مدتی كه بستری بودم در اثر مداوای خوبی كه روم انجام شد كم كم به خوب شدن امیدوار شدم و الان حالم خوبه می خواستم به دوستام كه این مریضی رو دارن اگه بیماری به شكل حاد باشه دارو درمانی بهترین روشه البته دارو های به روز نه داروهایی كه ۴۰ سال پیش ساخته شده
۱
۰
Narsis
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۹
سلام. از سن ۱۲ سالگی وسواسم شروع شد .خانواده پدریم چند تا وسواسی دارند. بابام هم وسواس فكری داره و خیلی عصبیه. به خاطر وسواسم توی زندگیم بد جوری شكست خوردم. احساس میكنم از همه فامیل عقب افتادم. حسابی توی عید احساس شكست میكنم. وقتی فكر بد به بدترین نحو بهم حمله میكنه میخوام از غصه بمیرم. الان ۳۳ سالمه. و تو هیچ كاری موفق نیستم. خدا نجاتمون بده.
۰
۰
مهرداد
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
سلام من دو سه ماه وسواس فكری به موسیقی كه زیاد گوش میدم و دائم در ذهنم تكرار میشه دارم و تحمل اینو ندارم ك بر ذهنم مسلط بشه نمی دونم باید چكار كنم واقعا كلافه ام
۰
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
سلام .ناظر توروخدا پیاممو درج كن.آبجیا و داداشای گلم .یه گروه زدیم خودمونی تا مشكلاتمونو ردیف كنیم اینم آیدیم بهم پیام بدین
@mahdiistar
سعید
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۰
باعرض سلام خدمت دوستان من خواهش میكنم یه لحظه به حرفام توجه كنید تاحالا شنیدی كه میگن سگ وقتی آدمو گازمیگیره باید بری واكسن هاری بزنی. تاحالا دلیلشو
فهمیدی چرادرواقع ادم وقتی هارمیشه تقریبا مثل ماها میشه یعنی وضعیتی كه ماهاداریم چراحالا هارمیشه چون وقتی سگ گازش میگیره موادی میره توبدنش كه اون موادبه
سلولهای عصبیش اسیب میزنه وادم هاری میگیره. نتیجه اینكه ماها هیچ تقصیری نداریم مشكل مایه مشكل جسمیه نه روحی یعنی همه مابراثریكسری فكربدمداوم یكسری
ازسلولهای مغزمون اسیب دیده وحالا شده وسواس فكری وهممون توش گیركردیم دكتراهم كه قربونشون برم خوب پولی ازاین قضیه دارن درمیارن بهترین دارویی كه در
این زمینه هست وواقعا عالیه واقعا یعنی حاضرم قصم روش بخورم افشره گل سرخه ازداروخانه تهیه كنید روزی دوبارهربار15قطره باچایی نبات یاهرنوشیدنی دیگه ای به جزاب دوهفته ای خوب میشی
توكل ب خودت...
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
سلام دوستان امیدوارم حال و احوال همگی خوب باشه
من حدود 1سالی میشه افكار خودكشی میاد سراغم، مشكلی ندارم.ولی اوایل یه چیزی میگفت بابا خودتو بكش.یا خیلی از برق میترسم كه اگه آب بریزیم تو پریز برق آیا برق مارو میگیره؟؟یه نفر به من گفته بود برق نمیگیره و حتی1قطره آب بریزیم رو برق آیا بازم خودكشی و بعد برق مارو بگیره آیا بازم خودكشی محسوب میشه.خلاصه فكرهای پوچ و بیخود...یا میگفتم اگه چاقو رو آروم بزنیم به چشم آیا نابینا میشیم یا هسته ی هلو قورت بدیم آیا خفه میشیم :((((( میبینید من چی شدم..دختر شادی بودم..با خدا هستم و ذكر هم میگم.خیلی با خدا حرف میزنم و دعا میكنم... همش میگم خدایا نزار خطاا كنیم..گاهی اوقات اینقدر خسته میشم كه نگووو..اوایل كه كارم گریه بود كه نكنه خدای نكرده به خودم آسیب بزنم و خطا كنم.اگه این فكرها دست از سرم بر نداره زندگیم فنا میشه
با حرفاتون و دلگرمیتون آرومم كنید..آیا من خوب میشم...خوب شدن دائم؟ 1ساله دارم دارو مصرف میكنم.
۰
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۱
سلام خواهرم.برطبق تجربیات من برای رهایی از این نوع موضوع شما باید آرامش فكری داشته باشید .اصلا جای نگرانی نیست خود من یكی از كسانی هستم كه سالها با این موضوع درگیر بوده ام. بر طبق تجربیات من برای رهایی از وسواس فكری بر نمازتان پایبند باشید ، سخن گفتن باخدا به شما آرامش میدهد، به نظر من دارو های اعصاب نه تنها حال انسان را خوب نمیكنند بلكه باعث ضعف حال روحی وپریشانی نیز میشوند، سعی كنید به جای مصرف این نوع داروها از سیب و دارو های گیاهی اعصاب كه واقعا بهتر وتاثیر گزاری زیبایی نیز دارند استفاده كنید مصرف این نوع دارو های گیاهی به شما امیدواری به زندگی میبخشد.سعی كنید از میوه های ترش كه محرك اعصاب هستند مصرف نكنید.از مواد غذایی كه طبع سرد دارند نیز خودداری كنید .از غذا های باطبع گرم استفاده كنید این باعث قوی شدن اعصاب میشود.شب به هنگام خواب از عسل طبیعی به مقدار یك قاشق در دهان خود گذاشته و مزه مزه كنید تاثیر بسزایی دارد.باز تاكید میكنم از مواد غذایی ترش جدا خود داری كنید .سعی كنید مرتبا به دوش با آب گرم بروید .
ودر آخر به خدا توكل كنید.شما مشكل خاصی ندارید.
باز اگر سوال خاصی داشتید بفرمایید.
نیلوفر
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۹
سلام ، درباره دوستی كه میگه افكار خودكشی به ذهن اش میرسه باید بگم كه شما سروتونین بدن یا مغزتون كم هست یا گاهی به طور مادر زادی ترشح آن در مغز كم هست ، اسم دارو نمیگم چون باید متخصص اعصاب و روان براتون تجویز كنه ! گاهی هم باید برای مدت طولانی مصرف كنید ! من خودم دچار وسواس فكری هستم و در مدت این سالها این متوجه شدم كه هر وقت فشار عصبی زیادی بهم. وارد بشه دچار این افكار می شوم ! راه حل آسانی كه من همیشه خودم به كار می برم اینه كه سعی می كنم افراد موفق هم سن خودم و موفقیت هاش در نظر داشته باشم تا افكارم به آنها مشغول كنم و به زندگی بهتر برسم! خلاصه كلام، زیاد تو خانه نمانید و با هم سن هاتون بیشتر صحبت كنید و هدف داشته باشید و یا سر كار بروید یا درس و دانشگاه ! به قدری فكر رو مشغول می كنه كه بیماری خود به خود خوب میشه ! راه حل دیگه اینه كه با افراد مثبت در ارتباط باشید و دوست های جدید پیدا كنید !تو كلتون بخدا باشه و برای هم دعا كنیم
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
سلام زینب جون...عزیزم من خودم با این افكار روبرو بودم و برای رهایی از اون سعی میكردم سریع از جایی ك هستم بلند شم برم یجا دیگ مثلا از اتاق به سالن پذیرایی و یا اینك خودم رو سرگرم حرف زدن با اطرافیان میكردم و اینك حتما به خودت بگو كه حتی اگه شب و روز فكر كنی كه ممكنه به خودت اسیب بزنی این اتفاق نمیفته ...ببین دلیل مشكل تو ترس از اون درد نیست بلكه از اینك این كارو بكنی و از دایره منطق خارج بشی هست ...این مشكل با ارامش روح در ارتباطه یعنی كل افكار وسواسی از اضطراب و نداشتن ارامش روح میاد..تغذیه..ورزش مثل شنا.یوگا..پیاده روی و كارهای هنری ...كمك زیادی میكنه از بین این روش ها با هر كدوم ك راحت بودی اونو انجام بده..موفق باشی عزیز
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
من گروه زدم ولی كسی نخواست مشكلش بگه همه انگاردوست نداشتن حرف بزنن به خاطراین منم گروه منحل كردم
۰
۰
Sedi
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
گروه بزنید منم میام
محمد
Netherlands
۱۷:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۵
میشه دوباره گروه رو بزنی. بهمون ارامش میده حرف بزنیم. اونابی كه مشكل مشترك دارن
جعفر
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
سلام دوستان.من مدتی گرفتار وسواس فكری بودم خوشبختانه با دارودرمانی كاملا خوب شدم...این بیماری با كمك دارو و كمك به خودتون درمان میشه.فقط فكرای مزاحمو بهش غلبه كنین اولش سخته ولی با اراده و تمرین و با امیدواری ادامه بدین ببینین چطور پیروز میشین...از خدا خیلی كمك خواستم اخرشم نتیجه داد.درسته به خیلی خواسته ها و نیازهام نرسیدم اما نعمت سلامتیو بدست اوردم و از همه چی برام باارزشتره...فقط داروهاتونو قطع نكنید...من بعد سه الا چهار سال خوب شدم...انشاا...همتون خوب میشین.
۱
۰
حسین
Spain
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۵
منم چهار سال پیش تحت درمان بودم خوب شدم و درمانم تموم شد اما حالا بعد از چهار سال دوباره ببماری داره برمیگرده
احسان عبدالملكی
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
از دوستان عزیز خواهش میكنم توضیحات گمراه كننده ندن. مذهب و دین برای هرشخصی محترمه. اما روان و علم رو با مذهب قاطی نكنن
۱
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
سلام این آیدی منه بیاید یه گروه بزنیم تا مشكلاتمونو برطرف كنیم.ماحال همدیگرو خوب درك میكنیمmahdiistar
۰
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
به نظر من با اومدن عید وفصل بهار حال آدم بدتر میشه.
۱
۰
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۲
سلام داداشا و آبجیای گلم .انشاالله كه بتونم بهتون كمك كرده باشم.من به نتیجه های خوبی رسیدم. اولا بگم كه من13 ساله از این بیماری رنج میبرم . باز خوش به حال شما كه تن سالم دارین ولی من تو این دوران خیلی چیزامو از دست دادم فكر میكنید چند سالمه ؟ فقط 17 سال . تا مرز اعتیاد كشیدم و چه بلا هایی سر آینده و زندگیم اومد.یكسال از درس عقب موندمدلم خیییییییلی به خودم میسوزه بیگناه ترین فرد عالمم. ببینید من میدونم كه ما ها به كمك احتیاج داریم وقتی به خونواده مشكلمونو میگیم یه نمیتونم توضیح بدم یا اگه میگم میگن دست از این فكرا بكش ویا بیخیال این فكرا . من كه ذهنم از این فكرا پر شده اما این راهش نیست راهش داروها شییمیایی كه صد نوع عوارض مخرب میزارن هم نیست . من خودم یادم میاد فقط 10سالم بود كه یه مدت قرص خوردم بدتر آدمو وسواس میكنه و روانی ویه مشكل دیگه رو اضافه میكنه. راه درمانش داروی گیاهیه كه طبیعیه و ضرری نمیرسونه.آبجیا و داداشای گلم تقصیر شما نیست اما ماها به نوعی طبع بدنمون تغییر كرده بر طبق این عوامل. این باعث میشه كه اعصابمون ضعیف شه و به این فكرای بیهوده بها بدیم. آبجیای گلم شبها هنگام خوابیدن عسل طبیعی بخورین كه بعد چهل روز تاثیرشو میفهمین . شبها هنگام خواب یك قاشق تو دهنتون بزارید و مزه مزه كنید.عسل واقعا شفا بخشه بعد چهل روز میفهمین چی میگم. سیب سیب سیب واقعا معجزه میكنه اگه هر روز مرتب بخورین. دیدم كه میگم .تورو خدا به حرفام عمل كنین جواب میده هیچ خرجی هم مثل دوا ودرمون و روانشناس نداره. از خوردن غذا ها با طبع سرد جدا خود داری كنین.از خوردن میوه های ترش خودداری كنین . مواد غذایی كه شیرین و طبع گرم دارن بخورین.مرتبا به حموم آب گرم برین. مو هاتونو شونه كنین. فست فود نخورین. تاثیر مخربی روی مغز میزاره. سعی كنین به ورزش بدنسازی یا یوگا برین . فقط چهل روز این چیزایی كه من گفتم عمل كنین ببینید چی میشه. مخصوصا قرآن رو با معنیش بخونین . از امروز شروع كنین ببینید چی میشه. هفته ای دو بار زنجفیل بجوشونید باعسل قاطی كنین بخورین. فقط40 روز
اگه موافقین بیاین من آیدیمو بدم یه گروه بزنیم تا كمكتون كنم.آیدیمmahdiistar
شاد و سلامت باشید
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۳
سلام ببخشیدهرچی ایدیتون میزنم نمیشه خیلی حالم بده واقعابه كمك نیازدارم
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۳۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۴
منم عضو گروهت كن لطفا
09359598459
ستاره
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۲۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۳
سلااااام من دارم دق می كنم چیكار كنم؟!!!!
24 سالمه
بخدا خستم از هجوم این همه فكر
و ترس
ترس شدید از بیماری دارم و آرزوی مرگ می كنم
دیگه خسته شدم بخدا زندگیم جهنمه صبحا با استرس از خواب میپرم و تا شب درگیر فكرا و ترسامم
كاش معجزه میشد و خوب میشدم من همیشه ترس و اضطراب داشتم این اواخر خیلیییییییی زیاد شدن ك همش میگم مردن آسون تره بخدا خستم
۰
۰
زینب
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
سلام ...ببین عزیز تو اخه نوع افكارتو نگفتی اخه ...وسواس عملی داری و یا فكری..در مورد مشكلت اول اینك تنها نیستی و در اطرافت كسانی هستن كه از این موضوع رنج میبرن..باید كنترل افكارت رو بدست بگیری توكل ب خدا كنی ...اگه بتونی یه بار به این افكار نه بگی و دنبالشو نگیری بار دوم راحت تر میشه..به روانشناس مراجعه كن اگر لازم بود با دارو درمانی و تغذیه مناسب به خودت كمك كن...به محض اینكه این افكار به سراغت اومد به خودت چند ثانیه وقت بده بعد راجع به اون فكر كن...علی یارت
آیدا
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۳
این هم یك آیدی تلگرام برای وسواسی ها samtekhoda3_vasvas . اون 3 را به انگلیسی بنویسید مطالب خوبی داره . در پناه حق باشید ان شاءالله
۰
۰
ترانه
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۹
به خدا من یه بیمار عصبی هستم وسواس فكری دارم شاید میشه یه شبانه روز فكرهای مزاحم كنم قرص اعصاب هم میخورم مخصوص وسواس وبیخوابی باو رتون میشه خیلی خسته شدم ا ز این وضعیت همش میگم خدایا یا منو شفا بده یابكش خیلی...........خستم22311
شیما
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۴
سلام
۰
۰
سحر
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۵
سلام تفاضای عاجزانه دارم هركسی كه پیام منو میخونه نظرشو بهم بگه
من چندساله كه خیلی زیاد فكر می كنم همش اضطراب دارم به نحوی كه برام غیر قابل تحمل شده.
حساسیت فوق العاده ای به همه مسائل دارم مخصوصا به زیبایی و سلامتی خودم و اطرافیانم.
همیشه هم هر كاری انجام میدم پراز مشكل و دغدغه میشه واسم درصورتی ك با دوستم همزمان انجام میدیم ولی واسه من خراب میشه ولی اون نه.
به نظر شما دلیلش چیه؟یعنی من واقعا بدشانسم كه اینطوری میشه و واقعیته كه من فكر می كنم كه مثلا پوستم خراب شده یا توهمه!!!!
از هركی میپرسم میگه بخدا خوبه!!!ولی چیزی كه من تو آینه می بینم فرق داره!!
باور كنین گاهی اوقات حس میكنم دیوانه شدم!
این چیه كه من می بینم بقیه نمی بینن تو همه مسائل همینطوره.
به نظر شما واسه حساسیتمه؟من چه مشكلی دارم؟!!!
۰
۰
آیدا
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۷
سلام دوست عزیز مشكل شما باور كردن افكار منفی و پایین بودن اعتماد به نفس شما و كم باوری خودتان و حساسیت بیش از حد هست كه تبدیل به وسواس فكری میشه . بی خیال باش مثبت فكر كن با خودت مثبت باش تلقین مثبت اجازه نده افكار منفی اذیتت كنه پس تكرار مثبت ها . افكار منفی اومد سراغت سریع به افكار مثبت تبدیلش كن خودباوری خودت را بالا ببر از حساسیت كم كن و اجازه نده كه افكار منفی و شیطان بر تو مسلط بشه و گرنه به جنون كشیده میشی خدای ناكرده . با یك روانشناس بالینی هم مشورت كن
محمد
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۳
سلام من محمد هستم 23 ساله. میخواستم بگم كه سحر خانم از این قانون حتما استفاده كنید، (مركز توجه خودتون رو از نكات منفی و ناخواسته ها بردارید و به روی نكات مثبت و اهدافتون بگذارید و با دیگران گفتگو كنید) و در مورد اینكه گفتید اضطراب دارید میخوام بگم كه منم درگیری فكری و اضطراب رو نسبتأ زیاد تجربه كردم و میتونم راهكارهایی رو بهتون معرفی كنم كه بر این مشكلات غلبه كنید،همونطور كه من دارم غلبه میكنم .
م
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۷
وسواسی فكری من به قدری پیشرفت كرده كه من دیگه فكرباورش كردم شبا استرس دارم اصلاخوابم نمیبره سردرد دارم حال روحیم خیلی بده همش میخوام گریه كنم همش فكرمیكنم زندگی كسیو خراب كردم حس عذاب وجدان دارم طوری شده كه شبا باقرص خوابم میبره ازخدا میخوام فقط منو ازاین دنیای كه هیچ لذتی برام نداره وهیچ ذوق وشوقی ندارم خلاصم كنه شایدجهنم برام بهترازاین دنیاباشه وقتی فكرمیكنم اگه تا اخرعمراین فكربامن باشه من چیكاركنم گاهی اوقات دلم فقط مرگ میخواددوست دارم مثل مردم عادی زندگی كنم كاش....
۰
۰
علی
Spain
۰۱:۱۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۱
منم خیلی عذاب كشیدم از این وسواس فكری لعنتی،دركت میكنم ...
ولی هیچ وقت همچین فكری رو نكن ،زندگی خیلی زیبا تر از این حرف هاست
فقط یكم تلاش كن ....مطمئنم پیروز میشی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۹
منم مثل خودت ولی با یه وضع بدتر دوست دارم ازدست این دنیا خلاص بشم ولی بازم خیلی این دنیا رو دوست دارم وگرنه اصلا لذتی ندارم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۹
سلام به همگی من یك فرد عصبی هستم كه وسواس فكری دارم و بیخوابی هم دارم والان دارو مصرف میكنم ازشما میخوام منو راهنمایی كنید كه مشكلاتم كمتربشه بخدا دیگه از این وصعینت خسته شدم.......
۰
۰
متین
Slovakia
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۰
از بدترین مشكلاتش میشه اینارو گفت :
هرچی بیشتر سعی كنی ازش دور شی بیشتر میاد تو ذهنت
راجب چیزای مسخره ای كه بهش وسواس پیدا میكنی به بقیه بگی فك میكنن دیوونه ای
اصلا نمیذاره تمركز كنی
هیچكسم حرفتو نمیفهمه :| خلاصه سرویس شدیم
۱
۰
حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۰
سلام با افكار تان مبارزه نكنید فقط آنها را تماشا كنید .اتاق فكر مغز ما كه باید در لحظات بحرانی تشكیل بشه بی موقع تشكیل میشه ودستورات چرت وپرت میدهد فقط اعتنا نكنید .سردی نخورید .گل میخك دم كنید وبخورید وقرص سرترالین 50میل كنید روزی 1عدد وكمی هم ورزش .هروقت این افكار پریشان آمد عقلتان باید بگوید این دارد چرت وپرت میگه فقط گوش كنید وكاری نكنید من حدود 20ساله دارم مبارزه میكنم وهنوز با مشاورم مشورت می كنم وناامید نیستم كتاب پیروزی فكر را موقع خوابیدن مطالعه كنید الان كه دارم می نویسم دنیا پیش چشمم سیاه است از ابس استرس دارم ولی بالاخره یك روز پیروز میشم به امید خدا.مرا دعا كنید.همیشه بهترین بارش ها از سیاه ترین ابرها است خراحافظ
۰
۰
م
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۱
من شبابیخوابی شدیداذیتم میكنه دكترقرص الپرزولام بهم داده واسه خوابم قرص فلوكستین داده روزابخورم ولی تاكی داروبخورم بیست وچهارسالمه ولذت زندگی ازدست دادم همش فكربه این كه بایه چت لعنتی توفضای مجازی زندگی كسی خراب كردم وای وقتی فكرش میادحالموخراب میكنه من چیكاركنم دارم نابودمیشم بااتفاقی كه نمیدونم افتاده یانه دارم دیونه میشم برام دعاكنیدشرایطم خیلی حادفقط ازهمتون میخوام برام دعاكنیدشایدخداكمكم كنه
۰
۰
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۲
این بیماری خیلی زجر اوره.باعث میشه دانش اموزان نتونن درست درس بخونن.مشكل ما ها اینه كه فقط به فكر بیماری های ویروسی هستیم و كمتر كسی هست كه به فكر این دسته از بیماری ها باشه..این بیماری شب و روز نمیزازه.كاش یروزی برسه كه مردم رو در مورد این بیماری ها مطلع كنند.
۰
۰
مهدی
United Kingdom
۰۹:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۳
من یه پسر 18ساله هستم كه خیلی فرد نجیبی هستم ونماز خون .
ولی خیلی به آیندم بدبینم مثلا در آینده همسر نجیبی گیرم نیاد واقعا دارم دیوونه میشم بارهای زیادی در مورد این فكر مسخره با پدرم درد دل كردم چون با پدرم مثل دوستم پدرم منو راهنمایی میكنه كه اینده نوشته نشده همیشه میگن موش تو كاسه ادم حساسه البته دیروز تونستم كمی محارش كنم به كمك بابام ولی باز وقتی تنها شدم اومد تو ذهنم لطفا راهنمایی كنید بخدا دارم ممیرم از این وسواسی لطفا جوابمو بدهید قربون همتون برم
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۴
بچه ها یه گروه بزنید منم عضو كنید ، 0935959 8459 ممنون میشم
۰
۰
مژگان
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۸
من همش میترسم وقتی تو خونم میترسم زنگ بزنم این و اون یچیزی بگم دعوا بشه یكی یچیزیشی بشه الكی یچیزی بگم یا میترسم شیر گاز باز كنم اتیش بزنم همه جا میترسم بچه بقل كنم یا طرفشون برم كه بلایی نكنه من سرشون بیارم میترسم وقتی بیرون میرم ك نكنه من مترو كسی هول بدم اول فكرش میاد بعد خودش هی میگ این كار بكن این كارو بكن هی باید خودت نگه داری در صورتی ك میدونی انجام یكی از كارا زندگی خودت و دیگران نابود میكنه
۰
۰
فریبا
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۸ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۹
سلام من این نظری كه گذاشتم شماره گذاشتم میخام حذف كنم نمیشه شما حذفش كنین
۰
۰
Raha
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۴
سلام من 27سالمه متاهلم الان دو ساله مبتلا ب بیماری وسواس فكریم وسواسمم فقط درباره مادرمه ك اگه ی روز نباشه دور از جونش من چیكار كنم همش میترسم از نبودنش میترسم از نبود مادرم،تك دختر هم هستم،ادم اجتماعی هستم گوشه گیر نیستم ب دكتر مراجعه كردم برا بیخوابیام الپرازولام داد برا استرس شدید و همینطور این این ترسم توپیرامات و بوپروپیون داد،دو دوره مصرف كردم ب اواخر مصرف دوره ك میرسم انگار دارو هم تاثیرشو از دست میده باز افكار منفیم بر میگرده و استرس و تپش قلبم شدید میشه،تو رو خدا كمكم كنید دارم دیوونه میشم از دست خودم ذله شدم ،بد خلق و عصبیم كرده جوری ك با همسرم بد رفتاری میكنم و.زودپشیمون میشم.ولی چ فایده اونو ازخودم رنجوندم ،تو رو.خدا كمكم كنید
۰
۰
هادی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۶
سلام هادی هستم ۱۷ساله پارسال وسواس فكری عملی داشتم آخراش انقدر اذیت شدم كه دیگه به كلی افسرده و یه لحظه ازش در امان نبودم ولی الان وسواس عملی گذاشتمش كنار و ریشه هاش و كمك كنندش كه به نوعی وسواس فكریه رو دارم باهاش می جنگم . پس شرایطتونو خوب درك می كنم دوستان در یه جمله «خودت از هیچی بوجودش اوردی یعنی خودت نمی تونی از بین ببریش! » راه درمان = توكل به خدا و بعد خودت
۱. اعتماد به نفستو بالا ببر /برو تو جمع ۲.نترس می خواد چی كار كنه قدرتی نداره بابا فكر های بادكنكی سوزن لازم دارن ۳. بهش فكر نكن اگه اومد اهمیت نده ۴. هر چیزی فقط اولش سخته . التماس دعا
۰
۰
R
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۲
سلام من از 16 سالگی فكر میكنم اطرافیانم از بوی بدم ناراحتند، چون ادم خیلی تمیزی هستم و به خودم میرسم فكر میكنم تا حالا بهم نگفتن ولی از هركی میپرسم میگن فقط خودت اینجوری فكر میكنی ما كه چیزی نمی فهمیم ممكنه اینم وسواس باشه چون قشنگ حالتاشونو میبینم كه از یه چیز ناراحتند لطفا راهنمایی كنین
۰
۱
محمد مهدی
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۷
با سلام...
من روزی ۲۰بار میانگین به دوران راهنمایی و اول دبیرستانم فكر میكنم و از همه اون ادما متنفرم و به خاطره همین نصف كارای زندگیمو‌ بیخیال شدم هر وقت یادش میوفتم حالت فوق العاده بدی دارم و دایما در فكره فراموشیشم...فلووكسامین ۳۰۰میل و ترانكپین ۲۵میخورم طی یك روز.من چه كنم ؟
۱
۰
م
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۸
باسلام .روز جوان راتبریك عرض می كنم.اینقدر مبارزه با این بیماری ocdسخت است كه اگر آموزه های دینی نبود معلوم نبود الان كجا بودیم ؟منظور خودكشی است كه این بیماری انسان را تا سرحد خودكشی پیش می برد اینقدر زجرآور است كه نگو وقتی حمله می كند دنیا برای انسان جهنم می شود لطفا اگه را ه حلی یافتید ما را هم خبر كنید
۰
۰
باران
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۹
با سلام.خانومی هستم 30 ساله كه بعد از یك ازدواج ناموفق در 21 سالگی به دلیل اینكه همسر سابقم مشكل اخلاقی داشت(زن باز.دروغگو.دست بزن.عدم تعادل روحی) ازش جدا شدم.بعد از گذشت چندین سال سخت مجددا دو سال پیش ازدواج كردم.
میترسم.یه مدته كه ترس از دست دادن زندگیم.همسرم.آرامش زندگیم هستم.همش نگرانم نكنه كسی بیاد و باعث جدایی من از همسرم بشه.همسرم مرد خوبیه.میترسم با این افكارم باعث خراب شدن زندگیم بشم. شاید ترس از گذشته ی بدی كه داشتم باعث چنین حسی شده.لطفا كمكم كنید و بهم یه راه حل درست نشون بدید چون من با سختی به اینجا رسیدم و زندگی و همسرمم دوست دارم.ممنون از لطفتون.
۰
۰
یكی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۱
سلام ممنون از مطالب خوبتون
من دختر 17 ساله ای هستم كه به نظرم این مشكل رو دارم، در واقع خیلی سعی میكنم كنترل كنمش ولی خیلی وقتا حواب نمیده. مشكلی كه الآن هست اینه كه من از یه مدتی شروع كردم به شرایط گذاشتن برای یه سری از موضوعات. برای مثال تو ذهنم این شكل میگیره كه مثلا اگر فلان چیزو دوست داری این كارو نكن یا اگر به فلانی اهمیت زیادی میدی اینكار رو به فلان شكل انجام بده.
من به یه تایپ خاصی از كتاب علاقه مند بودم و وقتم رو خیلی صرفش میكردم. در حالی كه به خاطر شرایط درس خوندنم این كار وقتم رو تلف میكرد تا حدودی. به صورت خیلی ناخودآگاه تو نماز این فكر در ذهن من شكل گرفت كه اگر دوباره شروع كنی به انجام اون كار به یكی از مهم ترین خواسته هام توی زندگیم نرسم.
بعد الآن من نیاز دارم به اون كتابا و استفاده ازشون ولی سر این فكر كه حتی تو نمازم هم شكل گرفت میترسم از اینكه این كار رو انجام بدم و به هدف زندگیم نرسم. چه باید كرد؟ میشه راهنمایی كنید؟ ممنون
۰
۰
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۲
با سلام
وسواس من در مورد وصل كردن سیم ها مثلا رو سیم ماهواره و ال ان بی خیلی زیاد حساس شدم فكر می كنم خوب بسته نمی شه یا كج وصل میشه هی دائم می رم سمتش ، دوست هم دارم كسی منو نبینه خیلی عصبی میشم نم یتونم به خودن بقبولونم كه وقتی داره كار میكنه درسته خاهشا راهنماییم كنین چه كار كنم ممنون از شما...
۰
۰
م
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۴
با سلام خواستم بدین وسیله از خانم دكتر كامرانی تشكر كنم . ان شاالله خداوند به ایشان وسایراعضای سایت جزای خیر دهد .از ایشون خواستم كتاب در این باره معرفی كنند ممنون
۰
۰
حسین پناهی
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۷
سلام من دچار وسواس فكری هستم و این موضوع من رو به شدت افسرده كرده من در سن بلوغ هستم. می دونم كاری رو فلان ساعت مثلا روز انجام دادم اما با خودم میگم نكنه یادم نیست و شب انجامش دادم .كمك كنید لطفا چi جوری خلاص شم .بی خیالی هم خیلی سخته برام.
۰
۰
پریسا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۳۱
با سلام و عرض تشكر بابت سایت خوبتون.
من پریسا 26 ساله هستم .خداروشكر زندگی فوق العاده آروم و خوبی دارم از زندگیم احساس رضایت قلبی دارم اما خودم دارم با فكرای وحشتناكی كه برای خودم می سازم زندگیمو تلخ می كنم.
حس عذاب وجدان و ترس زیادی گاهی بهم دست میده اونقدر كه شبا رو تا صبح بیدار میمونم یا صبح زود با استرس از خواب می پرم
دلم فقط می خواد با خانوادم باشم و كسی نفوذ نكنه .بیشتر تو گذشتم سیر می كنم چون به خاطر همین افكارم و عدم اراده در تصمیم گیری ، شكست عشقی سنگینی متحمل شدم.
از بعد از اون ماجرا قدرت نه گفتن ندارم و بیش از حد رودربایستی می كنم و از حقم می گذرم.
خیلی دلتنگم و از دست خودم ناراحت چون خودم باعث جداییمون شدم . تو نامزدی
همش اشكم دم مشكم است. پدر مادرمو با رفتارام ناراحت می كنم.
حس بیمار بودن می گیرم .گاهی فكر می كنم بیماری های خطرناكی دارم و باعث كلافه شدنم میشه. مدتی آرزوی مرگ می كردم
خیلی هارو نخواسته میرنجونم عشق و دوست داشتنه .كسی رو باور ندارم و به خواستگار كلی جواب منفی میدم و كسی ادعای دوست داشتن كنه برام مسخره است.
كارمم با وجود مخالفتای مسئولم گذاشتم كنار چون محیط اونجا هم بهم استرس می داد.
به خدا خیلی ناراحتم .من چیكار باید بكنم
از دست خودم خسته شدم.
۰
۰
محسن
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۱
سلام.خانم دكتر كامرانی تو رو خدا كمكم كنید.من از بچگی وسواس عملی داشتم اما الان حدود 4ساله وسواس فكری گرفتم جوری كه همش فكرای مسخره و غیر واقعی تو ذهنم میاد.تو این چند ساله تمام تلاشم رو كردم كه فراموشش كنم اما نمیشه.به خدا روم نمیشه این افكارم رو به والدینم بگم.
۰
۰
محسن
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۲۴ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۱
سلام
پسری 23ساله هستم كه مدت هشت ماه با دختری برای ازدواج رابطه تلفنی داشتم. آذر ماه سال قبل یهویی افكار مزاحمی بهم هجوم آوردن كه باعث شد از هم به سختی جدا بشیم. پیش روانپزشك رفتم قرص سرترالین داد دو ماهی مصرف كردم تاثیری ندیدم بعد قطع كردمشون . ولی باز نگرانی و اضطراب تو وجودمه. به نظرم یه نوع شخصیت كمال گرایی دارم. خواهش میكنم اگه كسی بهترین راه درمانی سراغ داره بگه بهم. میگن بخور مریم برای افسردگی خوبه. نظر شما چیه؟
هركی راه حل خوبی به نظرش میرسه كمكم كنه. اینم ایمیلمه: mohsen7356@yahoo.com
۰
۰
مریم
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۱
سلام وقتتون بخیر
من ازتون راهنمایی می خوام اگه كمكم كنید ازتون ممنون میشم.
من چندسالی هست كه ترس از بیماری دارم مثل سرطان یا ایدز یا بیماری های خطرناك دیگه.
بخاطر این نوع ترس خیلی چیزارو از دست دادم .
چون محافظه كارانه عمل می كنم از خون بشدت میترسم چون فكر می كنم آلوده به ویروس هست.یكسال هست كه تو یه كلینیك پزشكی كار می كنم.
اما همش ترس از بیمار شدن دارم.
كارم و محیط كارمو دوست دارم اما این ترس باعث استرس و عدم رغبت به كار میشه
به نظرتون به كارم ادامه بدم یا نه؟
این رو هم بگم كه اگه كارم رو از دست بدم دیگه هیچ كاری ندارم و كامل باید تو خونه بمونم.
خواهش می كنم راهنماییم كنین.
۰
۰
mostafa
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۴
با سلام
نوجوانی پونزده ساله هستم كه در ابتلا به وسواس فكری تردید دارم . علایمم عبارتند از
سر امتحان ریاضی بارها جواب رو چك می كنم حتی معلمم چند بار بهم گفت شاید وسواس داشته باشی.
شب امتحانی كه می خواستم بدم(تیزهوشان) یك سال زحمت كشیدم اما شبش به زور خوابم برد یعنی افكار استرسی میومد تو ذهنم به همین دلیل با تلاش یك ساله نتیجه مطلوبی نگرفتم.
بعضی فكرا كه میاد تو سرم دیگه سخت میره
یه آهنگ خیلی تو ذهنم تكرار میشه.
اگه وسواس هست بگید از همین مراحل اولیه درمانش كنم.
۲
۰
شهرزاد
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵
سلام من الان نزدیك 4روزدرگیرفكرای آشفتم آروم و قرارندارم همش گریه می كنم ومیدونم این فكرخیلی الكی ومسخرس این فكرازندگی رو داره بهم میریزه نمیتونم یهش فكر نكنم ثانیه به ثانیه سراغم میادمن ازشانزده سالگی وسواس فكری گرفتم . نزدیك به یك سال قرص اعصاب خوردم خوب شدم ولی بعدازسه سال دوباره وسواس فكریم برگشته همش دارم فكر میكنم دارم میمیرم...به خداجواب بدین چی كاركنم خیلی به هم چیزوهمه كس حساس شدم.
۰
۰
حانیه
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۶
سلام من15 سالمه. امسال دچار وسواس شدیدی شدم .وسواسم فقط موقع امتحاناست .وقتی می خوام امتحان بدم حواسم پرت میشه و با وجودی كه جواب سوالارو هم بلدم اما نمی تونم جواب بدم. چیزای خیلی مسخره ای حواسمو پرت می كنه مثلا صدای تیك تیك ساعت ، صدای مگس یا صدای نفس كشیدن بقیه .... یه مشكلی كه تازه پیدا كردم اینه كه به بوی كولر حساس شده ام البته اینا شاید فقط ساخته ی ذهن خودمه و اصلا همچین چیزی وجود نداشته باشه اما واقعا ذهنمو درگیر خودشون كردن. به روان شناسم مراجعه كردم بهم قرص داد . یه مدت مصرف كردم ولی بعدش ول كردم و دیگه نخوردم. خواهش می كنم یه راهكار بهم نشون بدین . الان زمان امتحاناست و من نمی دونم چیكار كنم درسامو همه می خونم اما سر جلسه نمی تونم جواب بدم.... فكر می كنم وسواس فكری گرفتم .خواهش می كنم بهم كمك كنید
۰
۰
ساناز
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۳/۳۰
سلام میشه منو راهنمایی بفرمایید.
من ٢٨ سالمه احساس می كنم دچار وسواس شدم من در ماشین رو بعد از زدن ریموت بارها چك می كنم و با این كه می دونم بسته است دوباره تكرار می كنم و چیزی كه جدید به وجود اومده ترس من نسبت به بیماری است.هر كسی علائم هر بیماری را كه میگه من می ترسم منم داشته باشم .دوست دارم همش برم آزمایش بدم تا خیالم راحت بشه با این كه شاید حتی داشتن اون مریضی غیر ممكن باشه اما ساعت ها فكر منو درگیر میكنه و منو نگران. آیا من واقعا دچار بیماری وسواس فكری شدم؟
و سوال بعدی این كه این بیماری با افسردگیم رابطه مستقیم داره یا خیر؟
ممنون میشم اگر راهنماییم كنید
۱
۰
خوب
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۴/۱۴
سلام من یه دختر هفده سالم كه دقیقا همه علایم وسواس فكری رو دارم مخصوصا راجع به اعتقادتم و قرآن و ائمه اطهار و خدا ودینم . با اینكه خیلی دوستشون دارم اما توهین هایی میاد تو ذهنم كه دست خودم نیست. چهار ساله دارم سعی میكنم. به خدا حالم بد میشه .اینقدر گاهی گریه میكنم كه میخوام بمیرم . میگم چون این فكر رو واسه ائمه كردی دیگه خدا دوستت نداره وهر لحضه اضطراب دارم كه یه اتفاقی بیفته .به خدا خستم و نمیتونم برم پیش دكتر حالا به دلایلی. اگه میشه لطفا كمكم كنین خیلی میترسم .
۲
۱
مهتاب
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۳
سلام مهتاب هستم 25 ساله و دختری كه خیلی تو فكر و خیال غرق میشه. مدام به وقایع طول روز فكر می كنم طوری كه اصلا تمركز ندارم .مثلا اگر در حال كار باشم مدام اشتباه می كنم یا اینكه یادم میره وسایلم رو كجا گذاشتم یا اینكه ركعت چندم نماز هستم با اینكه هیچ مشكلی هم در زندگی خانوادگی نداشتم. اخیرا هم می خوام ازدواج كنم و با اینكه نامزدی قبلم رو خودم به كمك روانشناس به دلیل شخصیت نامناسب آقا بهم زدم ولی دائم وقتی خواستگارم رو می بینم یاد نامزدم می افتم و فكر می كنم اشتباه كردم . حس خوبی تو ذهنم تكرار نمیشه .جوری كه عصبی میشم از فكر كردن و به خاطر اضطراب عقدم رو عقب می اندازم .همش فكر می كنم مشكل از خودم بوده كه نامزدی بهم خورده و وسوسه میشم به نامزد قبلی ام پیام بدم . خودم فكر می كنم وسواس فكری پیدا كردم .لطفا كمك كنید. آیا واقعا همینطور ه؟
۱
۱
حسین
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۷/۰۳
باسلام تورا خدا یك راه حل درست وحسابی بگویید برای بیماری ocdواقعا خسته شدم.چرا كسی نظر نمی دهد.با تشكر
۱
۰
ارمین
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۲
چرا پس نظرم ثبت نشود
۱
۱
اتنا
Germany
۰۹:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۲
منم همش احساس میکنم همه ذهنمو میخونن
۱
۰

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر
كودكان دلتایی؛ مبتلا و ناقل

بررسی‌ها نشان می‌دهد سویه دلتای ویروس كرونا نسبت به انواع قبلی مسری‌تر بوده و كودكان بیشتری را به‌صورت علامت‌دار مبتلا می‌كند

كودكان دلتایی؛ مبتلا و ناقل

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر