پخش آثار مستند در قالب تلویزیونی، زمینه مناسبی برای ارتباط با مخاطب ایجاد می‌کند

از سینمای مستند تا شبکه مستند

سخن به میان آوردن از فیلم‎های مستند، همواره در قالب سبک سهل ممتنع امکان‏پذیر بوده است، با این تفاوت که اینجا پای عمل پیش می‏آید؛ سخن راندن و نوشتن بسیار آسان و عمل کردن با هزار اما و اگر و چون و چرا همراه است.
کد خبر: ۵۵۵۴۳۸

اما در اینجا، برخی مشکلات فرهنگی، سرانجام به نداشتن معنا و تعریفی صحیح نخواهد رسید، چون دیگرانی پیشتر، چنین راهی را رفته‏اند و آنچه فراروی ماست، تنها برگرفتن توشه‏ای است، فراهم...

در سراسر دنیا، فیلم مستند را تفسیر خلاق واقعیت به‏ شمار می‏آورند و کسی چون جان گریرسون، مستندساز اسکاتلندی و اولین کسی که اصلا اصطلاح مستند را در نقد و بررسی فیلم «موآنا» (1925) ساخته رابرت فلاهرتی ابداع کرد، ماهیت مستند را چنان تعریف می‏کند که بتواند تصویر واقعیت را با وفاداری تمام ثبت ‌کند و این‌گونه به سند (document) و نیز سندیت برسد.

آندره برتون، نویسنده و نظریه‏پرداز فرانسوی نیز مستند را به معنای نمایش گوشه‌ای از واقعیت می‏داند، اگرچه از سوی دیگر، مستندهای تحلیلی را از بهترین مستندها برمی‏شمرد.

زمانی که مستند در قالب الگویی تلویزیونی مطرح می‏شود، علاوه بر اینها جنبه‏ سرگرم‏کننده و نیز تاثیرگذاری روی احساسات مخاطب نیز به میان می‏آید، در محدوده مفهومی آن، علایق مردم هم جای می‏گیرد.

در بسیاری از کشورهای دنیا، مردم با چارچوب مستندهای تلویزیونی آشنایی دارند، چرا که روزانه شاهد نمایش بسیاری از آنها در شبکه‏های مختلف‏شان هستند. این‏گونه شبکه‏های تلویزیونی در سطحی گسترده، رویکردی خاص را در تولید و نیز پخش به‏وجود می‏آورند تا آنجا که کم‏کم به مشخصه‏ تولیدات این شبکه‏ها تبدیل شده و اصلا چنین تولیداتی با نام این شبکه‏ها شناخته می‏شوند. چنین شبکه‏‏هایی، مستند را در جایگاهی مانند روزنامه‏ها و مجله‏ها معنا می‏کنند، چرا که قرار است در اختیار طیف وسیعی از مردم قرار گیرد.

اما در کشوری مثل کشور ما، هنوز فیلمسازانی که سال‏ها در این عرصه کار کرده‏اند، امکانی جز جشنواره‏ها و سالن‏های دانشگاهی‏ به ‏صورت محدود ندارند و هر از گاهی اگر شعله‏ای روشنی می‏بخشد، پیش از آن‌که رخساره بنماید، به خاموشی می‏گراید... از این روی، چنین تعریفی چندان آشنا نبوده و مستند را عامه مردم اغلب چنین دیده‏اند؛ کالایی غیرضروری که معمولا در کیفیتی نه‌چندان مناسب و در شرایطی نامناسب‏تر عرضه شده است. این‏گونه بوده‏ایم و صد افسوس!

در چنین روزگاری بود که شبکه‏ مستند قدم به میدان گذاشت و بسیاری از ما را به آینده‏ روشن پیشِ‌پا امیدوار کرد و به انتظارمان گذاشت که از زمان روی آنتن رفتنش، تحولی عمیق را در تولید و پخش شاهد باشیم، درست مانند همه شبکه‏های جهانی از این دست که پیشتر سخنش رفت.

این شبکه آغاز به کار کرد و مثل هر اتفاق نوپای دیگر بحث و گفت‏و‌گو در این‏باره هم شروع شد، اما در گفت‏وگوهایی که در این زمینه با دوستان فیلمساز شد، اغلب انتقادهایی نیز درباره‏ تولید در این شبکه به میان آمد. کسی مانند بابک بهداد که سال‏هاست به مستندسازی در زمینه‏ فرهنگ و هنر و آیین‏های این مملکت مشغول است و فیلم‌هایش مخاطب خود را دارند، از روند تصویب طرح در این شبکه گلایه‏مند بود و در این‏باره می‏گوید: اعضای شورای تصویب در این شبکه باید از روند تولید مستند در سال‏های اخیر مطلع باشند و بدانند در زمان حاضر، نیاز جامعه در زمینه‏ مستند پرداختن به چه مضامینی است و براساس آن پیش روند، چراکه هدف از تولید مستند تنها فراهم کردن جنبه‏ سرگرمی نیست و کارکرد مهمش، ایجاد تفکر و تعمق در مخاطب است. از سوی دیگر، یکی از مسائلی که در این شورا مطرح می‏شود، عدم تکرار مضامین است اما به چه بهایی؟! نمایشنامه‏ «هملت» تا به حال چند بار در سراسر دنیا اجرا شده است؟ آیا این تکرارها اتفاقی ناگوار را به‏دنبال داشته یا هر بار زاویه‏ تازه‏ای از قابلیت اجرای این نمایشنامه کشف شده است؟!

او با امید به این‌که دست‏اندرکاران شبکه‏ مستند بتوانند ارتباطی عمیق‏تر با جامعه‏ مستندسازان و تهیه‏کنندگان مستند برقرار کنند، می‏گوید: حتی برخی پیشکسوتان نیز تا به حال در این زمینه با مشکلاتی روبه‏رو بوده‏اند؛ کسی مانند «فرهاد ورهرام» با تصویب طرحی 13 قسمتی در این شبکه، با مشکل بودجه و متوقف شدن کار مواجه شده است. نکته اینجاست که فراموشی تجربه‏هایی که سال‏های گذشته داشتیم و موجب ساخت مستندهایی تلویزیونی شد که جوایز بسیاری از جشنواره‏های مختلف دریافت کردند، منطقی نیست؛ چراکه شبکه‏ای مانند شبکه‏ مستند، قابلیت ساخت آثاری درخور را دارد. فراموش نکنیم مستندهایی که هم‏اکنون جزئی از تاریخ مستندسازی ما به‏ شمار می‏آیند، مستندهایی که کسانی مانند پرویز کیمیاوی، ناصر تقوایی و منوچهر طیاب ساختند، در تلویزیون ساخته شدند، اگرچه در سال‏هایی دور.... اکنون از میان برنامه‏هایی که در این شبکه پخش می‏شود، برنامه‏ «فانوس» با شیوه‏ نقد مناسبی که دارد، یکی از برنامه‏هایی است که دنبال می‏کنم، اگرچه با برنامه‏ای چون «نردبان» به دلیل رواج دادن جریان بدون آموزش مستندسازی و ارائه کارهایی نه در سطح کیفی مناسب، آن هم در شبکه‏ای تلویزیونی، موافق نیستم...

حسن نقاشی نیز که در زمینه‏ مستندهای آیینی و اسطوره‏ای شناخته شده است و فیلم‌های بسیاری در این زمینه ساخته، با اشاره به اهمیت ساخت مستندهای ایرانی در این شبکه معتقد است: به نظر من شبکه‏ مستند، چنین دغدغه‏ای ندارد؛ اگرچه به ساخت چنین آثاری دست زده است اما این آثار، ویترین این شبکه به‏شمار نمی‏روند، در صورتی که این شبکه، از چنین قابلیتی برخوردار است که فیلم‌هایی با چنین مضامینی را به خانه‏های مردم برده و فرهنگی را که دستخوش تغییراتی بسیار شده، ارتقا بخشد؛ فیلم‌هایی که اصالت فرهنگ و آیین و آداب و رسوم مردم این آب و خاک را به تصویر کشیده و موجب احیای آنها شوند...

او در ادامه‏ صحبت‏هایش چنین می‌گوید: نمایش فیلم‌هایی مثلا درباره طبیعت یا فیلم‌هایی تاریخ گذشته، فراخور شبکه‏ای تلویزیونی نیست، چراکه مخاطب و کارکرد برنامه‏های این شبکه در ارتباط با او نباید نادیده گرفته شود. از همین روی نباید شاهد چنین کاستی‏هایی در سیاستگذاری شبکه‏ مستند باشیم. ما مخالف پخش آثار قدیمی نیستیم،
اما نه به این بها که ماهیت شبکه‏ تلویزیونی بودن فراموش شود...

نقاشی تاکید می‏کند: دغدغه‏ تولید باید یکی از مهم‌ترین رویکردهای شبکه مستند باشد، اما متأسفانه در شرایط کنونی در مقایسه با شبکه‏های جهانی، این اتفاق مانند قطره‏ای از دریاست و باز هم متأسفانه گاه شاهد تولیداتی به صورت گزینشی نیز هستیم. یکی از انتقادهایی که در این زمینه مطرح می‏شود، این است که جای بزرگان در تولیدات چنین شبکه‏ای اغلب خالی است... سینمای مستند به داشتن شبکه‏ای تلویزیونی نیاز داشته و حالا که چنین امکانی فراهم شده، سیاستگذاران آن باید در کارکردشان، تأمل و تعمقی بیشتر داشته باشند؛ چراکه بخش خصوصی توان حمایت از تولید آثار مستند را ندارد و مراکز دولتی نیز قوانین و مشکلات خاص خود را دارند...

از پس تمامی این صحبت‏ها و به‏ اصطلاح حرف و حدیث‎ها، پرسش‏های بسیاری در انتظار پاسخ می‏مانند. شبکه‏های جهانی مستند در سراسر دنیا براساس تولید آثار مستند شکل می‏گیرند. آیا شبکه مستند توانسته است به چنین کارکردی در سطحی مناسب برسد؟ اگر چنین شرایطی فراهم شده، تا قدم دوم چه اندازه مانده است؛ تا آنجا که این آثار مشخصه‏ ما را داشته باشند؟ در زمینه‏ پخش نیز چقدر به نمایش فیلم‌های مستند کسانی پرداخته‏ایم که سال‏های سال کار کرده و مویی سفید کرده‏اند؟!

اگر قرار باشد تنها شاهد پخش برنامه‏هایی باشیم که در شبکه‏های جهانی با کیفیتی متفاوت‏تر شاهد نمایش‏شان هستیم و نیز وقفه‏ تولید به دلیل مشکلات مالی و... که بماند، برنامه‏های این شبکه تا چه اندازه از برنامه‏های دیگر شبکه‏هایی که چنین عنوانی را نیز ندارند، گامی به پیش برداشته است؟ پاسخ دادن به این پرسش‏ها را به عهده مسئولانی می‏گذاریم که زحمت روشن نگاه داشتن این چراغ را به دوش می‏کشند...

قصدمان سنگ پیش پای گذاشتن در راهی نیست که هیچش کناره نیست، اما تاب خاموشی جرقه‏ای دیگر را نداریم و بی‏طاقت شعله‏ایم:

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد...

معصومه کیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها