شاعران را پیشگو هم لقب داده‌اند، اگرچه این صفت چندان مناسب و درست نیست اما واقعیت این است که گاهی سطری، بیتی و شعری که زمانی سروده می‌شود در آینده‌ای نه‌چندان دور و دراز آنچنان با رویداد یا حس و حالی گره می‌خورد که ما با خواندن آن احساس می‌کنیم که شاعر پیشگو بوده است و موضوع و اتفاقی را پیش از ما حدس زده است.
کد خبر: ۵۵۴۷۱۹

حالا حکایت این روزهای ماست و «سه‌شنبه»‌های قیصر امین‌پور، سه‌شنبه‌هایی که برای مردم و هموطنان عزیزمان در سال 92 خوش‌یمن نبوده است و دل و دیده ما را با آه و اشک و حسرت همراه کرده است.

سه‌شنبه‌هایی تلخ، بی‌حوصله، سنگین و سرسخت که خبرهای داغدار را در خود پنهان کرده است.

همین سه‌شنبه پیش بود که زمین‌لرزه‌ای به بزرگی 6.1 ریشتر بخش کاکی در جنوب استان بوشهر و چند شهر دیگر را لرزاند و غم و اندوه و ماتم را مهمان خانه‌های دلیران تنگستانی کرد و پرچم سیاه را بر فراز ساحل نیلگون خلیج فارس برافراشت.

دیروز هم یک سه‌شنبه دیگر از راه رسید و دوباره قلب نازنین مردم بلوچستان، سرزمین دریا و کویر، سرزمین دیرینه‌ها و فرهنگ بکر و زرین را لرزاند.

حالا هنگام دشتی‌خوانی بلوچ‌هاست، «موتک»‌هایی که هق هق شکسته و فروخورده زنان سوگوار را روایت می‌کند: من خود نیک می‌دانم که امر، امر خدای رحمان است /‌ اما چه کنم که فقدان فرزند دلبند بسیار سنگین است/‌ می‌بینی که دیوار مستحکم قلعه وجودم فروریخته و ویران شده است‌/‌ ایل و طایفه تو درمانده و پریشان حال در سوگت نشسته است...

از عصر دیروز، این شعر قیصر امین‌پور در ذهنم جا خوش کرده است و با هر بار خواندنش چهره‌های مردم داغدیده و سیاهپوش در چشمم نقش می‌بندد:

سه‌شنبه/ چرا تلخ و بی‌حوصله؟

سه‌شنبه/ چرا این همه فاصله؟

سه‌شنبه/ چه سنگین! چه سرسخت؛ فرسخ به فرسخ!

سه‌شنبه/ خدا کوه را آفرید.

سینا علیمحمدی /‌ دبیر گروه فرهنگ و هنر

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها